سخنان تند وتیز چند تن از شاعران کشور در چند روزگذشته فضای فرهنگی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده است. در سالهای پس از انقلاب شاعران کشور به دو گروه دسته بندی شدند، آنان که همراه با انقلاب و جنگ بودند، زیر عنوان «شاعران انقلاب» تعریف شدند و گروه دیگر نیز با عناوین دیگری چون مستقل، دگراندیش و گاه ضدانقلاب نیز خوانده میشدند. در گروه دوم که نامهای بزرگی مانند، شاملو، اخوان، سپانلو،آتشی و دیگران حضور داشنند. در میان گروه اول نیز نامهایی چون مهرداد اوستا، مشفق کاشانی، قیصر امین پور،سیدحسن حسینی، علیرضا قزوه، عبدالجبار کاکایی، ساعدباقری، سهیل محمودی،فاطمه راکعی و جوانترهایی جای گرفته اند.
به نوشته روزنامه ابتکار اگرچه دو گروه راه خود را از هم جدا کرده بودند و اما درمقاطعی که صرفا پای شعر در میان بوده نیز به همدیگر نزدیک شده بودند.در این میان شاعران انقلاب تا همین چندسال پیش نیز در گروهی متشکل بودند که شاید یکی از رسالتهای خود را دفاع از ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس با زبان شعر میدانستند. اما حوادث سال 88 پس از انتخابات نیز - چنان که در بخشهای دیگر جامعه- شکافی عمیق در میان این گروه باز کرد که گاه در دعوای کاکایی – قزوه خود را نشان داد و در روزهای گذشته نیز در جدالی تند نمودار شد که یک طرف آن چند تن از شاعران انقلاب مانند سهیل محمودی و ساعدباقری و فاطمه راکعی ایستاده اند و در طرف دیگر علیرضا قزوه. کسانی که روزگاری نه چندان دور در یک خیمه ایستاده بودند . قزوه که پس از چندسال ماموریت دولتی در کشورهای تاجیکستان و هند این روزها بر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری مدیریت میکند گویی جرقه این جدال را زده است (حداقل در گزارشهای منتشر شده این گونه نشان داده میشود). وی در سخنانی تند که واکنش مشابهی از سوی دوستان سابق وی را در پی داشت،اتهاماتی به آنان وارد کرد.
قزوه:خانه شاعران خانه فتنه شده است
دو روز پیش علیرضا قزوه که در بزرگداشت زندهیاد خلیل عمرانی در حوزه هنری سخن میگفت با بیان اینکه خانه شعر، خانه ضدشعر و فتنهساز شده است، گفت: دیگر چارهای نداریم جز اینکه این خانه را که از اموال بیتالمال است، از دست چهار - پنج نفر حاضر در آن خارج کنیم.به گزارش ایسنا، مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری در ادامه این موضوع اظهار کرد: این خانه وابسته به حزب منحلشده مشارکت است و سالانه مبالغ زیادی از اموال بیتالمال را خرج میکند. کسانی بر ذهن و افکار برخی کار میکنند و متأسفانه فتنه میسازند و از بودجههای آنچنانی هم برخوردارند.قزوه در بخشی از صحبتهایش هم به انتقاد از پسر مرحوم سلمان هراتی پرداخت که حاضر نشده بود در مراسم بزرگداشت این شاعر فقید شرکت کند و گفته بود، مراسم دولتی است.
پاسخ تند اعضای خانه شاعران به قزوه
همین سخنان قزوه باعث شد تا اعضای هیات مدیرهی انجمن شاعران ایران در نشستی خبری شرکت کرده و ضمن پاسخ به سخنان او از تنظیم شکایتنامهای علیه وی خبر دهند.در این نشست که با حضور ساعد باقری، سهیل محمودی و فاطمه راکعی با موضوع سخنان چند روز پیش علیرضا قزوه علیه خانهی شاعران ایران و اعضای هیات مدیرهی آن برگزار شد که در ابتدای آن، فاطمه راکعی - مدیرعامل انجمن خانهی شاعران ایران - به توضیح پیشزمینهی تأسیس انجمن شاعران و اهداف تأسیس آن پرداخت.در ادامهی این نشست سهیل محمودی از اعضای هیات مدیرهی انجمن شاعران ایران نیز گفت: گمان میکنم مرکزی که حرفش این است که میخواهد انجمن شاعران ایران باشد باید همهی نحلههای گوناگون را دربرگیرد، به شرط ادبیات و شعر. بنابراین اینکه این مجموعه پذیرای سلیقههای گوناگون و تفکرات مختلف باشد برای ما خیلی اساسی است و اینکه ما بهجز شعر، مرزی برای آموزش، تربیت، برنامهها و نشستها نداشته باشیم از اهداف ماست. او با اشاره به اینکه در گذشته، شاعرانی مانند منوچهر آتشی، احمدرضا احمدی، بیژن ترقی، نوذر پرنگ، علی موسوی گرمارودی و محمدعلی سپانلو به این انجمن رفتوآمد داشتند ادامه داد: حضور همهی نحلههای فکری در انجمن دغدغهی همیشگی ما بوده است و من فکر میکنم خیلیها این دغدغهها را برنمیتابند.محمودی با اشاره به سخنان علیرضا قزوه مبنی بر اینکه باید خانهی شاعران ایران بسته شود بیان کرد: فکر میکنم نگاهی که درپی تخریب انجمن شاعران ایران است قبلا هم در سیاست و فرهنگ و موضوع خانهی سینما امتحان خود را پس داده است. همان کسانی از بسته شدن خانهی شاعران خوشحال خواهند شد که از بسته شدن خانهی سینما خوشحال شدند؛ اما دیدیم خانهی سینما با سرافرازی باز شد و خانهی شاعران نیز با سرافرازی بسته نخواهد شد.در ادامه این نشست، ساعد باقری گفت: در مراسم بزرگداشت مرحوم «خلیل عمرانی» مدیر یک بخش از یک نهاد فرهنگی از موضع مدیریت به پرخاشگری و بیپروایی و اتهامافکنی با بارهای بسیار سنگین و فتنهانگیزی به همان معنی دقیق فتنه در فرهنگ الهی و قرآنی سخن گفته است و اتفاقا این حرفها از دهن کسی بیرون آمده که مدعای پیشگامی در قلمرو ادبیات انقلاب اسلامی را دارد با رویکرد هر دو وجه انقلاب و اسلام.باقری با اشاره به برخی سخنان مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزهی هنری در مراسم سالگرد درگذشت خلیل عمرانی، ادامه داد: این شخص در طوفان به پا کردن و غبارآلود کردن فضا به نوعی سخن گفته که هر کسی از ظن خود یار او شود و حرفهایش را بهگونهای زده که مخاطب گمان کند اتهاماتش قبلا اثبات شده است. او گفته که آنها به مرحوم خلیل عمرانی، تهمت «شاعر دولتی» بودن میزدند، خودشان بهطور متوسط سالی 100 میلیون تومان بودجه میگیرند، آن هم در مجلس بزرگداشت یک شاعر درگذشته که متصف به مسلمانی است و به تعبیر خود قزوه، خانهاش را حسینیه کرده است آنوقت در مجلسی که باید مجلس تذکر و یاد مرگ باشد، دروغی به این بزرگی میگوید که سرآغاز فتنهانگیزی است و حالا او باید یک سند بیاورد که ما در کجا مرحوم خلیل عمرانی را به تهمت «شاعر دولتی» نواختهایم.این عضو هیات مدیرهی انجمن شاعران ایران اظهار کرد: این جنس غبارانگیزیها میتواند با بزرگمنشیها نادیده گرفته شود، چون کم و بیش این لحن ادبیات و اینگونه غوغا به پا کردن و بههم ریختن توازن، برای ما بیسابقه نیست و شاید بتوانیم بگوییم که به آن عادت کردهایم؛ اما آنچه در پیشگاه حضرت حق و وجدان عمومی غیرقابل بخشایش است، این است که ایشان در سخنان خود گفتهاند پیش از ایام انتخابات زمینی در منطقهی 22 تهران به تشکلی که افراد در آن بودند داده شد و دیدیم که چگونه آن را به نام خودشان زدند و بعد از آن، به دیگران تهمت میزنند و خودشان را شاعر و آزاده میدادند و بعد آورده است که ما شاعر دولتی نیستیم، شاعر دولتی آنهایی هستند که با پول بیتالمال خانهها و زنهایشان را عوض کردند.
شکایت میکنیم
باقری توضیح داد: اولا ما در رابطه با موضوع زمین ناچار شدیم توضیح دهیم. خانهی هنرمندان از انجمنهای هنری و ادبی تشکیل شده که نمایندگان ما هم در آنجا هستند. خانهی هنرمندان سالها درپی تشکیل تعاونی مسکن هنرمندان بود و ما مجبور شدیم روز گذشته سندی را برخلاف میل خودمان منتشر کنیم. در این نامه هیچ اسمی از هیچیک از اعضای هیات مدیرهی انجمن وجود ندارد و اتفاقا شاعرانی هم که در آنجا مطرحاند متعلق به نحلههای متنوع شعری و فکری هستند.او در ادامه به صحبتهای دو سه روز اخیر خود با علیرضا قزوه اشاره کرد و گفت: پس از صحبتهای مکرر با آقای قزوه، برخلاف میل باطنیام با لحاظ این موضوع که هیچگاه فکر نمیکردم به جایی برسم که بخواهم از یک شاعر شکایت کنم، تصمیم گرفتم شکایتنامهای را علیه ایشان تنظیم کنم.او با اشاره به تماسهای دو سه روزهی خود با علیرضا قزوه و با اشاره به اینکه او مکررا تأکید میکرد که اسنادی در دست دارد اظهار کرد: نمیدانم چگونه میشود که کسی مثل آقای قزوه به همهی اسناد دسترسی پیدا میکند. در یکی از این تماسها وقتی به قزوه گفتم معنای این حرفت چیست که گفتهای با پول بیتالمال خانهها و زنهایشان را عوض میکنند و منظورت چه کسی است؟ میگوید منظورم تو نبودهای!باقری ادامه داد: اینگونه حرف زدن بهخاطر این است که در هشت سال گذشته به دروغگویی، بیاخلاقی و بیپرده تهمت زدن عادت کردهایم؛ اما دیگر کسی را که در این سطح اینگونه بیپرده تهمت میزند و به این طریق فتنهها در خانهها و اذهان ایجاد میکند نمیپذیریم. من حیرت میکنم که چگونه او تبعات کلام خود را نمیداند.این عضو انجمن خانهی شاعران ایران به بخش دیگری از سخنان علیرضا قزوه دربارهی بستن خانهی شاعران اشاره کرد و گفت: او باید بیاید و پاسخگو باشد که کدامیک از ما وابسته به حزب منحله هستیم. ما ناچاریم به شکایت از او، هم به احترام کسانی که در این سالها با ما مربوط بودند و به اینجا رفتوآمد داشتند و هم اینکه کسانی را که این توهم را دارند که خداوند جهان را به حال خود رها کرده و آنها میتوانند هر تهمتی را به دیگران بزنند، بیرون بیاوریم. البته این، تهمت به شهرداری، خانهی هنرمندان ایران و آقای سرسنگی هم هست.وی سپس به برخی رفتارهای قزوه و نوع نگاهش به دیگر شاعران انتقاداتی وارد کرد که یکی از آنها به این شرح بود: قزوه بهخاطر اینکه شاعری کتاب بیدل او را نقد کرده، در پاسخ به او گفته که یادت رفته زمانی پول نداشتی و من پول خرید پوشک بچهات را میدادم!
ادبیات قزوه معاملهگری است
او در ادامه، با بیان توضیحاتی دربارهی آمار پولهایی که علیرضا قزوه مدعی شده به انجمن شاعران ایران داده شده است گفت: اصلا ادبیات این آقا معاملهگری است و قبح این کار برای ایشان ریخته است. وگرنه ایشان هنوز فرق اعتبار و هزینه را نمیداند. نمیداند که وقتی میگوید اعتبار، یعنی اینکه باید کاری انجام شود تا این اعتبار به آن تعلق گیرد و ظاهرا ایشان در فضای مدیریتی که کار میکند از هزینهی پرسنل و هزینهی آب و برق خبر ندارد و نمیداند روشن ماندن یک لامپ هزینه دارد.
فرزندان هراتی قتنه گرند؟
در بخش دیگری از این نشست، سهیل محمودی به موضوعی که قزوه دربارهی فرزندان سلمان هراتی و فتنهگر خواندن آنها گفته اشاره کرد و در اینباره توضیح داد: چگونه میشود که در سالگرد سلمان هراتی عدهای را به تنکابن ببری و بهخاطر اینکه فرزندان سلمان (رابعه و رسول) با مصادره کردن پدرشان از سوی شما مخالفاند بگویی فتنهگر؟ آیا عقلانیت حکم میکند که برای این دو بچه پروندهسازی کنی؟ آن هم در شهری کوچک. از قزوه سؤال میکنم اگر فردا دو نفر لات برای این دو بچه مشکل درست کنند و به آنها تعرض کنند، چه کار میکنی؟ در جواب میگوید که اگر اتفاقی رخ دهد خودم جواب میدهم! آخر این چه جوابی است ناشریف؟
شباهت قزوه و احمدی نژاد
این شاعر افزود: فکر میکنم این آدم کاملا بههم ریخته است. بنابراین از آقای مؤمنی و خاموشی میخواهم به او تریبون ندهند.محمودی سپس گفت: در طول این سالها دو نفر بودند که گفتهام وقتی پشت تریبون میروند، یکی باید برود و تریبون را از آنها بگیرد؛ یکی همان مردی که میگفت «بگم بگم» چون خودش نمیدانست چه میگوید و به تبعات چیزهایی که میگفت آگاه نبود و در سطح کلان برای همهی مردم و جامعهی ایران مشکلات فراوان درست کرد. نفر دوم هم همین فردی که میگفت «شکر خدا که برقرار است دولت احمدینژادی» یعنی همین آقای قزوه که وقتی پشت تریبون میرود باید تریبون را از او گرفت، وگرنه به کل فرهنگ و هنر مملکت آسیب میزند. او هم مثل همان کسی است که نسنجیده حرف میزد و تبعات حرفهای خودش را نمیدانست.به گزارش ایسنا، در ادامهی این نشست فاطمه راکعی دربارهی اینکه علیرضا قزوه خانهی شاعران را با حزب «مشارکت» مرتبط دانست اظهار کرد: اگر عضو بودن من در حزب مشارکت جرم بوده است پس چرا من را محکوم و قصاص نمیکنند؟مدیرعامل انجمن شاعران ایران همچنین گفت: تا زمانی که من عضو حزب مشارکت بودم، این حزب به قول ایشان منحله نبود و از زمانی که بهصورت غیررسمی اعلام کردهاند منحل است، دلیلی برای مطرح کردن آن در فعالیتهای دیگرم ندیدهام. بنابراین فکر میکنم باید بین مسائل تفکیک قائل شد، وگرنه در زمانی که من نمایندهی مجلس بودم هیچگاه حرف بیمنطق و خلاف قانونی نزدهام، اما در انجمن شاعران تلاش میکنیم دموکرات باشیم.
قزوه هم به مناظره دعوت کرد
سخنان اعضای هیات مدیرهی انجمن شاعران ایران سبب شد تا یک بار دیگر قزوه واکنش نشان دهد. او البته بخشی از اتهامهایی که به این افراد زده بود را پس گرفته و ساعد باقری، سهیل محمودی و افشین علاء را به مناظره دعوت کرده است.علیرضا قزوه در متنی که وبلاگ شخصیاش منتشر کرده، ساعد باقری، سهیل محمودی و افشین علاء را به مناظره دعوت کرده است. او در این متن آورده است: «من... شما را به مناظره دعوت کردم. شما سه نفر یا بیشتر من تک و تنها. اگر هم پذیرفتید من باب تنها نبودن و توازن یکی از دوستان شاعرم - مثلا امیری اسفندقه هم با من باشد. بنشینیم و درد دل کنیم و به اندازه چندین و چند ساعت با حضور دیگر شاعران و خبرنگاران و یا در خلوت و تنهایی سخن بگوییم و بحث و مناظره کنیم. البته آخرش میماند ماجرای اساسنامه خانه شاعران و مشکلات صنفی شعرا که من از این یکی کوتاه نمیآیم. اگر من و شما دغدغه بزرگی نداریم و این همه مشکلات را نمیبینیم، بیایید محترمانه این خانهی چندین و چند میلیاردی را با تمام بودجههایش به کسانی که دغدغههای بزرگتری از من و شما دارند بسپاریم. به این میگویند عمل خداپسندانه. میدانم که پشت گوش نمیاندازید».
قزوه: برخی مباحث را از سرناراحتی بیان کردم
او در این متن، قسمتی از اظهاراتش را درباره اعضای خانه شاعران ایران پس گرفته و تصریح کرده است: «البته من عین عبارت یکی از شاعران را در مورد شما از سر ناراحتی تکرار کردم و این هم در پاسخ مصاحبه برادرم افشین علاء بود که نوشته بود: ما عوض نشدیم آنان عوض شدند!! کاش تعبیر بهتری از این حرف میکردم و کاش میفهمیدم که این مسئول ادبی مجله تیتر مناقشهبرانگیزی را انتخاب کرده که چندان هم مقصود جناب علاء را نمیرسانده. به هر حال، میشد تعبیر بهتری از این سخن داشت و بدا به من که همان سخن دوست شاعرمان را تکرار کردم و سخنی بود که از دهانم پرید و بحث عوض کردن زنان و خانههایشان را ناخواسته و از سر ناراحتی بر زبان راندم. من این تکه از سخنم را پس میگیرم. این حرف حرف من نبود، سخنی بود ناسنجیده که برخی از سخنان برحق مرا نیز تحت شعاع قرار داد. شما چه بخواهید و چه نخواهید، چه به خاطر شعرها و حرفهایی که در سایتها و فیسبوکها و اینجا و آنجا بر ضد من بر زبان راندهاید معذرت بخواهید یا نخواهید، من به خاطر این تکه از سخنم از شما سه بزرگوار عذر میخواهم».مسئول کمیتهی فرهنگ و هنر ستاد سعید جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، ادامه داده است: «در جریان انتخابات سال 88 هم عملا این خانه مشارکتی جدی در جریانات سیاسی روز داشت و عملا به دفاع و شعرگفتن برای جریان راه سبز تبدیل شد ».
پاسخ دوباره محمودی به یادداشت قزوه
این جدال روز گذشته کمی شدیدتر شد. پس از یادداشت قزوه، سهیل محمودی در یادداشتی صریح به وی پاسخ داد و نوشت: ما از امروز، علاوه بر فرزندان سلمان و فرزندان خودمان، باید نگران فرزندان زنده یادان حسینی و قیصر و... و دیگران و دیگران هم باشیم. زیرا آنان نیز چون فرزندان سلمان و فرزندان ما میاندیشند. آیا کسی هست تا تظلّم به پیش او بریم که جوانان و فرزندان این آب و خاک را از دست تهدیدهای این آدم به هم ریخته و پریشان احوال، رهایی بخشد و حافظ و تضمین کننده امنیت این بر و بچههای سربلند و سرافراز باشد؟!
به نوشته روزنامه ابتکار اگرچه دو گروه راه خود را از هم جدا کرده بودند و اما درمقاطعی که صرفا پای شعر در میان بوده نیز به همدیگر نزدیک شده بودند.در این میان شاعران انقلاب تا همین چندسال پیش نیز در گروهی متشکل بودند که شاید یکی از رسالتهای خود را دفاع از ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس با زبان شعر میدانستند. اما حوادث سال 88 پس از انتخابات نیز - چنان که در بخشهای دیگر جامعه- شکافی عمیق در میان این گروه باز کرد که گاه در دعوای کاکایی – قزوه خود را نشان داد و در روزهای گذشته نیز در جدالی تند نمودار شد که یک طرف آن چند تن از شاعران انقلاب مانند سهیل محمودی و ساعدباقری و فاطمه راکعی ایستاده اند و در طرف دیگر علیرضا قزوه. کسانی که روزگاری نه چندان دور در یک خیمه ایستاده بودند . قزوه که پس از چندسال ماموریت دولتی در کشورهای تاجیکستان و هند این روزها بر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری مدیریت میکند گویی جرقه این جدال را زده است (حداقل در گزارشهای منتشر شده این گونه نشان داده میشود). وی در سخنانی تند که واکنش مشابهی از سوی دوستان سابق وی را در پی داشت،اتهاماتی به آنان وارد کرد.
قزوه:خانه شاعران خانه فتنه شده است
دو روز پیش علیرضا قزوه که در بزرگداشت زندهیاد خلیل عمرانی در حوزه هنری سخن میگفت با بیان اینکه خانه شعر، خانه ضدشعر و فتنهساز شده است، گفت: دیگر چارهای نداریم جز اینکه این خانه را که از اموال بیتالمال است، از دست چهار - پنج نفر حاضر در آن خارج کنیم.به گزارش ایسنا، مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری در ادامه این موضوع اظهار کرد: این خانه وابسته به حزب منحلشده مشارکت است و سالانه مبالغ زیادی از اموال بیتالمال را خرج میکند. کسانی بر ذهن و افکار برخی کار میکنند و متأسفانه فتنه میسازند و از بودجههای آنچنانی هم برخوردارند.قزوه در بخشی از صحبتهایش هم به انتقاد از پسر مرحوم سلمان هراتی پرداخت که حاضر نشده بود در مراسم بزرگداشت این شاعر فقید شرکت کند و گفته بود، مراسم دولتی است.
پاسخ تند اعضای خانه شاعران به قزوه
همین سخنان قزوه باعث شد تا اعضای هیات مدیرهی انجمن شاعران ایران در نشستی خبری شرکت کرده و ضمن پاسخ به سخنان او از تنظیم شکایتنامهای علیه وی خبر دهند.در این نشست که با حضور ساعد باقری، سهیل محمودی و فاطمه راکعی با موضوع سخنان چند روز پیش علیرضا قزوه علیه خانهی شاعران ایران و اعضای هیات مدیرهی آن برگزار شد که در ابتدای آن، فاطمه راکعی - مدیرعامل انجمن خانهی شاعران ایران - به توضیح پیشزمینهی تأسیس انجمن شاعران و اهداف تأسیس آن پرداخت.در ادامهی این نشست سهیل محمودی از اعضای هیات مدیرهی انجمن شاعران ایران نیز گفت: گمان میکنم مرکزی که حرفش این است که میخواهد انجمن شاعران ایران باشد باید همهی نحلههای گوناگون را دربرگیرد، به شرط ادبیات و شعر. بنابراین اینکه این مجموعه پذیرای سلیقههای گوناگون و تفکرات مختلف باشد برای ما خیلی اساسی است و اینکه ما بهجز شعر، مرزی برای آموزش، تربیت، برنامهها و نشستها نداشته باشیم از اهداف ماست. او با اشاره به اینکه در گذشته، شاعرانی مانند منوچهر آتشی، احمدرضا احمدی، بیژن ترقی، نوذر پرنگ، علی موسوی گرمارودی و محمدعلی سپانلو به این انجمن رفتوآمد داشتند ادامه داد: حضور همهی نحلههای فکری در انجمن دغدغهی همیشگی ما بوده است و من فکر میکنم خیلیها این دغدغهها را برنمیتابند.محمودی با اشاره به سخنان علیرضا قزوه مبنی بر اینکه باید خانهی شاعران ایران بسته شود بیان کرد: فکر میکنم نگاهی که درپی تخریب انجمن شاعران ایران است قبلا هم در سیاست و فرهنگ و موضوع خانهی سینما امتحان خود را پس داده است. همان کسانی از بسته شدن خانهی شاعران خوشحال خواهند شد که از بسته شدن خانهی سینما خوشحال شدند؛ اما دیدیم خانهی سینما با سرافرازی باز شد و خانهی شاعران نیز با سرافرازی بسته نخواهد شد.در ادامه این نشست، ساعد باقری گفت: در مراسم بزرگداشت مرحوم «خلیل عمرانی» مدیر یک بخش از یک نهاد فرهنگی از موضع مدیریت به پرخاشگری و بیپروایی و اتهامافکنی با بارهای بسیار سنگین و فتنهانگیزی به همان معنی دقیق فتنه در فرهنگ الهی و قرآنی سخن گفته است و اتفاقا این حرفها از دهن کسی بیرون آمده که مدعای پیشگامی در قلمرو ادبیات انقلاب اسلامی را دارد با رویکرد هر دو وجه انقلاب و اسلام.باقری با اشاره به برخی سخنان مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزهی هنری در مراسم سالگرد درگذشت خلیل عمرانی، ادامه داد: این شخص در طوفان به پا کردن و غبارآلود کردن فضا به نوعی سخن گفته که هر کسی از ظن خود یار او شود و حرفهایش را بهگونهای زده که مخاطب گمان کند اتهاماتش قبلا اثبات شده است. او گفته که آنها به مرحوم خلیل عمرانی، تهمت «شاعر دولتی» بودن میزدند، خودشان بهطور متوسط سالی 100 میلیون تومان بودجه میگیرند، آن هم در مجلس بزرگداشت یک شاعر درگذشته که متصف به مسلمانی است و به تعبیر خود قزوه، خانهاش را حسینیه کرده است آنوقت در مجلسی که باید مجلس تذکر و یاد مرگ باشد، دروغی به این بزرگی میگوید که سرآغاز فتنهانگیزی است و حالا او باید یک سند بیاورد که ما در کجا مرحوم خلیل عمرانی را به تهمت «شاعر دولتی» نواختهایم.این عضو هیات مدیرهی انجمن شاعران ایران اظهار کرد: این جنس غبارانگیزیها میتواند با بزرگمنشیها نادیده گرفته شود، چون کم و بیش این لحن ادبیات و اینگونه غوغا به پا کردن و بههم ریختن توازن، برای ما بیسابقه نیست و شاید بتوانیم بگوییم که به آن عادت کردهایم؛ اما آنچه در پیشگاه حضرت حق و وجدان عمومی غیرقابل بخشایش است، این است که ایشان در سخنان خود گفتهاند پیش از ایام انتخابات زمینی در منطقهی 22 تهران به تشکلی که افراد در آن بودند داده شد و دیدیم که چگونه آن را به نام خودشان زدند و بعد از آن، به دیگران تهمت میزنند و خودشان را شاعر و آزاده میدادند و بعد آورده است که ما شاعر دولتی نیستیم، شاعر دولتی آنهایی هستند که با پول بیتالمال خانهها و زنهایشان را عوض کردند.
شکایت میکنیم
باقری توضیح داد: اولا ما در رابطه با موضوع زمین ناچار شدیم توضیح دهیم. خانهی هنرمندان از انجمنهای هنری و ادبی تشکیل شده که نمایندگان ما هم در آنجا هستند. خانهی هنرمندان سالها درپی تشکیل تعاونی مسکن هنرمندان بود و ما مجبور شدیم روز گذشته سندی را برخلاف میل خودمان منتشر کنیم. در این نامه هیچ اسمی از هیچیک از اعضای هیات مدیرهی انجمن وجود ندارد و اتفاقا شاعرانی هم که در آنجا مطرحاند متعلق به نحلههای متنوع شعری و فکری هستند.او در ادامه به صحبتهای دو سه روز اخیر خود با علیرضا قزوه اشاره کرد و گفت: پس از صحبتهای مکرر با آقای قزوه، برخلاف میل باطنیام با لحاظ این موضوع که هیچگاه فکر نمیکردم به جایی برسم که بخواهم از یک شاعر شکایت کنم، تصمیم گرفتم شکایتنامهای را علیه ایشان تنظیم کنم.او با اشاره به تماسهای دو سه روزهی خود با علیرضا قزوه و با اشاره به اینکه او مکررا تأکید میکرد که اسنادی در دست دارد اظهار کرد: نمیدانم چگونه میشود که کسی مثل آقای قزوه به همهی اسناد دسترسی پیدا میکند. در یکی از این تماسها وقتی به قزوه گفتم معنای این حرفت چیست که گفتهای با پول بیتالمال خانهها و زنهایشان را عوض میکنند و منظورت چه کسی است؟ میگوید منظورم تو نبودهای!باقری ادامه داد: اینگونه حرف زدن بهخاطر این است که در هشت سال گذشته به دروغگویی، بیاخلاقی و بیپرده تهمت زدن عادت کردهایم؛ اما دیگر کسی را که در این سطح اینگونه بیپرده تهمت میزند و به این طریق فتنهها در خانهها و اذهان ایجاد میکند نمیپذیریم. من حیرت میکنم که چگونه او تبعات کلام خود را نمیداند.این عضو انجمن خانهی شاعران ایران به بخش دیگری از سخنان علیرضا قزوه دربارهی بستن خانهی شاعران اشاره کرد و گفت: او باید بیاید و پاسخگو باشد که کدامیک از ما وابسته به حزب منحله هستیم. ما ناچاریم به شکایت از او، هم به احترام کسانی که در این سالها با ما مربوط بودند و به اینجا رفتوآمد داشتند و هم اینکه کسانی را که این توهم را دارند که خداوند جهان را به حال خود رها کرده و آنها میتوانند هر تهمتی را به دیگران بزنند، بیرون بیاوریم. البته این، تهمت به شهرداری، خانهی هنرمندان ایران و آقای سرسنگی هم هست.وی سپس به برخی رفتارهای قزوه و نوع نگاهش به دیگر شاعران انتقاداتی وارد کرد که یکی از آنها به این شرح بود: قزوه بهخاطر اینکه شاعری کتاب بیدل او را نقد کرده، در پاسخ به او گفته که یادت رفته زمانی پول نداشتی و من پول خرید پوشک بچهات را میدادم!
ادبیات قزوه معاملهگری است
او در ادامه، با بیان توضیحاتی دربارهی آمار پولهایی که علیرضا قزوه مدعی شده به انجمن شاعران ایران داده شده است گفت: اصلا ادبیات این آقا معاملهگری است و قبح این کار برای ایشان ریخته است. وگرنه ایشان هنوز فرق اعتبار و هزینه را نمیداند. نمیداند که وقتی میگوید اعتبار، یعنی اینکه باید کاری انجام شود تا این اعتبار به آن تعلق گیرد و ظاهرا ایشان در فضای مدیریتی که کار میکند از هزینهی پرسنل و هزینهی آب و برق خبر ندارد و نمیداند روشن ماندن یک لامپ هزینه دارد.
فرزندان هراتی قتنه گرند؟
در بخش دیگری از این نشست، سهیل محمودی به موضوعی که قزوه دربارهی فرزندان سلمان هراتی و فتنهگر خواندن آنها گفته اشاره کرد و در اینباره توضیح داد: چگونه میشود که در سالگرد سلمان هراتی عدهای را به تنکابن ببری و بهخاطر اینکه فرزندان سلمان (رابعه و رسول) با مصادره کردن پدرشان از سوی شما مخالفاند بگویی فتنهگر؟ آیا عقلانیت حکم میکند که برای این دو بچه پروندهسازی کنی؟ آن هم در شهری کوچک. از قزوه سؤال میکنم اگر فردا دو نفر لات برای این دو بچه مشکل درست کنند و به آنها تعرض کنند، چه کار میکنی؟ در جواب میگوید که اگر اتفاقی رخ دهد خودم جواب میدهم! آخر این چه جوابی است ناشریف؟
شباهت قزوه و احمدی نژاد
این شاعر افزود: فکر میکنم این آدم کاملا بههم ریخته است. بنابراین از آقای مؤمنی و خاموشی میخواهم به او تریبون ندهند.محمودی سپس گفت: در طول این سالها دو نفر بودند که گفتهام وقتی پشت تریبون میروند، یکی باید برود و تریبون را از آنها بگیرد؛ یکی همان مردی که میگفت «بگم بگم» چون خودش نمیدانست چه میگوید و به تبعات چیزهایی که میگفت آگاه نبود و در سطح کلان برای همهی مردم و جامعهی ایران مشکلات فراوان درست کرد. نفر دوم هم همین فردی که میگفت «شکر خدا که برقرار است دولت احمدینژادی» یعنی همین آقای قزوه که وقتی پشت تریبون میرود باید تریبون را از او گرفت، وگرنه به کل فرهنگ و هنر مملکت آسیب میزند. او هم مثل همان کسی است که نسنجیده حرف میزد و تبعات حرفهای خودش را نمیدانست.به گزارش ایسنا، در ادامهی این نشست فاطمه راکعی دربارهی اینکه علیرضا قزوه خانهی شاعران را با حزب «مشارکت» مرتبط دانست اظهار کرد: اگر عضو بودن من در حزب مشارکت جرم بوده است پس چرا من را محکوم و قصاص نمیکنند؟مدیرعامل انجمن شاعران ایران همچنین گفت: تا زمانی که من عضو حزب مشارکت بودم، این حزب به قول ایشان منحله نبود و از زمانی که بهصورت غیررسمی اعلام کردهاند منحل است، دلیلی برای مطرح کردن آن در فعالیتهای دیگرم ندیدهام. بنابراین فکر میکنم باید بین مسائل تفکیک قائل شد، وگرنه در زمانی که من نمایندهی مجلس بودم هیچگاه حرف بیمنطق و خلاف قانونی نزدهام، اما در انجمن شاعران تلاش میکنیم دموکرات باشیم.
قزوه هم به مناظره دعوت کرد
سخنان اعضای هیات مدیرهی انجمن شاعران ایران سبب شد تا یک بار دیگر قزوه واکنش نشان دهد. او البته بخشی از اتهامهایی که به این افراد زده بود را پس گرفته و ساعد باقری، سهیل محمودی و افشین علاء را به مناظره دعوت کرده است.علیرضا قزوه در متنی که وبلاگ شخصیاش منتشر کرده، ساعد باقری، سهیل محمودی و افشین علاء را به مناظره دعوت کرده است. او در این متن آورده است: «من... شما را به مناظره دعوت کردم. شما سه نفر یا بیشتر من تک و تنها. اگر هم پذیرفتید من باب تنها نبودن و توازن یکی از دوستان شاعرم - مثلا امیری اسفندقه هم با من باشد. بنشینیم و درد دل کنیم و به اندازه چندین و چند ساعت با حضور دیگر شاعران و خبرنگاران و یا در خلوت و تنهایی سخن بگوییم و بحث و مناظره کنیم. البته آخرش میماند ماجرای اساسنامه خانه شاعران و مشکلات صنفی شعرا که من از این یکی کوتاه نمیآیم. اگر من و شما دغدغه بزرگی نداریم و این همه مشکلات را نمیبینیم، بیایید محترمانه این خانهی چندین و چند میلیاردی را با تمام بودجههایش به کسانی که دغدغههای بزرگتری از من و شما دارند بسپاریم. به این میگویند عمل خداپسندانه. میدانم که پشت گوش نمیاندازید».
قزوه: برخی مباحث را از سرناراحتی بیان کردم
او در این متن، قسمتی از اظهاراتش را درباره اعضای خانه شاعران ایران پس گرفته و تصریح کرده است: «البته من عین عبارت یکی از شاعران را در مورد شما از سر ناراحتی تکرار کردم و این هم در پاسخ مصاحبه برادرم افشین علاء بود که نوشته بود: ما عوض نشدیم آنان عوض شدند!! کاش تعبیر بهتری از این حرف میکردم و کاش میفهمیدم که این مسئول ادبی مجله تیتر مناقشهبرانگیزی را انتخاب کرده که چندان هم مقصود جناب علاء را نمیرسانده. به هر حال، میشد تعبیر بهتری از این سخن داشت و بدا به من که همان سخن دوست شاعرمان را تکرار کردم و سخنی بود که از دهانم پرید و بحث عوض کردن زنان و خانههایشان را ناخواسته و از سر ناراحتی بر زبان راندم. من این تکه از سخنم را پس میگیرم. این حرف حرف من نبود، سخنی بود ناسنجیده که برخی از سخنان برحق مرا نیز تحت شعاع قرار داد. شما چه بخواهید و چه نخواهید، چه به خاطر شعرها و حرفهایی که در سایتها و فیسبوکها و اینجا و آنجا بر ضد من بر زبان راندهاید معذرت بخواهید یا نخواهید، من به خاطر این تکه از سخنم از شما سه بزرگوار عذر میخواهم».مسئول کمیتهی فرهنگ و هنر ستاد سعید جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، ادامه داده است: «در جریان انتخابات سال 88 هم عملا این خانه مشارکتی جدی در جریانات سیاسی روز داشت و عملا به دفاع و شعرگفتن برای جریان راه سبز تبدیل شد ».
پاسخ دوباره محمودی به یادداشت قزوه
این جدال روز گذشته کمی شدیدتر شد. پس از یادداشت قزوه، سهیل محمودی در یادداشتی صریح به وی پاسخ داد و نوشت: ما از امروز، علاوه بر فرزندان سلمان و فرزندان خودمان، باید نگران فرزندان زنده یادان حسینی و قیصر و... و دیگران و دیگران هم باشیم. زیرا آنان نیز چون فرزندان سلمان و فرزندان ما میاندیشند. آیا کسی هست تا تظلّم به پیش او بریم که جوانان و فرزندان این آب و خاک را از دست تهدیدهای این آدم به هم ریخته و پریشان احوال، رهایی بخشد و حافظ و تضمین کننده امنیت این بر و بچههای سربلند و سرافراز باشد؟!