خانمی 31 ساله ام. 3 سال است از شوهر سابقم جدا شده ام اکنون خواستگارهای زیادی دارم ، ولی از ازدواج مجدد می ترسم به هیچ مردی اعتماد ندارم. لطفاً راهنمایی ام کنید.
پریسا غفوریان - کارشناس ارشد روانشناسی بالینی در روزنامه خراسان نوشت:

اعتماد برای شکل گیری یک زندگی مشترک و تداوم آن ضروری و لازم است؛ چرا که نبود آن می تواند احساس امنیت را در زندگی زناشویی به تباهی بکشاند. شاید بتوان گفت اولین عاملی که پس از تجربه شکست در زندگی مشترک، فرد مطلقه را از ازدواج مجدد باز می دارد، نداشتن اعتماد دوباره است، چرا که به طور کلی طلاق حتی اگر به انتخاب خود فرد انجام گرفته باشد ، حسی از فقدان و از دست دادن را به دنبال دارد که به میزان بسیار زیادی اعتماد به نفس را کاهش می دهد و لذا زمانی که فرد اعتماد به خویش را از دست داد انتظار می رود اعتماد بین فردی به خصوص اعتماد به همسر برای زندگی دوباره را نیز به سختی به دست آورد.

به خودتان فرصت دهید
از آثار منفی و مهم طلاق، آثار روانشناختی آن بر زنان مطلقه است که تاکنون درباره آن بسیار صحبت کرده ایم، متأسفانه، برخی خانم های مطلقه برای کاهش فشار های روحی خود، قبل از اینکه به شناسایی و رفع نقاط ضعف خود بپردازند یا به سرعت به یکی از خواستگاران خود پاسخ مثبت می دهند و زندگی مشترک جدیدی را آغاز می کنند و یا با یک تصمیم گیری احساسی تا آخر عمر تنها زندگی می کنند که البته هر دوی این ها آسیب هایی در پی دارد. بنابراین با توجه به تمام آنچه گفته شد ضروری به نظر می رسدکه حتماً قبل از ورود دوباره به زندگی مشترک نزد مشاور بروید، دید گاه های خود را به چالش بکشید و فشار های روحی خود را از بین ببرید تا بتوانید با تمام وجود برای ورود به زندگی جدید تصمیم بگیرید، تصمیمی که به دور از انتقام گیری، قضاوت های غیر منطقی و تجربه ناشی از شکست در ازدواج قبلی تان باشد. راهکارهای کلیدی که در ادامه می خوانید ، تا حدودی به خانم های مطلقه برای سازگاری با شرایط فعلی، ازدواج مجدد و به دست آوردن اعتماد دوباره کمک می کند:

1- مراجعه به روانشناس برای سم زدایی ذهن از افکار منفی ؛ همه مردان و همه ازدواج ها مثل هم نیستند! پیش از ازدواج مجدد برای شناسایی و رفع نقاط ضعف خود تلاش کنید و قبل از ازدواج دوباره، باید در خود جست وجو کنید تا ببینید که به جای رفتارهای اشتباه گذشته چطور باید رفتار کنید تا ازدواج دوم تان دوام بیاورد.

یادتان باشد همین تجربه ازدواج ناموفق از شما آدم با تجربه تری ساخته است که با آدم قبل از ازدواج اول متفاوت است.

شما باید به این مرحله برسید که دیگر مرتب به ازدواج قبلی فکر نکنید، غم ناشی از طلاق هنوز به صورت پررنگ در زندگی تان حضور نداشته باشد یا مدام نخواهید از همسر قبلی تان انتقام ذهنی بگیرید.

سهم خودتان را واقع بینانه از فرآیند طلاق قبلی معلوم کنید. یادتان باشد حالا شما باتجربه تر هستید، سن تان بیشتر است و راحت تر می توانید درباره خودتان قضاوت کنید. آن مشکلاتی را که شما در به وجود آمدن شان مقصر بوده اید از آن مشکلاتی که همسر قبلی تان مقصر آن بوده، یا فقط به خاطر متفاوت بودن شخصیت شما و همسر سابق تان اتفاق افتاده است از هم جدا کنید. برای اصلاح رفتارهایی که به نظر خودتان نادرست است، همچنین برای یادگرفتن مهارت هایی که در ازدواج قبلی آنها را بلد نبوده اید، مثلا مدیریت خشم یا گفت وگوی منطقی با همسر و ... حتما برنامه مشخصی داشته باشید. بعضی ها تمام دلایل شکست ازدواج قبلی را به ویژگی های بد همسر سابق  شان نسبت می دهند. برای همین برای ازدواج دوم فقط به دنبال آدمی می گردند که نقطه مقابل همسر قبلی شان باشد!

۲ - احساسات خود را تعمیم ندهید؛ این امر بسیار با اهمیت است که بدانید دقیقاً به چه دلیل از همسرتان جدا شده اید. اغلب اوقات از زبان خانم های مطلقه می شنوید که می گویند: " از هر چه مرد است بیزارم" . این جمله مهم است و چنانچه فرزند دارید می تواند خطرناک هم باشد، چرا که نفرت و احساسات منفی همسر سابق خود را به همه مردان ربط داده اید و بی اعتمادیتان را ناخواسته می توانید به فرزند تان نیز منتقل سازید.

3- اعتماد به نفس و عزت نفس خود را افزایش دهید؛ اگر احساس می کنید تجربه ناکامی شما باعث شده است اکنون خود را شخصی نالایق برای ازدواج مجدد بدانید لازم است با اعتماد به نفس بالا تلاش کنید این احساس را تغییر دهید، چرا که احساساتی از این قبیل تا حدی پس از تجربه طلاق طبیعی است و از شما که به مشکل خود، آگاهی دارید انتظار می رود بتوانید احساس خود ارزشمندی را با تمام نیرو به خودتان برگردانید.

4- مهارت کنترل اضطراب را فرا بگیرید و آرامش خود را حفظ کنید: طلاق به دلیل این که خود یک استرس بسیار شدید است، به طور ناخودآگاه فرد را نسبت به رویداد های استرس ‌زای دیگر در زندگی بیش از پیش، حساس می کند. بنابراین لازم است با کسب مهارت های لازم از طریق کمک گرفتن از مشاوره تخصصی، این اضطراب ها را از خود دور کنید و بدانید که اعتماد از دست رفته در شما، با تلاشتان در زمینه کاهش اضطراب و افزایش عزت نفس توسط خود شما دوباره به دست خواهد آمد.

5- مسئولیت انتخاب خود را بپذیرید؛ در نهایت هر انتخابی داشته اید مسئولیت آن را بپذیرید: اگر تصور می کنید تصمیم به جدایی، بهترین تصمیم در شرایط خاص شما در گذشته تان بوده است ؛ ترس را کنار بگذارید، خود را با هیجاناتی از قبیل سرزنش خود و احساس گناه آزار ندهید و بدانید که با در نظر گرفتن وبه کارگیری نکاتی که گفته شد، دیگر محکوم به تکرار آینده ای مشابه گذشته نخواهید بود.

۶ - وسواس نداشته باشید: واقع گرا باشید. به هر حال در فرهنگ ما موارد ازدواج برای شما به عنوان یک فرد طلاق گرفته (چه مرد و چه زن) محدودتر است. اگر بخواهید ملاک های دست بالایی برای ازدواج در نظر بگیرید این موارد محدودتر و محدودتر می شود.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
مینا -> 1392/12/17
پاسخ

سلام تابناک هم چین تیتر زدی که فکر کردم قانون ازدواج مجدد برای آقایان تغییر کرده امان از این تیتر زدن های گول زنت ...در ضمن معتقدم وقتی خانمی از شوهرش طلاق گرفت یا راحت تر بگویم از شر زورگویی ها و فحاشی ها و...خلاص شد چنانچه دارای فرزند است ازدواج مجدد اشتباهی بزرگتری است که هرگز جبران نخواهد شد .ازدواج مجدد ان هم با قانونی که تمامی حق و حقوق با آقایان است زندانی دوباره می باشد.

حامد -> 1392/12/17
پاسخ

خلاصه متن: ازدواج کنید ... خوب است... ولی نه با عجله بلکه با تفکر ای دوستان

سینا -> 1392/12/17
پاسخ

سلام من متاسفانه زود ازدواج کردم شاید زود مفهوم سنین 20 تا 25 باشه ولی من 17 سالگی بخاطر ناآگاهی خودم و عدم آگاه سازی من توسط والدین و چشم رو هم چشمی اونا ازدواج کردم، الان 7 ساله از زندگیم میگذره و تقریبا منو خانمم هیچ ارتباطی نداریم زندگی کنار هم و طلاق عاطفی و چون فامیلم هست نمیتونم به طلاق فکر کنم.الان ارشد میخونم و خانمم هم تحصیلاتش ابتدایی و تفاوت فکری هم در سطحی نیست که بتونم منطقی با خانمم گپ بزنم ، پس فکر کنیدددددددددددددددددد

محمد -> 1392/12/17
پاسخ

یک آقا بعد از طلاق چگونه میتواند ازدواج مجدد نماید در حالی که همسر قبلی بابت مهریه و اجرت المثل و نحله و نفقه و.... دهها و صدها میلیون تومان پول ازش گرفته است؟؟؟ خانم مینا در کجای قانون ازدواج تمام حق و حقوق به آقایان داده شده؟؟ اگر منظورتان حق طلاق است که در برابر این حق ، دها حق دیگر را به خانمها داده اند؟مانند مهریه ، نفقه ، اجرت المثل ، نحله ، حضانت فرزند دختر و... من خودم به عنوان یک مرد که طعم طلاق را بعد از یکسال ازدواج چشیده ام و با حکم یک روزه دادگاه 300 میلیون تومان از اموالم توقیف و به همسرم پرداخت شد . چه شغلی یک ساله 300 میلیون تومان درآمد دارد؟؟؟ بنده با همه این موارد سروکار داشته ام .خدا وکیلی اگر قوانین را مطالعه کنی میفهمی که قانون به نفع خانمها است.

منصف -> 1392/12/17
پاسخ

خلاصه هم ضعفهای خودرا به بینید ورفع کنید هم ضعفهای طرف مقابل را به یاد بیاوریدتادوباره به چاه نیفتیدولی بدانیدبی عیب خداست وامور نسبی است

مینا -> 1392/12/17
پاسخ

اقا محمد اولا حضانت فرزندان اگر پسر باشد تا دوسالگی با مادر است و دختر تا 7 سالگی بعد از آن هم متعلق به پدر است شما حتما خودتان حضانت فرزندتان را به همسرتان داده اید ...دوما اجرت المثلی را که فرمودید به اطلاع می رسانم در ازا هر سال زندگی مشترک سالی یک میلیون توجه کنید یک میلیون تومان به زن تعلق می گیرد که اگر امصاف داشته باشید خواهید فهمید حق یک همسر ویک مادر این نیست که قانون تصویب نموده با توجه به این که اگر مادر فرزند خود را با شیر خودش بزرگ نکرده باشد این حق هم از او سلب می شود ..در آخر حتما شما جزو کشانی بودید که مهریه خانمتان را خود تعیین نموده اید پس ملزم به پرداخت آن خواهید شد در ضمن لابد انتظار دارید فرزند شما که هم اینک درکنار مادرش می باشد با اب بزرگ شود و شما نفقه هو نپردازید بله؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب قانون را بخوانید و ببینید حق ازآن اقایان است و بس...

کاربر مهمان -> 1392/12/17
پاسخ

اگر چه اولین نفری که نظر داده اند خانومهای اولاد دار را از ازدواج دوم پرهیز داده اند اما بزرگ کردن فرزند بدون حضور یک مرد در خانه بسیار سخت و نتیجه هم باب میل نیست . شاهد موردی در فامیل نزدیکم بودم که پسر بچه ها در اضطراب دائمی بودند از مادرشان درخواست خرید شمشیر و چاقو و ... برای پر کردن اضطراب دائمی شان را داشتند هر چه مادر با درخواستهای عجیب و غریب آنها بیشتر کنار میآمد ظاهرا بچه ها به ناتوانی مادر بیشتر آگاه شده و ترس و اضطرابشان افزایش می یافت ، اما با ازدواج با یک آقایی که بچه کوچک نداشت مشکلات الحمدلله حل شد . بچه ها بصورت مشخصی احساس آرامس میکردند.

کوروش -> 1392/12/17
پاسخ

درود اشتباه بزرگ و ظلم بزرگتری که داره میشه اینه که مردم فکر میکنند قانون همش به سود مرده در صورتی که کاملا عکس این موضوعه برای نمونه خوبه که فقط یه نگاه به شرایط ضمن عقد در قباله بندازید که تماما یک طرفه و به سود زنهاست و به ضرر مرد. من خودم با یک خانم 5 ساله که فقط عقد کردم و هیچ ارتباط زناشویی و زندگی مشترک باهاش نداشتم و با برنامه ریزی قبلی در دوران عقد مهریه اجرا گذاشته، مهریه تقسیط شده و در حال دریافت مهریه است، و جالبه بدونید که طبق قانون و رای دادگاه از (حق حبس) استفاده میکنه و حاضر به شروع زندگی زیر یک سقف نیست و اصلا من به عنوان شوهرش نمیدونم کجاست و چکار میکمه سه بار دادخواست تمکین دادم که رد شده و اجازه ازدواج مجدد هم نمیدند، حالا شما بگید تا 33 سال دیگه که اقساط مهریه من تموم بشه من باید چه کنم؟ طبق قانون زنم میتونه با من زندگی نکنه و منم حق ازدواج ندارم، آیا من و یا زنم به فساد کشیده نمیشیم؟؟؟نماینده های مجلس که این قانون رو تصویب کردند جواب بدند!!!!!!!

سیاوش -> 1392/12/17
پاسخ

ای کاش بحث در باب چگونگی ازدواج موفق بود ، خیلی بهتر است ازدواج اول ، آخرین ازدواج باشد و آموزش های آن بست داده شود . نه سهل گیری و نه سخت گیری چاره کار نیست بلکه ازدواج با تفکر و مطالعه و اجازه دادن به طرفین برای شناخت از یکدیگر ، باعث دوام خواهد بود . به عقیده من ازدواج عقد بین دو نفر نیست بلکه بین دو خانواده ، دو فامیل ، دو قومیت و حتی دو شهریت ( اهلیت ) است که متاسفانه نادیده گرفته شده و آثار زیان بار آن در ادامه زندگی دامن گیر میشود . مینا خانم و محمد آقا در طلاق هر دو طرف سهیم هستند و مقصر و قوانین هم همیشه یکطرفه نیست در برخی مواقع میتواند یکسویه شود . امیدوارم تمامی کسانی که طعم تلخ طلاق را در زندگی چشیده اند به لطف خداوند و باشناخت بهتر و قرار گرفتن همسفری پر مهر آلام آنان برطرف گردد . انشا ا....

کاربر مهمان -> 1392/12/17
پاسخ

آقایون بیشتر در بحث ازدواج دقت کنن--با اینهمه امتیازات که به نفع خانمهاست هدف خیلی از خانمها ازدواج و تشکیل زندگی مشترک نیست..خیلی مواظب باشید

آقاسید -> 1392/12/17
پاسخ
سینا -> 1392-12-17 08:16:06

سلام من متاسفانه زود ازدواج کردم شاید زود مفهوم سن...

برو خدا رو صد هزار مرتبه شکر کن که همون زن بیسواد تو رو رسونده تا ارشد و تو هیچ سهمی در ادامه تحصیلات اون و زندگی آینده اش نداشتی و هیچ چیزی براش ترسیم نکردی

pani -> 1392/12/17
پاسخ
سینا -> 1392-12-17 08:16:06

سلام من متاسفانه زود ازدواج کردم شاید زود مفهوم سن...

سلام گذشته ها گذشته ولی حالا باید راهی برای بهتر شدن زندگی پیدا کنید اگر تحصیلاتتون روی میزان فهم و درک از زندگی اثر گذاشته باشه متوجه شده اید که برای به تفاهم رسیدن نیازی نیست سطح تحصیلات آدمها یکی باشه این شعور آدمهاست که به فراخور بالا رفتن سن باید بالا تر بره .باید همزمان با بالا رفتن علم و تجربه زبان برقراری ارتباط با اعضا خانواده را آموخت. باید بدانید همه آدم‌ها برای این آفریده شده اند که به سمت کمال پیش برن . همسر شما هم حتما موقع ازدواج سن کمی داشته پس با صبوری و از راه درست با محبت، راه باهم زندگی کردن و به قول معروف رگ خواب همسرتونو پیدا کنید و با هنرمندی از همسرتون یک زن فداکار و فهمیده بسازید. اگر نه خراب کردن زندگی خیلی راحته و دخترای تحصیلکرده به ظاهر فهمیده زیادن که سر راه شما قرار بگیرن و از راه بدرتون کنن

کوروش -> 1392/12/17
پاسخ

آقای محمد عزیز مهریه قانون نیست . مبلغ مهریه را خود شما با آگاهی از عندالمطالبه بودن آن پذیرفتی . می توانستی قبول نکنی . در این مورد اختیار با شما بوده و حضانت فرزند دختر نیز فقط تا 7 سالگی با مادر است. ولی در مورد قوانین که همه به نفع آقایان است هیچ حق انتخاب و اختیاری به خانمها داده نشده. بهتر است کمی امصاف داشته باشیم.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین