سرانجام پسر روسی از آنچه دام زنیت نامیده میشد، رهایی یافت و به آرزوی خود مبنی بر پوشیدن پیراهن یک باشگاه بزرگ جامه عمل پوشاند. او که با درخشش در ترکیب قهرمان سوپر جام اروپا، یکی از عوامل قهرمانی زنیت در جام یوفا نام گرفت، طی شبهای یورو 2008 نه یکی بلکه تنها کارگردان موفقیت چشمگیر روسها بود.
به نوشته خراسان، نمیتوانستید در خیابانهای روسیه راه بروید و درباره نابودگر هلند طلایی فانباستن چیزی نشنوید. تداوم این شور و حال و هجمه تبلیغها، مستلزم پرش بلند آرشاوین از برکه مسکو به دریای اروپای مدرن بود؛ اتفاقی که بنیان قهرمان یوفا را به هم میریخت.
شاید به همین دلیل آن همه قیل و قال به وجود آمد و زنیت در فروش ستاره رو به زوال تعلل کرد. اکنون آندری میتواند بابت یک انتخاب مناسب خوشحال باشد. چه تیم دیگری غیر از آرسنال مأمن بازیکنان آرزومند به پیشرفت، جوانان مستعد و ستارههای رها شده از استبداد باشگاه قبلی است؟ روشن نیست آرشاوین در جمع هافبک-مهاجمهای توپچیها جای ثابتی به دست میآورد یا نه اما شاید فاکتور دوندگی (یکی از حلقههای مفقود آرسنال در فصل جاری) چون لنگه کفشی در برهوت امیریتس، تضمینی برای آینده درخشان وی در لیگ برتر باشد.
... و اکنون آیندهای مبهم
پسر متولد 29 می 1981 در حالی با 237 بازی و 51 گل زده زنیت را ترک کرد که دو قهرمانی لیگ و یک جام حذفی روسیه را در کارنامه دارد. او سال 2008 نیز بر جام یوفا و سوپر جام بوسه زد. بین این دو فتح بزرگ فاصله زمانی زیادی وجود داشت؛ فاصلهای به عمق اوج و حضیض ستاره یورو. او در هیبت بازیکن قهرمان جام یوفا، نوید تولد پدیده را میداد؛ هرچند چندین ماه پس از حضور در ترکیب تیم منتخب یورو 2008، دیگر آن جوان باانگیزه نبود.
آرسنال اجازه خرید وی را نداشت و زنیت به یاد روزهای تجارت بسته دنیا میخواست خاطره اقدام سانتوز مبنی بر امضای قراردادی ابدی با پله را زنده کند. عهد آنها نشکستنی تلقی نمیشد. حداقل برای پسری که در شب فروپاشی امپراتوری ظاهرا خللناپذیر شوروی سابق حدود 10 سال و 7 ماه سن داشت، هیچ تابویی ماندگار نبود؛ حتی تابوی نام آرسنال، البته هنگام ترک این تیم به مقصد نامعلوم دیگری. آرسن ونگر در ساختن جوانان تخصص ویژهای دارد.
از طرفی کمتر دیده شده ستارهها در مکتب معلمی به نام ونگر توفیق زیادی به دست آورده باشند. آرشاوین این نکتهها را میداند. آنری، امانوئل پتی، مارک اورمارس، پاتریک ویرا و ... همگی پس از تجربه یک سرخوردگی کامل به هایبوری پای گذاشتند و اولین تیم طلایی دوران حکومت ونگر را تشکیل دادند. در سوی مقابل چند بازیکن کلیدی سایر تیمها به محض پوشیدن پیراهن تیم پایتخت انگلیس هم خود و هم تیمشان را تا مرز نابودی پیش بردند.
آرشاوین به لطف تنوع تاکتیکی هم میتواند یادآور یک پدیده باشد و هم در قامت بزرگ دنیای فوتبال مثل تزارها در زمین آرسنال بدود. به نظر میرسد بهتر باشد او نقش اول را بر عهده بگیرد. آندری فلسفه ونگر را دوست دارد: «به آرسنال پیوستم چون همواره از طرفداران سیستم ونگر بودهام. او و عده زیادی از بازیکنان تیمم را دوست دارم.» این هوادار مقطعی آرسنال ادامه داد: «پس از ملاقات با ونگر، لحظه به لحظه سرنوشت توپچیها را تعقیب کردم. سرمربی فرانسوی همیشه میگفت هر چه زودتر به آرسنال بیا. او در من اعتماد به نفس به وجود آورد و حالا با همان جسارت و به عنوان مرد سال فوتبال روسیه از دوستداران باشگاه جدیدم میخواهم به من و آرسنال ایمان داشته باشند.»
برش کوتاه
قرارداد آرشاوین و آرسنال ساعت 16 و 55 دقیقه به وقت گرینویچ (5 دقیقه قبل از پایان مهلت نقل و انتقالات) امضا شد. سران تیم لندنی از مبلغ قرارداد سخنی به زبان نیاوردهاند اما آگاهان از انعقاد قراردادی سه و نیم ساله به ارزش 15 میلیون پوند میگویند.
به نوشته خراسان، نمیتوانستید در خیابانهای روسیه راه بروید و درباره نابودگر هلند طلایی فانباستن چیزی نشنوید. تداوم این شور و حال و هجمه تبلیغها، مستلزم پرش بلند آرشاوین از برکه مسکو به دریای اروپای مدرن بود؛ اتفاقی که بنیان قهرمان یوفا را به هم میریخت.
شاید به همین دلیل آن همه قیل و قال به وجود آمد و زنیت در فروش ستاره رو به زوال تعلل کرد. اکنون آندری میتواند بابت یک انتخاب مناسب خوشحال باشد. چه تیم دیگری غیر از آرسنال مأمن بازیکنان آرزومند به پیشرفت، جوانان مستعد و ستارههای رها شده از استبداد باشگاه قبلی است؟ روشن نیست آرشاوین در جمع هافبک-مهاجمهای توپچیها جای ثابتی به دست میآورد یا نه اما شاید فاکتور دوندگی (یکی از حلقههای مفقود آرسنال در فصل جاری) چون لنگه کفشی در برهوت امیریتس، تضمینی برای آینده درخشان وی در لیگ برتر باشد.
... و اکنون آیندهای مبهم
پسر متولد 29 می 1981 در حالی با 237 بازی و 51 گل زده زنیت را ترک کرد که دو قهرمانی لیگ و یک جام حذفی روسیه را در کارنامه دارد. او سال 2008 نیز بر جام یوفا و سوپر جام بوسه زد. بین این دو فتح بزرگ فاصله زمانی زیادی وجود داشت؛ فاصلهای به عمق اوج و حضیض ستاره یورو. او در هیبت بازیکن قهرمان جام یوفا، نوید تولد پدیده را میداد؛ هرچند چندین ماه پس از حضور در ترکیب تیم منتخب یورو 2008، دیگر آن جوان باانگیزه نبود.
آرسنال اجازه خرید وی را نداشت و زنیت به یاد روزهای تجارت بسته دنیا میخواست خاطره اقدام سانتوز مبنی بر امضای قراردادی ابدی با پله را زنده کند. عهد آنها نشکستنی تلقی نمیشد. حداقل برای پسری که در شب فروپاشی امپراتوری ظاهرا خللناپذیر شوروی سابق حدود 10 سال و 7 ماه سن داشت، هیچ تابویی ماندگار نبود؛ حتی تابوی نام آرسنال، البته هنگام ترک این تیم به مقصد نامعلوم دیگری. آرسن ونگر در ساختن جوانان تخصص ویژهای دارد.
از طرفی کمتر دیده شده ستارهها در مکتب معلمی به نام ونگر توفیق زیادی به دست آورده باشند. آرشاوین این نکتهها را میداند. آنری، امانوئل پتی، مارک اورمارس، پاتریک ویرا و ... همگی پس از تجربه یک سرخوردگی کامل به هایبوری پای گذاشتند و اولین تیم طلایی دوران حکومت ونگر را تشکیل دادند. در سوی مقابل چند بازیکن کلیدی سایر تیمها به محض پوشیدن پیراهن تیم پایتخت انگلیس هم خود و هم تیمشان را تا مرز نابودی پیش بردند.
آرشاوین به لطف تنوع تاکتیکی هم میتواند یادآور یک پدیده باشد و هم در قامت بزرگ دنیای فوتبال مثل تزارها در زمین آرسنال بدود. به نظر میرسد بهتر باشد او نقش اول را بر عهده بگیرد. آندری فلسفه ونگر را دوست دارد: «به آرسنال پیوستم چون همواره از طرفداران سیستم ونگر بودهام. او و عده زیادی از بازیکنان تیمم را دوست دارم.» این هوادار مقطعی آرسنال ادامه داد: «پس از ملاقات با ونگر، لحظه به لحظه سرنوشت توپچیها را تعقیب کردم. سرمربی فرانسوی همیشه میگفت هر چه زودتر به آرسنال بیا. او در من اعتماد به نفس به وجود آورد و حالا با همان جسارت و به عنوان مرد سال فوتبال روسیه از دوستداران باشگاه جدیدم میخواهم به من و آرسنال ایمان داشته باشند.»
برش کوتاه
قرارداد آرشاوین و آرسنال ساعت 16 و 55 دقیقه به وقت گرینویچ (5 دقیقه قبل از پایان مهلت نقل و انتقالات) امضا شد. سران تیم لندنی از مبلغ قرارداد سخنی به زبان نیاوردهاند اما آگاهان از انعقاد قراردادی سه و نیم ساله به ارزش 15 میلیون پوند میگویند.