1. از کجا آمدهام؟
2. به کجا میروم؟
3. آمدنم بهر چه بود؟
و در پاسخ به این سه پرسش، برای عوالم سیاست، اقتصاد و اجتماع، راهبردها و اصولی را تعیین میکند و البته، اگر مطلب را هنر منوتیکی ببینیم، در زمان و مکان واحد، چند ایدئولوژی همعرض میتوان داشت. این ایدئولوژیها در رقابت با یکدیگر، یا رقابت دمکراتیک یا غیردمکراتیک، یکیشان میتوان گفتمان حاکم یا غالب، این حکومت و غلبه هم میتواند کوتاه یا بلندمدت باشد.
دوم: مجری کسی است که برای مدتی قدرت اجرا و اداره امور کشور را در دست میگیرد. پیداست که رسیدن به قدرت هم میتواند به روشهای گوناگون باشد و در کشور ما که تفکیک قوا صورت گرفته، قضا و مسائل مربوط به آن در دست قوه دیگری است و قوه قانونگذار هم لزوما همراه و همرأی با قوه اجرا نیست. هرچند در عمل، ممکن است، هر سه قوه در بسیاری از مبانی و راهبردها، همراه و همرأی باشند ـ به جز مسائل قضائی ـ بقیه امور کشور در دست قوه مجریه است.
این بقیه امور البته آنقدر گسترده است که رئیسجمهور منتخب، برای انجامش بین سی تا پنجاه نفر را به وزارت و مشاورت و معاونت برمیگزیند که هر یک از ایشان عهدهدار ریاست مجموعهای است عریض و طویل و برخوردار از کارشناسان و کارکنان بسیار؛ بنابراین، رئیسجمهور اگر بتواند همین مجموعه را درست مدیریت کند، تکلیف خود را به بهترین وجه انجام داده است.
سوم؛ چرا در کشور ما مجری به جای ایدئولوگ مینشیند؟ به نظر میرسد، موارد زیر از جمله اسباب و علل این امر باشد:
1. در چهار دوره، رئیسجمهور، عالم دینی بودند (آیتالله خامنهای، حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی) که علاوه بر مسئولیت اجرایی کشور، از خطیبان دینی و از ایدئولوگهای نظام اسلامی هم بودند.
2. همجواری با اتحاد جماهیر شوروی و همزمانی با دوران کمونیسم و انتشار زیاد ادبیات سیاسی و هنری این کشور در ایران.
3. فقر و اندیشه و تولید اندک فکر و اندیشه روزآمد از سوی مراکز علمی و پژوهشی مربوط.
4. نبود متفکران تأثیرگذار بیرون از حاکمیت، اما مقبول عام و حکومت.
چهارم. سخن اصلی و مدعایی این نوشته این است که در کشور ما هم، همچون اغلب کشورهای پیشرفته و تأثیرگذار باید رئیسجمهور، مجری باشد نه ایدئولوگ، زیرا:
1. حجم کارهای اجرایی بسیار است.
2. تولید فکر و ایدئولوژی به فراغ بال نیاز دارد.
3. در کشور ما قوه مجریه در ذیل جمهوری اسلامی است و جمهوری اسلامی خود مبتنی بر ایدئولوژی یا تفسیری خاص (یا حداکثر، چند تفسیر) از اسلام شیعی است.
4. جمهوری اسلامی رهبر دارد و هر که اداره قوه مجریه را بر عهده میگیرد، به طور ضمنی پذیرفته است که زیر نظر رهبری فعالیت کند.
بنابراین، در هنگام ادای وظیفه ریاستجمهوری، گاه آن است که حدود تدبیر ایشان در انجام درست وظایف مربوط، سازمان یابد. انجام درست این وظایف هم آنقدر نیاز به اندیشه و اندیشهورزی دارد که رئیسجمهور برای انجام بسامان آنها، افرادی را به مشاورت برمیگزیند، همچنان که معاونان و وزرا و ... هم چنین میکنند. علاوه بر این، اگر رئیسجمهور بخواهد به طرح و تدوین بیان ایدئولوژی هم بپردازد، از همه کارها باز خواهد ماند و هیچ کار را به نتیجه نخواهد رساند. نکات دیگری هم هست که فرصت اگر راه داد و مدد، عرض خواهد شد.