1- زمانی که مدیرعامل قبلی باشگاه پرسپولیس بر سر کار آمد، واقعا جامعه حیرتزده شده که چگونه یک مدیری از یک حوزهیی غیر فوتبالی به فوتبال میآید و مدیریت باشگاه پر طرفدار پرسپولیس را برعهده میگیرد. بعد از یک مدت زمان که این جریان ادامه داشت، تنشهایی ایجاد شد و جامعه فوتبال واضح و حقایق زیادی را عنوان کرد. حاصل هم این است که از آقای رویانیان به زمین مانده است. بازیکن باید تابع باشگاه باشد. وقتی عدم آشنایی مدیران با فوتبال باعث میشود از کیسه ناچیز مردم، این همه هزینه شود، بازیکن هم میگیرد. من در اینجا به بازیکن معترض نیستم، من به مدیریت نقد و اعتراض دارم که پولهای هنگفتی را به بازیکنان پرداخت میکند.
2- فوتبالیستی مصاحبه میکند که من 50 میلیون تومان وام گرفتم تا خرج خانوادهام را بدهم. فوتبالیست دیگری میگوید 850 میلیون خانه خریدهام و پول پرداخت آن را ندارم. این بیعدالتی و این نادیده گرفتن مردم حاصلش این میشود که 70 میلیارد تومان بدهی میماند و 100 میلیارد هم هزینه شده و طی یک فرآیند چند ساله جام هم دریافت نشده است. فوتبالیستهای ما به جز استثناهایشان، نه ظرفیت فرهنگی و نه ظرفیت مالی دارند در حالی که کارمندی که 30 سال کار کرده 25 سال هم است که بازنشسته شده، یعنی بعد از 55 سال، 503 هزار تومان عیدی دریافت میکند. اگر ظرفیت فرهنگی میان بازیکنان وجود داشته باشد اینگونه صحبت نمیکنند. ارقامی را عنوان میکنند که حتی در رویاهای مردم دست نیافتنی است. چرا وزارتخانه این مدیران بیتدبیر را انتخاب میکند که مبالغ نجومی را به فوتبالیستها بدهند؟!
3- از آنچه من در برنامه «90» این هفته دیدم، مشخص نبود چه کسی حرف راست میزند! در تمام دنیا فوتبالیستها درآمد زیادی دارند و طبعا در ایران هم این قضیه پا برجاست. اما من یادم میآید زمانی که دیوار برلین برداشته شد، اقتصاد آلمان بهشدت زیر فشار قرار گرفت. پیشنهادات زیادی مطرح شد، از جمله اینکه دستمزد فوتبالیستها را کاهش دهیم. در این میان اشتفان افنبرگ موضع گرفت که چرا از فوتبالیستها کم کنند؟! چرا این از کار افتادهها و بیکاران این پول را ندهند؟! فرانتس بکن بائر، مدیرعامل باشگاه بایرن مونیخ مصاحبه کرد و گفت این نظر شخصی اشتفان افنبرگ است و ما با کم کردن دستمزد فوتبالیستها موافقیم. آنهایی که از کار افتاده و بیکار هستند در این کشور زندگی میکنند و حق طبیعی آنها است از درآمدهای ملی استفاده کنند. شما این موضعگیری فرهنگی را نگاه کنید و با رفتاری که در اینجا شده مقایسه کنید. مردم ما عاشق فوتبال هستند، اما از بیت المال ناعادلانه خرج این فوتبال میشود.
4- بهطور کلی از سرچشمه دچار مشکل هستیم. اگر یک مدیر توانمند، یک مدیر توانمند را انتخاب کند این مشکلات رخ نمیدهد. شما نگاه کنید مس کرمان سقوط کرد. مدیرانی که هزینه کردند و چهار مربی را سر کار آوردند چه پاسخی دارند؟! این ناتوانی مدیران را نشان میدهد. اگر مدیران توانمند فوتبال ما را اداره نکنند اگر قوانین سخت و انعطاف ناپذیر و باز دارنده تدوین نشود، این روند کماکان ادامه خواهد داشت. ما مقابل عراق متجاوز ایستادگی کردیم، اما نمیتوانیم جلوی این جریان را بگیریم؟! یا نمیخواهیم یا واقعا نمیتوانیم؟ من فکر میکنم همه این مشکلات به خاطر این است که عاشقان فوتبال را کنار گذاشتند و کاسبان را سر کار آوردند. کجای دنیا به بازیکنان به جای پول میلگرد میدهند؟ این واقعا در دنیا تمسخرآمیز است.