اخیراً که به دبیرستان مفید که مسئولان آن میگویند همه ساله در کنکور سراسری 97 درصد قبولی در دانشگاههای دولتی دارد، برای سخنرانی در باب تبیین سیره و اندیشههای امام دعوت شده بودم، شنیدم قبل از من دریادار علی شمخانی متواضعانه و سنت شکنانه و فارغ از هرگونه فیس و افاده و تشخص و جبروتهای ساختگی، بعضی امرا و حکما و غیرهم به این موسسه رفته و برای دانش آموزانی که از فرزندان وی سالها کوچکترند، صمیمانه حقایقی را در میان گذاشته و از جمله با لحنی معنادار در انتقاد از نحوه طرح تبلیغاتی و رسانهای وزیر دفاع و رئیس دولت در بهرهبرداری از پرتاب ماهواره امید برای دانش آموزان سخن گفته و اظهار نموده است که در دوران وزارت وی، در دوره هاشمی و دوره خاتمی، این پروژه مطالعاتش چنان مخفیانه آغاز شد که حتی وزیر محترم فعلی دفاع کنونی دولت نهم هم ـ که در ردههای میانی مسئولان این وزارت بود، از آن خبر و اطلاعی نداشت، چه رسد به آقای احمدینژاد که در آن زمان به دلیل مسئولیتش، در جریان این کارها اصلاً نبود.
اما در سخنرانی جناب رئیس جمهور دریغ و صد دریغ از این نادیده انگاری خدمات گذشتگان. ایشان در این سخنرانی به گونهای در این زمینه سخن گفت که انگار این پروژه هیچ ارتباطی به دورههای پیش از او نداشته است.
این کمترین در راهپیمایی 22 بهمن شاهد صحبتهای ریاست محترم دولت در این زمینه و تشریح جزئیات و نکات فنی ساخت و پرتاب و هدایت آن بودم ـ و البته متعجب که پرداختن به این بحثهای فنی آن هم به این صورت جزئی در یک راهپیمایی مردمی سالانه چه ضرورتی دارد ـ و با کمال حیرت از مطالب جناب ایشان که دقایق ممتدی را در این باره که حقیقتاً از افتخارات کم نظیر ما ایرانیهای پس از انقلاب است و مخالفان انقلاب را در ادامه سیاستهای تحقیر و تضعیف ایران و دولتهای زحمتکش آن کاملاً به استیصال کشانده است هیچگونه اشارهای هر چند ضعیف به خدمات دولتهای قبلی و مبدعان آن پروژه نکرد که از ایشان انتظار نمیرفت.
انصافاً کجای سیاستهای دولت به هم میخورد اگر آقای احمدی نژاد از خدمات دولتهای قبلی در این باره ذکری میکردند و از خدمات دیگران در این زمینه نامی میبردند؟ این نام بردنها توسط رئیسجمهور چه از محبوبیت ایشان میکاست؟ و چه بر محبوبیت آنها میافزود؟
مگر دل و ذهن این ملت بازیچه این نام نبردنها و بزرگ کردنها و کوچک کردنهاست؟ مگر این ملت دست پرورده آن امام بیمثال نیستند که رئیس سازمان صدا و سیما و مدیران مسئول سه روزنامه آن زمان یعنی کیهان، اطلاعات و جمهوری اسلامی را به حضور خود خواند و با ناراحتی در حالی که دست راست خود را به کف دست چپش میزد به آنها با عتاب و گله و شکایت گفت این چه وضعیتی است که من هر وقت تلویزیون را باز میکنم عکس و فیلم و تصویر و خبر من است و روزنامهها هر روز درصفحه اول عکس مرا میزنند و با ناراحتی ادامه دادند: من چه کسی را باید ببینم که به او بگویم من از این روند و رویه خوشم نمیآید که در این تلویزیون و روزنامهها هر روز عکس من و خبر من در صفحه آنها و در صدر خبرهای آنها باشد.....
ادامه مقاله دکتر رجایی را در ستون یادداشت مطالعه کنید.