یک موقع‌هایی هست که یک روزنامه‌نگار می‌خواهد درباره یک اتفاق بنویسد ـ باید بنویسد ـ اما سخت‌اش است. از آن اتفاق آنقدر ناراحت و خشمگین شده که نمی‌داند از کجا باید شروع کند و چگونه باید بنویسد که احساساتش روی کاغذ نیاید. ‌ 900> این هفته هم یکی از همین اتفاقات بود.
به نوشته اعتماد ملی، نمی‌دانی از چه باید بنویسی. 900> آنقدر بدیهی شده بود که باورش سخت است که به خاطر انتقادناپذیری برخی مدیران و اعمال نفوذ آنها، شاید دیگر ادامه نداشته باشد. از چهره خسته و بی‌رمق عادل بنویسی؟ از آستانه‌های پایین تحمل و منافع شخصی؟
و از اینکه در حق عادل ناعدلی شده؟ اصلا‌ نمی‌دانم که باید حالا‌ در مورد 900> در این یادداشت از ماضی استفاده کرد یا مضارع؟عجیب است. 900> به گواه خیلی از کارشناسان ،محبوب‌ترین و پربیننده‌ترین برنامه تلویزیونی بوده است. فوتبالی و غیرفوتبالی از آن تعریف می‌کردند. 900> یک الگو شده بود. از اینکه با <دوربين 90> پایه‌گذار <روزنامه‌نگاري شهروندي> در تلویزیون شده بود، ستایش‌اش می‌کردند و از اینکه با نظرسنجی‌های اس‌ام‌اسی یک جور <همه‌پرسي> برگزار می‌کرد و مردم را مشارکت می‌داد، تحسین می‌شد. همه از ضرورت راه‌اندازی 900 سیاسی> و 900 سینمایی> می‌گفتند.
از این می‌گفتند که اگر در این حوزه‌ها هم 900> وجود داشت و تلویزیون در این بخش‌ها هم کارکرد اصلی‌اش یعنی نقد کردن حرفه‌ای را داشت، وضعیت مملکت بهتر بود. اما ظاهرا 900 ورزشی>اش را هم تاب نمی‌آورند؛ با همه نقاط ضعف و کاستی‌هایش و با وجود اینکه به خیلی از مسائل مهم هم آنطور که باید نمی‌پرداخت و از سوی روزنامه‌نگاران حتی به <محافظه‌كاري> هم متهم می‌شد. ‌
عادل در پایان برنامه دوشنبه‌شب گفت که امیدوار است از روی همان صندلی پشت میز برنامه 900> همچنان بتواند از حق و ناحق بگوید. بیشتر به یک خداحافظی می‌مانست. ما هم امیدواریم که 900> پابرجا و پایدار بماند اما اگر او دیگر روی آن صندلی هم ننشیند، تاریخ این درس را به ما داده که آنکه از حق دفاع می‌کند و ناحقی را افشا، جاودانه می‌ماند و نه آنکه...

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین