این که چرا لیگ برتر فوتبال ایران به محض رسیدن به اوج گرما و نقطه جوش خود و عمده تر شدن رقابت استقلال و ذوب آهن باید تن به تعطیلی یک ماهه ای بدهد، مسئله ای است مبهم.
به نوشته جوان، البته دوستان خواهند گفت لزوم پشتیبانی تیم ملی و شروع فصل جدید جام باشگاه های آسیا چاره ای جز این نگذاشته است، اما حیف است لیگ برتر ایران که با گرمای رقابت فوق و تلاش گسترده ۱۸ تیم حاضر در عرصه سهم خود را در تقویت تیم ملی طی سال های اخیر با تحویل دادن امثال علیرضا رضایی و حسن اشجاری به اردوی ملی به بهترین شکل ادا کرده است، به جای پاداش با یک تعطیلی طولانی تازه و مکرر مجازات شود؟
نماد محافظه کاری
بازی آخر استقلال در زمین خوب آهن که ۱-1 مساوی تمام شد، نماد محافظه کاری و دوری از ریسک توصیف شد اما نگاه ما به آن مسابقه به هر شکل که باشد، آن رویداد سبب شد همه چیز به ۴ هفته پایانی لیگ موکول شود و چون تیمی مثل ذوب آهن برخلاف رقیب بزرگش در یک ماه تعطیلی لیگ مسابقه ای رسمی نخواهد داشت (حال آن که استقلال در جام باشگاه های آسیا بازی دارد) شاید در بازگشایی لیگ آمادگی لازم را نداشته باشد و این مسئله به ضررش تمام شود.
استقلال به لطف تساوی در فولادشهر با حفظ یک امتیاز برتری اش بر شاگردان منصور ابراهیم زاده و به واقع به عنوان صدرنشین قدم به تعطیلات یک ماهه لیگ نهاد و سپس از قطعیت قهرمانی اش گفت و همین نوع برخورد در گفتار و رفتار ذوبی ها همه رویت شد، اما در این گونه موارد ثابت شده است که تجربه یک تیم و کم و زیاد آن سهم اول را در رسیدن یا نرسیدنش به توفیق داشته است.
ضربه روحی بی حاصل
اگر ذوب آهن را از این بابت کمتر و عقب تر از استقلال بدانیم، باید متذکر شویم که این تیم با از دست دادن امکان پیروزی بر رقیب بزرگش در اصفهان تا حدی به شانس خود لگد زد.
ذوبی ها شرایط کسب برد را هم داشتند زیرا با زدن گلی زودهنگام ضربه ای روحی را به حریف وارد کردند، اما به جای سرمایه گذاری بر روی آن و ادامه دادن فشار خود و زدن گل دوم قانع شدند و عقب نشستند.
استقلال در روزی که کم تاثیرتر و پر اشتباه تر از همیشه نشان می داد، با استفاده از چنان سیاستی در اردوی ذوب آهن به گل مساوی اش رسید. با این اوصاف امیر قلعه نویی حق داشت که خود را به نوعی برنده این رویارویی بداند زیرا در حالی که در صورت باخت به رده دوم جدول سقوط می کرد، با حفظ جایگاه قبلی اش باعث سرخوردگی رقیب اصلی اش شد.
شکار امتیازات
برای هر دو تیم ۴ دیدار سخت مانده است و هر کدام در برابر رقبایی می ایستند که یا برای رهایی از سقوط به دسته ای پایین تر به شدت در پی شکار امتیازات اند و یا انگیزه های فراوانی برای متوقف کردن یکی از دو مدعی دارند (مثل سایپا برای استقلال و فولاد برای ذوب آهن).
با این حساب تیمی از این مخمصه می گریزد و قهرمان می شود که بیشتر بر اعصابش مسلط باشد و خونسردتر کار کند و از اشتباهاتش بکاهد. لغزش های مکرر استقلال از هفته بیست و پنجم تا سی ام لیگ، هنگامی که آبی ها فقط یک برد داشتند ثابت می کرد که آنها واقعاً مضطرب شده اند، اما ذوبی ها هم در بازگشایی لیگ در میانه فروردین ماه قدم به وادی و عرصه ای می گذارند که برایشان ناشناخته است زیرا هرگز در تاریخ حیات شان قهرمان لیگ نشده اند و هر چند ابراهیم زاده آنها را به لحاظ فنی به چنین قالب ها و اندازه هایی رسانده اما همانطور که پیشتر آمد، الان بحث روحی و تقویت فکری تیم ها و پرهیزشان از استرس مفرط است که می تواند خوشبخت شان کند و نه فقط مسائل تاکتیکی.
فرصتی مساعد
در عین حال تعطیلی یک ماهه فرصت خوبی است تا هر تیم برنامه ریزی مجددی برای تکامل روش های بازی خویش داشته باشند و در ۴ هفته پایانی کم اشتباه تر از همیشه ظاهر شوند.
حیف که لیگ در اوج حساسیت خود به خاطر بازی تیم ملی با امثال کنیا و کویت تعطیل شد زیرا شاید ادامه برپایی اش تاثیر مثبت بیشتری بر تیم ملی در قیاس با دو دیدار تدارکاتی فوق می گذاشت.
به نوشته جوان، البته دوستان خواهند گفت لزوم پشتیبانی تیم ملی و شروع فصل جدید جام باشگاه های آسیا چاره ای جز این نگذاشته است، اما حیف است لیگ برتر ایران که با گرمای رقابت فوق و تلاش گسترده ۱۸ تیم حاضر در عرصه سهم خود را در تقویت تیم ملی طی سال های اخیر با تحویل دادن امثال علیرضا رضایی و حسن اشجاری به اردوی ملی به بهترین شکل ادا کرده است، به جای پاداش با یک تعطیلی طولانی تازه و مکرر مجازات شود؟
نماد محافظه کاری
بازی آخر استقلال در زمین خوب آهن که ۱-1 مساوی تمام شد، نماد محافظه کاری و دوری از ریسک توصیف شد اما نگاه ما به آن مسابقه به هر شکل که باشد، آن رویداد سبب شد همه چیز به ۴ هفته پایانی لیگ موکول شود و چون تیمی مثل ذوب آهن برخلاف رقیب بزرگش در یک ماه تعطیلی لیگ مسابقه ای رسمی نخواهد داشت (حال آن که استقلال در جام باشگاه های آسیا بازی دارد) شاید در بازگشایی لیگ آمادگی لازم را نداشته باشد و این مسئله به ضررش تمام شود.
استقلال به لطف تساوی در فولادشهر با حفظ یک امتیاز برتری اش بر شاگردان منصور ابراهیم زاده و به واقع به عنوان صدرنشین قدم به تعطیلات یک ماهه لیگ نهاد و سپس از قطعیت قهرمانی اش گفت و همین نوع برخورد در گفتار و رفتار ذوبی ها همه رویت شد، اما در این گونه موارد ثابت شده است که تجربه یک تیم و کم و زیاد آن سهم اول را در رسیدن یا نرسیدنش به توفیق داشته است.
ضربه روحی بی حاصل
اگر ذوب آهن را از این بابت کمتر و عقب تر از استقلال بدانیم، باید متذکر شویم که این تیم با از دست دادن امکان پیروزی بر رقیب بزرگش در اصفهان تا حدی به شانس خود لگد زد.
ذوبی ها شرایط کسب برد را هم داشتند زیرا با زدن گلی زودهنگام ضربه ای روحی را به حریف وارد کردند، اما به جای سرمایه گذاری بر روی آن و ادامه دادن فشار خود و زدن گل دوم قانع شدند و عقب نشستند.
استقلال در روزی که کم تاثیرتر و پر اشتباه تر از همیشه نشان می داد، با استفاده از چنان سیاستی در اردوی ذوب آهن به گل مساوی اش رسید. با این اوصاف امیر قلعه نویی حق داشت که خود را به نوعی برنده این رویارویی بداند زیرا در حالی که در صورت باخت به رده دوم جدول سقوط می کرد، با حفظ جایگاه قبلی اش باعث سرخوردگی رقیب اصلی اش شد.
شکار امتیازات
برای هر دو تیم ۴ دیدار سخت مانده است و هر کدام در برابر رقبایی می ایستند که یا برای رهایی از سقوط به دسته ای پایین تر به شدت در پی شکار امتیازات اند و یا انگیزه های فراوانی برای متوقف کردن یکی از دو مدعی دارند (مثل سایپا برای استقلال و فولاد برای ذوب آهن).
با این حساب تیمی از این مخمصه می گریزد و قهرمان می شود که بیشتر بر اعصابش مسلط باشد و خونسردتر کار کند و از اشتباهاتش بکاهد. لغزش های مکرر استقلال از هفته بیست و پنجم تا سی ام لیگ، هنگامی که آبی ها فقط یک برد داشتند ثابت می کرد که آنها واقعاً مضطرب شده اند، اما ذوبی ها هم در بازگشایی لیگ در میانه فروردین ماه قدم به وادی و عرصه ای می گذارند که برایشان ناشناخته است زیرا هرگز در تاریخ حیات شان قهرمان لیگ نشده اند و هر چند ابراهیم زاده آنها را به لحاظ فنی به چنین قالب ها و اندازه هایی رسانده اما همانطور که پیشتر آمد، الان بحث روحی و تقویت فکری تیم ها و پرهیزشان از استرس مفرط است که می تواند خوشبخت شان کند و نه فقط مسائل تاکتیکی.
فرصتی مساعد
در عین حال تعطیلی یک ماهه فرصت خوبی است تا هر تیم برنامه ریزی مجددی برای تکامل روش های بازی خویش داشته باشند و در ۴ هفته پایانی کم اشتباه تر از همیشه ظاهر شوند.
حیف که لیگ در اوج حساسیت خود به خاطر بازی تیم ملی با امثال کنیا و کویت تعطیل شد زیرا شاید ادامه برپایی اش تاثیر مثبت بیشتری بر تیم ملی در قیاس با دو دیدار تدارکاتی فوق می گذاشت.