محمدامین پورامینی
سخنی با شیخ قرضاوی
آقای «شیخ یوسف قرضاوی» را سالیان دراز به عنوان چهره‌ای معتدل در بین عالمان اهل سنت می‌شناختم، برخی کتابهای علمی وی را دیده و برخی مصاحبه‌ها و برنامه‌های سلسله وار او را با عنوان (الشریعة و الحیاة) در کانال الجزیره قطر دنبال کرده ام، و بر همین اساس او را در بین عالمان اهل سنت چهره‌ای روشن فکر می‌دیدم، وی را به عنوان عالمی می‌انگاشتم که برخلاف عالم نمایان وهابی در مسیر تقریب بین مذاهب نسبتاً خوش می‌درخشید، اما افسوس... این توقع از دانش آموختگان الازهر کمتر می‌رود که دنباله رو و پیرو دانش آموختگان جامعه وهابی شوند.
توقع این بود که بر مشی سلف الازهر، عالم مصلح «شیخ محمود شلتوت» سخن حق را بر زبان جاری کند، و یا دست کم از مفتی اعظم مصر آقای «شیخ علی جمعه» عقب نیفتد، که با صراحت و شجاعت اعلام کرد:
«برخی اطراف تلاش می‌کنند که روابط میان شیعه و سنی را تیره کنند و به وحدت میان مسلمانان ضربه بزنند تا از این طریق به اهداف خود دست یابند از همین رو بنده با صدور فتوایی عبادت بر اساس فقه شیعی را جایز اعلام می‌کنم. باید اعتراف کنیم که شیعیان در حال حاضر از ما پیشی گرفته‌اند از همین رو ما می‌توانیم با آنان همکاری کنیم؛ زیرا تا وقتی شیعه و سنی یک قبله دارند، تفاوتی میان آنان نیست. شیعیان همواره در طول تاریخ بخشی جدایی ناپذیر از امت اسلامی بوده‌ند. پیروان مذهب تشیع در اصل طایفه‌ای پیشرفته هستند اما برخی افراد وجود دارند که برای ایجاد اختلاف، کتب شیعی بسیار قدیمی را می‌گردند تا برخی مطالب اختلاف برانگیز را استخراج کنند.»
ولی افسوس که آقای قرضاوی راه را گم کرده و در مسیر دیگری افتاده است، علت و سبب را باید جستجو کرد، آیا پیری و سالخوردگی او را به این روز انداخته است؟ آیا مشکل خانوادگی پیدا کرده است که اعصابش را خرد کرده است؟ آیا شیعه شدن فرزندش علت ماجرا است؟ و آیا پادوان وهابی و سلفی آتش بیار معرکه شده‌اند؟ نمی‌دانم، ولی اینها قابل بررسی است.
آنچه در این نوشته می‌آید پاسخی است مختصر به برخی نقطه نظرات اخیر وی:
1- آقای قرضاوی می‌گوید: گسترش مذهب تشیع یک خطر بزرگ به شمار می‌رود و هویت کشورهای سنی مذهب را زیر سؤال می‌برد.
جواب: مذهب شیعه با رویکردی که در طول تاریخ داشته است همواره در موضع مخالفت با حاکمان جور و ستم قرار گرفته و فراز و نشیب خود را داشته است، ولی همواره به عنوان یک مذهب اسلامی و با برخورداری از هزاران نفر از فقیهان، متکلمان، مفسران، و دانشمندان و شخصیت‌های برجسته اجتماعی سیاسی جایگاه بلند و رفیع خود را نگاه داشته است، حالا اگر یک مذهب به واسطه توان فکری و صلابت اندیشه و استواری موضع و پتانسیل بالای خود مورد توجه قرار گیرد چرا باید شما را به عکس العمل نامعقول وا دارد؟
فرض کنید یکی از مذاهب چهارگانه پیروان بیشتری یابند، این چه ضرری به پیروان دیگر مذاهب می‌رساند؟ بالاخره همه در محدوده اسلام و مسلمانان گام بر می‌دارند و تناقضی وجود ندارد، امروزه مسیحیت با وجود تضاد و دشمنی دیرینه خود با یهود سر آشتی و سازش پیدا کرده‌اند، چرا ما مسلمانان نباید مذاهب درون جامعه بزرگ اسلامی خود را به عنوان واقعیت موجود بپذیریم، و حق انتخاب را به مردم وانهیم که خود بر اساس مطالعه و با چشم بینا، یکی از مذاهب را انتخاب کنند، و مسائل دینی را بر طبق آن عمل کنند، این کار چه صدمه‌ای می‌زند؟ و چرا شما را حساس و بر آشفته ساخته است؟
2- او می‌گوید: ایران همچنان با گام‌های بلند در حال پیمودن راه صدور انقلاب خود به کشورهای منطقه است از همین رو باید هر چه سریع تر با این اقدام مقابله کنیم. من به طور کامل مخالف تلاش‌های ایران در گسترش مذهب تشیع هستم. ما باید خطرات این تلاش را درک کنیم و در مقابل آن بایستیم.
جواب: ما در وضعیتی قرار گرفته‌ایم که اگر کلاغ به پرواز در آید می‌گویند کار ایران است! گسترش تشیع به عوامل گوناگون ـ و بیشتر به عامل درونی خود مذهب ـ مرتبط است، انقلاب اسلامی ایران گرچه جهان را با بیشتر با تفکر شیعی و به خصوص از زاویه سیاسی و حکومتی آن آشنا کرد، ولی واقعیت این است که این انقلاب اسلامی ایران بود که بر سر سفره شیعه نشست و از آن بهره گرفت، عشق مردم به اهل بیت (ع) و حضور ملیونی مردم در مراسم تاسوعا و عاشورا و اربعین سال پنجاه و هفت شمسی، نقش مرجعیت دینی و رابطه متقابل مردم و روحانیت، رهبری بی نظیر و قدرتمندانه و شکوهمندانه و شجاعانه امام خمینی(ره) که مردم او را مرجع تقلید و نایب عام امام زمان (ع) و تبلور خواسته‌های خود یافته بودند، اینها و عوامل دیگر باعث شد که مردم خود به صحنه بیایند و رژیم ستمشاهی را از ریشه بکنند، ولی با این همه انقلاب ایران به عنوان انقلاب اسلامی و با رویکردی شمولی و فراگیر مطرح شد، گرچه تشیع همان اسلام اصیلی است که ریشه از رسول خدا (ص) و اهل بیت (ع)او دارد.
با این همه رشد تشیع ربطی به دولت ایران ندارد، امروز برای ایران فلسطینیان غزه همانند مقاومان لبنان عزیز و مورد توجه و عنایتند، اصولا مشکل اساسی جهان با جمهوری اسلامی ایران به خاطر موضع گیری آن در رابطه با مسأله فلسطین است، و سی سال است که انواع تحریمها را به جان خریده است، آیا فلسطینیان شیعه هستند که ایران به آن اهتمام می‌ورزد؟ فلسطین محک بسیار خوبی است که سره از ناسره شناخته شود، و مدعیان دروغین از دلسوختگان واقعی جدا شوند، ایران چون مسئله فلسطین را از زاویه اسلامی آن می‌نگرد به موضع گیری اصولی خود در رابطه با فلسطین پرداخته است، و به هیچ وجه مذهب برای او مطرح نیست. انصافتان کجاست؟
3ـ او می‌گوید: ما اهل سنت معتقدیم که بر حق هستیم و مذهب خود را بر حق می‌دانیم اما با این حال تمایلی نداریم که مذهب خود را در میان شیعیان منتشر کنیم، و همچنین تمایل نداریم که شیعه شویم. شما (ایرانیان) باید دست از تلاش خود بردارید.
جواب: ما کاری به ادعایتان نداریم، آنچه مهم است دلیل است، که جای آن در محافل علمی است، و این احتیاج به جنجال رسانه‌ای ندارد، اما این سخن که شما دوست ندارید مذهب و مرامتان در بین شیعه پخش شود سخنی نادرست است، هر ساله ملیونها کتاب و سی دی در میان صدها هزار حاجی و عمره گزار شیعه در شهر مکه و مدینه پخش می‌شود، در حالی که در بدو ورود کتابهای شخصی شیعیان مصادره می‌گردد، انگیزه این کار چیست؟
تالیف کتاب‌های فراوان با نام‌های مستعار و با انجام خیانتهای علمی و نسبتهای دروغ و ناروا به شیعیان به چه منظوری انجام می‌شود؟ اما اینکه شما دوست ندارید شیعه شوید به خودتان مربوط است، هرکس وظیفه و صلاح خود را بهتر می‌دانید، آنچه که مهم است این است که حجت تمام شود، و هرکس پیرو هر مذهب و عقیده‌ای که باشد بر اساس منطق و اقامه برهان و دلیل باشد نه تعصب کور، اما سیل شیعه گرایی را باید خود مطالعه کنید؟
آیا احتمال نمی‌دهید که سالیان دراز حقایق تاریخی را از مردم پنهان نگاه داشته‌اید؟ آیا احتمال نمی‌دهید که برخی از آنچه را که به عنوان عقاید به خورد مردم می‌دهید با موازین مسلم عقلی مطابق نباشد؟ از همه اینها گذشته شما برای مسلمانان ستم کشیده سنی و شیعه جهان چه کاری کرده‌اید؟ به هنگام جنگ سی و سه روزه اسرائیل علیه لبنان و حزب الله مقاوم کجا بودید؟ در جنگ بیست و دو روزه اسرائیل علیه مردم مقاوم غزه جه کاری کردید؟
مگر خود شما نبودید که در کشور خودتان مصر مورد بی‌مهری قرار گرفتید و آقای حسنی مبارک حتی حاضر نشد شما را ببیند و شما را راه نداد؟ آیا جرم ایران و ایرانیان این است که از خود غیرت و جوانمردی نشان داده و برخلاف زمامداران بی غیرت شما شعار دفاع از مردم غزه و همه فلسطینیان سر می‌دهند و امروز اینگونه مورد بی مهری قرار می‌گیرند؟
اگر نظام سلطه و استکبار جهانی و آمریکا مخالفت کنند عجبی نیست، ولی عجب از همچون شمایی است که امروز با آمریکا و اسرائیل هم سخن و همنوا و همسو شده‌اید، از این حرفها که بگذریم مگر تشیع انحصار ایران است، مذهب شیعه را می‌توان قدیمی ترین مذهبی دانست که با ریشه عربی از قلب مدینه منوره به همه جا سرایت کرده است، چرا شما گسترش شیعه را به ایران و ایرانی نسبت می‌دهید؟
اگر سخن از نقش ایرانیان در مذاهب اسلامی است بزرگان اهل سنت مثل بخاری، ترمذی، مسلم نیشابوری، ابن ماجه قزوینی، حاکم نیشابوری، ابو حنیفه کابلی، طبری، سرخسی، ابو نعیم اصفهانی و هزاران تن از محدثان و فقیهان عجم تبار را باید در ترسیخ مذاهب فقهی و کلامی اهل سنت دخیل دانست، و در مقابل شیعیان عرب تبار مثل اشعریان یمنی را در گسترش مذهب شیعه در ایران باید یافت، اگر سخن از یافتن ریشه عربی وعجمی مسئله است اتفاقا نتیجه بر عکس است! ولی ما مسئله را از دید ناسیونالیستی نمی‌نگریم، آنچه مهم است استواری برهان و صلابت منطق است.
4- او می‌گوید: ما در همان ابتدا انقلاب ایران علیه جبروت و استبداد را تأیید کردیم اما هنگامی که فهمیدیم این یک انقلابی طایفه‌ای است و برای گسترش نفوذ مذهبی در خارج از سرزمین‌های خود تلاش می‌کند، جا خوردیم و شوکه شدیم.
جواب: این انقلاب هرگز طائفه‌ای نیست، شعار انقلاب از اول این بود: «نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی» و در حرکت انقلابی مردم ایران همه ایرانیان اعم از شیعه و سنی، مسیحی، کلیمی، زردشتی و همه اقوام فارس، عرب، کرد، لر، بلوچ، ترکمن، آذری و... شرکت کردند، اما کشوری که اکثریت مطلق آن را شیعیان تشکیل می‌دهند بطور طبیعی و بر اساس دمکراسی ملاحظات خود را دارد، که آنچه که رسمی است این است که مذهب رسمی این کشور شیعه اثنی عشری است، ولی طبق قانون اساسی سایر مذاهب آزادی خود را دارند و قوانین مذهب و شریعتشان برای خودشان و در محدوده مناطقشان نافذ و محترم است، و ایران همچون کشورهای اسلامی قوانین خود را بر اساس یکی از مذاهب اسلامی پایه گذاری کرده است.
شمایی که انقلاب اسلامی ایران را طائفه‌ای می‌دانید من از شما سؤال می‌کنم که اهل سنت ایران با جمعیتی حدود هفت در صد بیش از ده هزار مسجد دارند، شیعیان عربستان سعودی با بیش از دوازده درصد جمعیت چند مسجد دارند؟ گرچه ما مسجد را برای همه مسلمانان می‌دانیم و فرقی بین شیعه و سنی در نمازگزاری نیست، ولی بر اساس برخی اطلاعات در مناطق اهل سنت ایران، برای هر پانصد نفر یک مسجد وجود دارد، در حالی که برای شیعیان برای هر هزار نفر تنها یک مسجد آن هم با بودجه مردمی و نه حکومتی ساخته شده است، آیا این انقلاب طائفه‌ای است؟
مگر اعتراض برخی از علما و مراجع دینی ایران را به دولتمردان را نشنیدید که چرا برای شیعیان پاراچنار پاکستان ـ که در طی سالیان اخیر هزاران نفر ایشان توسط عوامل تکفیری و سلفیان به شهادت رسیده‌اند ـ کاری نکرده‌اید؟ در حالی که ایران برای تمامی مسلمانان دربند و ستم کشیده موضع گیری و حمایت دارد، مگر شما کمک ایران را به افغانستان، چچن، فلسطین و... را فراموش کرده‌اید؟
5- او می‌گوید: اگر ایران خواهان روابط طبیعی و دوستانه با کشورهای عربی است، باید این تلاش‌های خود را متوقف کند.
جواب: کاش ایشان خود را وارد حوزه دیپلماسی نمی‌کرد، و به عنوان عالم دینی موضع ارشادی خود را نگاه می‌داشت، ولی اگر ایشان می‌خواهد وارد حوزه سیاسی شود جا داشت که به دولتهای مصر و اردن نصیحت می‌کرد که به خاطر جنایات اخیر اسرائیل علیه مردم بی دفاع غزه وبه خاک و خون نشاندن بیش از هزار و سیصد نفر که بیش از نیمی از ایشان کودک و زن بودند اقدام به بستن سفارت اسرائیل در کشورشان کنند، و دست کم از کشور ونزوئلا که در آمریکای جنوبی و آن سوی کره زمین است، عقب نمانند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1387/12/28
پاسخ

اه این حرفها منو یاد ابو موسی اشعری می اندازه

کاربر مهمان -> 1387/12/29
پاسخ

درصد شیعیان در عربستان رسما 15 درصد و بطور غیررسمی تا 20 درصد و یا حتی بیشتر هم گفته شده است. البته شیعیان همه 12 امامی نیستند و اسماعیلیها و علویها هم هستند. به این عبارات از سایت : پخش - پایگاه خبری شیعه توجه فرمایید:"اما طبق جدیدترین آمار این پایگاه الکترونیکی [ویکیپدیا]، حدود 90 درصد مردم ایران، 85 درصد مردم آذربایجان، 80 درصد مردم بحرین، ۶۵ درصد مردم عراق، اکثریت مردم لبنان (55 درصد)، 45 درصد مردم یمن، 35 درصد مردم پاکستان، 36 درصد مردم کویت، 36 درصد مردم قطر، 20 درصد مردم ترکیه، 18 درصد مردم افغانستان، 17 درصد مردم سوریه، ۱۶ درصد مردم امارات متحده عربی و 10 درصد مردم هند را شیعیان تشکیل می‌دهند. البته ناگفته نماند به نظر می رسد آمار ذکر شده کمی از حد واقعی پایین‌تر باشد. به عنوان مثال تعداد شیعیان عراق در آماری غیر رسمی 70 درصد و تعداد شیعیان بحرین در آماری رسمی 85 درصد گزارش شده‌اند، ضمن اینکه در کشورمان نیز که قطب کشورهای شیعه جهان است، بعید به نظر می‌رسد تعداد شیعیان از 95 درصد پایین‌تر باشد. همچنین شواهد حاکی از این است که تعداد شیعیان افغانستان و سوریه نیز بسیار بیشتر از چیزی است که در این پایگاه الکترونیکی عنوان شده است. شایان ذکر است در حال حاضر مطابق آمار رسمی، 15 درصد و مطابق آمار غیررسمی 20 درصد جمعیت عربستان را شیعیان تشکیل می‌دهند، البته از لحاظ جغرافیایی 33 درصد سرزمین‌های اعراب سعودی در اختیار شیعیان است. "

کاربر مهمان -> 1387/12/29
پاسخ

بابا این شیخ که به معلومات واضح هم جاهل است

کاربر مهمان -> 1387/12/29
پاسخ

مقالتون خیلی یکطرفه است !!!

کاربر مهمان -> 1387/12/30
پاسخ

ایا در تهران مسجد ی برای ایرانیان سنی وجود دارد....

کاربر مهمان -> 1388/01/02
پاسخ

با تشکر از أقای پورامینی جوابها بسیار عالی است

کاربر مهمان -> 1388/01/02
پاسخ

تقریبا می دانم که این نوشته من نمایش داده نمی شود. تقریبا صدمین پیغام من..... بهر حال اگر بر اساس دموکراسی مذهب رسمی تشیع است، می پذیریم، ولی این بدان معنا نیست که از اول انقلاب تا حالا هیچ فرد سنی نتوانسته است حتی تا مقام یک استاندارد و حتی فرماندار یک مرکز استان برسد. حرف از دمکراسی زمانی است که همه چیز شایسته سالاری باشد نه گزینش مذهبی، سیاسی و ....

کاربر مهمان -> 1388/01/03
پاسخ

با سلام فکر کنم بیشتر مطالب ارائه شده طوری بزرگنمایی شده است که ذهن خواننده را تحت تاثیر قرار گیرد.اما اولا بهتر بود نویسنده محترم در مورد مساجدی که در سیستان و بلوچستان خراب شد مطالبی هم می نوشت. دوما بهتر بود از اعزام مدرسینی از حوزه قم برای تدریس به حوزه های اهل سنت اعزام شدند مطالبی هم نوشته می شد. سوما بهتر بود از تفاوت و تبعیض پنهانی که در داخل کشور میان سنی و شیعه قایل می شود هم مطالبی ارائه می شد.

کاربر مهمان -> 1388/01/05
پاسخ

مگر در مکه مسجدی برای شیعیان عربستانی وجود دارد!!!

کاربر مهمان -> 1388/01/06
پاسخ

بعد از نقل مطلب فوق به نقل از پایگاه خبری شیعه، دیدم ظاهرا اشتباهی صورت گرفته است در موردهند؛ فکر کنم منظور 10 درصد از تعداد مسلمانان هند شیعه هستند، نه کل مردم هند (در موردسایر کشورها هم شاید همینطورباشد، البته این مورد درباره آنها موضوعیت چندانی ندارد، چون مسلمانان در آنها اکثریت کامل و بالای 95 تا 98 درصد هستند). در غیراینصورت هند قبل از ایران و پاکستان، بزرگتر شیعیان را دارد، که البته درست نیست. بهرحال به این مورد به نقل از پایگاه حوزه توجه فرمایید: "مسلمانان [در هند] که به طور رسمی حدود 15 و به طور غیررسمی حدود 20 درصد..." و "جمعیت شیعیان‌: 30 میلیون نفر (البته از 7 میلیون تا 110 میلیون گفته شده است‌)" که اگر 110 میلیون درست باشد، 10 درصد کل جمعیت هند، پربیراه نیست، اما بیش از حد خوشبینانه است.

کاربر مهمان -> 1388/01/11
پاسخ

مهم این است که تمام اسناد تاریخی معتبر حتی در میان خود اهل سنت بیان گر حقانیت شیعه است. این را بزرگان اهل سنت نیز می دانند، چرا ابراز نمی کنند خود دانند و خدا.

کاربر مهمان -> 1388/01/11
پاسخ

بنده سنی هستم. در ایران این آزادی هایی که میگویید برای اقلیت های دینی و مذهبی وجوددارد کجاست؟ من همیشه شاهد تبعیض بوده ام . اصلا همکاری ندارک که در عربستان شیعیان مسجد دارند یا نه؟ اما دلم میخواهد که در اینجا که کشورن هست آزادی دینی داشته باشم.

کاربر مهمان -> 1388/01/11
پاسخ

بهتر است برای آنکه میزان عالم بودن قرضاوی را بشناسید با آقای تسخیری مصاحبه ای داشته باشید اگر فکر می کنید که رییس هیئت جهانی علمای اسلام برای او کافی نیست.

کاربر مهمان -> 1388/01/12
پاسخ

برادر سنی عزیز منظور شما از آزادی چیست؟اینکه در غالب برادران اهل سنت، وهابی ها به دبنال ایجاد تشنج و تفرقه میگردند و از فقر مردم جنوب استفاده کرده حیثیت و ایمان انان را به بازی میگیرند مفهوم آزادی است!در همین محله ما مسجدی است که در آن کلی از برادران اهل سنت به نماز می ایستند ولی نباید این مورد را با توطئه قابل قیاس دانست!در ضمن برادری که گفته اند که چرا یک اهل سنت نتوانسته به مقامی برسد خب برادر گرامی اینجا مملکت اسلامی و شیعه است و فکر کنم یکی از موارد و مشخصه ها دارا بودن مذهب شیعه است این کاملا روشن و ربطی به داشتن یا نداشتن آزادی نیست!و اما بعضی از مساجد در سیستان و بلوچستان دقیقا همان رفتار توطئه آمیز ذکر شده را دنبال میکنند اگر منصف باشید و تحقیق کنید به این کلام بنده خواهید رسید!

کاربر مهمان -> 1388/01/13
پاسخ

اولا برادر ارجمند شما تمایل فعلی بعضی از مردم کشورهای فقیر افریقایی (بر فرض صحت) به مذهب تشیع راحاکی از قوی بودن اندیشه شیعی می دانند پس با این حساب دین بر حق باید مسیحیت باشد در ثانی همین برادر نمی گویند از یک میلیلارد وسیصد میلیون مسلمان تنها حدود دویست میلیون انواع مذهب شیعه میباشد وبا نگاهی به تاریخ ایران پی میبریم دوران شکوفایی تمدن اسلامی وعظمت ایران که در حال حاضر به ان میبالیم در زمان مذهب اهل سنت بوده است ودقیقا پس از استقرار مذهب تشیع در زمان صفویان دوران انحطاط ایران شروع شده است در حدود 20درصد الی 25درصد جمعیت ایران اهل سنت میباشندواین درحالی است که براساس امارهای رسمی حتی کمتر از نیم درصد مذهب تشیع در عربستان وجود ندارند پس براساس قبول نظریه شما مذهب حقیقی اهل سنت میباشد هر چند اینجانب معتقدم گسترش یک مذهب تابع شرایط بسیار زیادی میباشد که یکی از انها میتواند بر اساس فلسفه ان مذهب ویا واقع گرایی آن باشد اما اینکه یکی از مهمترین متفکران جهان اسلام دیدگاه خود را نسبت به مذهب تشیع تغییر نموده است حاکی از نوع عملکرد شما میباشد چرا که ایشان بر اساس گفته شما قبلا حسن نیت خود را بارها در کتابهای مختلف اعلام نموده است در واقع متاسفانه وحدت اعلامی ازطرف شما به این صورت است که شما هر نوع عقیده ای که دوست دارید به راحتی ابرازمی نمایید ولی اهل سنت در مواضع خود باید مصالح جهان اسلام را مد نظر قرار دهنددر ثانی با عقیده شما امکان وحدت به هیچ عنوان میسر نخواهد شد چرا که یکی از اصول اساسی مذهب شما که همان امامت میباشد به صراحت موضع خود را مبنی بر خیانت وخروج اکثریت صحابه های کرام از اسلام وعدم پیروی از فرمان خدا ونبی اکرم مبنی بر تفویض امامت امت به حضرت علی استوار نموده است در صورتی که براساس مذهب اهل سنت جایگاهی بس رفیع برای صحابه قائل میباشیم . لذا شما به هیچ عنوان نمی توانید نسبت به توهین به صحابه وخلفای راشدین دست بکشید البته بدلیل اینکه موضوع خطبه غدیر از نظر اهل سنت موضوعی فرعی مانند بسیاری از مسائل جهان اسلام میباشد وبر این اساس ما قران را امام خود میدانیم لذا ما زیاد به احوال بزرگان دین خیلی وارد نمی شویم واین موارد را تنها در قالب مسائل تاریخی ونه عقیدتی جستجو میکنیم واز نظر ما افراد وصحابه وحتی خلفای راشدین علی رغم تمام احترامی که برای انها قائل هستیم به عنوان اصل اساسی دین مطرح نیستند در صورتی که اکثر اوقات اهل تشیع در طول سال صرف عزاداری ویا شادی (خیلی کم)ویا نذورات به ائمه میباشد لذا اشخاص از منظر شما اساس دین هستند وشما باید وارد مجادلات تاریخی شوید وبر این اساس ناقض وحدت در جهان اسلام شمائید وجهت اطلاع شما تهران تنها پایتخت در جهان میباشد که مسجد اهل سنت ندارد وهیچ اهل سنتی حتی به مقام معاونت استاندار تا بحال نرسیده است

کاربر مهمان -> 1388/01/16
پاسخ

در مورد مطالب هموطن عزیز سنی ام سخنی دارم که عرض میکنم:1-کثرت جمعیت و طرفداران یک عقیده-مسلک ومذهب دلیل حقانیت ان نیست.2-اگر لطف کنید و مقداری تاریخ مطالعه فرمایید متوجه خواهید شد در طی صدها سال دوران خلفای بنی عباس وبنی امیه وسایر حاکمان سنی مذهب شیعیان و علوی ها تنها به جرم اینکه دوستداران اهل بیت(ع)بودند شکنجه وقتل عام شده اند بهمین خاطر همه امامان معصوم شیعیان که همگی فرزندان رسول اکرم(ص)بودند بر سر دفاع از اسلام راستین توسط همین خلفای سنی مذهب به شهادت رسیدند ولی امامان چهاگانه شما به مرگ طبیعی فوت کردند.3-در جاییکه فرزندان رسول الله(ص)اینچنین قتل عام میشوند و حاکمان ظالم همه مردم را با زور سرنیزه به مذهب تسنن مجبور می سازند انتظار نداشته باشید که دانشمندان مسلمان که به گفته جنابعالی باعث وبانی شکوفایی تمدن اسلامی هستند مذهب وعقیده واقعی خود را بروز دهند.ابن سینا-ذکریای رازی- فردوسی-ناصرخسرو...مشتی از خروار هستند که شیعه بودند ولی مذهب خود را مخفی میداشتند.4-اگر به قول شما اغاز دوران صفوی و استقرار مذهب تشیع باعث انحطاط ایران شده است پیشرفتهای کنونی ایران با اینهمه تحریم و دشمنی کشورهای استعمارگر در چیست؟عقب ماندگی کشورهای سنی مذهب مثل افغانستان - پاکستان-بنگلادش- مصر-سومالی-اردن و....در چیست؟چه عاملی باعث شده است که کشورهای سنی مذهبی مثل عربستان-امارات-مصر-اردن-مراکش-کویت و...غلام حلقه به گوش امریکا وانگلیس و اسراییل شوند؟در این مورد به بند 2 این مقاله بیشتر دقت فرمایید.5-چرا در لبنان شیعیان حزب الله و در فلسطین سنی های طرفدار ایران پوزه اسراییل وامریکای ضد اسلام را به خاک می مالند ولی در عراق و پاکستان و عربستان و...فکر وذکر سنی های محترم کشتار شیعیان وتخریب مساجد و حسینیه انهاست؟6-چندی پیش نشریه القدس العربی اعلام کرد که ایران در فکر تسخیر فضاست و اغلب کشورهای عربی بویژه مصر در جستجوی زیر زمین برای یافتن تونلهای ارتباطی رزمندگان حماس می باشد.7-دوست عزیز با اینکه مراسم عزاداری وگرامیداشت اعیاد شیعیان جزو مناسک مهم شیعیان می باشد و باید هم باشد ولی به نظر می رسد شما از سایر مراسم دینی شیعیان بویژه مراسم ماه مبارک رمضان-نمازهای جمعه وجماعت-دعاهای ندبه و کمیل و..-تلاوت قران کریم که شیعیان ایرانی همواره در مسابقات بین المللی قران سرامد دیگران بوده اند بی اطلاع هستید در حالیکه علمای محترم سنی مذهب در کشورهایشان زیر سایه حکومتهایی زندگی می کنند که نه تنها به فکر مراسم دینی نیستند بلکه افکار ملت خود را با رقص عربی وفیلمهای امریکایی مشغول ساخته اند.8-برادر عزیز ما شیعیان علاوه بر اینکه عاشق پیامبر اکرم(ص)واهل بیت(ع) ایشان هستیم مثل شما دوستدار اصحاب محترم نیز می باشیم ولی صحابه ای که همچو ن سلمان فارسی-ابوذر غفاری-مقداد-عمار یاسر و....در مسیر راستین اسلام باقی ماندند.انتظار نداشته باشید که دوستدار صحابه ای باشیم که حضرت فاطمه زهرا (ع) این یگانه دردانه حضرت رسول(ص) را کشتند و با حضرت علی(ع) به جنگ برخاستند و سر مبارک امام حسین(ع)را بریدند و بر مظلومیت اولاد گرامی پیامبر اکرم(ص) سکوت پیشه کردند.9-هموطن گرامی من نیز از اینکه اهل تسنن در تهران فاقد مسجد هستند راضی نیستم گر چه معتقدم بین مساجد سنی ها و شیعه ها هیچ فرقی برای عبادت و راز و نیاز وجود ندارد و نیز معتقدم همه سنی ها وشیعه ها باید این اجازه را داشته باشند که در هر نقطه ای از جهان که جمعیتشان ایجاب کرد مساجدی برای خود داشته باشند.10-در خاتمه به عرض همه عزیزان سنی مذهب می رسانم که ما شیعیان همچنانکه یک کودک نماز و روزه خود را در داخل خانه از پدر و مادرش یاد می گیرد نه از بقال و نانوا و سبزی فروش افتخار می کنیم که همه دستورات واحکام الهی را مستقیما از داخل خانه باصفای رسول اکرم(ص)فرا گرفته ایم که صاحبان این خانه حتی برای یک لحظه هم مشرک و بت پرست نبوده اند.والسلام.....

کاربر مهمان -> 1388/01/16
پاسخ

با سلام خدمت برادران اهل سنت خصوصا صاحب آخرین نظر برادر عزیز همانطور که خود شما نیز قبول دارید حداقل دویست میلیون نفر از جمعیت مسلمانان را شیعیان تشکیل می دهند و این یعنی نزدیک به بیست درصد اگر قرار باشد که بعضی از اهل سنت بر اساس عقیده خویش این تعداد را مشرک بدانند و با تمسک به قرآن و احادیث قتل آنها را بر خویش واجب کنند کما اینکه در پاکستان و عراق چنین کردند و می کنند، شما خود تصور کن که چه وضعیتی بر جهان اسلام حاکم خواهد شد و چه چهره وحشتناکی از اسلام در ذهن دیگر نحله ها نقش خواهد بست. در اینکه ما عقایدی داریم که خوشایند اهل سنت نیست جای هیچ شکی نیست اما همه اینها در حد عقیده است و هرگز به عنوان مستمسکی برای تجویز ریختن خون هیچ سنی ای استفاده نشده است؛ سالهای درازی است که شیعیان و اهل سنت در ایران در کمال صلح و صفا زندگی می کنند و با یکدیگر مراوده دارند و حتی دختر می دهند و دختر می گیرند و به بهانه عقیده خود دست خود را به خون دیگری نیالوده اند. اگر قرار بر مبارزه با شرک و استقرار توحید بر روی زمین باشد و شما چنین قصدی را دارید یقینا شیعیان در صف اول مبارزه قرار نمی گیرند چرا که اگر به زعم شما آنها مشرک هم باشند درجه شرکشان به مراتب کمتر از شرک نصاری و بوداییان و .... است پس ابتدا باید فکری به حال آنها شود. در مورد توهین به صحابه و خلفای راشدین به قول خود شما احوال بزرگان از منظر شما یکی از موضوعات فرعی است و چندان مهم نیست و تاریخ هم به این مسأله گواهی می دهد چرا که نزدیک به یک قرن بر فراز منابر در جمعه و جماعت به امر معاویه و بنی امیه حضرت علی علیه السلام که هم از صحابه است و هم از خلفای راشدین مورد سب و توهین واقع شد و اتفاقی هم نیافتاد و با بزرگواری اهل بیت مشکل خاصی بروز نکرد و از شما که شعار تبیعت از سلف را یدک می کشید انتظار می رود که اگر بحرانی هم هست آن را با بزرگواری مدیریت کنید نه اینکه با فتواهای آنچنانی امر به وجوب قتل حدود یک پنجم از بدنه جامعه مسلمانان کنید و آتش بحران را شعله ور تر کنید.

کاربر مهمان -> 1388/01/17
پاسخ

از ادبیات شخص آخر مشخص است که احتمال ایرانی بودن وی بسیار کم است... آمارهای ایشان هم که کولاک کرده ...اما همه ی این بحثها وقتی فایده دارد که منطق حاکم باشد نه تعصب. من خود در سایت برادران اهل سنت خواندم که نوشته بود "تمام صحابه عادل هستند و اگر هر اشتباهی هم بکنند باز به بهشت میروند" کجای این حرف منطق دارد؟ آیا واقعا اهل سنت به این حرف اعتقاد دارند؟ وانگهی کدام صحابه نزد رسول خدا گرامی تر بود؟ امیدوارم برادران سنی مذهب به دور از تعصب به مطالعه ی کتب شیعه از جمله الغدیر علامه امینی بپردازند.

کاربر مهمان -> 1388/01/17
پاسخ

با سلام بنده فوق لیسانس از دانشگاه دولتی - کارمند نمونه ملی از جشنواره شهید رجایی ـ‌ به مدت دو سال معاون یکی از اداره یکی از سازماهای دولتی (درجه صدم یعنی اگر کل آن سازمان هم نباشد کوچکترین اتفاقی در مملکت نمی افتد )بودم به برکت حضور آقای احمدی نژاد بنده را مثل آب خوردن از پست سازمانی که برای آن تلاش فراوانی کرده بودم کنار زدند و تنها دلیلش سنی بودنم بود . چرا باید بنده و هزاران نفر مثل من به خاطر اعتقادات مذهبی که امری کاملا شخصی است از حقوق شهروندی محروم بمانیم ؟ آیا اسلام این را می گوید ؟ اگر اسلام این را می گوید جای بسی تاسف است که حتما چنین نیست. موضوع مهمتر اینکه مگر بنده در حوزه علمیه قم مشغول به تدریس و اشاعه مذهب خود هستم که باید برکنار شوم ؟؟؟؟ در سازمانی که هیچ ارتباطی با فعالیت مذهبی ندارد و کاری کاملا تخصصی است فقط تضییع حق بنده و دیگرانی چون من را بدلیل سنی بودن با خود به همراه خواهد داشت .

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین