یک مربی رشته اسب سواری برای موفقیت ورزشکار جوانی به نام لستر پیگوت دلایل کافی داشت اما وقتی یک شکست تلخ را تجربه کرد، به شاگردش گفت: «دیگر نمیخواهم تو را ببینم!»
به نوشته خراسان، حالا جای شخصیتهای داستان را عوض کنید و چلسی را همان مربی خوشخیال و اسکولاری را پیگوت پرادعا فرض کنید. یک سؤال؛ اگر مربی تیم قهرمان جام جهانی شما را ناامید کرد، با چه جرأتی تضمین میدهید جانشین او به موفقیت دستیابد؟
آبیهای لندن فعلا به مربی موقتی چون گاسهیدینک دل بستهاند اما چند ماه بعد این، اطمینان جای خود را با چنین پرسشی عوض میکند؛ «برای ما مربی بهتری سراغ ندارید؟» قهرمان فصول 2005-2004 و 2006-2005 لیگ برتر نه در زمین، نه در کنفرانس مطبوعاتی، نه در صحبتهای آبراموویچ و نه نزد هواداران نشانی از آن غول گذشته ندارد و از برج عاج پایین افتاده است. فیل بزرگ مناسبترین گزینه تیم ملی برزیل بود، با این حال به درد چلسی نمیخورد.
او از جام جهانی 2002 قصه رمانتیکی در خاطر داشت اما درنهایت به وی گفته شد به زیباترین شرح برای قصه راه جام اتحادیه بیندیشد. چلسی، اسکولاری را به عنوان مردی ناموفق از درهای بریج بیرون انداخت و این موضوع از بزرگی سرمربی سابق تیم ملی برزیل نکاست. آیا سیستم چلسی باعث ناکامی وی نشد؟ هنوز پاسخی یافت نشده است. اسکولاری قبل از ورود به قلمرو آبراموویچ چه کاری انجام داد؟ به پرتغال، این کشور کوچک، وزن و اقتدار بخشید. چلسی قبل از جذب اسکولاری چه اقداماتی انجام داد؟
مربیانی مثل رانیری، مورینیو و گرانت را به دستان سرنوشت سپرد. بدون تردید تیم پایتخت از شر فیل بزرگ خلاص شد اما برای رؤسای تیمهای لیگ برتر دوغ و دوشاب تفاوتی ندارد. آدامز هم در روز اخراج اسکولاری سمت خود را از دست داد چون تجربه زیادی نداشت.
اسکولاری این فاکتور را داشت، با این حال باز هم از گزند اخراج در امان نماند. به نظر میرسد همکاران آبراموویچ در لحظه انتخاب مربی به لذت اخراج او فکر میکنند! واقعا جابهجایی روی نیمکت مربیگری الزاما باید دلیلی داشته باشد؟ تعویض کادر فنی در کوتاه مدت به بازیکنان شوک وارد میکند. شاید هم به این طریق در زندگی روزمره باشگاهها هیجانی ایجاد شود. وقتی یک تیم بزرگ به رتبه یازدهم دست مییابد، فرصت دادن به مربی به معنای پذیرفتن همین رتبه در پایان فصل بعدی است!
چنانچه به این وفاداری ادامه بدهید، 6 شکست و 2 تساوی در 8 بازی آینده انتظار شما را میکشد. البته ما تحمل را توصیه میکنیم زیرا فرگوسن در روزهای ابتدایی حضور در منچستریونایتد چنین فجایایی آفرید و ماند. یک مربی به همیاری، حمایت و دلگرمی نیاز دارد. این، سیاست 5 تیم از 6 باشگاه بالای جدول لیگ برتر تلقی میشود.
در این فوتبال دیوانه، متد تغییر زودهنگام جواب میدهد؛ درست مانند سایر راهکارها. آیا در وادی سبز حس همدردی معنا دارد یا فقط در حکم شکلات برای یک بچه گریان است؟ بهشت و جهنم مدیران در نتایج فوتبال معنا میشود. چه میتوان کرد! فوتبال مدرن عرصه جلوه فروشی است و اگر در چشم باشی، موفق هستی وگرنه... تا بوده همین بوده. دنیای فوتبال فراز و فرود بسیاری داشته است. نمیدانم شاید خوشسلیقهها متد تغییر را میپسندند. «در» روی پاشنه تقلید میچرخد. بله! در هر زمینهای.
وقتی مردی شما را به عنوان همسر پنجم خود برمیگزیند، نباید بپرسید او بر سر 4 همسر قبلی چه بلایی آورده و در فوتبال هم وقتی تیمی 4 مربی بزرگ را قربانی جاهطلبیاش میکند، حق ندارید درباره دلایل ناکامی اسلاف خود پرسوجو کنید!
برش
چلسی و آبراموویچ دچار خودشیفتگی مزمن شدهاند. آنها میگویند بهترینها را به ما بده و اگر به حرفشان گوش فرا ندهید، میگویند اشکالی ندارد؛ نده. ما قبلا آن معجون قدرت را به دست آوردهایم!
به نوشته خراسان، حالا جای شخصیتهای داستان را عوض کنید و چلسی را همان مربی خوشخیال و اسکولاری را پیگوت پرادعا فرض کنید. یک سؤال؛ اگر مربی تیم قهرمان جام جهانی شما را ناامید کرد، با چه جرأتی تضمین میدهید جانشین او به موفقیت دستیابد؟
آبیهای لندن فعلا به مربی موقتی چون گاسهیدینک دل بستهاند اما چند ماه بعد این، اطمینان جای خود را با چنین پرسشی عوض میکند؛ «برای ما مربی بهتری سراغ ندارید؟» قهرمان فصول 2005-2004 و 2006-2005 لیگ برتر نه در زمین، نه در کنفرانس مطبوعاتی، نه در صحبتهای آبراموویچ و نه نزد هواداران نشانی از آن غول گذشته ندارد و از برج عاج پایین افتاده است. فیل بزرگ مناسبترین گزینه تیم ملی برزیل بود، با این حال به درد چلسی نمیخورد.
او از جام جهانی 2002 قصه رمانتیکی در خاطر داشت اما درنهایت به وی گفته شد به زیباترین شرح برای قصه راه جام اتحادیه بیندیشد. چلسی، اسکولاری را به عنوان مردی ناموفق از درهای بریج بیرون انداخت و این موضوع از بزرگی سرمربی سابق تیم ملی برزیل نکاست. آیا سیستم چلسی باعث ناکامی وی نشد؟ هنوز پاسخی یافت نشده است. اسکولاری قبل از ورود به قلمرو آبراموویچ چه کاری انجام داد؟ به پرتغال، این کشور کوچک، وزن و اقتدار بخشید. چلسی قبل از جذب اسکولاری چه اقداماتی انجام داد؟
مربیانی مثل رانیری، مورینیو و گرانت را به دستان سرنوشت سپرد. بدون تردید تیم پایتخت از شر فیل بزرگ خلاص شد اما برای رؤسای تیمهای لیگ برتر دوغ و دوشاب تفاوتی ندارد. آدامز هم در روز اخراج اسکولاری سمت خود را از دست داد چون تجربه زیادی نداشت.
اسکولاری این فاکتور را داشت، با این حال باز هم از گزند اخراج در امان نماند. به نظر میرسد همکاران آبراموویچ در لحظه انتخاب مربی به لذت اخراج او فکر میکنند! واقعا جابهجایی روی نیمکت مربیگری الزاما باید دلیلی داشته باشد؟ تعویض کادر فنی در کوتاه مدت به بازیکنان شوک وارد میکند. شاید هم به این طریق در زندگی روزمره باشگاهها هیجانی ایجاد شود. وقتی یک تیم بزرگ به رتبه یازدهم دست مییابد، فرصت دادن به مربی به معنای پذیرفتن همین رتبه در پایان فصل بعدی است!
چنانچه به این وفاداری ادامه بدهید، 6 شکست و 2 تساوی در 8 بازی آینده انتظار شما را میکشد. البته ما تحمل را توصیه میکنیم زیرا فرگوسن در روزهای ابتدایی حضور در منچستریونایتد چنین فجایایی آفرید و ماند. یک مربی به همیاری، حمایت و دلگرمی نیاز دارد. این، سیاست 5 تیم از 6 باشگاه بالای جدول لیگ برتر تلقی میشود.
در این فوتبال دیوانه، متد تغییر زودهنگام جواب میدهد؛ درست مانند سایر راهکارها. آیا در وادی سبز حس همدردی معنا دارد یا فقط در حکم شکلات برای یک بچه گریان است؟ بهشت و جهنم مدیران در نتایج فوتبال معنا میشود. چه میتوان کرد! فوتبال مدرن عرصه جلوه فروشی است و اگر در چشم باشی، موفق هستی وگرنه... تا بوده همین بوده. دنیای فوتبال فراز و فرود بسیاری داشته است. نمیدانم شاید خوشسلیقهها متد تغییر را میپسندند. «در» روی پاشنه تقلید میچرخد. بله! در هر زمینهای.
وقتی مردی شما را به عنوان همسر پنجم خود برمیگزیند، نباید بپرسید او بر سر 4 همسر قبلی چه بلایی آورده و در فوتبال هم وقتی تیمی 4 مربی بزرگ را قربانی جاهطلبیاش میکند، حق ندارید درباره دلایل ناکامی اسلاف خود پرسوجو کنید!
برش
چلسی و آبراموویچ دچار خودشیفتگی مزمن شدهاند. آنها میگویند بهترینها را به ما بده و اگر به حرفشان گوش فرا ندهید، میگویند اشکالی ندارد؛ نده. ما قبلا آن معجون قدرت را به دست آوردهایم!