1) بین برخی از عوام، فرضیه ای مطرح است با این مضمون که «در ایران هر کسی بهتر حرف بزند، موفق تر است.»
به نوشته قدس، اینکه آیا در حقیقت چنین چیزی وجود خارجی دارد یا نه، مسأله پیچیده ای است که تأیید یا رد آن محتاج سند و مدرک و تحقیق و پژوهش است.
با این وجود، اما در فوتبال ایران دست کم می توان مسؤولان مختلفی را رصد کرد که بی وقفه در پی به رخ کشیدن فعالیتهای خود و بهتر نشان دادن اوضاع، با حربه «ادعا» هستند.
2) جریان جالبی که این روزها بر فوتبال ایران حاکم شده، وقوع مجادله بین مدیران فعلی و سابق هر دو باشگاه پرسپولیس و استقلال است. در اردوی آبی ها، واعظ آشتیانی تقریباً هیچ روزی را به طور کامل سپری نمی کند، مگر آنکه در خلال آن مصاحبه ای توفنده علیه فتح ا... زاده کرده باشد! رئیس فدراسیون دوچرخه سواری، از همان روز تکیه زدن بر صندلی مدیریت استقلال در خیابان لارستان، مواضع مدیر پیشین را هدف قرار داد و در توصیف آنارشیسم حاکم بر این تیم پیش از ورود خود، تا آنجا پیش رفت که در یک اظهار نظر بی سابقه اعلام کرد « استقلال دیگر حسینقلی خانی اداره نمی شود!»
اوضاع در پرسپولیس هم البته به تدریج شبیه استقلال شد؛ تا جایی که اکنون گذشته از رویارویی همیشگی پیشکسوتان در اردوی این تیم، مدیران جدید و قدیم هم به پر و پای هم می پیچند. در واقع علنی شدن منازعه آخوندی و کاشانی، مرحله تازه ای از درگیریهای همیشه خاموشی بوده که در این باشگاه وجود داشته است.
3) سؤال مهم این است؛ آیا برای اداره امور و رتق و فتق بهتر کارها، این همه «منم منم کردن» و حمله به دیگران لازم است؟ مدیریت مدرن به اهالی اش می فهماند در قرن 21 قطره قطره و ذره ذره انرژی ارزشمند و لازم است. هیچ کس حق ندارد بدون توجه به مسؤولیتی که پذیرفته، زورش را خرج مواجهه با جریانهای بیرونی کند. همه آنچه می توان در راه بهبود اوضاع مجموعه صرف کرد، مطلقاً باید برای اهداف داخلی هزینه شود.
با این وصف، واضح است که در دنیای امروز، نشانی از جنگهای بیهوده این چنینی وجود ندارد و به عبارت روشن تر، سر هر کسی به کار خودش گرم است.
4) «مدیریت ادعا» شامل حال اکثر مدیران ورزشی ایران زمین می شود. همین چند شب پیش اکبر غمخوار در یک برنامه زنده تلویزیونی چنان به تشریح مؤلفه های نوین اداره یک باشگاه ورزشی پرداخت که مخاطبان هوس کردند یکی از دو قطب فوتبال ایران را شبانه به اکبرخان بسپارند(!) اما کیست که نداند او در دوران مدیریت خود در پرسپولیس طی لیگ چهارم، چه دوران ناکام و اسفباری را سپری کرد؟!
مغفول ماندن تئوری «به عمل کار برآید» در فوتبال ایران، باعث شده تا از فدراسیون و پرسپولیس و استقلال تا سایپا و فوتسال شاهد رویارویی مدیران و مسؤولان در مقابل هم باشیم؛ تو گویی هر که سخنور بهتری است، توفیق بیشتری دارد!
5) در این میان، اما نباید نقش تصمیم سازان کلان ورزش ایران را از یاد برد. اگر در همه این سالها اصل را بر «کیفیت» می گذاشتند و به هیاهوهای جانبی وقعی نمینهادند، حالا مدیرانی داشتیم که برای حفظ پایه های قدرت خود و نیز تمدید عمر مدیریتی شان، سختکوش و مثمر ثمر ظاهر می شدند.
در این شرایط وقتی هیأت مدیره موفق پرسپولیس جای خودش را به هیأت مدیره کم اثری می دهد که دو عضو آن صرفاً پیشینه «سخنگویی» داشته اند، بدیهی است که شوق فعالیت و کسب موفقیت به خاموشی می نشیند و مسؤولان مربوطه صرفاً در مسیر سخنوری حرکت می کنند!
به نوشته قدس، اینکه آیا در حقیقت چنین چیزی وجود خارجی دارد یا نه، مسأله پیچیده ای است که تأیید یا رد آن محتاج سند و مدرک و تحقیق و پژوهش است.
با این وجود، اما در فوتبال ایران دست کم می توان مسؤولان مختلفی را رصد کرد که بی وقفه در پی به رخ کشیدن فعالیتهای خود و بهتر نشان دادن اوضاع، با حربه «ادعا» هستند.
2) جریان جالبی که این روزها بر فوتبال ایران حاکم شده، وقوع مجادله بین مدیران فعلی و سابق هر دو باشگاه پرسپولیس و استقلال است. در اردوی آبی ها، واعظ آشتیانی تقریباً هیچ روزی را به طور کامل سپری نمی کند، مگر آنکه در خلال آن مصاحبه ای توفنده علیه فتح ا... زاده کرده باشد! رئیس فدراسیون دوچرخه سواری، از همان روز تکیه زدن بر صندلی مدیریت استقلال در خیابان لارستان، مواضع مدیر پیشین را هدف قرار داد و در توصیف آنارشیسم حاکم بر این تیم پیش از ورود خود، تا آنجا پیش رفت که در یک اظهار نظر بی سابقه اعلام کرد « استقلال دیگر حسینقلی خانی اداره نمی شود!»
اوضاع در پرسپولیس هم البته به تدریج شبیه استقلال شد؛ تا جایی که اکنون گذشته از رویارویی همیشگی پیشکسوتان در اردوی این تیم، مدیران جدید و قدیم هم به پر و پای هم می پیچند. در واقع علنی شدن منازعه آخوندی و کاشانی، مرحله تازه ای از درگیریهای همیشه خاموشی بوده که در این باشگاه وجود داشته است.
3) سؤال مهم این است؛ آیا برای اداره امور و رتق و فتق بهتر کارها، این همه «منم منم کردن» و حمله به دیگران لازم است؟ مدیریت مدرن به اهالی اش می فهماند در قرن 21 قطره قطره و ذره ذره انرژی ارزشمند و لازم است. هیچ کس حق ندارد بدون توجه به مسؤولیتی که پذیرفته، زورش را خرج مواجهه با جریانهای بیرونی کند. همه آنچه می توان در راه بهبود اوضاع مجموعه صرف کرد، مطلقاً باید برای اهداف داخلی هزینه شود.
با این وصف، واضح است که در دنیای امروز، نشانی از جنگهای بیهوده این چنینی وجود ندارد و به عبارت روشن تر، سر هر کسی به کار خودش گرم است.
4) «مدیریت ادعا» شامل حال اکثر مدیران ورزشی ایران زمین می شود. همین چند شب پیش اکبر غمخوار در یک برنامه زنده تلویزیونی چنان به تشریح مؤلفه های نوین اداره یک باشگاه ورزشی پرداخت که مخاطبان هوس کردند یکی از دو قطب فوتبال ایران را شبانه به اکبرخان بسپارند(!) اما کیست که نداند او در دوران مدیریت خود در پرسپولیس طی لیگ چهارم، چه دوران ناکام و اسفباری را سپری کرد؟!
مغفول ماندن تئوری «به عمل کار برآید» در فوتبال ایران، باعث شده تا از فدراسیون و پرسپولیس و استقلال تا سایپا و فوتسال شاهد رویارویی مدیران و مسؤولان در مقابل هم باشیم؛ تو گویی هر که سخنور بهتری است، توفیق بیشتری دارد!
5) در این میان، اما نباید نقش تصمیم سازان کلان ورزش ایران را از یاد برد. اگر در همه این سالها اصل را بر «کیفیت» می گذاشتند و به هیاهوهای جانبی وقعی نمینهادند، حالا مدیرانی داشتیم که برای حفظ پایه های قدرت خود و نیز تمدید عمر مدیریتی شان، سختکوش و مثمر ثمر ظاهر می شدند.
در این شرایط وقتی هیأت مدیره موفق پرسپولیس جای خودش را به هیأت مدیره کم اثری می دهد که دو عضو آن صرفاً پیشینه «سخنگویی» داشته اند، بدیهی است که شوق فعالیت و کسب موفقیت به خاموشی می نشیند و مسؤولان مربوطه صرفاً در مسیر سخنوری حرکت می کنند!