چندی پیش یکی از دوستان عزیز به من میگفت، آقای خاتمی در صحنه میماند. به او گفتم من مطمئن هستم که نمیماند. وقتی دلیل آن را پرسید، گفتم آقای خاتمی انسان بااخلاقی است؛ اگرچه در عالم سیاست مرسوم و حاکم در جوامع، اخلاق جایی ندارد، ولی در ایران ما الحمدلله هنوز اخلاق در عالم سیاست وجود دارد و نقش مهمی در تصمیمگیریها دارد. برای همین به آن دوست عزیز گفتم که خاتمی کنار خواهد رفت.
البته من میدانم که چه کار دشواری است. در انتخابات گذشته ریاست جمهوری که من چنین تصمیمی آن هم چهل و هشت ساعت پیش از رایگیری گرفتم، برایم بسیار طاقتفرسا بود و بعدا آن را با تصمیمگیری عبور از رودخانه اروند در عملیات فاو و یا والفجر 8 مقایسه کردم.
امیدوارم سال آینده، سال بازگشت اخلاق به صحنه سیاست باشد و شاهد باشیم که ارزشهای انسانی و انقلابی که مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی در عرصه سیاست بود، در جامعه ما رو به تقویت بگذارد.
به هر حال، خاتمی کاری اخلاقی و انقلابی کرد و من به او درود میفرستم. به ویژه اینکه ایشان از تنگ نظری و جناح بازی در کنار رفتن خود پرهیز کردند و خواستار خودداری از هر عملی بودند که به تشتت آرا و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» ـ در هر جبهه و جناحی که باشند ـ بینجامد:
«خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» ـ در هر جبهه و جناحی که باشند ـ بینجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.»
اصولا دوران تکروی و خودمحوری در جامعه ایران به پایان رسیده، و اگر جلوی آن گرفته نشود، خسارات عظیمی به بار میآورد.
اینکه من در نامهای به یکی از دوستان مطبوعاتی گفتم ایمان بدون تقوی خطرش از جاسوسی برای دشمن کمتر نیست، برای این بود که بیاخلاقی و عدم مسئولیت و تعهد در عرصه سیاست و خودمحوری و تکروی، میتواند جامعهای را با فاجعه روبهرو کند؛ ولی جاسوسی در یک بخش محدود از جامعه آسیب وارد میآورد. بنابراین کسانی که برای مقابله با جاسوسی تلاش میکنند، باید برای مقابله با بداخلاقی و خودمحوری در عرصه سیاست تلاش بیشتری انجام دهند.
دردوران اصلاحات که با شعار جامعه مدنی آغاز شد، خاتمی در سال پایانی از جامعه اخلاقی نام برد و شاید منظورش این بود که اگر این دوره را با شعار اخلاق شروع کرده بود، بهتر بود. به هر حال بداخلاقیها هم از درون جبهه اصلاحات آغاز شد و هم از سوی رقبای آقای خاتمی و امروزه به میزان خطرناکی رسیده که نخبگان جامعه و علمای دین و اخلاق برای بهبود آن باید تلاش جدیتری را شروع کنند.
البته اخلاق در عالم سیاست از دو ناحیه مورد هجوم قرار گرفته است؛ یکی از سوی برخی از طرفداران آزادی و دموکراسی و دیگری از سوی برخی از طرفداران ارزشهای انقلابی و دینی. در حالی که منطق آزادی و منطق دین و انقلاب بر انسانیت استوار است و اصولا با بداخلاقی و تخریب شخصیت انسانها سر سازگاری ندارد. بنابراین نتیجه میگیریم که این برخی از انسانها هستند که با سوءاستفاده از نام آزادی و دین و ارزشهای انقلابی، رفتارهای غیر اخلاقی خود را توجیه میکنند.
به هر حال، رستگاری و موفقیت ملت ایران در سالهای آینده به پرهیز از خودمحوری، فعالیت جمعی، رعایت اخلاق، برادری، احترام به مردم و مسئولیتپذیری در برابر خدا و ملت ایران بستگی دارد.