خاویر آگیره بیشتر عمل کرد و کمتر حرف زد اما وقتی باید حرف اول و آخر را می‌زد، چمدان‌هایش را بست و رفت. جدایی مردی که تصویرش روی نیمکت تیم ملی مکزیک در جام جهانی 2002 یادآور یکه‌بزن‌های سینما بود، چندان عجیب به نظر نمی‌رسید.
به نوشته خراسان، ممکن است به چه کسی بر بخورد؟ مطبوعات و روزنامه‌های زرد؟ نه! آگیره مرد محبوب آن‌‌ها تلقی نمی‌شد. هواداران آتلتیکومادرید؟ نه! سردی مزاج او با گرمی و شور کارگران سنت کریستدبال در تضاد بود و از طرفی دستاوردی درخور رویاپردازی حاضران همیشگی در ویسنته کالدرون نداشت. روشنفکران؟ پوپولیست‌ها؟ نه! نه! آگیره مدام آستین بالا می‌زد و در مادرید شناسه اصلی یک روشنفکر، حرکت‌های اوست نه اعمالش. پوپولیست‌ها وی را یک مکزیکی بدون سلاح می‌دانستند چون نه زبان نیش‌داری داشت و نه شور آتلانتیکی را القا می‌کرد.
از کجا شروع کرد؟
آگیره، اول دسامبر 1958 در مکزیکوسیتی به دنیا آمد و قبل از این‌که در اواسط نخستین دهه قرن بیست و یکم به عنوان معروف‌ترین مربی مکزیکی فعال در باشگاه‌های جهان معرفی شود، روزهای تلخ و شیرینی را تجربه کرد. آمریکا، چیواس،‌آتلانته، اوساسونا و لس‌آنجلس آزتک تمام ایستگاه‌های دوران بازیگری بازیکن ناکام تیم ملی مکزیک بودند. او در 59 بازی ملی بین سال‌های 1983 تا 1992، 13 بار دروازه رقبای سبزپوشان را به لرزه درآورد. سرخ‌پوستان دوآتشه به یاد می‌آوردند اخراج آگیره در جدال مرحله یک‌چهارم نهایی جام جهانی 1986 مقابل اسپانیا چگونه به قیمت شکست میزبان تمام شد. آگیره، بکام نبود پس کسی کاری به کارش نداشت.
در عرصه مربی‌گری
خاویر اندکی پس از آویختن کفش‌ها، کت و شلوار مربی‌گری به تن کرد. آتلانته اولین گام این عرصه تلقی می‌شد و پاچوکا جایی برای پرواز. قهرمانی همراه این تیم در سال 1999 طعمی به شیرینی نشستن روی نیمکت ملی مکزیک داشت. شکست تلخ مقابل آمریکا در مرحله یک هشتم نهایی جام جهانی 2002 خشم مکزیکی‌ها را برانگیخت.
آن‌ها به دشمن سیاسی خود باخته بودند؛ تیمی که قبل از بازی اصلا به حسابش نمی‌آوردند. 8 سال قبل‌تر، آمریکا چنین بلایی را بر سر کلمبیا (دیگر دشمن سنتی یانکی‌ها) آورد و اسکوبار به دلیل ثبت یک گل به خودی زیبا قربانی خشم مردم کشور کوکائین شد. آگیره، اسکوبار هم نبود پس هر چند مقصر شکست نام گرفت اما از ترور جان سالم به در برد!
او چند سال بعد اوساسونا را به رقابت‌های اروپایی بازگرداند. این بار بی‌سر و صدایی و سکوت درنهایت به ضرر او تمام شد چون فریاد لیاقتش به گوش نرسید و به آتلتیکومادرید رفت. آگیره تیم دوم پایتخت اسپانیا را تکان داد. آتلتیکو روی کاکل ستارگانی مانند آگرو، فورلان و ... می‌‌چرخید. کمتر کسی نقش خاویر را در شکستن طلسم 12 ساله راهیابی به لیگ قهرمانان جدی گرفت. همین نادیده گرفتن‌ها، همین نشنیدن‌ها باعث شد چند نتیجه بد، شیرینی روزهای پرخاطره گذشته را از یادها ببرد.
آگیره به دستور انریکه سرسو راه خروج را در پیش گرفت. نمی‌دانیم آیا رئیس فعلی هم مانند خیل (قدرتمندترین مدیر چند دهه اخیر آتلتیکو) از حیوان‌های خانگی خود مشورت گرفت یا از سرمایه‌گذاران بی‌صبر و جاه‌طلب (به معنای منفی کلمه) نظر خواست. به هر حال داستان آگیره فعلا تمام شده و باید دید آبل روسیتو سرمربی سابق لوانته و مورسیا که به اعتقاد سرسو در مقطع فعلی می‌تواند ناجی تیم باشد، چه کار می‌کند! خاویر چه زمانی دوباره آستین را بالا می‌زند؟
برش آگیره درباره دلایل تصمیم هیئت مدیره آتلتیکو گفت: «درنهایت با یکدیگر به توافق رسیدیم. من مشکل اصلی آتلتیکو بودم. گاهی اوقات جدایی آسان‌ترین کار ممکن است.»

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین