سید ابوالحسن مختاباد در روزنامه اعتماد نوشت:
ماجرای مواجهه تیم رسانهیی دولت در دو قضیه انتخاب مجری (اولی برای رییسجمهور ودومی برای جشنواره فیلم فجر) نمونهیی از بیتدبیریهاست که اگر استمرار یابد قطعا به پاشنه آشیل دولت در این حوزه تبدیل خواهد شد.
اگر بتوان در ماجرای مجری و ریاستجمهوری اندکی تسامح به خرج داد و دولت را به دخالت در استقلال یک رسانه متهم ساخت اما به قطع و یقین درماجرای مجری اختتامیه جشنواره سینما میتوان انگشت اتهام را مستقیم و بیهیچ ترحمی به سمت صداوسیما نشانه رفت و در مقابل دستاندرکاران جشنواره فیلم فجر را نسبت به چنین موضع ضعیف مورد شماتت قرار داد. اما گاه پیش میآید که یک تهدید میتواند به فرصت تبدیل شود. اهل فرهنگ و هنر همه گاه سعی کردهاند که از این گونه تهدیدها، فرصتهای مغتنمی بسازند. به گمانم ماجرای حذف آقای پاکدل و اشارهیی که ایشان به ممنوع الکار بودن خود در صدا و سیما کردند، میتواند دستمایهیی باشد برای همه کسانی که به نوعی در صدا و سیما ممنوعالکار بودند و هستند که خاطرهیی از این دوران بگویند و اگر همچنان کار کردن در گلبانگ بانگ و رنگ برای آنها ممنوع است، به آن اشاره کنند تا نادرستی ادعای مدیران ارشد صدا و سیما بیشتر مشخص شود. البته این خواهش را کسانی باید اجابت کنند که با صدا و سیما سر وکاری ندارند و برای آنها هم همکاری با این نهاد حیثیتی نیست.
این کار موجب میشود تا برخی خطوط قرمز من درآوردی و سلیقهیی صدا و سیما برای حذف آدمیان را زیر تیغ پرسش قرار دهند و ادعای آنها را همانند آن داستان معروف پیازخوار مثنوی بر روزن افکنند: شخص نگارنده در یک دوره کوتاه با این رسانه همکاری میکردم در برنامه کتاب 4. همکاری گسترش یافت تا رسید به نمایشگاه کتاب تهران که از من خواستند سردبیری این برنامه را عهدهدار شوم. من هم طبق معمول فهرستی از بزرگان فرهنگ و هنر تقدیم مدیر گروه کردم و ایشان هم شروع به چانهزنی با مدیران بالاتر تا اینکه در نهایت فهرستی از افراد تایید شده به دستم رسید.
در سرند اولیه 20تا 25 استاد درجه یک دانش و فرهنگ قلم خوردند. اما ماجرا به همین جا ختم نشد. بعد از کلی هماهنگی ، یک بانوی ناشر درست قبل از رفتن روی آنتن کنار گذاشته شد. ماجرا اما وقتی جالبتر شد که نگارنده برای به صحنه بردن یک روحانی نسبتا خوش نام اهل کتاب و قلم شروع کرد به سر وکله زدن با ناظر پخش. این روحانی محترم آقای محمدرضا زائری بود. چند روز قبل ایشان به همراه آقای اشعری و یکی دو تن دیگر به عنوان عضو شورای سیاستگذاری صداوسیما در امور کتاب معرفی شدند و من از همه جا بیخبر با این گمان که وقتی کسی به عنوان عضو شورای سیاستگذاری کتاب صدا و سیما معرفی میشود، به قطع ویقین برای برنامهیی با عنوان کتاب مشکلی ندارد از ایشان دعوت کردم و ایشان هم با روی گشاده پذیرفتند. ساعت هفت شب بود و باید برنامه روی آنتن میرفت که ناظر پخش یکباره رسید که ایشان نمی توانند روی آنتن بروند و نامش جز ممنوعالتصویرهاست.
پرسیدم: اخوی!عزیز دل برادر! ایشان همین سه روز قبل به عنوان عضو شورای عالی نظارت بر برنامههای کتاب صدا و سیما معرفی شدند و قطعا شما اشتباه میکنید. ایشان یک تماسی گرفت با نیروی بالادستی و از قرار دستور رسید که حکم همان است که گفته شد. از من اصرار و ابرام و از ایشان مقاومت و انکار. حال جناب زائری و تیم فیلمبرداری و مجری دستشان در بد حنایی گیر کرده و نه راه پس دارند و نه راه پیش. بالاخره بعد از یک ربع سر وکله زدند در نهایت نمیدانم با کجا هماهنگ کردند که اجازه دادند آقای زائری روی آنتن بروند. به گمان من اگر دیگر دوستان هم حکایتهای اینچنینی را بازگو کنند طشت برخورد سلیقهیی صدا و سیما بیش از پیش مشخص شود .
ماجرای مواجهه تیم رسانهیی دولت در دو قضیه انتخاب مجری (اولی برای رییسجمهور ودومی برای جشنواره فیلم فجر) نمونهیی از بیتدبیریهاست که اگر استمرار یابد قطعا به پاشنه آشیل دولت در این حوزه تبدیل خواهد شد.
اگر بتوان در ماجرای مجری و ریاستجمهوری اندکی تسامح به خرج داد و دولت را به دخالت در استقلال یک رسانه متهم ساخت اما به قطع و یقین درماجرای مجری اختتامیه جشنواره سینما میتوان انگشت اتهام را مستقیم و بیهیچ ترحمی به سمت صداوسیما نشانه رفت و در مقابل دستاندرکاران جشنواره فیلم فجر را نسبت به چنین موضع ضعیف مورد شماتت قرار داد. اما گاه پیش میآید که یک تهدید میتواند به فرصت تبدیل شود. اهل فرهنگ و هنر همه گاه سعی کردهاند که از این گونه تهدیدها، فرصتهای مغتنمی بسازند. به گمانم ماجرای حذف آقای پاکدل و اشارهیی که ایشان به ممنوع الکار بودن خود در صدا و سیما کردند، میتواند دستمایهیی باشد برای همه کسانی که به نوعی در صدا و سیما ممنوعالکار بودند و هستند که خاطرهیی از این دوران بگویند و اگر همچنان کار کردن در گلبانگ بانگ و رنگ برای آنها ممنوع است، به آن اشاره کنند تا نادرستی ادعای مدیران ارشد صدا و سیما بیشتر مشخص شود. البته این خواهش را کسانی باید اجابت کنند که با صدا و سیما سر وکاری ندارند و برای آنها هم همکاری با این نهاد حیثیتی نیست.
این کار موجب میشود تا برخی خطوط قرمز من درآوردی و سلیقهیی صدا و سیما برای حذف آدمیان را زیر تیغ پرسش قرار دهند و ادعای آنها را همانند آن داستان معروف پیازخوار مثنوی بر روزن افکنند: شخص نگارنده در یک دوره کوتاه با این رسانه همکاری میکردم در برنامه کتاب 4. همکاری گسترش یافت تا رسید به نمایشگاه کتاب تهران که از من خواستند سردبیری این برنامه را عهدهدار شوم. من هم طبق معمول فهرستی از بزرگان فرهنگ و هنر تقدیم مدیر گروه کردم و ایشان هم شروع به چانهزنی با مدیران بالاتر تا اینکه در نهایت فهرستی از افراد تایید شده به دستم رسید.
در سرند اولیه 20تا 25 استاد درجه یک دانش و فرهنگ قلم خوردند. اما ماجرا به همین جا ختم نشد. بعد از کلی هماهنگی ، یک بانوی ناشر درست قبل از رفتن روی آنتن کنار گذاشته شد. ماجرا اما وقتی جالبتر شد که نگارنده برای به صحنه بردن یک روحانی نسبتا خوش نام اهل کتاب و قلم شروع کرد به سر وکله زدن با ناظر پخش. این روحانی محترم آقای محمدرضا زائری بود. چند روز قبل ایشان به همراه آقای اشعری و یکی دو تن دیگر به عنوان عضو شورای سیاستگذاری صداوسیما در امور کتاب معرفی شدند و من از همه جا بیخبر با این گمان که وقتی کسی به عنوان عضو شورای سیاستگذاری کتاب صدا و سیما معرفی میشود، به قطع ویقین برای برنامهیی با عنوان کتاب مشکلی ندارد از ایشان دعوت کردم و ایشان هم با روی گشاده پذیرفتند. ساعت هفت شب بود و باید برنامه روی آنتن میرفت که ناظر پخش یکباره رسید که ایشان نمی توانند روی آنتن بروند و نامش جز ممنوعالتصویرهاست.
پرسیدم: اخوی!عزیز دل برادر! ایشان همین سه روز قبل به عنوان عضو شورای عالی نظارت بر برنامههای کتاب صدا و سیما معرفی شدند و قطعا شما اشتباه میکنید. ایشان یک تماسی گرفت با نیروی بالادستی و از قرار دستور رسید که حکم همان است که گفته شد. از من اصرار و ابرام و از ایشان مقاومت و انکار. حال جناب زائری و تیم فیلمبرداری و مجری دستشان در بد حنایی گیر کرده و نه راه پس دارند و نه راه پیش. بالاخره بعد از یک ربع سر وکله زدند در نهایت نمیدانم با کجا هماهنگ کردند که اجازه دادند آقای زائری روی آنتن بروند. به گمان من اگر دیگر دوستان هم حکایتهای اینچنینی را بازگو کنند طشت برخورد سلیقهیی صدا و سیما بیش از پیش مشخص شود .