آسیب شناسی سیستم ورزش کشور؛
محمدرضا اسماعیلی
ورزش امروز جزیی از زندگی ماست که با بسیاری از عرصه ها همچون اقتصاد، سیاست، فرهنگ و... درآمیخته است؛ آمیختگی که باعث پیامدهای منفی و مثبت شده است.
 
به هر حال به دلیل جایگاه ورزش و تاثیرگذاری آن باید به آسیب شناسی آن پرداخت و گوشه هایی از چالش های پیش رو و آفات پیچیده به دست و پای آن، به ویژه فوتبال را به تصویر کشید که شاید تلاش همگان این مشکلات را رفع کند. البته بی انصافی است، اگر از پیروزی های مختلف ورزشی که ثمره تلاش مخلصانه فرزندان این کشور است، غفلت شود.
ورزش با مشکلات بسیاری درگیر است که می توان برخی از آن را برشمرد و امیدوارم صاحبنظران ورزش با بذل عنایت، این نظریات را اصلاح و غنی کنند تا شاید مورد بهره برداری تصمیم سازان، مجریان و... و در نهایت جامعه ورزشی کشورمان قرار گیرد.
دلالی؛ در کل جامعه دلالی مشکل هرروزه مردم است. «دلال ها»، پس از نفت، مسکن، شکر، موز و... به ورزش، خصوصاً فوتبال هم روی آورده اند. متاسفانه امیدی هم به کسی که سر و سامانی به این اوضاع بدهد، نیست. ای کاش بازیکنان، خودشان در حفظ کرامت خویش بکوشند.
استفاده سیاسی؛ برخی از سیاسیون، ورزش را فقط به عنوان کسب منافع شخصی و سکوی پرتاب سیاسی و اجتماعی خود می خواهند.
سقوط اخلاق در ورزش؛ متاسفانه وجود زد و بند ها و دروغگویی و باندبازی و خلاصه روش های ماکیاولیستی در حذف رقبا، عدم رعایت پیشکسوتی و پیشکسوت سازی مجازی به جای پیشکسوتان واقعی، موجب شیوع این رفتارها در میان عده یی از مسوولان رده های پایین و مربیان و ورزشکاران می شود، گرچه در شعارها از خصلت های پهلوانی و جوانمردی گفته شود.
ضعف مدیریت؛ (نه به معنی نداشتن مدیر خوب، بلکه به معنای دفع و حذف مدیران مطلوب به هر بهانه) تنگ نظری و کنار گذاشتن مدیران قابل و کارشناسان مستقل و ضعف کادرهای فنی که به سستی سیستم مدیریتی می انجامد، موجب عدم تسلط بر مدیران و مربیان و حتی ضعف تسلط مربیان بر ورزشکاران و عدم تمکین آنان می شود. این امر موجب آفت های «بازیکن سالاری» و «مربی سالاری» و «مجری و خبرنگارسالاری» می شود.
ناهماهنگی با قوانین جهانی؛ همان طور که اقتصاد قوانینی دارد که تابع توصیه های آمرانه نیست، ورزش هم در جهان دارای قوانین و اصول خاص خود است. ما باید برای اصلاح اشکالات، حرف های علمی، منطقی، قانونی و بین المللی بزنیم. همچنین باید با مطالعه دقیق قواعد، ضمن حفظ اصالت های خود، به بهترین وجه از آن بهره مند شویم.
آفات حرفه ای و آماتور بودن؛ در گذشته، ورزشکاران ما آماتور بودند و پایبند به اصول جوانمردی، ایمان، اخلاق، خصلت های پهلوانی، وطن دوستی و...، اما امروز، اکثر ورزشکاران ما، حرفه یی شده اند و گاهی در آن سوی این مرزها قرار می گیرند. پس لازم است، از فواید دو شاخصه سود جست.
 
عدم کارشناسی فنی و علمی؛ امروز در تغذیه و روانشناسی ورزشی، جامعه شناسی و اقتصاد ورزشی، بدنسازی ورزشی و...، از بالاترین سطح از علوم استفاده می شود. ورزش مقوله یی است که تمام علوم در خدمت آن است. با شعار و ظاهرسازی و استفاده از الفاظ و القاب، نمی شود با تیم هایی که از قوانین علمی، کمال استفاده را می برند، مقابله کرد.
آمارسازی؛ ارائه کلکسیونی از مقام ها و مدال ها در مسابقات غیرمعتبر که با شرکت تیم های اصلی ملی و سطوح بالای ما به دست می آید، موجب نتیجه گیری نادرست مردم و مسوولان غیرمسلط در ورزش می شود. تبلیغات و بزرگنمایی این مدال ها، باعث بیراهه رفتن و ادامه روزمرگی ها می شود. متخصصان امر می دانند ده ها مدال مسابقات مذکور، اعتبار یک مدال المپیک یا یک مدال جهانی در رشته های خاص مثل فوتبال را ندارد.
عدم توجه به جایگاه کمیته المپیک؛ تعیین ضابطه و نظارت و بازرسی بر پیشرفت ها در رشته های ورزشی، بر عهده کمیته ملی المپیک است. نقش کمیته ملی المپیک در ورزش، مانند نقش مجلس بر قوه مجریه است. ارائه ضوابط و قوانین و نظارت در اجرا و پیشرفت سازمان و فدراسیون های ورزشی و استقلال کمیته از سازمان، از ضروریات است.

محرومیت؛ عدم دسترسی آسان عموم مردم به مکان های ورزشی، کمبود اماکن، گرانی ، دوری و انحصاری کردن آنها از دیگر آفات ورزش است.
فقدان برنامه ریزی پایه ای؛ کار روی نونهالان و نوجوانان و دانش آموزان، جدی و منظم نیست و پیشرفت ورزش قهرمانی در آموزشگاه ها بسیار کند است.
نقدناپذیری؛ ندادن زمینه به منتقدان واقعی و مستقل و میدان دادن به منتقدان مجازی نیز از دیگر آفات ورزش به شمار می رود.
ضعف اطلاع رسانی؛ انجام ندادن مسوولیت و رسالت در نگارش خبر در بسیاری از موارد در تریبون ها و در رسانه های شنیداری، نوشتاری و دیداری، به خاطر «خودطرحی» و برخی اغراض دیگر سبب می شود نهایتاً حقایق و واقعیت ها منعکس نشود.
برنامه نداشتن؛ عدم وجود سیاستگذاری مدرن و کارشناسی شده و برنامه های درازمدت و تعطیل همین مقدار که در قانون برنامه و سند چشم انداز هست، از دیگر آفات است.
عزل و نصب ها؛ باندبازی، نگرش های خطی، فراکسیون سازی و لشگرکشی، به جای شایسته سالاری در ورزش به چشم می خورد.
مخالف خوانی؛ اختلاف های نفسانی و تخریب و عدم پذیرش یکدیگر موجب دوری انسان های باشخصیت و اصیل شده است. آنان حاضر نیستند در فضاهای مسموم بمانند.
احساسی نگری؛ حاکمیت احساسات به جای عقلانیت و برنامه و تاکتیک پذیری و عدم حفظ آرامش و تعقل در بحران ها سبب شده است گاهی به یک تیم ضعیف می بازیم و گاهی یک تیم قوی را می بریم. دامنه این نوسان در فوتبال احساسی، خصوصاً با تماشاگران احساسی تر، بسیار وسیع است.
انتخاب غلط؛ یکی از بدترین آفات انتخاب بدون موازین بسیاری از روسا، تغییر مجدد آن مدیران است. در نتیجه تداوم در مدیریت بسیار کمرنگ می شود. اگر ضوابط و اصول پایدار و کارشناسی شده، بر انتخاب ها حاکم باشد، با تغییر دولت ها این مقدار تغییرات پرهزینه و غیرقابل دفاع صورت نمی گیرد.
عدم کار کارشناسی؛ تصمیم گیری های ناگهانی و انفجاری و غیرکارشناسی در ورزش واقعاً مورد بحث است.
دولتی شدن ورزش؛ گرفتن همه شئون ورزشی و دولتی نگه داشتن باشگاه های بزرگ و پرطرفدار.
احساسات؛ جهت دهی و تربیت تماشاچیان و مردم در مسیر منافع افراد یا گروه های خاص، منجر به حاکمیت یک فرهنگ غلط و مقلدانه می شود که در آن، پیچ تماشاگر و احساسات مردمی، به دست چرخانندگان منفعت طلب است، در حالی که با این همه امکانات تبلیغی می شود فرهنگ سالمی را به وجود آورد.
انتصاب افراد غیرورزشی؛ انتصاب افراد غیرورزشی و حتی کم تجربه در مدیریت های تخصصی و کلان ورزشی و پرداخت خسارت های منتج از آزمون و خطاهای مکرر در جاهای حساس و از همه بدتر تغییر مکرر مدیران پس از کسب نتایج ضعیف، از آفات مهم است.
عدم ارائه معیارهای مبتنی بر ارزش های اخلاقی؛ عدم ارائه معیار و ملاک های مبتنی بر اصول و ارزش های اخلاقی برای تماشاگران و کمبود آگاهی آنان، زمینه را برای برخی مهیا می کند.
عدم درایت در ورزش بانوان؛ عدم درایت در برنامه ریزی ورزش بانوان که ما را از کسب نیمی از کل مدال ها و پیشرفت و مزایا و اثرات ورزش در این قشر محروم کرده است. حل این معضل، تلاش مضاعف در تحقیقات و ابراز نظر فقها و درایت و برنامه ریزی و اجرای دقیق را در کارگزاران رسانه ها و دوایر ورزشی می طلبد. اگر دید وسیع امام نبود، اکنون شطرنج در ورزش نبود و بسیاری از مسابقات مثل کشتی از تلویزیون پخش نمی شد و زنان اجازه ورزش نداشتند و...
عدم الگوی مدون؛ نداشتن الگوی مدون و همه جانبه ورزشی، اعم از بین المللی و ملی و بومی و نداشتن پاسخ مناسب برای بسیاری از سوالات و انجام دادن برخی کارهای سلیقه یی، از ترس بی عمل بودن، به عنوان مثال آیا مربی خارجی داشته باشیم؟ برای چه کاری؟ برای چه رشته هایی؟ برای چه مقاطعی؟ تیم‏های ملی انتخابی باشد یا انتصابی؟ انتخاب و اعزام مربیان بر اساس چه ضوابطی باشد؟ چگونه و کدام ورزشکار را به المپیک بفرستیم؟
عدم ضوابط برای اعزام ورزشکاران و غیرورزشکاران؛ نبود ضوابط کارشناسی شده و دقیق برای اعزام ورزشکاران و غیرورزشکاران، خبرنگاران و پزشکان و مربیان و کمک ها و خلاصه همراهان. عدم توجه به این مساله، موجب بدبینی و دلسردی و انگیزه نداشتن خدمتگزاران واقعی ورزش و اتلاف منابع ملی و از همه بدتر سکوت منتقدان و تحلیلگران و خبرنگاران و... می شود.
عدم استفاده مفید از ساعات ورزش دانش آموزان؛ عدم استفاده مناسب از ساعت ورزش مدارس و همکاری ضعیف و غیرتعریف شده میان معلم ورزش آموزشگاه ها و مربیان تربیت بدنی، از آفات ورزش است. مثلاً می شود در یک ناحیه یا منطقه و در یک مقطع تحصیلی ورزشی، دانش آموزان را در یک بعدازظهر با دقت کافی، با مدیریت مشترک هر دو سازمان، در یک سالن یا زمین یا مکان، ورزش داد و استعدادیابی کرد و زیر نظر گرفت و تربیت کرد. ظهور ورزشکاران استثنایی که تناسب اندام و روحیه آنان با ورزش مورد نظر منطبق است، اتفاقی است و نه از روی کشف و هدایت.
فقدان انگیزه های اقتصادی؛ فقدان انگیزه های اقتصادی، به خاطر دولتی بودن باشگاه ها، خصوصاً تیم های پرطرفدار و دخالت دولت در امور اقتصادی و مدیریتی آنها از آفات ورزش است. واگذاری به بخش خصوصی، تخصیص سود تبلیغات پخش تلویزیونی و خرید و فروش بازیکن و... مثل سایر بنگاه های اقتصادی راه حل این قضیه است.
بی‏توجهی به استانداردهای بین المللی؛ عدم تناسب استانداردهای بین المللی و رعایت عدم تناسب هایی همچون هوا و زمین و آب و وسایل و افراد و روش ها و... دیگر مشکل ورزش ایران است.
بیمه نبودن بازیکنان؛ در چند رشته معدود، بازیکنان درآمد مناسب دارند. بقیه بازیکنان عمر و جوانی را می دهند ولی حداقل زندگی را پس از دوره قهرمانی ندارند و گاهی بیمه هم نیستند.
عدم تناسب درآمدها؛ عدم تناسب درآمد بازیکنان با حقوق مربیان و داوران و ... و تعریف اخذ یک نوع مالیات از باشگاه ها و بازیکنان و اختصاص بخشی از درآمدهای حاصل از آن رشته ورزشی به شرط خصوصی شدن کامل و قانونی شدن آن حق برای حفظ کرامت مربی و داور راه حل این قضیه است.
پیشکسوت تراشی؛ بعضی از کارها، ضرر موردی و مقطعی دارد، ولی بعضی کارها خیانت ملی است، چون فرهنگ می شود و به این سادگی آثارش پاک نمی شود. پیشکسوت تعریف دارد و ساختنی نیست. باید پیشکسوت های واقعی را شناخت. واژه های دیگری در پهنه اجتماعی و علمی و سیاسی و... همچون استاد، پژوهشگر، پروفسور، مخترع و... وجود دارد که همپای پیشکسوت و جهان پهلوان مظلوم است اما شاید دامنه اثرگذاری آن در حال حاضر چه بحق یا ناحق در اندازه یک ورزشکار قهرمان ملی نیست. اگر اجازه بدهید هر چیز در جای خود قرار گیرد همان می شود که مولا علی (ع) می خواست، یعنی «عدل» رعایت می شود.
لمپنیسم؛ لمپن یعنی ورزشکار یا حتی قهرمان غیرجوانمرد، یعنی قهرمانی که بدن آماده و توانا دارد، اما از ایمان و عقل و اخلاق تهی است. در طول تاریخ کشورها، خصوصاً در مقاطع توسعه نیافتگی، در بعد فرهنگی همیشه لمپن ها در ابعاد سیاسی، مذهبی، اجتماعی و... تاثیر قابل ملاحظه یی داشته اند اما در ورزش این مساله بیشتر رشد می کند. ورزش بستر مناسبی است برای حضور لمپن ها که استفاده ببرند و استفاده برسانند. ورزشکارهای غیراخلاقی و برخی مربیان همیشه به دور خود از این زوائد داشته و به موقع از آنها سوءاستفاده لازم را می برند.
 
نماینده مردم قم در مجلس ششم

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/02/07
پاسخ

عالی بود مثل همیشه سخنی که از دل بر آید بر دل نشیند

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین