1- شاید بتوان گفت که واژه «پول کثیف»؛ برای بهترین ترکیب بیان یکی از دلایل به افت رسیدن فوتبال ایران است. پولی که بهخاطر عدم مدیریت مناسب و عدم نظارت درست از شاهراههای آلوده به شریان فوتبال میرسد و همین میشود که ناگهان با فوتبالی بیمار روبه رو هستیم.
فوتبالی که بیماری ناامید شده و دکترهایش هم با چشمانی بسته فقط نسخه میپیچند. روزی منشور اخلاقی و روز دیگر هم رای انضباطی برای تبانی؛ همه هم دنبال سند و مدرک هستند، در حالی که شرایط حقوقی فوتبال به گونهیی است که همیشه «مجرم» یک قدم از «مجری» جلوتر است. نکته مهم درباره این «پول»ها این است که منبع تزریق آن از سوی دولت است. به نظر میرسد تا زمانی که «دولت» به صورت مستقیم و «بدون توجه» به سرنوشت پولهایش در فوتبال هزینه میکند، وضعیت به همین شکل خواهد بود.
2- «فوتبال ناپاک»؛ این ترکیب واژهای منحصربهفرد برای افرادی است که همهچیز را سیاه و سپید میبینند. فوتبال ایران را مثل هر حوزه دیگری باید خاکستری دید. فوتبال «پاک» نیست اما انسانهای شریفی هم در آن فعالیت میکنند. فوتبال «پاک» نیست اما جریانهای نخبه و به روزی هم در آن فعالیت میکنند و «ناپاکی» مربوط به بخشی از این فوتبال است که تعداد آدم هایش مشخص و فعالیتهایشان مشهود است. فوتبال ایران اسیر مدیرانی است که تنها «مدیران هزینهیی» هستند و برایشان اصلاح روند موجود جایگاهی ندارد. مشکل فوتبال ایران مشکل جامعه ایرانی است. مشکل مربوط به عدم مسوولیتپذیری ما ایرانیان در قبال آینده کشورمان است. برای هیچ کداممان گویی اهمیتی ندارد که فوتبال به کجا خواهد رسید و چه سرنوشتی در انتظارش است. نباید انتظار داشته باشید که بیش از نیمی از کشور در حوزههای مختلف مدیریت مناسبی نداشته باشند و تنها فوتبال بتواند به درستی مدیریت شود. فوتبال برشی از وضعیت این روزهای ما است. 3
- ابتداییترین اصول مدیریت میگوید که اگر میخواهید در مسیر پیشرفت و توسعه قرار بگیرید باید نیروی انسانی تربیت کنید تا دیدگاه تازهیی وارد شود. دهها سال است حجتالاسلام علیپور برای فرهنگ فوتبال تصمیم میگیرد. دهها سال است برنامهریزی لیگ با علی کاظمی است. سالهاست نبی، دبیرکل فدراسیون فوتبال است. سالهاست اخطارهای فدراسیون را یک نفر ثبت میکند. دیدگاهی که بخواهد در فوتبال کشور «تولید» کند وجود ندارد، البته در کدام حوزه وجود دارد؟ همه میدانند «فساد» و «سرگردانی» علت عقب ماندگی فوتبال ایران است ولی همه فعالیتها برای بهتر شدن «عقیم» میماند چون نیروی انسانی تربیت نشده که بتواند فضا را تغییر دهد و گفتمان تازهیی به راه بیندازد. این روزهای تیره را از مدیرانی داریم که نوع نگاهشان با نگاه توسعهیی فرق دارد و اهمیتی هم برای نظر «اقلیت شریف» قائل نیستند. یاد گرفتهاند خودشان را به «ندیدن» و «نشنیدن» بزنند تا اوضاع به حالت عادی بازگردد چون «ما» فراموشکاریم و همراه با موجهای خبری تغییر ذائقه میدهیم. 4- سالها پیش درباره دلالی و تبانی در فوتبال ایران نوشتم. جالب بود که موضع روزنامهنگاران ورزشی سنتی و روشنفکری مشابه بود و نوشتهها را نادیده میگرفتند، حذف میکردند و آن را «توهم» مینامیدند. روزی که (ف-ک) با تراکتورسازی به لیگ صعود کرد و دوستان رسانهییاش تمام قد از او دفاع کردند چنین روزهایی گوشزد شد ولی چندین سال طول کشید تا یکی از اتهاماتش «بررسی» شود و محکومیت و محرومیت در کارنامهاش درج شود. آن روزها با فساد مبارزه نکردند تا امروز با حجمی از فساد روبهرو شوند که غیرقابل کنترل شود. جالب اینجاست که آن روزها هم همین افراد «مساله دار» بودند و همه هم میدانستند ولی برخوردی وجود نداشت. اما نکته مهم و حیاتی این است که «علتهای دیروز» فساد در فوتبال ایران تبدیل به «معلول»های امروز شدهاند و گناه چندانی ندارند. چرخه فوتبال ایران «ناسالم» شده است و پول کثیف از فوتبال ایران «ناپاک» ساخته است. برخورد با مدیر و مربی و بازیکن چاره کار نیست. درست همانند ماله کشیدنهایی است که در خانههای بساز و بفروش انجام میشود. امروز «ژست گرفتن» از مرز «شایع» شدن گذشته و تبدیل به فرهنگ مدیران ایرانی شده است. 5- این تقاص بدیهی رفتار خودمان است. با جامعه بیپناه فوتبال؛ مدیران امروزه فوتبال ایران میخواهند خستگی تاریخی فوتبال ایران را از تن و فهم ملت به در کنند غافل از اینکه این هویت سیلی خورده و تحقیر شده در همه این سالها نیازمند بیرون آمدن از قهقراست. مشکلات فوتبال ما با تغییر اسامی هم شاید از بین نرود. مشکل اصلی دیدگاهی است که فوتبال را اداره میکند. تا زمانی که «تفکر»مان تغییر نکند گردش افراد هیچ تاثیری ندارد. در کشوری که بسیاری از مسائل در آخرین لحظات تصمیمگیری میشود مطمئنا آینده نگری هم در جامعه به حداقل میرسد. مطمئن باشید «وجدانهای خفته» به خیانت تن میدهند. این مدیر قوی است که سیستم متعهد و مقتدر میسازد، خودش نظارت را بر عهده میگیرد و کنترل میکند تا مردان ضعیف وارد سیستم نشوند. اما فوتبال ایران سرشار از مدیران ضعیف است؛مدیرانی که توجیهپذیر هستند و در تصمیمگیریها شرکای بسیاری دارند. همین مدیران، مربیان «مناسب» و «شریف» را دفع میکنند و اجازه «تولید» بازیکن هم نمیدهند. وضعیت همینی میشود که امروز در فوتبال ایران میبینید. در بستر فساد، جزء کوچکی را به «کل» نشان میدهند و بزرگنمایی میکنند و با آن برخورد میکنند. دکترهایی که برای سرطان، چسب زخم تجویز کردند. . .
فوتبالی که بیماری ناامید شده و دکترهایش هم با چشمانی بسته فقط نسخه میپیچند. روزی منشور اخلاقی و روز دیگر هم رای انضباطی برای تبانی؛ همه هم دنبال سند و مدرک هستند، در حالی که شرایط حقوقی فوتبال به گونهیی است که همیشه «مجرم» یک قدم از «مجری» جلوتر است. نکته مهم درباره این «پول»ها این است که منبع تزریق آن از سوی دولت است. به نظر میرسد تا زمانی که «دولت» به صورت مستقیم و «بدون توجه» به سرنوشت پولهایش در فوتبال هزینه میکند، وضعیت به همین شکل خواهد بود.
2- «فوتبال ناپاک»؛ این ترکیب واژهای منحصربهفرد برای افرادی است که همهچیز را سیاه و سپید میبینند. فوتبال ایران را مثل هر حوزه دیگری باید خاکستری دید. فوتبال «پاک» نیست اما انسانهای شریفی هم در آن فعالیت میکنند. فوتبال «پاک» نیست اما جریانهای نخبه و به روزی هم در آن فعالیت میکنند و «ناپاکی» مربوط به بخشی از این فوتبال است که تعداد آدم هایش مشخص و فعالیتهایشان مشهود است. فوتبال ایران اسیر مدیرانی است که تنها «مدیران هزینهیی» هستند و برایشان اصلاح روند موجود جایگاهی ندارد. مشکل فوتبال ایران مشکل جامعه ایرانی است. مشکل مربوط به عدم مسوولیتپذیری ما ایرانیان در قبال آینده کشورمان است. برای هیچ کداممان گویی اهمیتی ندارد که فوتبال به کجا خواهد رسید و چه سرنوشتی در انتظارش است. نباید انتظار داشته باشید که بیش از نیمی از کشور در حوزههای مختلف مدیریت مناسبی نداشته باشند و تنها فوتبال بتواند به درستی مدیریت شود. فوتبال برشی از وضعیت این روزهای ما است. 3
- ابتداییترین اصول مدیریت میگوید که اگر میخواهید در مسیر پیشرفت و توسعه قرار بگیرید باید نیروی انسانی تربیت کنید تا دیدگاه تازهیی وارد شود. دهها سال است حجتالاسلام علیپور برای فرهنگ فوتبال تصمیم میگیرد. دهها سال است برنامهریزی لیگ با علی کاظمی است. سالهاست نبی، دبیرکل فدراسیون فوتبال است. سالهاست اخطارهای فدراسیون را یک نفر ثبت میکند. دیدگاهی که بخواهد در فوتبال کشور «تولید» کند وجود ندارد، البته در کدام حوزه وجود دارد؟ همه میدانند «فساد» و «سرگردانی» علت عقب ماندگی فوتبال ایران است ولی همه فعالیتها برای بهتر شدن «عقیم» میماند چون نیروی انسانی تربیت نشده که بتواند فضا را تغییر دهد و گفتمان تازهیی به راه بیندازد. این روزهای تیره را از مدیرانی داریم که نوع نگاهشان با نگاه توسعهیی فرق دارد و اهمیتی هم برای نظر «اقلیت شریف» قائل نیستند. یاد گرفتهاند خودشان را به «ندیدن» و «نشنیدن» بزنند تا اوضاع به حالت عادی بازگردد چون «ما» فراموشکاریم و همراه با موجهای خبری تغییر ذائقه میدهیم. 4- سالها پیش درباره دلالی و تبانی در فوتبال ایران نوشتم. جالب بود که موضع روزنامهنگاران ورزشی سنتی و روشنفکری مشابه بود و نوشتهها را نادیده میگرفتند، حذف میکردند و آن را «توهم» مینامیدند. روزی که (ف-ک) با تراکتورسازی به لیگ صعود کرد و دوستان رسانهییاش تمام قد از او دفاع کردند چنین روزهایی گوشزد شد ولی چندین سال طول کشید تا یکی از اتهاماتش «بررسی» شود و محکومیت و محرومیت در کارنامهاش درج شود. آن روزها با فساد مبارزه نکردند تا امروز با حجمی از فساد روبهرو شوند که غیرقابل کنترل شود. جالب اینجاست که آن روزها هم همین افراد «مساله دار» بودند و همه هم میدانستند ولی برخوردی وجود نداشت. اما نکته مهم و حیاتی این است که «علتهای دیروز» فساد در فوتبال ایران تبدیل به «معلول»های امروز شدهاند و گناه چندانی ندارند. چرخه فوتبال ایران «ناسالم» شده است و پول کثیف از فوتبال ایران «ناپاک» ساخته است. برخورد با مدیر و مربی و بازیکن چاره کار نیست. درست همانند ماله کشیدنهایی است که در خانههای بساز و بفروش انجام میشود. امروز «ژست گرفتن» از مرز «شایع» شدن گذشته و تبدیل به فرهنگ مدیران ایرانی شده است. 5- این تقاص بدیهی رفتار خودمان است. با جامعه بیپناه فوتبال؛ مدیران امروزه فوتبال ایران میخواهند خستگی تاریخی فوتبال ایران را از تن و فهم ملت به در کنند غافل از اینکه این هویت سیلی خورده و تحقیر شده در همه این سالها نیازمند بیرون آمدن از قهقراست. مشکلات فوتبال ما با تغییر اسامی هم شاید از بین نرود. مشکل اصلی دیدگاهی است که فوتبال را اداره میکند. تا زمانی که «تفکر»مان تغییر نکند گردش افراد هیچ تاثیری ندارد. در کشوری که بسیاری از مسائل در آخرین لحظات تصمیمگیری میشود مطمئنا آینده نگری هم در جامعه به حداقل میرسد. مطمئن باشید «وجدانهای خفته» به خیانت تن میدهند. این مدیر قوی است که سیستم متعهد و مقتدر میسازد، خودش نظارت را بر عهده میگیرد و کنترل میکند تا مردان ضعیف وارد سیستم نشوند. اما فوتبال ایران سرشار از مدیران ضعیف است؛مدیرانی که توجیهپذیر هستند و در تصمیمگیریها شرکای بسیاری دارند. همین مدیران، مربیان «مناسب» و «شریف» را دفع میکنند و اجازه «تولید» بازیکن هم نمیدهند. وضعیت همینی میشود که امروز در فوتبال ایران میبینید. در بستر فساد، جزء کوچکی را به «کل» نشان میدهند و بزرگنمایی میکنند و با آن برخورد میکنند. دکترهایی که برای سرطان، چسب زخم تجویز کردند. . .