زمانی که امیرکبیر به صدر اعظمی رسید قاآن شاعر دربار بود، این شاعر پیش از صدارت امیرکبیر در وصف «حاج میرزا آقاسی» که در پست صدراعظمی بود، چنین بیتی سرود: «پناه دولت اسلام حاجی آقاسی/ که همچون دست فلک، خامه اش گهربار است» با انتصاب امیرکبیر، قصیده ای طولانی سرود و برای امیر خواند تا به این بیت رسید: «به جای ظالمی شقی، نشسته عادلی تقی/ که مومنان متقی کنند افتخارها» معروف است امیرکبیر اجازه نداد وی ادامه قصیده را بخواند و با او تند برخورد کرد و گفت: کسی که تا دیروز از نگاه تو پناه اسلام بود حالا شده است ظالمی شقی؟!
چه سری، چه دمی، عجب پایی!
حکایت منظوم روباه و کلاغ را که نمایان‌گر شخصیت‌های متملق و چاپلوس است در کتاب‌های درسی خوانده‌ایم. از همان دوران دبستان در قالب های مختلفی مانند همین حکایت روباه و کلاغ به ما آموختند که تملق و چاپلوسی، از رذایل اخلاقی است که به هیچ وجه شایسته یک فرد مومن و اخلاق مدار نیست و اصولا باید گفت یک فرد سالم و متعادل به لحاظ روانی، نه اهل تملق گویی است و نه اهل تملق شنیدن.
به گزارش خراسان، واقعیت این است که تملق و چاپلوسی به عنوان بیماری که به پیکر جامعه آسیب می رساند شناخته می شود، بیماری که آفت ها و آسیب های زیادی در پی دارد. ریشه این بیماری شخصیتی و فرهنگی هم به نظام تربیتی خانواده و شکل گیری پایه های شخصیتی برمی گردد و هم به زیرساخت های فرهنگی یک جامعه و متاسفانه باید بپذیریم در جامعه ما نیز به طور آشکار این بیماری نمای زشت خود را نشان می دهد. در تاریخ هم بسیاری از نمونه های این مسئله و ناهنجاری های آن به چشم می خورد. رشد فرهنگ تملق و چاپلوسی به شیوه برخورد و رویارویی فرد یا افرادی بستگی دارد که مورد تملق و چرب زبانی قرار می گیرند. کم نشنیده ایم از پادشاهان و حکامی که به طور آشکار از کسانی که به صورت مبالغه آمیز و بیمارگونه به مدح و ستایش آن ها می پرداختند، حمایت های بسیاری نشان می دادند.گفته می شود زمانی که امیرکبیر به صدر اعظمی رسید قاآن شاعر دربار بود، این شاعر پیش از صدارت امیرکبیر در وصف «حاج میرزا آقاسی» که در پست صدراعظمی بود، چنین بیتی سرود: «پناه دولت اسلام حاجی آقاسی/ که همچون دست فلک، خامه اش گهربار است» با انتصاب امیرکبیر، قصیده ای طولانی سرود و برای امیر خواند تا به این بیت رسید: «به جای ظالمی شقی، نشسته عادلی تقی/ که مومنان متقی کنند افتخارها» معروف است امیرکبیر اجازه نداد وی ادامه قصیده را بخواند و با او تند برخورد کرد و گفت: کسی که تا دیروز از نگاه تو پناه اسلام بود حالا شده است ظالمی شقی؟!
همان طور که اشاره شد شیوه برخورد با افراد متملق در ترویج یا از بین رفتن این فرهنگ مذموم بسیار اثرگذار است.محمدی مدیر یکی از بخش های درون سازمانی دولتی است. وی معتقد است از آن جا که در برخی از سازمان ها گاهی انتصاب ها ممکن است براساس شایسته سالاری صورت نگیرد چنین اخلاقی در برخی‌ها شیوع پیدا می کند. محمدی می افزاید: در واقع اگر کسی براساس توانمندی ها، دانش و شایستگی های خودش انتخاب شده باشد به چاپلوسی و تملق نیازی ندارد ولی گاهی ممکن است افراد براساس روابط در پست ها و جایگاه ها قرار گیرند که همین افراد برای حفظ جایگاه خود به افراد چاپلوس احتیاج دارند.محمدی در پاسخ به این سوال که چگونه باید با افراد متملق برخورد کرد می گوید: اگر در سیستمی این رویه ترویج شود یک فرد به تنهایی نمی تواند آن را از بین ببرد ولی در مجموعه مدیریت خودم چنین فردی وجود داشت که نسبت به تملق های او بی اعتنایی و بی توجهی نشان دادم و او هم فهمید با این رویه و شیوه به جایی نمی رسد و مجبور شد در برخورد با من این کار را انجام ندهد.
حسین زاده کارشناس علوم اجتماعی معتقد است بیش از آن که فرد متملق در بروز این رفتار مقصر باشد، فردی که مورد تملق واقع می شود مقصر است که زمینه و فرصت این کار را برای فرد متملق فراهم می کند تا دیگران این کار را انجام دهند. وی علت این امر را هوای نفس می داند که دوست دارد دیگران از او تعریف و تمجید کنند.نظر حسین زاده درباره وجود این فرهنگ در برخی اداره ها و سازمان ها این است که متاسفانه برخی مدیران با وضع قوانین دست و پاگیر و گاهی سختگیرانه و همچنین دخالت دادن حب و بغض های شخصی زمینه این کار را فراهم می کنند.
احمدپور به عنوان یک کارشناس حوزه فرهنگی نبود امنیت شغلی را عامل جدی در شکل گیری این رفتارها در سازمان‌ها بیان می کند و می گوید: تا مشکل بیکاری و اشتغال حل نشود این فرهنگ در جامعه وجود خواهد داشت. از سوی دیگر گاهی افراد براساس شایستگی های شان در عزل و انتصاب ها ارزیابی نمی شوند و یک نظام و سازماندهی درستی وجود ندارد.وی ادامه می دهد: روی کاغذ ساختارها و شرح وظایف و شرایط احراز پست ها نوشته می شود ولی در برخی سازمان ها به آن ها عمل نمی شود.احمدپور به زیرساخت های فرهنگی هم اشاره می کند و می گوید: شرقی ها با تعارف زندگی می کنند و اغلب توان «نه گفتن» ندارند و مجموعه این عوامل باعث بروز چاپلوسی می شود.صحبت این افراد را که می شنوم، می توانم درک کنم که حرف هایشان بسیار واقعی است چون بارها از نزدیک شاهد این گونه برخوردها و رفتارها بوده ام و متاسفانه گاهی مدیران خود عامل و مروج این فرهنگ ناپسند هستند؛ برای مثال گاهی برخی افراد را آن قدر مورد توجه قرار می دهیم که دیگر امکان هرگونه انتقاد و نقد از آن ها را مسدود می کنیم.عباس کیوان لو، کارشناس ارشد روان شناسی در تحلیل این روحیه در برخی افراد به خراسان می گوید: اصل تعریف و تمجید از دیگران، نه تنها ویژگی بدی نیست که اگر افراد ویژگی های مثبت دیگران را ببینند و آن ها را برجسته کنند، بسیار خوب است و افراد مثبت اندیش و خوشبین دارای این ویژگی هستند. وی ادامه می دهد: تملق معطوف به هدف و یک رفتار تقویت شده است.گاهی در کودکی، تملق گویی تقویت می شود و در شخصیت فرد می ماند ممکن است فرد این رفتار را بر حسب اتفاق و یا با الگوگیری یعنی مشاهده در رفتار دیگران آموخته  باشد.
کیوان لو یادآور می شود: افرادی متملق می شوند که در درجه اول با احساساتشان صریح روبه رو نمی شوند یعنی ترجیح می دهند ویژگی خوب دیگران را به زبان بیاورند حتی اگر واقعا این طور نباشد. معمولا افراد منفعل- پرخاشگر بیشتر این رفتار را نشان می دهند، یعنی کسانی که خشم خود را منفعلانه بروز می دهند و در رفتار خود قاطع نیستند. معمولا افراد قاطع متملق نیستند.شخصیت های منفعل، اعتماد به نفس ندارند و از عزت نفس کافی برخوردار نیستند و به چاپلوسی گرایش دارند و کارهایشان را با تملق پیش می برند این روانشناس با اشاره به افراد «ضداجتماع» تصریح می کند: این گونه افراد نیز می خواهند به هر قیمتی شده است به منافع و اهداف خود برسند، حتی اگر لازم باشد دیگران را پل رسیدن به اهداف خود کنند، آن ها به خاطر پایمال کردن دیگران احساس عذاب وجدان ندارند و اگر احساس کنند تملق و چاپلوسی آن ها را به هدفشان می رساند حتما این کار را می کنند.
وی با بیان این که متملق و تملق شونده از ناسالم بودن این رفتار آگاه هستند می گوید: متملق شونده نگران پایان این ماجراست چون می داند مورد چرب زبانی قرار گرفته و تملق کننده هم منتظر رسیدن به هدف خودش است.کیوان لو به ویژگی ذاتی افراد اشاره می کند که دوست دارند مورد تعریف و تمجید قرار بگیرند و ادامه می دهد: این رابطه بیمار- بیمار است. فردی که اعتماد به نفس ندارد، دوست دارد دیگران از او تعریف کنند، از سویی تملق جلوی بروز خشم فرد مورد تملق را می گیرد.این متخصص به موضوع مهم دیگری هم اشاره می کند: این چاپلوسی ها به این معنا نیست که فرد متملق هیچ گاه ناراحت نمی شود بلکه این افراد اگر فرصتی بیابند از این کار دست برمی دارند و در جایی دیگر و به شیوه ای دیگر خشم خود را بروز می دهند.از کیوان لو درباره عوامل تشدیدکننده این رفتار می پرسیم و وی بر «الگوگیری» تاکید می کند: وقتی افراد جامعه می بینند دیگران با تملق به اهدافشان می رسند، آن ها هم یاد می گیرند.
وی در پاسخ به این سوال که راه حل و شیوه برخورد مناسب چیست؟ می گوید: «کسانی که در جایگاه های مدیریتی قرار می گیرند باید از عزت نفس کافی برخوردار باشند و از سوی دیگر باید بپذیریم وقتی فقط از سوی دیگران مورد تعریف قرار می گیریم و ایرادها و عیب هایمان را ندانیم به سوی بیراهه حرکت می کنیم. افراد متملق اجازه نمی دهند فرد مورد تملق به عیوب خود آگاه شود و آن ها را رفع کند. افرادی که در جایگاه های مختلف قرار می گیرند باید بدانند همیشه کاستی ها و ضعف هایی وجود دارد و کسانی که این کاستی ها را بیان می کنند همواره قابل اعتمادتر هستند، البته منظورمان افراد منفی باف و بدبین نیست.»
یاد سخنان امیرالمومنین، علی(ع) می افتم که در خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه نه تنها مردم را از مدح و ستایش مدیران جامعه باز می دارد، بلکه آنان را ترغیب می کند که انتقاد کنند و آن چه را حق می بینند آزادانه مطرح سازند و مسائلی که برای اصلاح امور به نظر آنان می رسد گوشزد کنند تا در حکمرانی خطایی رخ ندهد.و البته این باور را هم داریم که مدیریتی علی وار منتقدانی سالم و متعادل به بار می آورد. همه به فکر اصلاح خویشتن باشیم.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
محمد جعفر -> 1393/04/10
پاسخ

حالا دیگه همه مشکلات کشور حل شده فقط همین چاپلوسی مونده (این کامنت طعنه به اون کامنت هایی است که تا حرف از حجاب میشه میگن دیگه همه مشکلات کشور حل شده فقط حجاب مونده بود که حل شد) منطق این آدم ها لابد اینه که همه کارهای کشور رو بذارن کنار تا مشکلات اقتصادی حل بشه بعد برسن به سینما و فرهنگ و آموزش و پرورش و حجاب.

کاربر مهمان -> 1393/04/10
پاسخ
محمد جعفر -> 1393-04-10 09:51:03

حالا دیگه همه مشکلات کشور حل شده فقط همین چاپلوسی ...

بله همینطور محمدجعفر جان. با شکم خالی که نمیتونیم دنبال فرهنگ و آموزش و حجاب باشیم. حدیث داریم که فقر ام الفساده

کاربر مهمان -> 1393/04/10
پاسخ

چاپلوسی یک بیماری فراگیر شده که فعلا در جامعه ی ما 1- پست و مقام می آورد 2- نان می آرد 3- پیشرفت ---- شما بودی نیمکردی ... پس خانه از پایبیست ویران است

کاربر مهمان -> 1393/04/10
پاسخ

در کتاب های درسی سابق نکات اخلاقی فراوانی با زیرکی و کارآمدی برای بچه ها گنجانده شده بود که متاسفانه در سالهای بعدی بسیاری از آنها جای خود را به نصایح مستقیم و ملال آور ذاذند و نتیجه این شد که .... بعله!!

کاربر مهمان -> 1393/04/10
پاسخ

محمد جعفر ملومه خیلی دلت از دست آدمای ریاکار پره، انقد از این کامنتا بزار منفی هات سر به فلک بکشه تا درس عبرتی باشد برای ریاکاران متحجر

کاربر مهمان -> 1393/04/10
پاسخ

آفرین محمد جعفر آفرین!به جا بود++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ حالا بشینین بشمارین چند تامثبت دادم. بیکارای منفی دهنده!!!++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

کاربر مهمان -> 1393/04/10
پاسخ
محمد جعفر -> 1393-04-10 09:51:03

حالا دیگه همه مشکلات کشور حل شده فقط همین چاپلوسی ...

منظور اون دوستانی که شما بهشون طعنه زدی اینه باید بر اساس اولویت به مشکلات رسیدگی کرد. بله مشکلات اقتصادی در اولویت هستند بعدش ناهنجاریهای اخلاقی

سید -> 1393/04/10
پاسخ

سلام تا این صفت پست و بد((تملق و چاپلوسی))هست وضع کشور درست نمیشود. فکر نان باید کرد که خربزه آب است.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین