علی نورشرق دهاقانی در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت:
مسأله فساد اداری موضوعی است که در دوره های مختلف گریبانگر دستگاهها و سازمانها بوده و اندیشه بسیاری از دانشمندان و متفکران را به خود معطوف نموده است. فساد اداری نیز به عنوان یکی از عمومیترین اشکال فساد پدیدهای است که مرزهای زمان و مکان را در نوردیده و با این ویژگی نه به زمان خاصی تعلق دارد و نه مربوط به جامعة خاصی میشود.
اصولا می توان اذعان نمود که فساد اداری پدیدهای همزاد حکومت است. از زمانی که2 یا چند نفر گرد هم آمدند و فعالیتهای بشر شکل سازمان یافته ومنسجمی به خود گرفت فساد اداری نیز همچون جزء جدا نشدنی از متن سازمان ظهور کرده است.بنابراین میتوان فساد را فرزند ناخواستة سازمان تلقی کرد که درنتیجه تعاملات گوناگون در درون سازمان و نیز به مناسب تعامل میان سازمان و محیط آن به وجود آمده است.
فساد اداری بخشی از مجموعه مسایلی است که سازمانها در دورة عمر خود به ناگزیر آن را تجربه میکنند. این مجموعه مسایل به معظلاتی اشاره دار دکه به طور عمده ریشههای آن در خارج از سازمان قرار داشته ولی آثار آن سازمانها را متأثر میسازد. این معضلات به عنوان چالشهایی که همواره پیش روی مدیران هستند تلقی میشوند که به دلیل عدم کنترل سازمان بر علل پیدایی آنها، طبیعتاً کنترل آنها نیز بسیار دشوار است؛ به عنوان مثال فساد اداری تا حد زیادی از نظامهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تأثیر میپذیرد؛برای مثال بالا بودن نرخ بیکاری، میزان سلطة روابط غیر رسمی و سنتی بر ارتباطات میان افراد و... برحجم فساد اداری یک جامعه تاثیر مستقیم میگذارد از طرفی فساد اداری به طور مستقیم بر کارایی نظام اداری و مطلوبیت نظام فرهنگی واجتماعی اثرات نابهنجاری خواهد گذاشت که این تعامل باعث ایجاد دوری باطل ومارپیچی نزولی میشود که در نهایت جامعه رابه افول خواهد کشاند؛ از این رو باید با پدیدههایی از جنس فساد اداری که ریشه در زمینههای گوناگونی دارند، با نگرشی سیستمی روبهرو شد و به تدوین راهحلهای جامع اندیشید.
امید است در آینده فرصتی بدست آید تا پیرامون موضوع فوق راه حل هایی ارائه نمایم.
مسأله فساد اداری موضوعی است که در دوره های مختلف گریبانگر دستگاهها و سازمانها بوده و اندیشه بسیاری از دانشمندان و متفکران را به خود معطوف نموده است. فساد اداری نیز به عنوان یکی از عمومیترین اشکال فساد پدیدهای است که مرزهای زمان و مکان را در نوردیده و با این ویژگی نه به زمان خاصی تعلق دارد و نه مربوط به جامعة خاصی میشود.
اصولا می توان اذعان نمود که فساد اداری پدیدهای همزاد حکومت است. از زمانی که2 یا چند نفر گرد هم آمدند و فعالیتهای بشر شکل سازمان یافته ومنسجمی به خود گرفت فساد اداری نیز همچون جزء جدا نشدنی از متن سازمان ظهور کرده است.بنابراین میتوان فساد را فرزند ناخواستة سازمان تلقی کرد که درنتیجه تعاملات گوناگون در درون سازمان و نیز به مناسب تعامل میان سازمان و محیط آن به وجود آمده است.
فساد اداری بخشی از مجموعه مسایلی است که سازمانها در دورة عمر خود به ناگزیر آن را تجربه میکنند. این مجموعه مسایل به معظلاتی اشاره دار دکه به طور عمده ریشههای آن در خارج از سازمان قرار داشته ولی آثار آن سازمانها را متأثر میسازد. این معضلات به عنوان چالشهایی که همواره پیش روی مدیران هستند تلقی میشوند که به دلیل عدم کنترل سازمان بر علل پیدایی آنها، طبیعتاً کنترل آنها نیز بسیار دشوار است؛ به عنوان مثال فساد اداری تا حد زیادی از نظامهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تأثیر میپذیرد؛برای مثال بالا بودن نرخ بیکاری، میزان سلطة روابط غیر رسمی و سنتی بر ارتباطات میان افراد و... برحجم فساد اداری یک جامعه تاثیر مستقیم میگذارد از طرفی فساد اداری به طور مستقیم بر کارایی نظام اداری و مطلوبیت نظام فرهنگی واجتماعی اثرات نابهنجاری خواهد گذاشت که این تعامل باعث ایجاد دوری باطل ومارپیچی نزولی میشود که در نهایت جامعه رابه افول خواهد کشاند؛ از این رو باید با پدیدههایی از جنس فساد اداری که ریشه در زمینههای گوناگونی دارند، با نگرشی سیستمی روبهرو شد و به تدوین راهحلهای جامع اندیشید.
امید است در آینده فرصتی بدست آید تا پیرامون موضوع فوق راه حل هایی ارائه نمایم.