در اواخر سال 92 تصمیم داشتم که ایام نوروز را به مسافرت نروم. هزینه های مسافرتهای داخلی را هر گونه محاسبه میکردم با شرایط مالی ام سازگار نبود. از طرف دیگر شش ماه کار مداوم خسته ام کرده بود و برای ادامه نیاز به یک تنوع و مسافرت داشتم. تصمیم گرفتم برای کاهش هزینه ها با خودروی شخصی سفر کنم و چند روزی را نیز در خانه اقوام به سر ببرم.
از اطرافیانم می شنیدم که سفر با خودروی شخصی حوصله زیاد می خواهد و در ضمن در ایام نوروز پلیس جریمه زیادی می کند و بهتر است با هواپیما یا اتوبوس و یا قطار به مسافرت برویم. از آنجا که پیمودن مسیر سفر را نوعی تنوع می دیدم و همچنین اعتقاد داشتم که جریمه ها عامل پیشگیری هستند و برای ایمنی و حفظ جان مسافران گذاشته شده، به این سخنان توجهی نکردم.
همچنین از رانندگانی که در محیط شهر قوانین را رعایت نمیکردند بسیار بیمناک بودم و حضور پلیس را در جاده ها مناسب حال خودم می دیدم. با خانواده در روز اول نوروز راهی سفر شدم. در میانه راه به دستور پلیس متوقف شدم و با جریمه چهل هرار تومانی مواجه شدم. علت را که جویا شدم متوجه شدم که سرعت خودرو از حد مجاز بیشتر بوده. در طول مسیر سرعتم را کنترل کرده بودم و از مامور پلیس درخواست کردم که سرعتم را دوباره نگاه کند ولی او از این کار سر باز زد. با سماجت اصرار کردم که سرعتم را دوباره نگاه کند ولی با تهدید اظهار کرد که خودرو ام را به پارکینگ منتقل می کند.
سوار بر خودرو شدم و به مسافرت ادامه دادم. این مساله چندین بار در طول مسیر رخ داد و در جایی یکی از ماموران می گفت که او نیز می بایست با خانواده اش به مسافرت برود و در صورتی که قبض های جریمه را تمام نکند نمیتواند به مرخصی برود. در مسیر برگشت نیز با این مساله برخورد کردم و به خانه بازگشتم.
از چند نفر از دوستان و آشنایان نیز پرسیدم که آنها نیز از این نوع برخورد شکایت داشتند و با تعداد زیادی قبض جریمه به خانه بازگشته بودند. اکنون جریمه ها را که با هم جمع می کنم متوجه می شوم که بایستی با وسایل نقلیه عمومی مسافرت میکردم تا سفر را با هزینه کمتر به پایان میبردم.
آیا پلیس با این نحوه قبض نویسی ذهنیت مناسبی برای رانندگانی که خود اعتقاد به اجرای قانون دارد ایجاد می کند یا فقط قبض نویسی جهت اتمام دسته قبض در نظر گرفته شده و جنبه پیشگیری ندارد؟
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.