[صحیح بخاری ـ کتاب 23]
شنیدن خبر حوادث همزمان خودسوزی چهار شهروند ایرانی در روزهای اخیر ـ که در لحظه تقریر این نوشته به فوت دو تن از آنان انجامید ـ دل هر انسان آزاده را به درد آورده و موجب تأثر هموطنان گردید. گذشته از علل و عوامل اینگونه اتفاقات ناگوار که البته بر همگان معلوم است، مشاهده موضع یکی از مسئولان بلند پایه کشور موجب تأسفی شدیدتر از شنیدن خبر حادثه و رنجش خاطر وجدانهای بیدار گردید.
آقای لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی در عکس العمل به رخداد خودسوزی یک شهروند در مقابل ساختمان مجلس گفت: «او یک جانباز نبود بلکه یک فرد معتاد بود.»
با اظهار تأسف از سکوت و بی تفاوتی محافل، مقامات و نهادهای ذیربط کشور و به فراموشی رفتن زود هنگام این حادثه بی سابقه در جمهوری اسلامی، به تحلیل مختصر این ماجرای غم انگیز و مواجهه شگفتی آور ریاست مجلس با آن میپردازیم.
بر اساس جهان بینی الهی از آنجا که انسان یک موجود مستعد کمال است و خداوند متعال مبداء و منتهای نظام آفرینش و هدف نهایی جهان هستی است، هدف از خلقت و حیات انسان نیز سعادت دنیوی و اخروی او و رسیدن به نهایت کمال ممکن است که همان وصول به کمال مطلق، یعنی ذات اقدس الهی میباشد.
نبوت و امامت دو نعمت بزرگ معنوی اند که خداوند برای ساختن انسان و هدایت او به سوی کمال انسانیت آنها را مقرر فرموده است و لذا بر همین اساس اسلام انسان را دارای کرامت ذاتی و مقام و ارزش والایی میداند. در تعلیمات دینی تنها انسان است که سروری موجودات زمین و آسمان برای او مطرح گردیده، روح خدا در او دمیده شده و او شایسته تکریم و تعظیم و حتی سجده فرشتگان مقرّب درگاه الهی و کسب مقام خلیفه اللهی قرار گرفته است.
در قرآن کریم آمده است: «همانا فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم و آنان را بر دریا و خشکی مسلّط نمودیم و از چیزهای پاک روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتریشان دادیم.»
[اسراء ـ آیه 70]
خداوند حکیم پس از خلقت نوع بشر به خود تبریک گفته و خویش را «احسن الخالقین» نامیده است.
امام اول شیعیان علی علیه سلام، در نامهای خطاب به مالک اشتر حاکم سرزمین مصر نوشت: «همانا مردم دو صنف هستند، یا برادران دینی و یا هم نوعان تو میباشند».
وقوع انقلاب اسلامی و سپس تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران بر پایه قانون اساسی، امید استقرار نظام مردمی و سپس تشکیل جامعهای آباد و آزاد را نوید میداد. قانون اساسی ایران که از تلفیق هنرمندانه تعالیم و دستورات دین مبین اسلام و اصول کشورداری مدرن و مترقی تدوین یافته در برخی اصول مهم خود بر موضوع کرامت انسان تأکید نموده و وظیفه اصلی دولت( حکومت) را تأمین نیازهای معیشتی و دنیوی و حقوق اساسی ملت قرار داده است. از آن میان اصول زیر:
اصل دوم: جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان به کرامت و ارزش والای انسان........
اصل سوم:... ایجاد محیطی مساعد برای رشد فضایل اخلاقی [انسانها] بر اساس ایمان و تقوی.....
اصل یکصد و پنجاه و چهارم: جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود میداند.
نه تنها بر کرامت و ارزش انسان ایرانی تأکید کرده، بلکه جستجوی سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان نظام جمهوری اسلامی تعیین نمودهاند.
از آنجا که خدای سبحان هدف از خلقت نوع بشر را نیل او به سعادت دنیوی و اخروی و ارسال رسل و انزال کتب آسمانی و تشریع ادیان خصوصاً ادیان ابراهیمی را وسیلهای برای وصول به هدف مذکور قرار داده است، بالطبع نظام جمهوری اسلامی ایران که بر پایه ایمان به مکتب اسلام و برای پیاده سازی احکام مترقی آن تأسیس شده با نظر به فلسفه خلقت انسان و تأسی به مأموریت انبیاء الهی و بهره گیری از رهنمودهای امامان شیعه (ع) در جامعه، محیطی مساعد را ایجاد کند تا آحاد مردم از طریق خود سازی به رشد فضایل اخلاقی و تعالی معنوی روی آورده و زندگی سعادتمندانهای ـ که مزرعه آخرتشان خواهد بود ـ را برای خود فراهم سازند.
بدیهی است این مهم حاصل نمیشود مگر به واسطه التزام اخلاقی و قانونی حکومت به انجام وظایف و تکالیف مقرر در قانون اساسی که در دو دسته زیر خلاصه میشوند:
1- فراهم ساختن زمینه معیشت سالم مردم با تأمین خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و درمان، شغل، تحصیل و......
2- تأمین حقوق اساسی و آزادیهای سیاسی و مدنی مانند آزادی اندیشه و بیان، تحزب، رأی دادن، شرکت در اجتماعات، انتخاب آزادانه شغل، محل زندگی و مسکن و نیز مشارکت در امور جامعه و رهبری کشور.
اگر حکومت به هر علت در انجام وظایف یاد شده قصور نموده یا در اثر ضعف برنامه ریزی و سوء مدیریت نتواند اسباب و زمینههای تشکیل جامعه آباد و آزاد و زندگی شرافتمندانه را برای آحاد مردم فراهم نماید طبعاً پاسخگو بوده و تقصیر بروز و ظهور ناهنجاریها و آسیبهای اجتماعی مانند فقر و محرومیت، بزهکاری، اعتیاد، خودکشی و اخیراً خودسوزی تماماً برگردن او خواهد بود.
وقوع هر پیشامد ناگوار که ناشی از یک علت و زمینه اجتماعی دانسته شود، میبایست مسئولان را وادارد تا به خود آمده و درصدد شناسایی علل آن اتفاق برآیند و سپس در کنار اعمال سیاستها، برنامهها و اقدامات اصولی به درمان و رفع فوری آن علت مبادرت نمایند. از این حیث موضع گیری ریاست مجلس شورای اسلامی، نه تنها دور از انتظار بود بلکه افکندن گناه این اتفاق به گردن فرد نگون بخت خود سوخته در برابر ساختمان مجلس شورای اسلامی و سپس پاک کردن صورت مسئله، گناهی است نابخشودنی. آیا ریاست مجلس و سایر مسئولان و متولیان کشور در قبال این حوادث هولناک از خود نمیپرسند چرا فردی ناچار میگردد به بدترین نوع خودکشی آنهم در انظار متوسل گردد؟
آیا جز این است که آن فرد در اثر فشار سختیها و مرارتها ناشی از انواع کمبودها، محرومیتها و بی توجهیها صبوری از کف داده و با زدن به سیم آخر خود را به دردناک ترین شیوه ممکن، از زنده بودن خلاص و از هستی ساقط میسازد؟ حتی اگر توسل به خودسوزی را نوعی اعتراض به وضع موجود قلمداد کنیم آیا این تلقی مفروض چیزی از دهشتناکی حادثه و از اهمیت آن میکاهد؟ به راستی چه تفاوتی میکند فرد خود سوخته (و سایر خود سوختگان) جانباز باشد یا معتاد، مسلمان باشد یا غیرمسلمان، مومن باشد یا کافر، مهم آن است که او فارغ از هر نژاد و مذهب یک شهروند ایرانی بود که در این سرزمین میزیسته و این آب و خاک و ثروتهای نهفته در آن همچون سایر آحاد ملت متعلق به او هم بوده است. او به حق انتظار داشت تا حکومت بنا به تکلیف دینی و وظیفه ملی و قانونی خود وسایل و اسباب یک زندگی شرافتمندانه را برایش فراهم سازد تا آنگاه او به خودسازی پرداخته و سپس به سطح فضایل اخلاقی و تعالی معنوی نایل گردد اما حیف و صد حیف که نه تنها چنین نشد بلکه او ناچار گشت به خودسوزی روی آورد تا ضمن اعتراض، خویشتن را از صحنه زندگی حذف نماید.
رئیس مجلس شورای اسلامی در برخورد با این جریان دردناک فرد خود سوخته را یک معتاد نامید اما من و شما برای هم دردی با بازماندگان خودسوختگان ـ که در واقع همه مردم ایران زمین اند ـ و با پیروی از پیامبر رحمت (ص) ندا میدهیم که: «او یک انسان بود!»
