رسول جعفریان
بنا بر روایتهای اسلامی، زمین از زیر کعبه گسترده شده و این به صورت نمادین به معنای مرکزیت تکوینی کعبه برای این کره خاکی است؛ آن روز را که چنین تحولی پدید آمده، «دحو الارض» مینامند.
از سوی دیگر، به صراحت قرآن، کعبه «اول بیت وضع للناس» معرفی شده و این نشان میدهد که صرف نظر از جنبه تکوینی، به صورت تعیینی و تشریعی هم نوعی مرکزیت برای انسان دارد.
حج آدم و انبیا و اولیا و در رأس آنان ابراهیم و محمد(ع) در این سرزمین، نشان از اعتبار و اعتنایی است که در شرایع الهی برای کعبه و حرم امن الهی وجود داشته است؛ سنتی که به عنوان یک تکلیف شرعی در اسلام در قالب «حج» مطرح شد و از آغاز اسلام تا به امروز، بدون وقفه ادامه و امتداد داشت. خداوند در قرآن کریم نیز به آن اشاره داشته است. (آل عمران:97 و حج: 27)
سنت حجگزاری از چشم عرب، همان سنت ابراهیم و اسماعیل بود و عربها در آن روزگار یکسره به این سنت پایبند بودند، جز آنکه برخی از سنن فرعی این سنت بزرگ الهی را تحریف کرده و فرم شرک آلود به آن داده بودند. اسلام برای تهذیب جامعه جاهلی از شرک به توحید آمد و در زمینه حج نیز تلاش کرد تا شکلهای شرکآلود را دور بریزد و هویت اصلی آن را بر مبنای توحید نگه دارد.
بنا بر روایتهای اسلامی، زمین از زیر کعبه گسترده شده و این به صورت نمادین به معنای مرکزیت تکوینی کعبه برای این کره خاکی است؛ آن روز را که چنین تحولی پدید آمده، «دحو الارض» مینامند.از سوی دیگر، به صراحت قرآن، کعبه «اول بیت وضع للناس» معرفی شده و این نشان میدهد که صرف نظر از جنبه تکوینی، به صورت تعیینی و تشریعی هم نوعی مرکزیت برای انسان دارد.
حج آدم و انبیا و اولیا و در رأس آنان ابراهیم و محمد(ع) در این سرزمین، نشان از اعتبار و اعتنایی است که در شرایع الهی برای کعبه و حرم امن الهی وجود داشته است؛ سنتی که به عنوان یک تکلیف شرعی در اسلام در قالب «حج» مطرح شد و از آغاز اسلام تا به امروز، بدون وقفه ادامه و امتداد داشت. خداوند در قرآن کریم نیز به آن اشاره داشته است. (آل عمران:97 و حج: 27)
سنت حجگزاری از چشم عرب، همان سنت ابراهیم و اسماعیل بود و عربها در آن روزگار یکسره به این سنت پایبند بودند، جز آنکه برخی از سنن فرعی این سنت بزرگ الهی را تحریف کرده و فرم شرک آلود به آن داده بودند. اسلام برای تهذیب جامعه جاهلی از شرک به توحید آمد و در زمینه حج نیز تلاش کرد تا شکلهای شرکآلود را دور بریزد و هویت اصلی آن را بر مبنای توحید نگه دارد.
در سال هفتم هجرت، رسول خدا (ص) عمره به جای آورد و در سال دهم هجرت، همراه بیش از یک صد هزار مسلمان، حج گزارد و سنت حجگزاری در اسلام بر مبنای عمل آن حضرت ادامه یافت.
بلافاصله پس از فتوحات، مهمترین عاملی که سبب نقل و انتقال مردمان میشد، سفر حج در کنار سفرهای تجاری بود؛ سفری پردوام و با احساس که شرق و غرب دنیای اسلام را با یکدیگر پیوند میداد و اقوام و ملتهای مسلمان را با یکدیگر آشنا میکرد.
شکلگیری کاروان، امیرالحاج و دهها عنوان دیگر که به مرور پیرامون آن درست شد، فرهنگ خاصی را پدید آورده است که میتوان از آن با نام «فرهنگ حج» یاد کرد. افزون بر آنکه جنبه شرعی و دینی دارد، آثار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن هم از دیرباز مورد توجه بوده و در گسترهای قابل توجه، از مسائل تأثیرگذار در حیات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی واقتصادی مسلمانان بوده است.
مسلمانان حتی در اوج خطر، کاروانهای حج را به راه میانداختند و با وجود همه مشکلات، از هزاران کیلومتر حرکت کرده برای ایام حج خود را به مکه و مدینه میرساندند و دوباره همین راه را با زحمتهای فراوان پشت سر میگذاشتند و به موطن خود باز میگشتند.
دولتها نیز برجستهترین کارگزاران خود را به عنوان «امیرالحاج» برگزیده و برای سرپرستی حجاج به حج میفرستادند. اینان افراد مهمی بودند و شغلشان اهمیت داشت، چنانکه نام بیشترشان در منابع تاریخی و رویدادهای سالانه درج شده است.
توجه به گستردگی حوزه جغرافیایی اسلام، از اندلس و شمال آفریقا تا دورترین نقاط در ماوراءالنهر و هندوستان میتواند ما را با اهمیت این راهها؛ اعم از دریایی و زمینی، آشنا کند؛ نقشی که این راهها در زندگی مسلمانان داشته و تحولی که حج در زندگی مسلمانان ایفا میکرده، آن قدر اهمیت دارد که رسیدگی به جنبههای آن واقعا دشوار است؛ چیزی که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است.
پدیدهای به نام راه حج و آثار آن
پدیدهای که در این میان ظاهر شد، «راه حج» بود. مقصود از آن راه یا راههایی بود که بنا بر راههای کهن و این بار برای امر حج گزاری دوباره آباد شده و توسط مسلمانان مورد استفاده قرار گرفت.
روزگاری تنها بازرگانان، لشکریان یا نمایندگان سیاسی و جمع اندکی از سیاحتگران، از این قبیل راهها استفاده میکردند، اما این بار هرچند سالانه، اما بسیاری از مردم، به ویژه از اقشار عمومی جامعه، از راهها برای انجام فریضه حج استفاده میکردند. بدین ترتیب، هر ساله هزاران نفر از این مسیرها عازم حج میشدند. این، پدیده بسیار شگرف و شگفتی در تمدن اسلامی است که هر ساله این مقدار مسافر در آن جابجا شده و از آثار و فواید آن بهره مند میشدند.
پدیده راه حج در بخشهای بسیاری از جامعه اسلامی، بخشهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و قومی و جز اینها تأثیر بسیاری میگذاشت؛ تأثیراتی که میتوان درباره هر کدام از آنها پژوهشهای مستقلی انجام داد.

* آثار دینی
آثار دینی، بخش عمدهای از نتایج روشن و آشکار راه حج است. منهای اصل حج که به عنوان یک فریضه دینی انجام میشد و سبب رسیدن مردمان به حج، همین راه حج بود، بسیاری از عالمان دین در این راهها از شهرها میگذشتند. بسیاری از آنان برای مدتها در این شهرها میماندند و بسا ممکن بود به سمتهایی مانند قضاوت منصوب شوند. انتقال کتابهای دینی، نقل حدیث از مشایخ، گرفتن درس قرائت قرآن و دهها مورد دیگر، از نتایج و پیامدهای همین رفت و آمدهایی بود که از «راه حج» صورت میگرفت.
آثار دینی، بخش عمدهای از نتایج روشن و آشکار راه حج است. منهای اصل حج که به عنوان یک فریضه دینی انجام میشد و سبب رسیدن مردمان به حج، همین راه حج بود، بسیاری از عالمان دین در این راهها از شهرها میگذشتند. بسیاری از آنان برای مدتها در این شهرها میماندند و بسا ممکن بود به سمتهایی مانند قضاوت منصوب شوند. انتقال کتابهای دینی، نقل حدیث از مشایخ، گرفتن درس قرائت قرآن و دهها مورد دیگر، از نتایج و پیامدهای همین رفت و آمدهایی بود که از «راه حج» صورت میگرفت.
* آثار اقتصادی
در درجه نخست، مکه به عنوان یک قطب تجاری مطرح شد.
این مسألهای است که از پیش از اسلام هم با تشکیل بازارهای گوناگون در ایام حج مطرح بود. قرآن با اشاره به همین پدیده است که میفرماید: «لیشهدوا منافع لهم». این مسأله بعدها برای جده هم پیش آمد، اما افزون بر آن، بخش عمدهای از قبایل عرب و شهرهایی که در راه بودند، از فواید اقتصادی این راه برخوردار بودند. اصولا راههای حج که به خاطر جنبه دینی آن آباد میشد و دهها بلکه صدها برکه و چاه و چشمه در آنها پدید میآمد، خود به خود، راه تجارت را نیز آباد میکرد.
* آثار فرهنگی
در ادامه آثار دینی، میتوان از آثار فرهنگی راه حج یاد کرد که چگونه سبب گسترش علم، انتقال تجربیات علمی، آموختهها و انتقال آنها، روابط فرهنگی میان چهرههای جهان اسلام و مسائلی مانند آن میشود. یک بعد این فرهنگ، پدید آمدن صدها سفرنامه حج در زبانهای عربی، فارسی و ترکی و نیز مجموعهای از آثار جغرافی و منازل شناسی بود که باز در ادبیات اسلامی و در قالب زبانهای پیش گفته تولید شد.
* آثار اجتماعی و قومی
به جز تعارف میان اقوام که در این راه و در حج پدید میآمد، بسیاری از اقوام گوناگون به حرمین آمده و در آنجا اقامت میگزیدند. منهای کسانی که مقیم میشدند، در ایام حج و به تناسب حج، از هر قومی، گروهی به مکه میآمدند و در آنجا با یکدیگر دیدار داشتند. بدون تردید، میتوان آثار اجتماعی این پدیده را از زوایای گوناگون بررسی کرد.

* منابع اطلاعاتی راه حج
اشاره کردیم که راه حج آثار فرهنگی ویژه خود را داشت و از آن جمله تولید آثار جغرافیایی خاص در جهان اسلام بود. این جهتگیری آن اندازه نیرومند بود که سبب شد در قرن سوم، کتابی ویژه «طرق الحج» نوشته شود. در این اثر، جزییات مربوط به راه عراق، راه بصره و راه یمن آمده است.
اشاره کردیم که راه حج آثار فرهنگی ویژه خود را داشت و از آن جمله تولید آثار جغرافیایی خاص در جهان اسلام بود. این جهتگیری آن اندازه نیرومند بود که سبب شد در قرن سوم، کتابی ویژه «طرق الحج» نوشته شود. در این اثر، جزییات مربوط به راه عراق، راه بصره و راه یمن آمده است.
به جز آن، آثار جغرافیایی قرن چهارم در بسیاری از موارد به بیان راههای حج پرداختهاند. به تدریج و پس از آن، دانش سفرنامهنویسی باب شد و بسیاری از فرهیختگانی که به حج آمدند، سفرنامه نوشتند و جزییاتی را در باره منازل میان راه به دست دادند.یکی از کهنترین سفرنامهها، از «ناصر خسرو» و دیگری از «ابن جبیر» است که هر کدام از دورترین نقطه در شرق و غرب عازم حج شدند. یکی از ماوراءالنهر و دیگری از مغرب. حتی در حال حاضر نیز فاصله این دو نقطه بیش از 13 ساعت راه با هواپیماست. مغربیها در نگارش سفرنامه نویسی پیشگام هستند و مفصل ترین سفرنامههای حج را نوشته اند. ترکان عثمانی، شمار زیادی منازل نامه نوشتند که بیشتر آنها به ترکی است. ایرانیان در دوره قاجاریه نهضت سفرنامه نویسی حج را به راه انداختند و دهها سفرنامه نوشتند که برخی از آنها آثاری شایسته و جالب توجه است.
* راههای حج
یک ویژگی مهم این راهها، آن بود که همه آنها به یک نقطه؛ یعنی حرمین و مدینه ختم میشد. در واقع راه حج چنان نیست که راهی از شرق به غرب باشد، بلکه مجموعه راههایی است که همه جهان اسلام را در نقطهای به نام مکه با یکدیگر پیوند میدهد؛ بنابراین، باید در یک طرح کلی، مکه را مرکز حساب کرده و از همه سرزمینهای اسلامی، راهی به سوی آن گشود.
این راهها باید به راههای اصلی و فرعی تقسیم شود. دلیل آن هم این است، که گروههایی که طالب حج از هر شهری بودند، راههایی را میپیمودند تا به نقطهای برسند که در آنجا کاروانهای بزرگ شکل میگرفت. پس از آن بود که به تدریج مسیرهای گوناگون در شهرهایی که موقعیت نزدیکی به حجاز داشتند، به یکدیگر متصل میشدند. از آن پس راههای اصلی حج از آن شهرها آغاز شده و کاروانهای بزرگ به راه میافتاد.
در قرون میانه اسلامی، چند شهر اصلی بودند که حجاج بقیه مناطق به آن شهرها آمده و از آنجا در کنار دیگر حجاج راهی حرمین میشدند.
1ـ راه عراق از شهرهای کوفه و بغداد و نجف
نخستین راهی که از آن باید به عنوان یک راه کلیدی برای حج یاد کرد، راه عراق است. عراق پس از شام، دومین منطقهای بود که به دست مسلمانان فتح شد. به دنبال آن، شهرهای بصره و کوفه پایهگذاری شد و شمار زیادی از اصحاب پیامبر(ص) و همین طور مسلمانانی که از نقاط گوناگون جزیرةالعرب به عراق آمده بودند، در این شهرها ساکن شدند. بلافاصله پس از آن بود که آنان میباید برای حج و یا بازدید از خانوادههای خود، راهی حجاز یا یمن میشدند. راهی که از گذشته میان حجاز و عراق بود و به احتمال، اعراب حجاز از آن راه به شهر «حیره» میآمدند، دوباره آباد شد و این بار به طور گستردهتر مورد استفاده قرار گرفت. برای نزدیک به دو قرن، کوفه مرکز ثقل اجتماع کاروانیان برای رفتن به عراق بود. در این راه، نام منازلی چون زرود، ثعلبیه، عذیب و قادسیه را میبینیم و جمعا 27 منزل اصلی در این مسیر وجود داشت.
در تمام این مدت، مسلمانانی که در شرق اسلامی بودند در عراق اجتماع کرده و از راه عراق به سمت حجاز میرفتند، به تدریج و پس از تأسیس بغداد از اهمیت کوفه کاسته شد و این شهر به عنوان مرکز خلافت محل اجتماع سالانه کاروان حج بود که با حمایت دولت عباسی و امیرالحاجی که از طرف این دولت منصوب میشد، به حج میرفت. این راه خود مسئول خاصی داشت که باید آن را آباد نگاه میداشت.
در دورانی که بغداد از مرکزیت افتاد، شهر نجف به عنوان مرکز اجتماع زایران خانه خدا بود. این وضعیت به ویژه از قرن دهم تا اوایل قرن چهاردهم ادامه داشت. این زمانی بود که به ویژه دولت صفوی تشکیل شده و سایه این دولت روی سر عراق گسترانده شد. از پس حجاج ایرانی بخصوص در بخشهای مرکزی ایران از این راه استفاده میکردند. آنان تلاش میکردند در رفت یا برگشت یا هر دو از عتبات نیز بگذرند.
ایرانیان از دیرباز از همین راه استفاده میکردند، اما زمانی که اوضاع ناامن بود، ممکن بود از راه شام عازم حج شوند؛ یعنی نخست به حلب و دمشق رفته و سپس عازم مدینه و مکه میشدند.
2ـ راه شام
راه مهم دیگری که از آن نیز باید به عنوان یکی از قدیمیترین راههای حج یاد کرد راه شام است. اعراب پیش از اسلام به ویژه قریش از این راه استفاده فراوان تجاری میکردند. اهالی یمن هم برای رسیدن به شام نخست به سوی مکه آمده و از آنجا از همین راه به شام میرفتند. پس از اسلام و محکمتر شدن ارتباط میان شام و حجاز، و به ویژه برای حج، رفت و آمد از این راه بیشتر شده و آباد شد. در میان این راه، منازل بیشماری وجود داشت که غالب آنها یا در آبادیها و یا بر سر چاهها بود و عمده آنها 23 منزل اصلی است. طبیعی است که در دورههای گوناگون گاه مسیرها اندک تغییری داشت. این به آب و آبادی و یا عنایت خاص ملوک و سلاطین بستگی داشت. شهرهای علا، قلعه تبوک، آثار حجر مربوط به صالح پیامبر (ص) از جمله آن منازل است که برخی به مرور به صورت یک شهر درآمد. این راهی بود که مورد استفاده مسلمانان بیشماری از منطقهای وسیع که به آن شامات گفته میشود و امروزه شامل چندین کشور است، قرار میگرفت. شام همیشه کاروان مستقل خود را داشت و «محمل»؛ یعنی هودج بزرگ و تزیین شده و با شکوهی که روی شتری گذاشته شده و به حج آورده میشد، عنوان علامت این کاروان بود که از آن با نام محمل شام شریف یاد میشد.

3 ـ راه مصریان
مصریان نیز برای آمدن به حج راه مخصوص خود را داشتند. روزگاری طولانی از زمان طولونیان و سپس فاطمیان، و بعدها ممالیک، حرمین زیر سلطه مصر بود و اقتصاد حرمین از ناحیه کمکهای مصریان تأمین میشد. آنان با شکوه تمام از فسطاط به سمت قاهره حرکت کرده رو به جنوب میآمدند. در دو قرن بندری بر ساحل غربی دریای سرخ با نام «عیذاب» بود که حجاج مصری از آن بندر سوار کشتی شده به این سوی دریا آمده و از جده عازم مکه میشدند، اما پس از رفع موانع به ویژه باز پس گرفتن ایله (عقبه) از صلیبیان دوباره این مسیر مورد استفاده قرار گرفت و بندر عیذاب به تدریج نابود شد.
راه حجاج مصری از شمالیترین نقطه دریای سرخ و از حاشیه غربی این دریا با گذر از سینا به سمت نخل بود. در واقع آنان این راه را به سمت جنوب و تا مکه ادامه میدادند. برای این مسیر هم منازل فراوانی است که در کتابهای خاص به ویژه سفرنامههای فراوان از آنها یاد شده است. مصریان نیز محمل خاص خود را داشتند.
4 ـ حجاج مغربی
حجاج مغربی و دیگر بلاد افریقیه از الجزایر و پیش از آن از اندلس راه طولانی را برای رسیدن به اسکندریه و قاهره پشت سر گذارده و سپس همراه کاروان مصریان یا اندکی پیش و پس از آنان، راهشان را از همان راه مصریان به سوی مکه ادامه میدادند. راهی که حجاج مغربی و افریقی برمیگزیدند، یک بار مسیر دریایی از سمت صقلیه و سیسل و رسیدن به اسکندریه و از آنجا از راه زمینی بود و بار دیگر از راه خشکی مسیری را در شمال قاره سیاه رفته و عازم قاهره میشدند. هر بار به دلیل مشکلات سیاسی ممکن بود راههای طولانیتری را هم انتخاب کنند. مغربیها با وجود دوری، راه نفوذی فراوان در مکه داشتند و شمار زیادی از آنان در مدینه ساکن شده بودند. در یک مقطع تاریخی بیشتر خواجگان حرم نبوی، از مغربیها بودند.
5 ـ راه یمن
یمن نیز از نخستین مناطقی بود که مردمانش به اسلام گرویدند و قبایل ساکن در آن که فراوان هم بودند، به عراق و شام منتقل شدند. این منطقه همیشه علاقهمند به اسلام بوده و شمار فراوانی از آنان برای کار و عبادت به مکه آمده در آنجا ماندگار میشدند. یمن در امر حج تأثیر خاص خود را داشت و در دورههایی بر مکه تسلط هم داشت.
حجاج یمن دو راه برای رسیدن به مکه داشتند؛ یکی راه داخلی و دیگری راه ساحلی دریای سرخ. راه ساحلی از صنعا تا مکه شامل 21 منزل بود، اما راه داخلی از صنعا به صعده میآمد و با گذر از راههای کوهستانی و گذر از عسیر و جرش و بیشه و تباله و تربه به قرن المنازل میرسید.
آنان در مواردی از راه سومی که راه دریایی بود نیز استفاده کرده از سواحل یمن سوار بر کشتی شده در جده یا ینبع پیاده شده و به مکه یا مدینه میآمدند.
6 ـ راه لحسا یا عمان
سرزمینهای سواحل جنوبی خلیج فارس از دیر زمان سرزمینهایی با ساکنانی از قبایل عرب و مهاجران ایرانی بوده و در بسیاری از دورههای تاریخی زیر سلطه مستقیم ایران قرار داشته است. عمان و بحرین به معنای کهن آن شامل بیشتر مناطق ساحلی تا نزدیکی بصره، به طور معمول از راهی به نام لحسا عازم حج میشدند. این مسیر از احساء به سمت بخش مرکزی جزیرةالعرب؛ یعنی بریده و حایل رفته و از آنجا به سمت مکه میرفت. این راه طولانی و بسیار خطرناک بود. در این اواخر مسافران این راه از ریاض هم میگذشتند. شماری از مردم این نواحی از سواحل اقیانوس هند به سمت حضرالموت رفته از آنجا عازم یمن شده و با کاروان یمنیان از سواحل دریای سرخ عازم مکه میشدند.
7 ـ حجاج استانبول
با گشوده شدن استانبول در نیمه قرن نهم هجری و استقرار مرکزیت دولت عثمانی در آنجا، از این شهر نیز کاروان بزرگی به سمت حجاز حرکت میکرد. نیمه دوم این راه همان راه شام بود، اما این کاروان بزرگی بود که جمعیت فراوان ترکان و حمایت دولت عثمانی پشت سر آنان بود. کاروان مزبور حرکت خود را از استانبول آغاز کرده به سمت قونیه میآمد. سپس از آنجا به سمت شهرهای ساحلی دریای مدیترانه آمده و در راه جنوب خود عازم شام میشد و سپس همراه محمل شام به حرمین میآمد. ترکان عثمانی نیز محمل خاص خود را داشتند. بعدها که راه دریا باز شد، محمل عثمانی با کشتی به سوی جده میآمد. در این دوره به تدریج راه خشکی که از میان آسیای صغیر میگذشت و به شام میآمد متروک شد.
8 ـ راه دریایی ایرانیان
از دیرباز حجاج ایرانی از راه دریایی نیز برای رفتن به حج استفاده میکردند. این راه از طریق بنادر خلیج فارس از بصره تا بوشهر به سمت دریای عمان و از آنجا در اقیانوس هند به سمت سواحل عدن و با گذر از دماغه امید نیک و رفتن به دریای سرخ و رسیدن به جده بود. این راه به ویژه پس از به راه افتادن کشتیهای بخار و آمدن کشتیهای کمپانیهای فرنگی به این مناطق جدیتر شد. به طور معمول، حجاج مناطق جنوبی ایران یا به بندر بوشهر رفته و از آنجا عازم میشدند یا به عتبات رفته از آنجا به سمت جنوب عراق رفته، از بصره وارد خلیج فارس شده و این مسیر طولانی را میگذراندند. با رایج شدن استفاده از این راه دریایی، استفاده از راه جبل بسیار کم و کمتر شد.
9 ـ راه حجاج شمالی ایران و حجاج ماوراءالنهر
حجاج ماوراءالنهر در دورهای که حکومت صفوی در ایران پدید آمد، نتوانستند از ایران بگذرند، به ناچار از راه دور زدن دریای مازندران به سمت دریای سیاه آمده، از آنجا به استانبول رفته و با کاروان استانبول عازم حرمین میشدند. آنان بعدها در دوره روسها نیز همواره مشکل داشتند. در زمانی که راه جبل؛ یعنی راه عراق، راهی خطرناک تلقی میشد و به ویژه کشتیهای بخار نیز در دریاها آغاز به کار کردند، شماری از ایرانیان بخصوص از تهران به سمت شمال و نیز از آذربایجان و خراسان، ترجیح میدادند تا به روسیه رفته از آنجا عازم حج شوند. این راه در نیمه دوم دولت قاجاری، راهی بسیار معمول بود و بسیاری از سفرنامههایی که ما از این دوره داریم، توسط کسانی نوشته شده که از این راه استفاده کردهاند.
مصریان نیز برای آمدن به حج راه مخصوص خود را داشتند. روزگاری طولانی از زمان طولونیان و سپس فاطمیان، و بعدها ممالیک، حرمین زیر سلطه مصر بود و اقتصاد حرمین از ناحیه کمکهای مصریان تأمین میشد. آنان با شکوه تمام از فسطاط به سمت قاهره حرکت کرده رو به جنوب میآمدند. در دو قرن بندری بر ساحل غربی دریای سرخ با نام «عیذاب» بود که حجاج مصری از آن بندر سوار کشتی شده به این سوی دریا آمده و از جده عازم مکه میشدند، اما پس از رفع موانع به ویژه باز پس گرفتن ایله (عقبه) از صلیبیان دوباره این مسیر مورد استفاده قرار گرفت و بندر عیذاب به تدریج نابود شد.
راه حجاج مصری از شمالیترین نقطه دریای سرخ و از حاشیه غربی این دریا با گذر از سینا به سمت نخل بود. در واقع آنان این راه را به سمت جنوب و تا مکه ادامه میدادند. برای این مسیر هم منازل فراوانی است که در کتابهای خاص به ویژه سفرنامههای فراوان از آنها یاد شده است. مصریان نیز محمل خاص خود را داشتند.
4 ـ حجاج مغربی
حجاج مغربی و دیگر بلاد افریقیه از الجزایر و پیش از آن از اندلس راه طولانی را برای رسیدن به اسکندریه و قاهره پشت سر گذارده و سپس همراه کاروان مصریان یا اندکی پیش و پس از آنان، راهشان را از همان راه مصریان به سوی مکه ادامه میدادند. راهی که حجاج مغربی و افریقی برمیگزیدند، یک بار مسیر دریایی از سمت صقلیه و سیسل و رسیدن به اسکندریه و از آنجا از راه زمینی بود و بار دیگر از راه خشکی مسیری را در شمال قاره سیاه رفته و عازم قاهره میشدند. هر بار به دلیل مشکلات سیاسی ممکن بود راههای طولانیتری را هم انتخاب کنند. مغربیها با وجود دوری، راه نفوذی فراوان در مکه داشتند و شمار زیادی از آنان در مدینه ساکن شده بودند. در یک مقطع تاریخی بیشتر خواجگان حرم نبوی، از مغربیها بودند.
5 ـ راه یمن
یمن نیز از نخستین مناطقی بود که مردمانش به اسلام گرویدند و قبایل ساکن در آن که فراوان هم بودند، به عراق و شام منتقل شدند. این منطقه همیشه علاقهمند به اسلام بوده و شمار فراوانی از آنان برای کار و عبادت به مکه آمده در آنجا ماندگار میشدند. یمن در امر حج تأثیر خاص خود را داشت و در دورههایی بر مکه تسلط هم داشت.
حجاج یمن دو راه برای رسیدن به مکه داشتند؛ یکی راه داخلی و دیگری راه ساحلی دریای سرخ. راه ساحلی از صنعا تا مکه شامل 21 منزل بود، اما راه داخلی از صنعا به صعده میآمد و با گذر از راههای کوهستانی و گذر از عسیر و جرش و بیشه و تباله و تربه به قرن المنازل میرسید.
آنان در مواردی از راه سومی که راه دریایی بود نیز استفاده کرده از سواحل یمن سوار بر کشتی شده در جده یا ینبع پیاده شده و به مکه یا مدینه میآمدند.
6 ـ راه لحسا یا عمان
سرزمینهای سواحل جنوبی خلیج فارس از دیر زمان سرزمینهایی با ساکنانی از قبایل عرب و مهاجران ایرانی بوده و در بسیاری از دورههای تاریخی زیر سلطه مستقیم ایران قرار داشته است. عمان و بحرین به معنای کهن آن شامل بیشتر مناطق ساحلی تا نزدیکی بصره، به طور معمول از راهی به نام لحسا عازم حج میشدند. این مسیر از احساء به سمت بخش مرکزی جزیرةالعرب؛ یعنی بریده و حایل رفته و از آنجا به سمت مکه میرفت. این راه طولانی و بسیار خطرناک بود. در این اواخر مسافران این راه از ریاض هم میگذشتند. شماری از مردم این نواحی از سواحل اقیانوس هند به سمت حضرالموت رفته از آنجا عازم یمن شده و با کاروان یمنیان از سواحل دریای سرخ عازم مکه میشدند.
7 ـ حجاج استانبول
با گشوده شدن استانبول در نیمه قرن نهم هجری و استقرار مرکزیت دولت عثمانی در آنجا، از این شهر نیز کاروان بزرگی به سمت حجاز حرکت میکرد. نیمه دوم این راه همان راه شام بود، اما این کاروان بزرگی بود که جمعیت فراوان ترکان و حمایت دولت عثمانی پشت سر آنان بود. کاروان مزبور حرکت خود را از استانبول آغاز کرده به سمت قونیه میآمد. سپس از آنجا به سمت شهرهای ساحلی دریای مدیترانه آمده و در راه جنوب خود عازم شام میشد و سپس همراه محمل شام به حرمین میآمد. ترکان عثمانی نیز محمل خاص خود را داشتند. بعدها که راه دریا باز شد، محمل عثمانی با کشتی به سوی جده میآمد. در این دوره به تدریج راه خشکی که از میان آسیای صغیر میگذشت و به شام میآمد متروک شد.
8 ـ راه دریایی ایرانیان
از دیرباز حجاج ایرانی از راه دریایی نیز برای رفتن به حج استفاده میکردند. این راه از طریق بنادر خلیج فارس از بصره تا بوشهر به سمت دریای عمان و از آنجا در اقیانوس هند به سمت سواحل عدن و با گذر از دماغه امید نیک و رفتن به دریای سرخ و رسیدن به جده بود. این راه به ویژه پس از به راه افتادن کشتیهای بخار و آمدن کشتیهای کمپانیهای فرنگی به این مناطق جدیتر شد. به طور معمول، حجاج مناطق جنوبی ایران یا به بندر بوشهر رفته و از آنجا عازم میشدند یا به عتبات رفته از آنجا به سمت جنوب عراق رفته، از بصره وارد خلیج فارس شده و این مسیر طولانی را میگذراندند. با رایج شدن استفاده از این راه دریایی، استفاده از راه جبل بسیار کم و کمتر شد.
9 ـ راه حجاج شمالی ایران و حجاج ماوراءالنهر
حجاج ماوراءالنهر در دورهای که حکومت صفوی در ایران پدید آمد، نتوانستند از ایران بگذرند، به ناچار از راه دور زدن دریای مازندران به سمت دریای سیاه آمده، از آنجا به استانبول رفته و با کاروان استانبول عازم حرمین میشدند. آنان بعدها در دوره روسها نیز همواره مشکل داشتند. در زمانی که راه جبل؛ یعنی راه عراق، راهی خطرناک تلقی میشد و به ویژه کشتیهای بخار نیز در دریاها آغاز به کار کردند، شماری از ایرانیان بخصوص از تهران به سمت شمال و نیز از آذربایجان و خراسان، ترجیح میدادند تا به روسیه رفته از آنجا عازم حج شوند. این راه در نیمه دوم دولت قاجاری، راهی بسیار معمول بود و بسیاری از سفرنامههایی که ما از این دوره داریم، توسط کسانی نوشته شده که از این راه استفاده کردهاند.
