دکتر محسن رضایی
گورباچف، اوباما و دست غیبی
هنگامی که آقای گورباچف در روسیه به قدرت رسید کسی باور نمی‌کرد که تحول عظیمی‌ در راه هست. یادم هست که امام(ره) تصمیم گرفتند برای ایشان نامه‌ای بنویسند، عده‌ای از مسئولان کشور ابهام داشتند. تحلیل برخی از افراد این بود که گورباچف از دل نظام کمونیستی بیرون آمده و از کمونیست‌های با سابقه است. ظاهراً امام(ره) پس از مشورت با مسئولان و حتی اصلاح برخی از عبارات و جملات، نامه را برای گورباچف فرستادند. حوادث بعدی نشان داد حضرت امام خمینی (ره) تشخیص به موقع و درستی داده بودند، و دولت و ملت ایران از این تشخیص بهره های فراوانی بردند.
آیا آقای اوباما هم پدیده‌ای از این نوع است؟
باراک حسین اوباما

هنگامی که آقای بوش به افغانستان و سپس عراق حمله کرد و صحبت از جنگ‌های صلیبی جدید در تحلیل‌ها و ادبیات سیاسی رایج گشت و حتی نخست‌وزیر ایتالیا مسلمانان را گروهی وحشی و بی‌تمدن خواند، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که شش سال بعد یک فردی سیاهپوست از درون یک خانواده مسلمان، رهبری آمریکا را برعهده خواهد گرفت. اگرچه دین آقای اوباما در پرده‌ای از ابهام هست و معروف شده که ایشان مسلمان نیست، ولی مسأله این است که ایشان از درون یک خانواده اسلامی بیرون آمده و عمویش مؤذن یکی از مساجد آفریقاست و اغلب فامیل‌هایش مسلمانند. تا همین‌جا یک پیروزی بزرگ برای مسلمانان پدید آمده است. چه آقای اوباما مسیحی باشد، یا حتی بی‌دین، به‌هرحال یک فردی به نام حسین رهبری آمریکا را بر عهده گرفته است؛ آمریکایی که قصد داشت تمامی جهان اسلام را تسخیر کند و تا نیمه راه هم رفته بود.
طرح عملیاتی بوش

بوش پس از اشغال افغانستان با شعار مبارزه با تروریسم و اشغال عراق با شعار تحقق دموکراسی و مبارزه با سلاح‌های کشتار جمعی با فشار به ارتش اسرائیل قصد اشغال لبنان را در پیش گرفت و یک دولت یاغی را در بیروت آماده کرده بود که به محض موفقیت اسرائیل، حزب‌الله را خلع سلاح کنند و سپس نیروهای آمریکا وارد لبنان شوند و اسرائیل را بیرون کنند و لبنان هم با شعار آزادی به تسخیر آمریکا درآید، آنگاه موج بعدی حملات آمریکا به سوریه و ایران شروع شود. سوریه بین عراق و لبنان اشغال شده فشرده می‌شد و احتمالاً از داخل سوریه هم کارهایی می‌کردند و سوریه را می‌گرفتند سپس با حملات هوایی علیه ایران و محاصره دریایی و هوایی ایران پیش می‌رفتند و سرانجام تغییر رژیم در ایران و یا تسلیم کردن ایران را به پایان می‌بردند. با این کار آمریکا سواحل دریای مدیترانه را به مرزهای چین وصل می‌کرد و هژمونی آمریکا در سطح جهان به عنوان ابرقدرت مسلط حاکم می‌شد و ساختار سازمان ملل و شورای امنیت را به نفع خود تغییر می‌دادند. ولی آقای بوش در میانه راه بازماند، سیاست خارجی منطقی ایران و مقاومت حزب‌الله در لبنان و عدم همراهیِ افکار عمومی مردم جهان و ملت آمریکا و دولت‌های روسیه و چین با آمریکا از عوامل اصلی شکست طرحِ آمریکا بودند، رهبری ایران با اصرار بر ایستادگی منطقی و جلوگیری از ماجراجویی و شعارهای تندی که بهانه حمله آمریکا به ایران را فراهم می‌کرد و رایزنی‌های دیپلماتیک ایران با سولانا و اروپایی‌ها نقش مهمی در متوقف کردن ماشین جنگی آمریکا داشت. هم ایستادگی و هم برخورد منطقی، هر دو در خنثی کردن امواج بعدی حملات آمریکایی‌ها به ایران مؤثر بود. آمریکا طی سال‌های 2006 تا 2008 چند بار تمامی امکانات نظامی و امنیتی را برای حمله به ایران آماده کرد ولی در آستانه حمله منصرف شد. البته نقش آمادگی در نیروهای مسلح ایران برای دفاع از ایران نیز بسیار مهم بوده است. در جای مناسبی بیشتر این فرضیه را تحلیل خواهم کرد.
 
در زیر نقشه کشورهایی که قرار بوده در طرح عملیاتی بوش اشغال شوند و یا تغییر رژیم داده شوند، با رنگ زرد مشخص شده‌اند

آینده اوباما

به‌هرحال پدیده آقای اوباما از دو حال خارج نیست. یا اینکه ایشان در اثر یک برنامه کاملاً حساب‌شده‌ای از درون نظام سیاسی، استعماری آمریکا برای بازسازی چهره آمریکا بیرون آمده است و یا آنکه اوباما هم یک پدیده‌ای از نوع گورباچف و اصلاحات اساسی در نظام اقتصادی و سیاسی آمریکاست و یا آنکه در اثر دست غیبی است. نباید هیچ کدام از فرضیه‌ها را رد و یا صددرصد قبول کرد، باید منتظر علائم بیشتری بمانیم تا ببینیم چه اتفاقی می‌افتد. البته من نظراتی در این رابطه دارم ولی فعلاً زود است که آنها را طرح کنم. آینده هر چه که باشد و هر کدام از این سناریوها که درست باشد و یا نباشد؛
 
الف ـ اینکه یک سیاهپوستی از میان یک خانواده مسلمان، رهبری آمریکا را برعهده گرفته است، برای جهان اسلام یک پیروزی است.
ب ـ منفی‌گویی علیه این اتفاق و اوباما ممکن است یک کار شتابزده‌ای باشد که همراه با خسارت برای کشورمان باشد.

اخبار زیر حاکی است که اوباما متفاوت با گذشته است:

1ـ خانم لیونی اعلان کرده است که: دولت اوباما برای ما تهدید نیست.
2ـ چنی معاون اول بوش گفته است که: من نگران سیاست‌های رئیس‌جمهوری باراک اوباما هستم.
3ـ آقای اوباما در سخنرانیهای خود تا کنون مسائل زیر را اعلان کرده است:
ـ معذر‌ت‌خواهی از مسلمانان.
ـ راه‌حل فلسطین جنگ و خون‌ریزی نیست.
4ـ آمادگی گفت‌وگوی بدون پیش‌شرط با ایران و مسکوت گذاشتن ایران در لیست دشمنان آمریکا.
نتیجه:

اتفاق مهمی در آمریکا روی داده است، مشارکت فعال و هدفمند ایران در این حادثه نیازمند استراتژی و برنامه‌ای کاملاً حساب‌ شده است و از هر نوع برخورد احساسی باید جلوگیری کرد.

حال این پرسش‌ها مطرح است که آیا بر فرض آن‌که آقای اوباما واقعاً قصد اصلاحات داشته باشد:

1ـ دارای تئوری و برنامه برای اصلاحات هست؟

2ـ آیا توانایی تحقق تئوری و برنامه خود را دارد؟
مایل هستم که نظرات بینندگان را بدانم.
 
نظرات دیگر بینندگان را در صفحه نخست و صفحه دوم بخوانید.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

جناب رضائی، ای کاش بتوانید این نکات را در مراکز تصمیم گیری بالا هم بگوئید، چرا که ما هم اکنون در مملکت دچار خود گول زدن و حرکت جهت خوش آمد بعضی از افراد شده ایم.از جنابعالی که سابقه شجاعت و مبارزه در قبل و بعد از انقلاب دارید خواهشمندم این مسائل حیاتی را بدون توجه به شرایط نان به نرخ روز به آقایان بفرمایید تا انشاءال.. قبل از دیر شدن کاری انجام شود .جهت تائید حرفهای بنده به خطبه های این هفته نماز جمعه توجه بفرمائید تا ببینید آقایان در کجا سیر می کنند.

کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

ّبدون شک جضور اوباما یک فرصت است . حتی اگر این تغییرات ظاهری باشد نباید با شتاب و عجله ایمن فرصت را به تهدید تبدیل کرد . موضع گیری قبل از مذاکره و بدون منطق و تنها به دلیل آمریکایی بودن اوباما این بار فرصت مناسب را برای برخورد به آمریکایی ها می دهد . مذاکره در حالی که اوباما می گوید بدون پیش شرط است و تنها کافی است که ایران مشت هایش را بگشاید هیچ ضرری ندارد حتی اگر به نتیجه ای هم منجر نشود . پس از مذاکره می توان تصمیم گیری کرد و مذاکره به معنای تسلیم نیست

کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

اول از همه باید از نویسنده تشکر کنم که کوشیده اند خود را از قالبهای پیش ساخته رهایی بخشند. دوم انکه به نظر من بخش زیادی از موضوع به فعالیت و نوع نگرش ما مربوط خواهد بود. سوم انکه اکنون باید کوشید میان امریکا و اسراییل شکاف ایجاد کرد و این شکاف را رابطه ایران و امریکا می تواند ایجاد کند

کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

جناب آقای رضایی عزیز؛ از تحلیل ولقع بینانه شما بسیار خوشحال شدم.من معتقدم آقای اوباما پدیده ای است که بر اثر تندروی های آقای بوش اتفاق افتاد. قطعا آقای اوباما تفاوتهای اساسی با آقای بوش دارد. به طور کلی ما باید قبول کنیم که در بین دولتمردان آمریکا انسانهای محترمی هم بوده اند که سعی کرده اند در مسیر ارزشهای خودشان حرکت کنند. اما آقای اوباما به طور کلی با اسلاف خود تفاوتهای اساسی دارد. مایلم تاکید کنم که سیاهپوست بودن ایشان و مسلمان زاده بودن ایشان دو امر بسیار مهم هستند که ما باید به آن توجه داشته باشیم. انتخاب آقای اوباما قطعا یک برنامه قبلی نیست اما به هر حال ما باید بپذیریم ابزارهای وی برای تغییر محدود است. ما باید اوبامای محدود شده را به عنوان یک فرصت قبول کنیم نه اینکه او را با مواضع غیر واقع بینانه خود مایوس و ناامید کنیم. همانطور که ما قبول داریم آقای اردوان در ترکیه خیلی محدودیت دارد و نمی تواند آنگونه که تشخیص می دهد عمل کند همین شرایط را باید برای آقای اوباما در نظر بگیریم.ما باید به ایشان برای تحقق شعارهایش کمک کنیم نه اینکه این فرصت را هم برای خودمان هم برای آمریکائیان ناامید بسوزانیم. همه می دانند که ایران در این 30 ساله چه اثر عمیقی بر تحولات آمریکا داشته است. بیایید نقش خود را جدی بگیریم و ایفای آن را به دست مردان بزرگ خود -و نه تریبونهای نماز جمعه-بسپاریم. ما در شرایط بسیار خوبی قرار داریم.دشمنان ما همه ضعیف شده اند. آمریکا در شرایط بد اقتصادی قرار دارد و قطعا کمک ما به دولت اوباما برای تحقق شعارهای انسان دوستانه خود اسرائیل را منزوی و طرد خواهد کرد. برای این سیاست افراد قوی و قدر لازم است و کادر فعلی دیپلماسی ما برای این کار کوچک هستند. معتقدم اسرائیل وحشت زده است و به همین دلیل در روزهای آخر بوش به حماس حمله کرد. اسرائیل تصمیم داشت حماس را از معادلات صلح حذف کند زیرا از مواضع اوباما در هراس بود.اما به کمک خدا شرایط بر عکس شد. در شروع کار اوباما اسرائیل در نقش یک گروه ظالم و قاتل جلوه کرد و این کار را برای افراد دیپلماسی ما راحت تر خواهد کرد.همان روشی که آقای اردوان و الآن نیز آقای لاریجانی به کار بردند. آقای رضایی اداره این وضعیت را از انحصار کسانی که مانند کیهان سیاه و سفید می بینند بیرون بیاورید. شرایط در آمریکا خاکستری است.شاید بتوانیم با کمک امام عصر و حرکت درست خودمان آن را به رنگ سفید برای ایران و اسلام در بیاوریم. توکل به خدا.

کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

به نام خدا با تشکر از آقای محسن رضایی من با نظرات شما موافقم و می گویم ایشان دارای برنامه است و ما با باید از این فرصت نهایت استفاده را نمائیم و خواه ناخواه هم ما به آمریکا نیاز داریم و هم آن ها به ما نیاز دارند و همان گفته شما ایشان در یک خانواده مذهبی بزرگ شده و اگر یک ذره از خوی مسلمانی را که حتما به ارث برده باز باعث افتخار ما مسلمان ها می با شد که به نحو احسن از این فرصت در جهت مثبت استفاده کنیم و خواهشا توهین نکنیم و از این فرصت اسلا م و مملکت خود را حفظ کنیم گرچه می دانم سیاستمداران ما این را می دانند و آگاه هستند و باعث خوشحالی ما مردم ایران خواهند شد. با تشکر. کیهانیان

کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

ببینید ما در ایران از افراط و تفریط در همه کارها رنج می بریم .پیامبر اسلام همواره با سیاست با کفار و غیره رفتار می کردند. پیامبر هم انزوا وتحریم را دوست نداشتند.وقتی موریانه عهد نامه کفار را از بین برد پیامبر تردید نکردند وبرای رفع محاصره این خبر را اعلام کردند.وبا یهود و غیره پیمان می بستند و....پس می بینیم که در دنیای امروز ما باید سیاست داشته باشیم مثلا اگر دلمان می خواهد اسراییل نابود شود نباید بر زبان بیاریم می تونیم با سیاست ،بیشتر به او ضربه بزنیم .ما می توانیم به دنیا بفهمانیم که با اسراییل و کارهایش مخالفیم ولی نمی خواهیم به حمله کنیم اصولا مخالفت ما با اسراییل بخاطر صلح طلبی ما و مخالفت ما با نژاد پرستی است.وبه آمرییکائیها هم همین را می گوییم.یعنی می گوییم ما همچنان مخالف اسراییل و کارهاییش هستیم ولی در عین حال اطمینان می دهیم که قصد حمله به اسراییل را نداریم و...اگر اوباما بدون پیش شرط مذاکره کرد ما هم به احترام این حرکت در حین مذاکرات غنی سازی را متوقف کنیم.ما می گوییم که قصد ایران برای ساخت سلاح کشتار جمعی توهمی است که بوش بوجود آورده واین بزرگترین توهم قرن بیست ویک است. ولی چون توهم به وجود آمده برای رفع توهم ما مدتی ونه برای ابد غنی سازی را متوقف می کنیم.امروزه تکنولوژی های بسیار بالاتر و مفید تر از غنی سازی هستند که ما می توانیم آنها را بدست بیاریم .مانند سیکنوترون،تکنولوژی های فضایی ،و ...

کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

ضمن سلام و عرض ارادت قلبی به نظر اینجانب تحلیل شما درست و خوب بود لیکن اوباما نمیتواند این تغییرات را انجام دهد و نشانه آن عدم اعلام مواضع صریح وی در مورد کشورهاست ولی در نهایت انتخاب وی نشان از یک دوگانگی در امریکا و کادر رهبری آن است واین دوگانگی اگرچه نمی تواند تغییری محسوس ایجاد نماید ولی در آینده می توان حدث زد که تصمیمات افراطی واشنگتن متوقف شود و در صورت حاد بودن قضیه احتمال از هم پاشیدگی امریکا تا 15 الی 20 سال آینده وجود خواهد داشت. یک دانشجوی روابط بین الملل

کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

۱. اوباما دارای تئوری خاصی نیست، ولی آدم صلح طلب، مصالحه جو و عدالت طلبی است به مفهوم عمومی کلمه.( و به این ها واقعا معتقد است) ۲. چون برنامه ای ندارد، ابتدا مدتی طول می کشد تا با وضعیت آشنا شود، سپس کمی تا قسمتی از ایده هایش ممکن است مقداری سیاست آمریکارا معتدل کند. انتظار اصلاحات گورباچفی نداشته باشید. هزاران مشاور که ۱۰ سال پیش هم به کلینتون مشاوره می دادند هنوز به اوباما مشاوره می دهند. فکر کنید اوباما کلینتون است، گیرم کمی تند رو تر در مواضع چپ آمریکا.(حداقل بوش نیست).

کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

به نظر حقیر فرصت مناسب گفتگو حتی برای گفتگو را نباید از دست بدهیم. ما باید در پروسه گفتگو در پی برخی خواسته های خود باشیم اینکه بخواهیم همین اول آمریکا بابت گذشته عذر خواهی کند و بعد سر میز بنشیند به نظر می رسد اندکی به توجهی به واقعیات موجود باشد. با توجه به متن سخنرانی اوباما می توان تحلیل بهتری نسبت به آینده وضعیت آمریکا ارائه نمود. فراموش نکنیم ما نباید تنها شاهد ماجرا باشیم ما می توانیم و باید نقش فعالی در سیاست آینده آمریکا در ارتباط با خاور میانه داشته باشیم و بدانیم اگر اراده برای بهتر شدن وجود داشته باشد بدون نقش فعال ما این اراده به شکست خواهد انجامید. و چنانچه هیچ اراده ای نباشد ما چیزی از دست نداده ایم. در کنار ما کشورهایی هستند که در صدد هستند جو موجود همچنان پایدار بماند و....

کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

بنظر من انتخاب اوباما نمایانگر این است که آمریکاییها نیاز به دگرگونی در سیاستهای بوش میدیدند و میبینند. و این نیاز قطعا برنامه ها و امکانات اجرایی اش را هم میآفریند حد اقل امید بآن در کشوری چون آمریکا با ساختارهای دموکراتیک زیاد است. اینرا هم اجازه بفرمایید تا اضافه کنم که چنانکه بپذیریم که آمریکاییها باراک حسین اوباما را انتخاب کردند با علم باینکه او زادهء یک فرهنگ اسلامی-آفریقایی است این قبل ازینکه پیروزی برای اسلام باشد یک پیروزی معنوی برای آمریکاییهاست که بین انسانها بخاطر رنگ و مذهب و یا عقیده تبعییض قایل نمیشوند و این است راز پیشرفتشان. حال اگر اوباما در ایران میبود و یا شورای نگهبان در کاخ سفید آیا اصلا اجازه میدادند که او کاندید شود؟ او را رد صلاحیت میکردند. میدانم که تیغ سانسور احتمالا بشما اجازه نمیدهد تمام این نوشته و یا حد اقل این بخش آخر را چاپ کنید.

کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

سلام. تردیدی نیست که صرفنظر از نیت، در هر حال مشی دموکراتها با جمهوری خواهان متفاوت است، ضمن آنکه اوبام فرد صادق و سالمی به نظر میرسد. در این میان، هنر ما میتواند این باشد که با خوشبینی هوشمندانه به شناسایی و شکار فرصتها بپردازیم و از تمام ظرفیتهای جدیدی که اوباما و کابینه او در تغییر اوضاع فراهم مینمایند بهره برداری نماییم. ارائه تحلیلهای بدبینانه مبنی بر اینکه چیزی عوض نشده، بنظرم یا سطحی است یا مغرضانه. و اما پاسخ دو سوال شما: 1) بله، برنامه دارد. 2) بستگی به حمایتهای داخلی و بیرونی دارد.

کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

نباید خیلی ذوق زده یا کاملا بدبین باشیم باید با تدبیر از تمام ظرفیتها به ظرافت استفاده کرد مثلا شعار خیلی تند بر علیه ایشان درست نیست و بیش از حد نیز ایشان را منجی بنامیم هم درست نیست و این باعث مشکلاتی برای وی در درون امریکا خواهد بود. مثلا همین اصلاح طلبان خودمان وقتی بوش از انها پشتیبانی کرد وضعشان در داخل بدتر می شود لذا باید از تفریط و افراط دوری کرد. به هر حال مردم امریکا به وی رای دادند نه ایران و زیاد نباید منتظر معجزه باشیم هر چند خود نوعی معجزه هست. با همکاری متقابل هم امریکا وجه اش ترمیم می شود هم ما می توانیم کمی نفس بکشیم لذا نباید جو بی اعتمادی از طرف ما باشد باید همه راهها را پشت سر خودمان نبندیم انشاء الله با توجهات خدواند و اقا امام زمان (عج) هر سناریوی که پیش اید برنده واقعی ما هستیم حتی اگر حمله نظامی باشد. به امید حق

کاربر مهمان -> 1387/11/19
پاسخ

باسلام، 1- سیاست و موضع گیری های سیاسی تابع منافع ملی کشورهاست، در سیاست دوست و دشمن واقعی وجود ندارد. 2- گرفتاری های بین المللی و مشکلات اقتصادی آمریکا بیش از هر زمان دیگری است. 3- اوباما به دلیل برخی ویژگی های شخصیتی کاریزمایی و نکاتی که آقای رضایی گفته اند با دیگران تفاوت دارد و به دلیل دانشگاهی و تحصیل کرده بودن دارای طرح وبرنامه است، ولی او فردی است در دل یک ساختار کهن و ریشه دار استعماری، که تحقق شعار او را باید با نگاه محتاطانه و زیرکانه دنبال کرد و توقع بیش از انتظار نباید داشت. 4- نتیجه این که به دلیل نیاز متقابل، باید منطقی، مبتکرانه و زیرکانه از این فرصت پیش آمده در جهت پیشبرد منافع ملی و آرمان های والای ایران عزیز بهره گرفت تا ار صفحه این بازی پیچیده دیپلماتیک سرافراز بیرون آمد.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین