فریاد هواداران از دست او به آسمان بلند شده است. دیدیه دروگبا احساس ناکامی میکند اما چه کسی میتواند بگوید حتی این شیوه نامقبول افزایش شانس چلسی و دیدیه را در پی نداشته؟
به نوشته خراسان، ستاره ساحل عاجی با سختکوشی خاص خود به نماد امید در استمفوردبریج تبدیل شده و میتوان گفت به نوعی سفیر تیم آبراموویچ است. کاریزمای مرد سال سابق فوتبال آفریقا رقیبان چلسی را هم به تحسین واداشته و ژوزه مورینیو خیلی خوب به یاد دارد بدون گلهای دروگبا امکان سلطه مقطعی بر فوتبال جزیره را به دست نمیآورد.
داستان جدایی او از ترکیب اصلی قصه فراق بین چلسی و بالانشینی در لیگ برتر تلقی میشود. این یعنی وابستگی متقابل دروگبا و آبیهای لندن. در حالی که آبراموویچ از شکست پروژه چلسی میگوید، دروگبا برای حضور در مرکز توجهها میجنگد. اخراج در وقتهای اضافه فینال فصل گذشته لیگ قهرمانان (به دلیل خطا روی ویدیچ) باعث تکانده شدن دروگ از قلب هواداران آبیدوست شد و او در ادامه ناکامیهایش در ترکیب مربی بعدی چلسی (اسکولاری) جایی نیافت. دروگبا هنگام صحبت از دوران فیل بزرگ صدایی آمیخته با خشم دارد.
حالا هیدینک به دیدیه فرصت گسستن بندهای نیمکتنشینی و شرکت ولو چند دقیقهای در بازیها را داده است. احتمال داشت اعطای تنها یک شانس درست و حسابی دیگر، این 31 ساله را از انتقال به اینتر منصرف کند. نوع حضور در اماکن عمومی، دروگبا را متمایز کرده است.
مردم وقتی به بازیکن سابق مارسی و گنگان میرسند، میپرسند: «چرا اینقدر وزن کم کردهای؟» جواب در پس ژستی که یادآور بازوهای آماده یک ورزشکار دوومیدانی است، صادر میشود: «غصه میخورم چون اکثر اوقات فصل آنلکا انتخاب اول خط حمله بوده و من باید روی نیمکت مینشستم.»
اسکولاری به شیوه دلخواه خود از دروگبا استفاده میکرد؛ آن چه برآمده از بوروکراسی حاکم بر چلسی است. البته فرانس فوتبال چنین میپندارد. دیدیه در این باره نظرهای جالبی دارد: «اگر تمام اجناس قابل فروش خود را در معرض دید هواداران قرار دهید، دنیا را به باغ وحش تبدیل خواهید کرد چون در این صورت خریداران برای در اختیار گرفتن اجناس مورد نیاز دست به هر کاری میزنند. تیمهای خوب، بازیکنان خوبی دارند. هر چند روبن دیگر در جمع ما نیست اما هنوز بزرگانی مانند کالو و مالودا در خدمت اهالی استمفوردبریج هستند.»
طبق شایعههای اخیر، چک، بالاک و دروگبا از جمله موافقان اخراج اسکولاری بودند. آنها در واپسین جلسه رؤسای باشگاه با فیل بزرگ و بازیکنان مطرح، متد تمرین سرمربی وقت را ناکارآمد دانستند. اگر دروگبا این قدر راحت تن به مصاحبه میدهد، میخواهد از اتهام نقشآفرینی در اخراج سرمربی قبلی چلسی تبرئه شود: «نه! اسکولاری همیشه در تمرینها حضور داشت و من، چک و بالاک در غیاب او هیچ اقدام تحریکآمیزی انجام ندادیم.
باشگاه تصمیم نهایی را اتخاذ کرد. بابت جدایی اسکولاری شگفتزده شدیم اما به هر حال از تغییر گریزی نبود زیرا در شرایط خیلی بدی به سر میبردیم. از من میپرسند چرا فیل بزرگ، بریج را ترک کرد؟ نتایج 2 ماه پایانی او بهترین جواب تلقی میشود.» به اعتقاد اسکولاری، دروگبا در محوطه جریمه از آن اعتماد به نفس همیشگی بیبهره نشان میداد. چرا؟ جواب را بخوانید: «نه! اعتماد به نفس لازم را داشتم چون میدانستم قرار است چه کاری انجام دهم. هر شخصی در اظهار نظر آزاد است اما من با دیدگاه اسکولاری موافق نبودم.»
تاکتیکهای هیدینک مشخص خواهد کرد هواداران میتوانند در آینده روی دروگبا حساب کنند یا باید با به یاد آوردن گذشته او دچار نوستالژی شوند. دروگ نگران نیست: «هیدینک به کارم اعتقاد دارد. تیم در آرامش روزگار سپری میکند و من به آینده میاندیشم. شیوه گاس منحصر به فرد و قابل ستایش است. امیدوارم او درک کند برای رسیدن به اوج نیازمند گذشت زمان هستم. تنها هدفم کمک به تیم خواهد بود.»
قدرت بدنی دروگبا تصویر بیرونی ذات جنگجوی اوست و ذات جنگجو، بر آمده از شرایط زندگی والدینش؛ والدینی که دیدیه 5 ساله را از ساحل عاج به «شارل دوگل» پاریس آوردند تا بلکه زیر نظر عموی فوتبالیست خود زندگی بهتری برای خانواده دروگبا رقم بزند. گویا، عموی دروگ خیلی زود به زادگاهش بازگشت اما مجددا در روزهای 8 سالگی دروگبا دوباره در پاریس دیده شد و دوران حرفهای را در تیمهای نظیر برست، آنژوله، دونکرک،آببویل و تورکوئین سپری کرد. دروگبا نیز از زمان انتقال 23 میلیون یورویی در جولای 2004 داستان خاص خود را داشته است.
هواداران مارسی (تیم قبلی او) ابتدا چندان از دیدیه استقبال نکردند زیرا وی را یک متقلب شیرجه زدن و آماده فریب داور میدانستند اما رفته رفته زحمتهای صادقانه دروگبا به چشم آمد و او در ولودروم محبوب شد. نوع بازی و شخصیت بازیکن سیهچرده، طی 7 ماه حضور اسکولاری در چلسی به اصطلاح «رو» شده و حالا نوبت هیدینک است که دروگبا را بشناسد: «در هر تیمی تغییر ضروری به نظر میرسد.
فصل ایجاد تحول در بریج فرا رسیده است.» منچستریونایتد به لطف جوانان برزیلی، صلابت بازیکنان صربستانی و استعدادهای داخلی مشغول ترکتازی است. در چلسی هم اسکولاری با استفاده از اشلی کول و بوسینگوا سعی کرد از آنها یک کافو و روبرتو کارلوس بسازد. مصدومیت دروگبا نیز به آنلکا فرصت داد با سرعت تمام جایگاهش را در ترکیب تثبیت کند.
البته جاذبه تاکتیک اسکولاری چشمنواز بود اما تیم در ضربههای ایستگاهی ضعف داشت. حالا هیدینک کمتر رمانتیک و بیشتر عملگرا، مسئول ساختن ویرانیهاست. چهره نه چندان جذاب دروگبا که این روزها به زردی گراییده، از سر درون چلسی خبر میدهد. سبک بازی او اصطلاح سگ شکاری را به فرهنگ لغات فوتبال افزوده است.
دروگ قادر به استپ سینه مطلوب، چرخش 90 درجه و گذراندن توپ از دستان دروازهبانهاست. او سپتامبر 2006 به این طریق دروازه لیورپول را گشود تا ثابت کند در محوطه جریمه (و نه جایی دیگر) سلطان مطلق محسوب میشود. چلسی میتواند مطمئن باشد وقتی به گل نیاز دارد، دروگبا قادر خواهد بود با سر، پا، ران و سینه گل بزند.
فقط یک ارسال خوب، برای نمایش وظایف یک شماره 9 کلاسیک (به تعریف انگلیسیها) کافی به نظر میرسد. ستاره اهل ساحل عاج در پنجمین فصل بازی برای چلسی هرگز احساس یک خارجی را ندارد.
او با 6 میلیون یورو از گنگان به مارسی پیوست و همان زمان عاشق «فرهنگ تحرک» شد. مارسی در قلب این جوان جای داشت: «حتی قبل از حضور در ولودروم، مارسی را دوست داشتم. میخواستم سرم را جلوی توپ بیندازم تا بلکه از این طریق مارسی موفق شود. وقتی به انگلیس رفتم، مردم پرسیدند این پسر کیست؟ از کجا آمده؟ مارسی؟ همان تیم طلایی سال 1993؟ خیلی ناراحت کننده است. شما فینال جام یوفا را تجربه کردهاید، بازیکن سال فرانسه شدهاید و فریاد حقانیت خود را به گوشها رساندهاید اما در گوشهای از دنیا میپرسند دروگبا کیست؟ در چنین جو ناباوری، اثبات توانایی دشوار است، خیلی دشوار.»
ملاقات با یک مربی پرتغالی، نخستین لحظههای جادویی دروگ را به وجود آورد و سالها بعد یک پرتغالی دیگر به عنوان یار و یاور، آبی روی آتش لحظههای دشوار پاشید. آقای خاص مقابل اتهام فریبکاری از دروگبا دفاع کرد.
البته وقتی ژوزه در بازی جام خیریه سال 2006 شوچنکو را به دروگبای بحران زده ترجیح داد، بهترین گلزن باشگاه مخفیانه با گالیانی نایب رئیس میلان قرار ملاقات گذاشت. یک هفته بعد دست دروگ، فولام و منچسترسیتی را به زانو درآورد و سرانجام نقشآفرینی در جریان پیروزی 4 بر یک مقابل وستهام، مورینیو را به تحسین واداشت: «او میتواند به خانه برود، تلویزیون تماشا کند، تک تک روزنامههای صبح و عصر را بخرد و به اظهارات کارشناسان گوش بدهد. مردمی که میخواستند او را بکشند، اکنون ابراز همدردی میکنند. دروگبا اسلحهای برای انواع جنگهاست.» هست؟
بدون مورینیو یتیم بودم
دیدیه دروگبا برخلاف جهان فوتبال، ژوزه مورینیو را دوست دارد: «همیشه دوست داشتم برای تیم او بازی کنم چون پیشرفت فعلی را مدیون ژوزه هستم.» وقتی آقای خاص سپتامبر 2007 خلع قدرت شد، دروگبا انگیزه لازم را از دست داد: «واقعا میخواستم چلسی را ترک کنم. جو رختکن برایم غیرقابل تحمل بود. بدون مورینیو احساس یتیمها را داشتم. الان هم مورینیو دوست دارد مرا در اختیار داشته باشد. ما دوست خوب یکدیگر هستیم. البته شاید غرور فراوان به وی اجازه ندهد جمله «من دروگبا را میخواهم» را بر زبان بیاورد. او مرا برای فوتبال میخواهد و من او را برای ادامه دوران حرفهایام. وقتی ندایی تو را به سمت خود فرا میخواند، مشکل بتوانی جواب منفی بدهی. فعلا میتوانم ادعا کنم در جای خودم راحت هستم. البته در غیاب مورینیو احساس کمبود میکنم. ما با هم دستاوردهای بزرگی رقم زدیم. او اعتماد به نفس مرا افزایش داد. تخصص آقای خاص، سر ذوق آوردن بازیکنان است.»
شغل من عشق
دروگبا از ته قلب فوتبال انگلیس را دوست دارد. او زیر باران درشت جزیره، سایه افتخار را چتر کرد. فتح دو جام لیگ برتر و ثبت گل قهرمانی چلسی در قدیمیترین جام دنیا (جام حذفی) او را حریصتر کرده و دقیقا همین جاهطلبی از دروگ یک چهره محبوب ساخته است. همتیمیها روح پیروزطلب این مهاجم را میستایند. دیدیه در این باره گفت: «هر گاه هواداران مرا تشویق میکنند، روحیه مضاعفی مییابم. در روزهای ابتدایی پیوستن به چلسی چندان مورد علاقه دوستداران حاضر در استمفوردبریج نبودم. خب! شهرت چندانی نداشتم و کمتر کسی مرا میشناخت. از سطح انتظارهای آنها کوچکترین اطلاعی نداشتم. البته کم کم شناخت طرفین بیشتر شد. شغل من لذت بردن از بازی است. عاشق برقراری ارتباط مثبت با هواداران هستم. فوتبال من نمایشی است. خب گاهی میبازم و متأسف میشوم؛ مثل فینال لیگ قهرمانان!»
به نوشته خراسان، ستاره ساحل عاجی با سختکوشی خاص خود به نماد امید در استمفوردبریج تبدیل شده و میتوان گفت به نوعی سفیر تیم آبراموویچ است. کاریزمای مرد سال سابق فوتبال آفریقا رقیبان چلسی را هم به تحسین واداشته و ژوزه مورینیو خیلی خوب به یاد دارد بدون گلهای دروگبا امکان سلطه مقطعی بر فوتبال جزیره را به دست نمیآورد.
داستان جدایی او از ترکیب اصلی قصه فراق بین چلسی و بالانشینی در لیگ برتر تلقی میشود. این یعنی وابستگی متقابل دروگبا و آبیهای لندن. در حالی که آبراموویچ از شکست پروژه چلسی میگوید، دروگبا برای حضور در مرکز توجهها میجنگد. اخراج در وقتهای اضافه فینال فصل گذشته لیگ قهرمانان (به دلیل خطا روی ویدیچ) باعث تکانده شدن دروگ از قلب هواداران آبیدوست شد و او در ادامه ناکامیهایش در ترکیب مربی بعدی چلسی (اسکولاری) جایی نیافت. دروگبا هنگام صحبت از دوران فیل بزرگ صدایی آمیخته با خشم دارد.
حالا هیدینک به دیدیه فرصت گسستن بندهای نیمکتنشینی و شرکت ولو چند دقیقهای در بازیها را داده است. احتمال داشت اعطای تنها یک شانس درست و حسابی دیگر، این 31 ساله را از انتقال به اینتر منصرف کند. نوع حضور در اماکن عمومی، دروگبا را متمایز کرده است.
مردم وقتی به بازیکن سابق مارسی و گنگان میرسند، میپرسند: «چرا اینقدر وزن کم کردهای؟» جواب در پس ژستی که یادآور بازوهای آماده یک ورزشکار دوومیدانی است، صادر میشود: «غصه میخورم چون اکثر اوقات فصل آنلکا انتخاب اول خط حمله بوده و من باید روی نیمکت مینشستم.»
اسکولاری به شیوه دلخواه خود از دروگبا استفاده میکرد؛ آن چه برآمده از بوروکراسی حاکم بر چلسی است. البته فرانس فوتبال چنین میپندارد. دیدیه در این باره نظرهای جالبی دارد: «اگر تمام اجناس قابل فروش خود را در معرض دید هواداران قرار دهید، دنیا را به باغ وحش تبدیل خواهید کرد چون در این صورت خریداران برای در اختیار گرفتن اجناس مورد نیاز دست به هر کاری میزنند. تیمهای خوب، بازیکنان خوبی دارند. هر چند روبن دیگر در جمع ما نیست اما هنوز بزرگانی مانند کالو و مالودا در خدمت اهالی استمفوردبریج هستند.»
طبق شایعههای اخیر، چک، بالاک و دروگبا از جمله موافقان اخراج اسکولاری بودند. آنها در واپسین جلسه رؤسای باشگاه با فیل بزرگ و بازیکنان مطرح، متد تمرین سرمربی وقت را ناکارآمد دانستند. اگر دروگبا این قدر راحت تن به مصاحبه میدهد، میخواهد از اتهام نقشآفرینی در اخراج سرمربی قبلی چلسی تبرئه شود: «نه! اسکولاری همیشه در تمرینها حضور داشت و من، چک و بالاک در غیاب او هیچ اقدام تحریکآمیزی انجام ندادیم.
باشگاه تصمیم نهایی را اتخاذ کرد. بابت جدایی اسکولاری شگفتزده شدیم اما به هر حال از تغییر گریزی نبود زیرا در شرایط خیلی بدی به سر میبردیم. از من میپرسند چرا فیل بزرگ، بریج را ترک کرد؟ نتایج 2 ماه پایانی او بهترین جواب تلقی میشود.» به اعتقاد اسکولاری، دروگبا در محوطه جریمه از آن اعتماد به نفس همیشگی بیبهره نشان میداد. چرا؟ جواب را بخوانید: «نه! اعتماد به نفس لازم را داشتم چون میدانستم قرار است چه کاری انجام دهم. هر شخصی در اظهار نظر آزاد است اما من با دیدگاه اسکولاری موافق نبودم.»
تاکتیکهای هیدینک مشخص خواهد کرد هواداران میتوانند در آینده روی دروگبا حساب کنند یا باید با به یاد آوردن گذشته او دچار نوستالژی شوند. دروگ نگران نیست: «هیدینک به کارم اعتقاد دارد. تیم در آرامش روزگار سپری میکند و من به آینده میاندیشم. شیوه گاس منحصر به فرد و قابل ستایش است. امیدوارم او درک کند برای رسیدن به اوج نیازمند گذشت زمان هستم. تنها هدفم کمک به تیم خواهد بود.»
قدرت بدنی دروگبا تصویر بیرونی ذات جنگجوی اوست و ذات جنگجو، بر آمده از شرایط زندگی والدینش؛ والدینی که دیدیه 5 ساله را از ساحل عاج به «شارل دوگل» پاریس آوردند تا بلکه زیر نظر عموی فوتبالیست خود زندگی بهتری برای خانواده دروگبا رقم بزند. گویا، عموی دروگ خیلی زود به زادگاهش بازگشت اما مجددا در روزهای 8 سالگی دروگبا دوباره در پاریس دیده شد و دوران حرفهای را در تیمهای نظیر برست، آنژوله، دونکرک،آببویل و تورکوئین سپری کرد. دروگبا نیز از زمان انتقال 23 میلیون یورویی در جولای 2004 داستان خاص خود را داشته است.
هواداران مارسی (تیم قبلی او) ابتدا چندان از دیدیه استقبال نکردند زیرا وی را یک متقلب شیرجه زدن و آماده فریب داور میدانستند اما رفته رفته زحمتهای صادقانه دروگبا به چشم آمد و او در ولودروم محبوب شد. نوع بازی و شخصیت بازیکن سیهچرده، طی 7 ماه حضور اسکولاری در چلسی به اصطلاح «رو» شده و حالا نوبت هیدینک است که دروگبا را بشناسد: «در هر تیمی تغییر ضروری به نظر میرسد.
فصل ایجاد تحول در بریج فرا رسیده است.» منچستریونایتد به لطف جوانان برزیلی، صلابت بازیکنان صربستانی و استعدادهای داخلی مشغول ترکتازی است. در چلسی هم اسکولاری با استفاده از اشلی کول و بوسینگوا سعی کرد از آنها یک کافو و روبرتو کارلوس بسازد. مصدومیت دروگبا نیز به آنلکا فرصت داد با سرعت تمام جایگاهش را در ترکیب تثبیت کند.
البته جاذبه تاکتیک اسکولاری چشمنواز بود اما تیم در ضربههای ایستگاهی ضعف داشت. حالا هیدینک کمتر رمانتیک و بیشتر عملگرا، مسئول ساختن ویرانیهاست. چهره نه چندان جذاب دروگبا که این روزها به زردی گراییده، از سر درون چلسی خبر میدهد. سبک بازی او اصطلاح سگ شکاری را به فرهنگ لغات فوتبال افزوده است.
دروگ قادر به استپ سینه مطلوب، چرخش 90 درجه و گذراندن توپ از دستان دروازهبانهاست. او سپتامبر 2006 به این طریق دروازه لیورپول را گشود تا ثابت کند در محوطه جریمه (و نه جایی دیگر) سلطان مطلق محسوب میشود. چلسی میتواند مطمئن باشد وقتی به گل نیاز دارد، دروگبا قادر خواهد بود با سر، پا، ران و سینه گل بزند.
فقط یک ارسال خوب، برای نمایش وظایف یک شماره 9 کلاسیک (به تعریف انگلیسیها) کافی به نظر میرسد. ستاره اهل ساحل عاج در پنجمین فصل بازی برای چلسی هرگز احساس یک خارجی را ندارد.
او با 6 میلیون یورو از گنگان به مارسی پیوست و همان زمان عاشق «فرهنگ تحرک» شد. مارسی در قلب این جوان جای داشت: «حتی قبل از حضور در ولودروم، مارسی را دوست داشتم. میخواستم سرم را جلوی توپ بیندازم تا بلکه از این طریق مارسی موفق شود. وقتی به انگلیس رفتم، مردم پرسیدند این پسر کیست؟ از کجا آمده؟ مارسی؟ همان تیم طلایی سال 1993؟ خیلی ناراحت کننده است. شما فینال جام یوفا را تجربه کردهاید، بازیکن سال فرانسه شدهاید و فریاد حقانیت خود را به گوشها رساندهاید اما در گوشهای از دنیا میپرسند دروگبا کیست؟ در چنین جو ناباوری، اثبات توانایی دشوار است، خیلی دشوار.»
ملاقات با یک مربی پرتغالی، نخستین لحظههای جادویی دروگ را به وجود آورد و سالها بعد یک پرتغالی دیگر به عنوان یار و یاور، آبی روی آتش لحظههای دشوار پاشید. آقای خاص مقابل اتهام فریبکاری از دروگبا دفاع کرد.
البته وقتی ژوزه در بازی جام خیریه سال 2006 شوچنکو را به دروگبای بحران زده ترجیح داد، بهترین گلزن باشگاه مخفیانه با گالیانی نایب رئیس میلان قرار ملاقات گذاشت. یک هفته بعد دست دروگ، فولام و منچسترسیتی را به زانو درآورد و سرانجام نقشآفرینی در جریان پیروزی 4 بر یک مقابل وستهام، مورینیو را به تحسین واداشت: «او میتواند به خانه برود، تلویزیون تماشا کند، تک تک روزنامههای صبح و عصر را بخرد و به اظهارات کارشناسان گوش بدهد. مردمی که میخواستند او را بکشند، اکنون ابراز همدردی میکنند. دروگبا اسلحهای برای انواع جنگهاست.» هست؟
بدون مورینیو یتیم بودم
دیدیه دروگبا برخلاف جهان فوتبال، ژوزه مورینیو را دوست دارد: «همیشه دوست داشتم برای تیم او بازی کنم چون پیشرفت فعلی را مدیون ژوزه هستم.» وقتی آقای خاص سپتامبر 2007 خلع قدرت شد، دروگبا انگیزه لازم را از دست داد: «واقعا میخواستم چلسی را ترک کنم. جو رختکن برایم غیرقابل تحمل بود. بدون مورینیو احساس یتیمها را داشتم. الان هم مورینیو دوست دارد مرا در اختیار داشته باشد. ما دوست خوب یکدیگر هستیم. البته شاید غرور فراوان به وی اجازه ندهد جمله «من دروگبا را میخواهم» را بر زبان بیاورد. او مرا برای فوتبال میخواهد و من او را برای ادامه دوران حرفهایام. وقتی ندایی تو را به سمت خود فرا میخواند، مشکل بتوانی جواب منفی بدهی. فعلا میتوانم ادعا کنم در جای خودم راحت هستم. البته در غیاب مورینیو احساس کمبود میکنم. ما با هم دستاوردهای بزرگی رقم زدیم. او اعتماد به نفس مرا افزایش داد. تخصص آقای خاص، سر ذوق آوردن بازیکنان است.»
شغل من عشق
دروگبا از ته قلب فوتبال انگلیس را دوست دارد. او زیر باران درشت جزیره، سایه افتخار را چتر کرد. فتح دو جام لیگ برتر و ثبت گل قهرمانی چلسی در قدیمیترین جام دنیا (جام حذفی) او را حریصتر کرده و دقیقا همین جاهطلبی از دروگ یک چهره محبوب ساخته است. همتیمیها روح پیروزطلب این مهاجم را میستایند. دیدیه در این باره گفت: «هر گاه هواداران مرا تشویق میکنند، روحیه مضاعفی مییابم. در روزهای ابتدایی پیوستن به چلسی چندان مورد علاقه دوستداران حاضر در استمفوردبریج نبودم. خب! شهرت چندانی نداشتم و کمتر کسی مرا میشناخت. از سطح انتظارهای آنها کوچکترین اطلاعی نداشتم. البته کم کم شناخت طرفین بیشتر شد. شغل من لذت بردن از بازی است. عاشق برقراری ارتباط مثبت با هواداران هستم. فوتبال من نمایشی است. خب گاهی میبازم و متأسف میشوم؛ مثل فینال لیگ قهرمانان!»