حسن میرقائمی، کاپیتان اسبق تیم ملی ژیمناستیک پس از 18 سال زندگی در آلمان، دو سال پیش به ایران بازگشت و به درخواست احمد محتشمی، هدایت تیم ملی را بر عهده گرفت. وی تا پیش از آمدن مربیان کره ای، به عنوان سرمربی و پس از حضور آنها به عنوان مربی، در کنار طاهرخانی به فعالیت خود ادامه داد. مربی کره ای هفته پیش همراه شاگردش ایران را ترک کرد و اکنون میرقائمی، طاهرخانی و گارنیک هدایت این تیم را بر عهده دارند.
میرقائمی با حضور در فارس، ناگفته هایش درباره وقایع مدت حضور در تیم ملی را عنوان کرد:
* کیل سو از نظر تکنیکی در سطح خوبی بود
مربیان کره ای با هدف ارتقای ژیمناستیک وارد شدند؛ اما پس از یک سال، هر 5 مربی همراه شاگردانشان ایران را بدون تاثیر مثبتی ترک کردند. این در حالیست که هر کدام از ورزشکاران کرهای هزینه ای بالغ بر 400 دلار در ماه دریافت میکردند. قرارداد کیل سو (سرمربی تیم ملی) بالغ بر هزار دلار در ماه، بدون احتساب هزینه اسکان و تغذیه بود.
چرا فدراسیون 10 کره ای را بدون بررسی کارشناسی و دقیق دعوت میکند تا پس از نزدیک به یک سال به این شناخت برسد که به درد ژیمناستیک ایران نمیخورند، سئوالی است که من نیز دارم. مشکل سو در مدیریت بود. وی توان ایجاد نظم نداشت و عدم قاطعیت او در اجرای تمرین موجب شد که تیم از کنترل او به عنوان سرمربی خارج شود. طاهرخانی نیز با کارشکنی در اجرای برنامههای این مربی و ترغیب برخی ملیپوشان به عدم پیروی از تمرین، زمینه تقسیم شدن تیم را به دو دسته فراهم ساخت. فدراسیون در دو ماه گذشته، کیل سو را مسئول هدایت تمرین سه تن از نوجوانان کرمانشاهی حاضر در تهران کرده بود. خودش نیز به بلاتکلیفی خود پی برده و دیگر تمایلی برای حضور در سالن نداشت. با وجود عدم اتمام قرارداد، ایران را ترک کرد.
* چرا با تقلب ورزشکار به مسابقات میفرستید؟
محتشمی در آبان 86 از من خواست تا مربیگری تیم ملی را بر عهده بگیرم. چهارم اسفند 86 و در مسابقات انتخابی قطر در کمپ تیم ملی، 3 ژیمناست امتیاز ورودی را به دست آوردند. محتشمی، طاهرخانی و جواهری (رئیس کمیته داوران) نمره ایزدفر را تغییر دادند و از 14 و 3 به 14 و 4 تغییر دادند چرا که نمره انتخابی برای اعزام 14 و 5 بود.
سر داور وسیله پارالل بودم و میدانستم امتیاز او چقدر بود؛ اما با تقلب نمره او را تغییر دادند. در جلسه شورای تیم ملی، گفتم که چرا با دروغ میخواهید ورزشکار را در ترکیب جای دهید. بابایی چون شاگرد خیرخواه بود، حذف شد و این ژیمناست با استعداد، به راحتی از ورزش محو شد. امید آزمون نیز صرفا به این دلیل که شاگر رازی نژاد دبیر هیات تهران بود، از دور خارج شد.
* با 70 میلیون جمعیت، 7 ژیمناست داریم
برای کشور 70 میلیونی ایران، داشتن فقط هفت ژیمناست در سطح ملی، جای نگرانی دارد. تجربه نشان داده که پتانسیل های انسانی خوبی در همه رشته ها وجود دارد؛ به شرط آنکه با برنامه ریزی و سرمایه گذاری شناسایی و هدایت شوند. مدیریت فعلی فدراسیون هیچ گام مثبتی در این راستا برنداشته است.
به غیر از این 7 ژیمناست، 5 ورزشکار در رده جوانان به عنوان پشتوانه تیم ملی، تمامی داشته فدراسیون فعلی است که از دو هفته پیش به دلیل نبود مربی، به تعطیلات رفته اند. فدراسیون 3 نوجوان کرمانشاهی را به تهران آورد؛ در حالی که در همین سالن قیانوری، ده ها ژیمناست در همین سطح و بالاتر در حال تمرین هستند. نمی دانم چرا مسئولان فدراسیون، نوجوانان و جوانان را از خانه و خانواده های خود جدا کرده و با هزینه های بالا در تهران اسکان داده است. هزینه تحصیل در مدرسه غیر انتفاعی آنها در سال 2 میلیون و هفتصد هزار تومان است؛ در حالی که این ورزشکاران از شرایط زندگی و تمرین راضی نیستند.
* سالن بدون ژیمناست
نزدیک به 4 ماه است که تمرینات ایروبیک و ترامپولین با توجه به اینکه مربی ندارند، تعطیل شده و در سالن تمرین هیچ کدام از ورزشکاران را نمیتوانید ببینید. مدتی خانم تقوایی به عنوان مربی میآمد سالن و تمرین آنها را هدایت میکرد. اگر در روز سری به سالن آذرپی بزنید، میبینید که سه یا چهار ژیمناست در حال تمرین هستند و عملا همه رشته ها تعطیل شده اند.
اید بپذیریم که هرگز به رده بهتری از موقعیت فعلی دست پیدا نخواهیم کرد. رئیس سازمان تربیت بدنی دو هفته پیش در نشست با مسئولان فدراسیون، به محتشمی گفت، از عملکرد شما راضی نیستم. این در حالیست که مسئولان فدراسیون طبقه پایین سالن شیرودی را که زمانی محل تمرین بود، خراب کرده و تبدیل به خوابگاه کرده اند.
* محتشمی وعده بیپایه به سازمان داد
در آن نشست بدون مشورت با من به عنوان مربی تیم ملی و با امضای طاهرخانی، قول کسب دو مدال در گوانگجو داده شد. بعد از جلسه به او اعتراض کردم که چرا دروغ میگویی. امکان ندارد ایران در گوانگجو مدال کسب کند و شاید به فینال راه پیدا کنیم. در مقابل، محتشمی تصمیم گرفت تا طاهرخانی را به عنوان سرمربی معرفی و مرا مجبور به استعفا کند. در آخرین نشست شورا، محتشمی از همه خواست تا نظر خود را در خصوص انتخاب سرمربی جدید اعلام کنند.
اعلام کردم نمیتوانم به کسی که نظم و اخلاق ندارد، در زمان حضورم در تیم ملی رزرو بوده، در هیچ دوره مربیگری شرکت نکرده و در 20 سال تنها یک شاگر که همیشه نفر آخر تیم ملی بوده را تربیت کرده، تایید کنم. طاهرخانی صلاحیت هدایت تیم ملی را ندارد و او کار نخواهم کرد. آرمن نیز اگر مربی خوبی بود، در ارمنستان مورد استفاده قرار میگرفت. وی توان مدیریت ندارد و در 10 سال حضور در ایران تاثیر مثبتی نداشته است. شخص محتشمی بارها گفته که وی به درد مربیگری نمیخورد و حالا میخواهد سرمربی شود. اعضای شورای تیم ملی به غیر از من، با تصمیمات محتشمی موافقت خواهند کرد.
* ملی پوشان با اسباب از رده خارج تمرین میکنند
محتشمی در سفر 16 روزه خود به آلمان همراه دهقان (نایب رئیس فدراسیون)، اعلام کرد که 10 ست خریده است. بارها از او خواستم تا لااقل 2 ست از تجهیزات خریداری شده را به این سالن منتقل کند تا اگر تیم خارجی آمد، آبروی ایران نرود. وسیله خرک کاملا تکه تکه شده و زمینی نیز از رده خارج است. همین باعث آسیب دیدگی خناری نژاد در تمرین شد.
* ملی پوشان ایرانی با کمترین امکانات در اردوهای برون مرزی
با مدرک ثابت میکنم که تیم 8 نفره ایران با 5 هزار دلار راهی مسابقات جهانی چین شد. این در حالی بود که مسئولان فدراسیون به ما گفته بودند که هزینه هتل و تغذیه را برای 10 روز پرداخته اند. نماینده فدراسیون چین در روز دوم اقامت، سرپرست تیم را خواست چون آی دی کارت نداشتیم و هنوز اجازه رفتن به سالن تمرین را نداشتیم. به من اطلاع دادند که باید پول هتل را پرداخت کنیم تا آی دی کارت دریافت کنیم. 200 دلار بین بچه ها تقسیم شده و 3200 دلار مانده بود. نمانیده فدراسیون چین گفت 3840 یورو باید به ما بدهید. پول را همان روز میخواستند.
مجبور شدم برای گرفتن آی دی کارت از چینیها خواهش کنم تا از برخی هزینه ها بگذرند تا بتوانیم در هتل بمانیم. در اردوی ارمنستان نیز همین وضعیت تکرار شد. اصغری (دبیر فدراسیون) از گارنیک (مربی ارمنی) خواسته بود تا ارزان ترین مکان را برای تیم بگیرد. 10 روز در خوابگاه دانشجویی که هر از ساعت 12 شب تا 10 صبح روز بعد آب نداشت، زندگی کردیم. چگونه است که رئیس فدراسیون همراه نایب رئیس راهی سفرهای طولانی اروپا میشوند؛ اما ملی پوشان در فقیرترین کشورها نیز فقیرانه تمرین میکنند. دیگر تحمل این شرایط را ندارم و تصمیم گرفته ام تا استعفای خود را رسما اعلام کنم.
میرقائمی با حضور در فارس، ناگفته هایش درباره وقایع مدت حضور در تیم ملی را عنوان کرد:
* کیل سو از نظر تکنیکی در سطح خوبی بود
مربیان کره ای با هدف ارتقای ژیمناستیک وارد شدند؛ اما پس از یک سال، هر 5 مربی همراه شاگردانشان ایران را بدون تاثیر مثبتی ترک کردند. این در حالیست که هر کدام از ورزشکاران کرهای هزینه ای بالغ بر 400 دلار در ماه دریافت میکردند. قرارداد کیل سو (سرمربی تیم ملی) بالغ بر هزار دلار در ماه، بدون احتساب هزینه اسکان و تغذیه بود.
چرا فدراسیون 10 کره ای را بدون بررسی کارشناسی و دقیق دعوت میکند تا پس از نزدیک به یک سال به این شناخت برسد که به درد ژیمناستیک ایران نمیخورند، سئوالی است که من نیز دارم. مشکل سو در مدیریت بود. وی توان ایجاد نظم نداشت و عدم قاطعیت او در اجرای تمرین موجب شد که تیم از کنترل او به عنوان سرمربی خارج شود. طاهرخانی نیز با کارشکنی در اجرای برنامههای این مربی و ترغیب برخی ملیپوشان به عدم پیروی از تمرین، زمینه تقسیم شدن تیم را به دو دسته فراهم ساخت. فدراسیون در دو ماه گذشته، کیل سو را مسئول هدایت تمرین سه تن از نوجوانان کرمانشاهی حاضر در تهران کرده بود. خودش نیز به بلاتکلیفی خود پی برده و دیگر تمایلی برای حضور در سالن نداشت. با وجود عدم اتمام قرارداد، ایران را ترک کرد.
* چرا با تقلب ورزشکار به مسابقات میفرستید؟
محتشمی در آبان 86 از من خواست تا مربیگری تیم ملی را بر عهده بگیرم. چهارم اسفند 86 و در مسابقات انتخابی قطر در کمپ تیم ملی، 3 ژیمناست امتیاز ورودی را به دست آوردند. محتشمی، طاهرخانی و جواهری (رئیس کمیته داوران) نمره ایزدفر را تغییر دادند و از 14 و 3 به 14 و 4 تغییر دادند چرا که نمره انتخابی برای اعزام 14 و 5 بود.
سر داور وسیله پارالل بودم و میدانستم امتیاز او چقدر بود؛ اما با تقلب نمره او را تغییر دادند. در جلسه شورای تیم ملی، گفتم که چرا با دروغ میخواهید ورزشکار را در ترکیب جای دهید. بابایی چون شاگرد خیرخواه بود، حذف شد و این ژیمناست با استعداد، به راحتی از ورزش محو شد. امید آزمون نیز صرفا به این دلیل که شاگر رازی نژاد دبیر هیات تهران بود، از دور خارج شد.
* با 70 میلیون جمعیت، 7 ژیمناست داریم
برای کشور 70 میلیونی ایران، داشتن فقط هفت ژیمناست در سطح ملی، جای نگرانی دارد. تجربه نشان داده که پتانسیل های انسانی خوبی در همه رشته ها وجود دارد؛ به شرط آنکه با برنامه ریزی و سرمایه گذاری شناسایی و هدایت شوند. مدیریت فعلی فدراسیون هیچ گام مثبتی در این راستا برنداشته است.
به غیر از این 7 ژیمناست، 5 ورزشکار در رده جوانان به عنوان پشتوانه تیم ملی، تمامی داشته فدراسیون فعلی است که از دو هفته پیش به دلیل نبود مربی، به تعطیلات رفته اند. فدراسیون 3 نوجوان کرمانشاهی را به تهران آورد؛ در حالی که در همین سالن قیانوری، ده ها ژیمناست در همین سطح و بالاتر در حال تمرین هستند. نمی دانم چرا مسئولان فدراسیون، نوجوانان و جوانان را از خانه و خانواده های خود جدا کرده و با هزینه های بالا در تهران اسکان داده است. هزینه تحصیل در مدرسه غیر انتفاعی آنها در سال 2 میلیون و هفتصد هزار تومان است؛ در حالی که این ورزشکاران از شرایط زندگی و تمرین راضی نیستند.
* سالن بدون ژیمناست
نزدیک به 4 ماه است که تمرینات ایروبیک و ترامپولین با توجه به اینکه مربی ندارند، تعطیل شده و در سالن تمرین هیچ کدام از ورزشکاران را نمیتوانید ببینید. مدتی خانم تقوایی به عنوان مربی میآمد سالن و تمرین آنها را هدایت میکرد. اگر در روز سری به سالن آذرپی بزنید، میبینید که سه یا چهار ژیمناست در حال تمرین هستند و عملا همه رشته ها تعطیل شده اند.
اید بپذیریم که هرگز به رده بهتری از موقعیت فعلی دست پیدا نخواهیم کرد. رئیس سازمان تربیت بدنی دو هفته پیش در نشست با مسئولان فدراسیون، به محتشمی گفت، از عملکرد شما راضی نیستم. این در حالیست که مسئولان فدراسیون طبقه پایین سالن شیرودی را که زمانی محل تمرین بود، خراب کرده و تبدیل به خوابگاه کرده اند.
* محتشمی وعده بیپایه به سازمان داد
در آن نشست بدون مشورت با من به عنوان مربی تیم ملی و با امضای طاهرخانی، قول کسب دو مدال در گوانگجو داده شد. بعد از جلسه به او اعتراض کردم که چرا دروغ میگویی. امکان ندارد ایران در گوانگجو مدال کسب کند و شاید به فینال راه پیدا کنیم. در مقابل، محتشمی تصمیم گرفت تا طاهرخانی را به عنوان سرمربی معرفی و مرا مجبور به استعفا کند. در آخرین نشست شورا، محتشمی از همه خواست تا نظر خود را در خصوص انتخاب سرمربی جدید اعلام کنند.
اعلام کردم نمیتوانم به کسی که نظم و اخلاق ندارد، در زمان حضورم در تیم ملی رزرو بوده، در هیچ دوره مربیگری شرکت نکرده و در 20 سال تنها یک شاگر که همیشه نفر آخر تیم ملی بوده را تربیت کرده، تایید کنم. طاهرخانی صلاحیت هدایت تیم ملی را ندارد و او کار نخواهم کرد. آرمن نیز اگر مربی خوبی بود، در ارمنستان مورد استفاده قرار میگرفت. وی توان مدیریت ندارد و در 10 سال حضور در ایران تاثیر مثبتی نداشته است. شخص محتشمی بارها گفته که وی به درد مربیگری نمیخورد و حالا میخواهد سرمربی شود. اعضای شورای تیم ملی به غیر از من، با تصمیمات محتشمی موافقت خواهند کرد.
* ملی پوشان با اسباب از رده خارج تمرین میکنند
محتشمی در سفر 16 روزه خود به آلمان همراه دهقان (نایب رئیس فدراسیون)، اعلام کرد که 10 ست خریده است. بارها از او خواستم تا لااقل 2 ست از تجهیزات خریداری شده را به این سالن منتقل کند تا اگر تیم خارجی آمد، آبروی ایران نرود. وسیله خرک کاملا تکه تکه شده و زمینی نیز از رده خارج است. همین باعث آسیب دیدگی خناری نژاد در تمرین شد.
* ملی پوشان ایرانی با کمترین امکانات در اردوهای برون مرزی
با مدرک ثابت میکنم که تیم 8 نفره ایران با 5 هزار دلار راهی مسابقات جهانی چین شد. این در حالی بود که مسئولان فدراسیون به ما گفته بودند که هزینه هتل و تغذیه را برای 10 روز پرداخته اند. نماینده فدراسیون چین در روز دوم اقامت، سرپرست تیم را خواست چون آی دی کارت نداشتیم و هنوز اجازه رفتن به سالن تمرین را نداشتیم. به من اطلاع دادند که باید پول هتل را پرداخت کنیم تا آی دی کارت دریافت کنیم. 200 دلار بین بچه ها تقسیم شده و 3200 دلار مانده بود. نمانیده فدراسیون چین گفت 3840 یورو باید به ما بدهید. پول را همان روز میخواستند.
مجبور شدم برای گرفتن آی دی کارت از چینیها خواهش کنم تا از برخی هزینه ها بگذرند تا بتوانیم در هتل بمانیم. در اردوی ارمنستان نیز همین وضعیت تکرار شد. اصغری (دبیر فدراسیون) از گارنیک (مربی ارمنی) خواسته بود تا ارزان ترین مکان را برای تیم بگیرد. 10 روز در خوابگاه دانشجویی که هر از ساعت 12 شب تا 10 صبح روز بعد آب نداشت، زندگی کردیم. چگونه است که رئیس فدراسیون همراه نایب رئیس راهی سفرهای طولانی اروپا میشوند؛ اما ملی پوشان در فقیرترین کشورها نیز فقیرانه تمرین میکنند. دیگر تحمل این شرایط را ندارم و تصمیم گرفته ام تا استعفای خود را رسما اعلام کنم.