مرور روزنامه‌های چهارشنبه دوازدهم تیرماه
بررسی اخبار گوناگون در باره نقش روحانیت در صحنه سیاست ایران، ابعاد مختلف تحریم‌های غرب علیه ایران و رابطه دولت بعد با اعتدال در مدیریت امور کشور، مهم‌ترین عناوین روزنامه‌های امروز چهارشنبه دوازدهم تیرماه هستند.
روحانی‌ منتظر نماند
روحانی‌ منتظر نماند

بررسی اخبار گوناگون در باره نقش روحانیت در صحنه سیاست ایران، ابعاد مختلف تحریم‌های غرب علیه ایران و رابطه دولت بعد با اعتدال در مدیریت امور کشور، مهم‌ترین عناوین روزنامه‌های امروز چهارشنبه دوازدهم تیرماه هستند.

روحانی‌ منتظر نماند

با توجه به اجرایی شدن تحریم‌های جدید غرب علیه ایران در آستانه استقرار دولت جدید، بیشتر روزنامه‌های امروز در این مورد مطالبی دارند.

شرق در مطلبی با عنوان «تندروهای آمریکا فعال شدند » نوشته است: تابستان داغ تحریم‌ها از راه رسید، دو روز از آغاز تحریم‌های صنایع ‌کشتیرانی ایران گذشته و کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در نامه جدیدی خطاب به اوباما، خواستار اعمال تحریم‌های بیشتر علیه ایران شدند. روزنامه «واشنگتن‌پست» در این مورد نوشته هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه خواستار اعمال دور جدید تحریم‌ها شده‌اند. آنها خواسته‌اند که اعمال تحریم‌های بیشتر علیه ایران، بخش‌های مهندسی، معادن و حتی ساخت‌وساز در ایران را نیز در برگیرد.

این روزنامه به نقل از نمایندگان مجلس آمریکا نوشته که آنها معتقدند انتخابات در ایران، چیز زیادی را برای ما تغییر نداده ‌است. اگرچه این قانون هنوز در مجلس معلق است اما نمایندگان تاکید دارند که تحریم حوزه‌های مهندسی، ساخت‌وساز و معادن را در فهرست جدید تحریم‌ها قرار دهند.

همین روزنامه در میان مطالب اقتصادی خود هزینه اضافی تجارت خارجی در نتیجه تحریم کشتیرانی را چهار و نیم میلیارد دلار برآورد کرده است و نوشته: برای تغییر مسیر کالاها باید دست‌کم صددلار در هر تن اضافه هزینه کنیم. با توجه به آنکه بنادر ما سالانه پذیرای نزدیک به سه‌میلیون کانتینر خارجی بودند، اگر ظرفیت هر کانتینر را به‌طور متوسط 15 تن در نظر بگیریم بنابراین سالانه چهارمیلیاردو500‌میلیون‌دلار بر هزینه حمل بار اضافه می‌شود.

اگرچه روز دوشنبه آمریکا با ابلاغ دور جدید تحریم‌های یکجانبه علیه ایران، مبادلات دریایی کشورها با ایران را تحریم کرد اما کشتیرانی ایران با راهکارهایی، مبادلات تجاری دریایی را ادامه خواهد داد.

در 14ماه منتهی به اردیبهشت 1392، بیش از 70‌درصد صادرات و بالغ بر 90‌درصد واردات کل کشور از بنادر مهم کشور از جمله منطقه ویژه عسلویه، شهیدرجایی، بندر امام‌خمینی، منطقه ویژه بوشهر 1، منطقه آزاد انزلی، خرمشهر و امیرآباد انجام شده است. با تحریم خطوط کشتیرانی، رفت‌وآمد کانتینرهای خارجی به بنادر کشور متوقف خواهد شد اما این به معنی توقف مبادلات تجاری نیست چراکه با استفاده از خطوط کشتیرانی ایران و والفجر تبادلات تجاری انجام خواهد شد.

در پی اجرایی‌شدن تحریم‌های جدید تمامی خطوط معتبر کشتیرانی دنیا، همکاری و سرویس‌دهی مستقیم خود به بندر شهیدرجایی را که به‌عنوان نخستین بندر وارداتی با سهم 37‌درصدی و دومین بندر صادراتی با 13‌درصد سهم مبادلات است؛ قطع کرده‌اند. بندر شهیدرجایی در نزدیکی تنگه استراتژیک هرمز، مهم‌ترین بندر تجاری ایران به‌شمار می‌رود. این بندر اصلی‌ترین بندر کانتینری ایران نیز هست و در میان بندرهای کانتینری در جهان رتبه ۴۴ و در بین بندر‌های منطقه مقام چهارم را دارد. علیرضا چشم‌جهان، معاون امور کانتینر و لجستیک تایدواتر خاورمیانه با بیان اینکه ۳۰ خط معتبر کشتیرانی دنیا، همکاری و سرویس مستقیم خود به بندر شهیدرجایی را قطع کرده‌اند، خاطرنشان می‌کند: با قطع تردد هر ۳۰ خط کشتیرانی و عدم همکاری آنها با بندر شهیدرجایی، حمل محموله‌ها و کالاهای این بندر از طریق شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران و والفجر صورت می‌گیرد.

چشم‌جهان اما تصریح می‌کند که قرار داشتن بندر شهیدرجایی در لیست‌سیاه تحریم‌ها، ربطی به قطع همکاری ۳۰ خط کشتیرانی معتبر با ایران ندارد زیرا هر نام دیگری نیز در بندر شهیدرجایی وجود داشت باز هم این اتفاق صورت می‌گرفت.

علی احمدی نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی در مطلبی برای روزنامه قانون پیش‌بینی کرده است که هژمونی آمریکا حتی اعتدالگرایان را بر نمی تابد. وی در این مورد گفته است: به نظر من تحریم های جدید آمریکا علیه ایران از چند جهت قابل بررسی است. در وهله اول باید توجه داشت که این تحریم ها بلافاصله بعد از انتخابات ریاست جمهوری بر ضد مردم ایران اعمال شده و آن هم انتخاباتی صالح که در آن به تعبیری جریان اعتدال به قدرت رسید. نکته جالب توجه این است که روند انتخابات و برگزیده مردم ایران ،مورد استقبال کشورهای غربی و آمریکا نیز قرار گرفت ؛ از این زاویه این‌گونه تحریم ها نشان می‌دهد که آمریکا به جای آن‌که با حاکمیت و نظام جمهوری اسلامی ایران مشکل و دشمنی داشته باشد به دنبال تنبیه مردم ایران است. مردمی که قصد داشتند و تلاش کردند تا به آزادی و استقلال برسند. هیچ وجه دیگری برای تحریم های جدید قابل تصور نیست. ما شاهد یک سری تحریم های یکجانبه آمریکا هستیم که در ابتدای انقلاب اسلامی ایران علیه این مرز و بوم تحمیل کرد و به تدریج آن ها را توسعه داد و به کشورهای اروپایی کشاند و بعد از مدتی با استفاده از قطع نامه های شورای امنیت آن را به سایر اعضای سازمان ملل نیز کشاندند و برای آن تحریم ها الزامات حقوقی نیز تعریف کردند. در این روزگار و بعد گذشت بیش از سه دهه از عمر انقلاب اسلامی ایران که این کشورها موفقیتی در زمینه از پا درآوردن نظام اسلامی کسب نکرده اند وارد فاز سوم شده اند و می خواهند آن روزنه ها یا گریز گاه‌هایی که در قطعنامه های شورای امنیت وجود دارد را با اعمال اینگونه تحریم ها جبران کنند و در حقیقت گریزگاه‌ها و راه‌های فرار ایران را ببندند.به نوع دیگری،آمریکایی‌ها با این اقدامات خصمانه و تحریم های جدید اعلام می کنند که برای آنها، به قدرت رسیدن اصلاح طلب، اصولگرا یا اعتدالگرا در ایران چندان فرقی ندارد. این جناح ها در برای تصمیم گیران آمریکایی چندان قابل تفکیک نیستند. بلکه آن ها در پی یک هژمونی در منطقه هستند و به قدرت رسیدن هر کدام از جریان های سیاسی ایران با هژمونی آمریکا در تعارض است و مخالفت دارد.در آخر باید یادآور شوم آمریکایی ها با اعمال این تحریم های جدید پیام ویژه ای را هم به مردم شریف ایران و حماسه آفرینان 24 خرداد ارسال می کنند مبنی بر اینکه برای آمریکا چپ، راست یا اصولگرا و اصلاح طلب هیچ تفاوتی با هم ندارد. از نظر آنها ایرانی ،ایرانی است.

روزنامه بهار نیز سخنان عباس ملکی معاون سابق وزارت خارجه را منعکس کرده است که خواستار آغاز تلاش های رییس‌جمهوری منتخب برای توقف‌تحریم‌ها شده است. وی توصیه کرده است که روحانی‌ منتظر نماند. بهار در این مورد نوشته است: مصائب و مشکلات «منتخب مردم ایران» یکی،‌دوتا نیست.‌حسن روحانی تا یک ماه دیگر بر کرسی ریاست‌جمهوری تکیه می‌زند، اما با دلهره و نگرانی؛ نگرانی از چالش‌هایی که پیش‌رو دارد و او به خوبی می‌داند فائق‌آمدن بر آن‌ها آسان نیست. در راس این چالش‌ها تحریم‌ها قرار دارد؛ تحریم‌هایی که در دولت محمود احمدی‌نژاد با ورق‌پاره‌خواندن و استقبال آغاز شد و روند آن در روزهای پایانی عمر دولت او هنوز متوقف نشده است. اول ژوئیه (10 تیر) دور تازه‌ای از تحریم‌های یک‌جانبه ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری‌اسلامی ایران اعمال شد.

براساس تحریم‌های جدید که به بخشی از «قانون سالانه مجوز دفاع ملی» است، انرژی ایران، کشتیرانی و کشتی‌سازی ایران را هدف قرار داده و فروش، تامین و انتقال اجناس و خدمات توسط شرکت‌های آمریکایی ممنوع شده است.

همچنین مصوبه فوق،تجارت انواع فلزات گرانبها، گرافیت، آلومینیوم و فولاد، زغال‌سنگ و نرم‌افزارهای مربوط به فرآیندهای صنعتی را محدود می‌کند. علاوه بر این ریال مورد هدف قرار می‌گیرد و به آمریکا این اجازه را می‌دهد تا موسسات مالی و تجاری خارجی که انتقال قابل توجهی بین آن‌ها و ایران انجام می‌شود را تحریم کند. این تحریم‌ها در کنار تحریم‌هایی که در گذشته اعمال شده است، اعمال فشار و محدودیت علیه جمهوری‌اسلامی ایران را دنبال می‌کند؛ فشارهایی که می‌تواند شرایط تعاملات بین‌المللی رییس‌جمهوری آینده را به مراتب سخت‌تر کند.

بر همین اساس عباس ملکی معتقد است که باید از فرصت‌ها به نحو مقتضی برای توقف تحریم‌ها استفاده کرد؛ حتی پیش از استقرار دولت جدید. استاد سیاستگذاری انرژی دانشگاه شریف، با تاکید بر این‌که تحریم‌ها نسبت به گذشته گزنده‌تر و دقیق‌تر شده است افزود: باید هرچه سریع‌تر برای آن فکری کرد. معاون وزارت خارجه در دولت اصلاحات، با اشاره به انتخابات ریاست‌جمهوری و فضایی که این انتخابات برای جمهوری‌اسلامی ایران ایجاد کرده، توصیه می‌کند با بهره‌گیری از فضا و فرصت ابتدا از افزایش تحریم‌ها جلوگیری شود، سپس تلاش کنیم تا اعمال تحریم‌ها متوقف شود و بعد درباره توقف کامل تحریم‌ها با جهان وارد گفت‌وگو و تعامل شویم.

اتوبوسی‌ها پیاده شوند

امروز جنبه‌های گوناگونی از رابطه دولت آینده با سیاسیون و جامعه مدیریتی کشور مورد توجه روزنامه‌ها قرار گرفته است.

ابراهیم اصغرزاده در در گفت وگو با «اعتماد» با بیان این که «میخ اعتدال در زمین اصولگراها به زمین نمی‌خورد» در مورد دولت بعد گفته است: آقای روحانی نمی تواند به دلخواه میخ اعتدال را وسط زمین اصولگراها بکوبد زیرا اساسا اعتدال به رویگردانی از سیاست های هشت ساله اصولگراها در حمایت از روش های افراط و تفریطی دولت آقای احمدی نژاد اطلاق می شود. اعتدال به عبارتی همان رویکرد عقلانی تدریجی و اصلاح طلبانه است: جریانی که کنشگری سیاسی و تغییرات را در چارچوب موازین قانونی می پذیرد و خود همواره قربانی تندروی های چپ و راست بوده است. بعید می دانم در میان 18 میلیون رای دهنده به آقای روحانی کسی را بتوان یافت که مراد خود را از اعتدال به خنثی بودن، عدم قطعیت و انفعال در برابر تندروی و رادیکالیسم تعبیر کند. مناظره سوم کاندیداها در تلویزیون را که فراموش نکرده اید. دیدید که موضع شفاف آقای ولایتی در بیان فرصت سوزی تیم مذاکره کننده هسته یی ایران چه موجی از تحسین و تشویق در محافل و گروه های مرجع اصولگرا به پا کرد.

مرتضی بانک از نیروهای دولتهای قبل از سال 84 در گفت‌وگو با‌ آرمان اظهار داشته است که «اتوبوسی‌ها پیاده شوند» استاندار سابق کرمان که در دوره‌ای معاون وزیر خارجه هم بوده است د پاسخ به این پرسش که «می‌خواهم بدانم مشخصا دولت آقای روحانی با شبکه گسترده‌ای از مدیران که با انگیزه‌ها و روش‌های سیاسی در راس مجموعه‌هایی قرار گرفته‌اند چه خواهد کرد؟ بخش عمده مدیریت اجرایی در سال 84 عوض شد و الان شبکه‌ای در کشور امور را اجرا می‌کند که تقریبا 8 سال قدمت دارد. مشخصا سوال من این است که دولت چگونه این وضعیت را به سمت مدیریت شایسته‌سالار سوق خواهد داد؟» گفته است: این کار خود دولت است و دولت با سیاست مناسبی باید آن را پیگیری کند. ما باید اصولی را در نظر بگیریم. وقتی مدیریت ما سیاسی می‌شود، خطر ما را تهدید می‌کند. باید سیستم مدیریتی بر اساس شاخص‌های تخصصی تصمیم بگیرد، هم در سطح انتخاب نیروها و مهره‌ها و هم اجرائیات. به هر حال درنظر گرفتن شاخصه‌های سیاسی برای انتخاب مدیران ما را با مشکل مواجه خواهد چراکه بعضا در کشور ما بحث نخبگان مورد کم‌توجهی واقع می‌شود و حتی نخبه‌گریزی هم تا حدودی رایج شده است. الان با این بهانه که همه باید در مدیریت دخالت داشته باشند، فردی شده مدیر فلان مجموعه که اصلا تخصصی در آن ندارد. سیاستمدار ما شده رئیس کارتل اقتصادی و مدیر با تجربه هم باید خانه‌نشینی پیشه کند. این تخطئه هیچ‌کدام از این قشرها نیست بلکه یادآوری این موضوع است که الان مهره‌ها در کشور سر جای خود نیستند. باید ما با این شبکه‌ای که به صورت سیاسی مدیریت کرده و مدیریت را سیاسی کرده چه کنیم و چگونه آن را به سمت تخصصی شدن پیش ببریم؟ قطعا این دولت کاری نمی‌کند که شبکه مدیریتی کشور به یکباره به‌هم بریزد. تاکتیک دولت یازدهم این خواهد بود که مناسبات جاری در ساختار اجرایی را تغییر دهد. یعنی به عبارتی باید شبکه سیاسی مدیران از هم بپاشد و مناسبات تبدیل به مناسبات تخصصی شود. قطعا برنامه دولت یازدهم این نیست که تمام نیروهایی را که طی 8 سال اخیر یک‌باره وارد ساختار اجرایی شده‌اند، یکباره هم خارج کند. اصلا این کار درستی نیست. دوای درد هم این نیست. شاید فردا دوباره دولتی بیاید که کار آقای احمدی‌نژاد را تکرار کند. قطعا تا زمانی که مناسبات به این شکل باشد خطر جدی ساختار اجرایی کشور را تهدید خواهد کرد، پس این دولت عزم خود را متوجه تغییر مناسبات و از بین بردن شبکه مدیریت سیاسی خواهد کرد. حالا در این بین اگر کسانی توانایی این را داشته باشند که در سیستم باقی بمانند، قطعا بدون درنظر گرفتن این موضوع که در چه دوره‌ای و با چه خط و ربط سیاسی آمده‌اند از آنها استفاده خواهد شد. کسانی هم که به قول آقای روحانی اتوبوسی آمدند و کارایی لازم را ندارند قطعا باید با مناصب خود خداحافظی کنند. در یک کلام دولت آقای روحانی نیامده تا مدیران موجود را قلع و قمع کند اما با آنهایی که فاقد توانمندی و تخصص هستند، شوخی ندارد.

روزنامه ایران هم یک نوشته از حامیان آقایان روحانی و هاشمی رفسنجانی را «حرکتی خلاف مسیر اعتدال» دانسته است و نوشته :پایگاه اطلاع‌رسانی اکبر هاشمی رفسنجانی با انتشار یادداشتی با عنوان «هاشمی، انقلاب را از خوارج پس گرفت»، بار دیگر رئیس‌جمهور را آماج هتاکی و توهین بی‌سابقه قرار داد. عباراتی نظیر «انقلاب دزد»، «نااهل»، «جادو شده منحرف»، «افعی متحجر»، «خوارج»، «دشمن ولایت فقیه»، «بابیه»، «حجتیه مدرن» و «وابسته به صهیونیزم جهانی» بخشی از هتاکی‌های این سایت به دکتر احمدی‌نژاد است. ‌نویسنده این یادداشت، تیمور علی عسگری است!

در بخشی از یادداشت این نماینده اسبق مجلس آمده است: «جبران خسارتی که این جادو شده منحرف به اعتماد مردم و نظام زد با کیست؟ شما که یک میزان حال فعلی افراد می‌گویید و خودتان را خلاص می‌کنید! پس جواب بدبینی مردم را چه کسی می‌دهد؟ جواب ناکارامدی اقتصاد کشور را چه کسی می‌دهد؟ جواب درآمدهای نجومی این 8 سال را که می‌شد با آن انقلاب اقتصادی کرد و امروز معلوم نیست سرنوشت آن چه شده را چه کسی می‌دهد؟ آقای هاشمی از همان آغاز با این جریان مخالف بود و می‌گفت که این‌ها «انقلاب دزدند»، امام هم مکرر هشدار داده بودند که فریب این افعی‌های متحجر را نخورید که این‌ها هدفی ندارند جز اینکه ریشه انقلاب را بزنند! ، این همان جریانی است که علی(ع) را خانه نشین کرد!

زمزمه‌های بازگشت آیت‌الله به نماز جمعه

مسائل مختلف مرتبط با روحانیت در چند روزنامه امروز مورد توجه قرار گرفته است. روزنامه خورشید از زمزمه‌های بازگشت آیت‌الله هاشمی به نماز جمعه سخن گفته است و این مساله را در گفتگو با چند فعال سیاسی و نماینده مجلس مورد توجه قرار داده است. صادق زیباکلام معتقد است که نفس حضور هاشمی مثبت است ولی الان را زمان خوبی برای این کار ندانسته است. هاشمی رئیس کمیسیون عمران مجلس حضور هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه را التهاب‌آور دانسته است، علی عباسپور تهرانی نماینده سابق مجلس از این حضور استقبال کرده است ولی فاطمه آلیا طرح این مساله را با هدف سنجش افکار عمومی و حساسیت زدایی از ان دانسته است و گفته مردم آن را نمی‌پذیرند.

روزنامه بهار در صفحه اول خود «بازگشت روحانیون به عرصه سیاست» را مورد بررسی قرار داده است و نوشته: در انقلاب 1357 و حمایت مردم از رهبر انقلاب ادامه یافت، در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1376 با پیروزی سید «محمد خاتمی» از جناح چپ اسلامی که بعدا رهبری جریان اصلاح‌طلب را در چشم‌انداز سیاسی ایران برعهده گرفت به اوج خود رسید و اینک در انتخابات سال 1392 نیز همان روند تکرار شد. روحانی ضمن طرح انتقادات صریح از نابسامانی‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و طرح مباحثی چون گسترش جو پلیسی در جامعه موفق شد اقبال عمومی را به سوی خود جلب کند. نکته دوم آن‌که، روحانیت شیعه نهادی مستقل بوده و برای حفظ مشروعیتش به توده‌های مردم متکی بوده است که همین امر قدرت فوق‌العاده‌ای را به آن طبقه بخشیده است. نکته سوم آن‌که، روحانیت در فن سخنوری مهارت ویژه‌ای دارند. این ویژگی را می‌توان در رهبری انقلاب در سال 1357 نیز مشاهده کرد زیرا ایشان با کلام قوی خود بسیاری از اعضای طبقه متوسط جدید ایران را به‌سوی خود جلب کردند. این‌بار نیز روحانی موفق شد تا آن دسته از شهروندانی را که لزوما هم اعتقادات قوی مذهبی نیز نداشتند به پایگاه حمایتی خود پیوند زند. روحانیون در این کار تا حدی موفق بودند که توانستند اعتماد بسیاری از روشنفکران را به سوی خود جلب کنند؛ امری که در نقاط دیگر جهان امری بی‌سابقه بوده و شاید بتوان گفت که همواره به‌خصوص در اروپا عکس آن روی داده است. برای مثال می‌توان به «جلال آل‌احمد» نویسنده ایرانی اشاره کرد که پیش از پیروزی انقلاب در کتاب خود تحت عنوان «غربزدگی» به روحانیت توصیه کرد «روحانیت به حق و به جا می‌توانست به سلاح دشمن مسلح شود و از ایستگاه‌های فرستنده رادیو و تلویزیونی مخصوص خود از قم یا مشهد چنان‌که واتیکان می‌کند به مبارزه با ایستگاه‌های فرستنده دولتی و غیردولتی بپردازد.» درنهایت آن‌که، پس از گذشت سال‌ها به دلیل فقدان احزاب سیاسی، اتحادیه‌های کارگری و انجمن‌های صنفی مستقل،«مذهب» و روحانیت به‌عنوان نماینده آن به تنها نماد وحدت در جامعه ایران در بزنگاه‌های تاریخی تبدیل شده‌اند چنانچه در اواخر دوران سلطنت پهلوی نیز حکومت برخورد با مخالفان غیرمذهبی را که در قالب احزاب پراکنده به فعالیت می‌پرداختند تشدید کرد و حتی بسیاری از اعضای کانون نویسندگان را مورد ضرب و شتم و بازداشت قرار داد اما در مقابل بازار و روحانیت به فعالیت خود ادامه دادند. حکومت همچنین امتیازاتی را به طبقه متوسط سنتی ارائه داد که از جمله آن‌ها می‌توان به توقف نمایش فیلم‌های مستهجن در سینما، پایان دادن به جنگ ضدتورمی علیه بازاریان، آزادی مغازه‌داران زندانی‌شده به جرم سودجویی و وعده بازگشایی مدرسه فیضیه اشاره کرد. اکنون نیز در فقدان احزاب سیاسی و مستقل پیروان تفکرات مختلف امکان تشکل و سازمان‌یابی ندارند که خود سبب می‌شود امتیاز روحانیت در عرصه وزن‌کشی سیاسی افزایش یابد.

در زمان انقلاب اسلامی ایران، بسیاری از انقلابیون غیرمذهبی و روشنفکران از این رو با روحانیون همراه شدند که گمان می‌کردند آنان پس از جذب توده‌ها و پیروزی انقلاب توان اداره کشور را نخواهند داشت در حالی‌که در واقعیت این افراد دچار خطای محاسباتی شده بودند. انتخابات اخیر ایران نشان داد که روحانیت هنوز هم می‌تواند چهره‌ای «کاریزماتیک» را عرضه کند که توانایی جذب توده‌ها را دارد. روحانیون نشان داده‌اند که در عرصه سیاسی با تجربیاتی که در اثر آزمون و خطا آموخته‌اند توانایی برداشتن گام‌های موفق را دارا هستند.

روزنامه اعتماد هم واکنش اعضای جامعه مدرسین به اظهارات شیخ محمد یزدی را با عنوان «انشعاب نمی خوریم» منتشر کرده است که در آن آمده است: آیت الله یزدی 82 ساله رییس جامعه مدرسین آنگاه که روز دوشنبه از اختلافات و جدال عمیق اعضای این تشکل سیاسی در ایام انتخابات ریاست جمهوری پرده برداری کرد و از خطر «تجزیه» و «انشعاب» سخن گفت موجی از «اما و اگر» را درباره آینده این تشکل صاحب سیطره ، آفرید تا برخی از اعضای این جامعه تلاش کنند تا به مریدان حوزوی و شاگردان سیاسی خود اطمینان خاطر دهند که خطر تجزیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را تهدید نمی کند. سید احمد خاتمی، عباس کعبی و سید محمد غروی روز گذشته طی اظهاراتی آمدند تا بگویند که اختلافاتی که در جامعه مدرسین در ماجرای حمایت از علی اکبر ولایتی، باقر قالیباف و سعید جلیلی به وجود آمده بود تنها یک «اختلاف سلیقه» بوده و جامعه مدرسین با رخداد چنین اختلافاتی دچار انشعاب نمی شود. این اظهارات در حالی است که به گفته آیت الله یزدی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر ضربه خورده و به گفته او «کار تا تجزیه جامعه مدرسین هم پیش رفت». جامعه مدرسین در انتخابات ریاست جمهوری به طور رسمی از نامزدی علی اکبر ولایتی در انتخابات حمایت کرد، اما به گفته آیت الله یزدی شماری از چهره های نزدیک به آیت الله مصباح یزدی، درباره صحت جلسه یی که به این انتخاب منجر شد، ابراز تردید کردند. آقای مصباح یزدی که او هم از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است از نامزدی سعید جلیلی در انتخابات حمایت می کرد. به گفته آیت الله یزدی، «نتیجه رای گیری در جلسه جامعه مدرسین هشت به پنج بود. یعنی هشت نفر با آقای ولایتی بودند و پنج نفر هم با آقای قالیباف.»



ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین