مردی که متهم است در دفاع از پسرش مرتکب قتل شده در دادگاه کیفری استان البرز محاکمه میشود.
به گزارش جوان، بامداد ۲۴ شهریور سال گذشته مأموران کلانتری ۱۵ رجایی کرج از ماجرای درگیری خونین در خیابان ۱۱ رستاخیز با خبر شدند و خودشان را به محل حادثه رساندند. اولین بررسیها نشان داد پسر جوانی به نام مهرداد- ۲۲ ساله در دعوا از سوی چند مرد آشنا زخمی و به بیمارستان منتقل شده است.
یکی از شاهدان گفت: لحظاتی قبل وقتی داخل مغازهام بودم، صدای مشاجره شنیدم. بعد هم کنجکاو شدم و بیرون آمدم. دیدم مهرداد با چند نفر درگیر شده است. من دست کسی چاقو ندیدم اما دیدم که مهرداد روی زمین افتاد و آن چند نفر هم فرار کردند. البته من آنها را میشناسم و مدتی است که با مهرداد مشاجره لفظی دارند.
بعد از آن بود که مأموران متوجه شدند مهرداد به دلیل شدت جراحت در راه بیمارستان جان باخته است. مأموران سپس دست به تحقیقات بیشتری زدند تا متهمان را دستگیر کنند. شاهد دیگری به پلیس گفت: در مغازهام مشغول کار بودم که دیدم مهرداد همراه دوستش مقابل مغازهام آمد و داشتند با هم حرف میزدند. همان لحظه یک سواری پراید نزدیک آنها توقف کرد. پسری به نام شاهین از آن پیاده و به مهرداد نزدیک شد و با او شروع به حرف زدن کرد. لحظاتی بعد اما آنها با هم مشاجره کردند. همان لحظه بود که پدر شاهین که عبدالله نام دارد هم از همان پراید پیاده شد و به طرف مهرداد دوید و با او درگیر شد. دوست مهرداد شاهین را گرفت و به داخل کوچه کنار مغازهام برد. همان لحظه بود که متوجه شدم دعوای پدر شاهین با مهرداد بالا گرفت و دو نفر دیگر هم در دعوا دخالت کردند تا اینکه مهرداد روی زمین افتاد.
بعد از به دست آمدن اطلاعات، مأموران پلیس چهار متهم را که در جریان دعوا نقش داشتند، دستگیر کردند.
چهار متهم در بازجوییها به پلیس گفتند ما نقشی در درگیری نداشتیم و مهرداد خودکشی کرده است. عبدالله گفت: مدتی بود که مهرداد مزاحم پسرم میشد و به خاطر همین ما با هم اختلاف داشتیم، اما او را به قتل نرساندهایم. شب حادثه جلال و جواد که برادرهایم هستند، خانهام میهمان بودند. همان لحظه مهرداد با گوشی پسرم تماس گرفت و فحاشی کرد. بعد هم در محل حادثه قرار دعوا گذاشت. من همراه پسر و دو برادرم به کلانتری رفتیم تا از مهرداد شکایت کنیم. مأموران کلانتری گفتند باید به ۱۱۰ شکایت کنیم. به خاطر همین از کلانتری خارج شدیم تا اینکه در راه متوجه مهرداد شدیم که داشت با دوستش حرف میزد. همان لحظه پسرم از ماشین پیاده شد و به سمت مهرداد رفت تا با او حرف بزند اما با هم درگیر شدند. بعد هم به هواخواهی پسرم پیاده شدم. وقتی به آنها رسیدم، مهرداد به صورتم گاز اشکآور زد و دیگر چیزی نفهمیدم تا اینکه متوجه شدم مهرداد روی زمین افتاده و فوت شده است.
عبدالله در جریان بازجوییهای بیشتر به قتل اقرار کرد و گفت: وقتی مهرداد به صورتم گاز اشکآور زد، من برایش چاقو کشیدم و سه ضربه به او زدم.
بعد از آن شاهین مورد تحقیق قرار گرفت. او به مأموران گفت: چند سال قبل در باشگاه بیلیارد با مهرداد آشنا شدم. مدتی که از آشنایی ما گذشت، فهمیدم پسر شروری است و با دوستانش مشروب میخورد. او مدتی بود که از من اخاذی میکرد. چند روز قبل از حادثه دعوای ما بالا گرفت. شب حادثه هم با تلفن همراهم تماس گرفت و فحاشی کرد. من ماجرا را به پدرم گفتم و برای شکایت به پاسگاه رفتیم اما مأموران گفتند باید به ۱۱۰ شکایت کنیم. وقتی از پاسگاه خارج شدیم در راه با مهرداد روبهرو شدیم و حادثه اتفاق افتاد. شاهین گفت: در جریان دعوا دوست مهرداد مرا به داخل کوچه برد و من ندیدم چه کسی به مهرداد ضربه زد.
جلال-۳۹ ساله و جواد-۴۳ ساله وقتی مورد بازجویی قرار گرفتند، اظهارات مشابهی را مطرح کردند. بنابراین با اعتراف عبدالله به قتل، کیفر خواست علیه او به اتهام قتل عمد مهرداد صادر و برای رسیدگی به شعبه اول دادگاه کیفری استان البرز فرستاده شد. برای سه متهم دیگر قرار منع تعقیب صادر شد.
به گزارش جوان، بامداد ۲۴ شهریور سال گذشته مأموران کلانتری ۱۵ رجایی کرج از ماجرای درگیری خونین در خیابان ۱۱ رستاخیز با خبر شدند و خودشان را به محل حادثه رساندند. اولین بررسیها نشان داد پسر جوانی به نام مهرداد- ۲۲ ساله در دعوا از سوی چند مرد آشنا زخمی و به بیمارستان منتقل شده است.
یکی از شاهدان گفت: لحظاتی قبل وقتی داخل مغازهام بودم، صدای مشاجره شنیدم. بعد هم کنجکاو شدم و بیرون آمدم. دیدم مهرداد با چند نفر درگیر شده است. من دست کسی چاقو ندیدم اما دیدم که مهرداد روی زمین افتاد و آن چند نفر هم فرار کردند. البته من آنها را میشناسم و مدتی است که با مهرداد مشاجره لفظی دارند.
بعد از آن بود که مأموران متوجه شدند مهرداد به دلیل شدت جراحت در راه بیمارستان جان باخته است. مأموران سپس دست به تحقیقات بیشتری زدند تا متهمان را دستگیر کنند. شاهد دیگری به پلیس گفت: در مغازهام مشغول کار بودم که دیدم مهرداد همراه دوستش مقابل مغازهام آمد و داشتند با هم حرف میزدند. همان لحظه یک سواری پراید نزدیک آنها توقف کرد. پسری به نام شاهین از آن پیاده و به مهرداد نزدیک شد و با او شروع به حرف زدن کرد. لحظاتی بعد اما آنها با هم مشاجره کردند. همان لحظه بود که پدر شاهین که عبدالله نام دارد هم از همان پراید پیاده شد و به طرف مهرداد دوید و با او درگیر شد. دوست مهرداد شاهین را گرفت و به داخل کوچه کنار مغازهام برد. همان لحظه بود که متوجه شدم دعوای پدر شاهین با مهرداد بالا گرفت و دو نفر دیگر هم در دعوا دخالت کردند تا اینکه مهرداد روی زمین افتاد.
بعد از به دست آمدن اطلاعات، مأموران پلیس چهار متهم را که در جریان دعوا نقش داشتند، دستگیر کردند.
چهار متهم در بازجوییها به پلیس گفتند ما نقشی در درگیری نداشتیم و مهرداد خودکشی کرده است. عبدالله گفت: مدتی بود که مهرداد مزاحم پسرم میشد و به خاطر همین ما با هم اختلاف داشتیم، اما او را به قتل نرساندهایم. شب حادثه جلال و جواد که برادرهایم هستند، خانهام میهمان بودند. همان لحظه مهرداد با گوشی پسرم تماس گرفت و فحاشی کرد. بعد هم در محل حادثه قرار دعوا گذاشت. من همراه پسر و دو برادرم به کلانتری رفتیم تا از مهرداد شکایت کنیم. مأموران کلانتری گفتند باید به ۱۱۰ شکایت کنیم. به خاطر همین از کلانتری خارج شدیم تا اینکه در راه متوجه مهرداد شدیم که داشت با دوستش حرف میزد. همان لحظه پسرم از ماشین پیاده شد و به سمت مهرداد رفت تا با او حرف بزند اما با هم درگیر شدند. بعد هم به هواخواهی پسرم پیاده شدم. وقتی به آنها رسیدم، مهرداد به صورتم گاز اشکآور زد و دیگر چیزی نفهمیدم تا اینکه متوجه شدم مهرداد روی زمین افتاده و فوت شده است.
عبدالله در جریان بازجوییهای بیشتر به قتل اقرار کرد و گفت: وقتی مهرداد به صورتم گاز اشکآور زد، من برایش چاقو کشیدم و سه ضربه به او زدم.
بعد از آن شاهین مورد تحقیق قرار گرفت. او به مأموران گفت: چند سال قبل در باشگاه بیلیارد با مهرداد آشنا شدم. مدتی که از آشنایی ما گذشت، فهمیدم پسر شروری است و با دوستانش مشروب میخورد. او مدتی بود که از من اخاذی میکرد. چند روز قبل از حادثه دعوای ما بالا گرفت. شب حادثه هم با تلفن همراهم تماس گرفت و فحاشی کرد. من ماجرا را به پدرم گفتم و برای شکایت به پاسگاه رفتیم اما مأموران گفتند باید به ۱۱۰ شکایت کنیم. وقتی از پاسگاه خارج شدیم در راه با مهرداد روبهرو شدیم و حادثه اتفاق افتاد. شاهین گفت: در جریان دعوا دوست مهرداد مرا به داخل کوچه برد و من ندیدم چه کسی به مهرداد ضربه زد.
جلال-۳۹ ساله و جواد-۴۳ ساله وقتی مورد بازجویی قرار گرفتند، اظهارات مشابهی را مطرح کردند. بنابراین با اعتراف عبدالله به قتل، کیفر خواست علیه او به اتهام قتل عمد مهرداد صادر و برای رسیدگی به شعبه اول دادگاه کیفری استان البرز فرستاده شد. برای سه متهم دیگر قرار منع تعقیب صادر شد.