چرا از این و آن انتقاد می کنیم؟ هر اقدامی در هر سنی مشروعیت نسبی دارد اما آیا می توان اقدامی انجام داد و از قبول مسوولیت شانه خالی کرد؟
به نوشته اعتماد و به نقل از تایمز، جنگ فعلی آرسن ونگر با آنچه تقدیر برایش رقم زده، ما را به یاد روزهای بد، روزهای ناسازگاری روزگار با خودمان می اندازد. او از تاکتیک هایش در بازی منجر به تساوی بدون گل آرسنال مقابل فولام راضی است. ونگر در حالی از اولویت قضاوت مردم می گوید که نمی تواند فراز و فرودهای تیمش را نادیده بگیرد.
چهره دژم آرسن نشان دهنده سخت ترین روزهای کاری او از زمان نشستن روی نیمکت آرسنال است.
این تیم نصفه و نیمه برای از دست ندادن فرصت حضور در لیگ قهرمانان به آب و آتش می زند و اگر بین چهار تیم اول جای نگیرد، علاوه بر بی احترامی به سنت اخیر خود وجهه یک مدرسه فوتبال دارای مرغوب ترین جوانان را زیر سوال می برد.
پروفسور آرسنال اعتقاد دارد پدیده های تیمش می توانند در میان مدت به رشد و بازدهی مطلوب برسند. شاید او راست می گوید. در جریان بازی اخیر مقابل وست بروم، بنتنر به عنوان یکی از جوانان مکتب ونگر دو گل زد و کنار دنیلسون، دیابی و سایر هافبک ها روز خوبی را پشت سر گذاشت. شکست ویلا مقابل منچسترسیتی اجازه داد سرمربی آرسنال سرش را بالا بگیرد. اکنون جوان ترین تیم حال حاضر لیگ برتر می تواند امیدوار باشد با ربودن گوی سبقت از اهالی ویلا پارک، آخرین جایگاه صعود به لیگ قهرمانان را از آن خود کند.
البته شمار هواداران غایب در ورزشگاه فولام خوشبینی ها را از بین می برد. چرا وفاداران به توپچی ها دیگر مانند گذشته یار و یاور نیستند. آرسن آرسنال از زمان روزهای ابتدایی حضور در لندن جایگاه تثبیت شده یی داشته اما واقعاً معلوم نیست فصل آینده نیز در امارات بماند یا نه. با هر معیاری از دست دادن لیگ قهرمانان چنان تلخ است که هر خاطره یی ولو به شیرینی طعم یک فصل شکست ناپذیری را از بین می برد. ونگر وظیفه سنگینی دارد.
او فعلاً به روی خود نمی آورد. آرسنال فعلی نه نمای چشم نوازی دارد نه از تاکتیک مناسبی سود می برد و نه هیچ خریداری را ترغیب به خرید سهامش می کند البته ونگر نباید ناراحت شود چون این بی توجهی ها در مقایسه با تمجیدی به مضمون «این زیباترین تیم از زمان تاتنهام اوایل دهه 60 به رهبری نیکلسون است» اصلاً تاثیرگذار نیست. تیم اول لندن برای کسب مقام چهارم می جنگد اما در جام حذفی حضور دارد و در لیگ قهرمانان نیز بازی رفت مرحله یک هشتم نهایی مقابل رم را به سود خود خاتمه داده است.
می بینید، دلیل چندانی برای نگرانی وجود ندارد. بسته نگه داشتن دروازه در جای خود نکته جالبی بود. ونگر پس از ناتوانی بروس راچ در دنبال کردن راه جرج گراهام، روی نیمکت توپچی ها نشست و پس از مدتی یاد و خاطره مربیان افسانه یی باشگاه مانند هربرت چاپ من و برتی می را زنده کرد.
می توان پا را فراتر از این نهاد. مرد فرانسوی فاصله هنر، فوتبال و تاکتیک های سفت و سخت را به حداقل رساند و هنوز کسی نتوانسته باغبانی چنین شکیبا را در اطراف فوتبال ببیند. هرگز نمی توانیم بی توجه به دستاوردهای موجود، صرفاً ماندگاری در یک تیم را دلیل ستایش از ونگر بنامیم و به خاطر چند نتیجه ضعیف از اخراج سرمربی بگوییم. ب
رخی از منتقدان فعلی دشمن قرمزهای پایتخت انگلیس هستند وگرنه کدام هوادار منطقی فوتبال می تواند فلسفه و عملگرایی پاک آقای آرسنال را تحسین نکند؟ این مقاله در جهت ترغیب سران آرسنال به اخراج ونگر نوشته نشده و سندی برای شروع اقدامات تحریک آمیز در جهت تعویض مربی آرسنال هم نیست. در سوی مقابل قصد تمجید از ونگر (مردی که هزاران پوند در صندوق باشگاه نگه داشت و به جای خرید ستاره، ستاره ساخت) را نداشتم. این مقاله برای یک مرد خوب و لایق دستاوردهای بزرگ تر نگاشته شد، فقط همین.
به نوشته اعتماد و به نقل از تایمز، جنگ فعلی آرسن ونگر با آنچه تقدیر برایش رقم زده، ما را به یاد روزهای بد، روزهای ناسازگاری روزگار با خودمان می اندازد. او از تاکتیک هایش در بازی منجر به تساوی بدون گل آرسنال مقابل فولام راضی است. ونگر در حالی از اولویت قضاوت مردم می گوید که نمی تواند فراز و فرودهای تیمش را نادیده بگیرد.
چهره دژم آرسن نشان دهنده سخت ترین روزهای کاری او از زمان نشستن روی نیمکت آرسنال است.
این تیم نصفه و نیمه برای از دست ندادن فرصت حضور در لیگ قهرمانان به آب و آتش می زند و اگر بین چهار تیم اول جای نگیرد، علاوه بر بی احترامی به سنت اخیر خود وجهه یک مدرسه فوتبال دارای مرغوب ترین جوانان را زیر سوال می برد.
پروفسور آرسنال اعتقاد دارد پدیده های تیمش می توانند در میان مدت به رشد و بازدهی مطلوب برسند. شاید او راست می گوید. در جریان بازی اخیر مقابل وست بروم، بنتنر به عنوان یکی از جوانان مکتب ونگر دو گل زد و کنار دنیلسون، دیابی و سایر هافبک ها روز خوبی را پشت سر گذاشت. شکست ویلا مقابل منچسترسیتی اجازه داد سرمربی آرسنال سرش را بالا بگیرد. اکنون جوان ترین تیم حال حاضر لیگ برتر می تواند امیدوار باشد با ربودن گوی سبقت از اهالی ویلا پارک، آخرین جایگاه صعود به لیگ قهرمانان را از آن خود کند.
البته شمار هواداران غایب در ورزشگاه فولام خوشبینی ها را از بین می برد. چرا وفاداران به توپچی ها دیگر مانند گذشته یار و یاور نیستند. آرسن آرسنال از زمان روزهای ابتدایی حضور در لندن جایگاه تثبیت شده یی داشته اما واقعاً معلوم نیست فصل آینده نیز در امارات بماند یا نه. با هر معیاری از دست دادن لیگ قهرمانان چنان تلخ است که هر خاطره یی ولو به شیرینی طعم یک فصل شکست ناپذیری را از بین می برد. ونگر وظیفه سنگینی دارد.
او فعلاً به روی خود نمی آورد. آرسنال فعلی نه نمای چشم نوازی دارد نه از تاکتیک مناسبی سود می برد و نه هیچ خریداری را ترغیب به خرید سهامش می کند البته ونگر نباید ناراحت شود چون این بی توجهی ها در مقایسه با تمجیدی به مضمون «این زیباترین تیم از زمان تاتنهام اوایل دهه 60 به رهبری نیکلسون است» اصلاً تاثیرگذار نیست. تیم اول لندن برای کسب مقام چهارم می جنگد اما در جام حذفی حضور دارد و در لیگ قهرمانان نیز بازی رفت مرحله یک هشتم نهایی مقابل رم را به سود خود خاتمه داده است.
می بینید، دلیل چندانی برای نگرانی وجود ندارد. بسته نگه داشتن دروازه در جای خود نکته جالبی بود. ونگر پس از ناتوانی بروس راچ در دنبال کردن راه جرج گراهام، روی نیمکت توپچی ها نشست و پس از مدتی یاد و خاطره مربیان افسانه یی باشگاه مانند هربرت چاپ من و برتی می را زنده کرد.
می توان پا را فراتر از این نهاد. مرد فرانسوی فاصله هنر، فوتبال و تاکتیک های سفت و سخت را به حداقل رساند و هنوز کسی نتوانسته باغبانی چنین شکیبا را در اطراف فوتبال ببیند. هرگز نمی توانیم بی توجه به دستاوردهای موجود، صرفاً ماندگاری در یک تیم را دلیل ستایش از ونگر بنامیم و به خاطر چند نتیجه ضعیف از اخراج سرمربی بگوییم. ب
رخی از منتقدان فعلی دشمن قرمزهای پایتخت انگلیس هستند وگرنه کدام هوادار منطقی فوتبال می تواند فلسفه و عملگرایی پاک آقای آرسنال را تحسین نکند؟ این مقاله در جهت ترغیب سران آرسنال به اخراج ونگر نوشته نشده و سندی برای شروع اقدامات تحریک آمیز در جهت تعویض مربی آرسنال هم نیست. در سوی مقابل قصد تمجید از ونگر (مردی که هزاران پوند در صندوق باشگاه نگه داشت و به جای خرید ستاره، ستاره ساخت) را نداشتم. این مقاله برای یک مرد خوب و لایق دستاوردهای بزرگ تر نگاشته شد، فقط همین.