به مسائل سیاسی روز بپردازیم. به نظر شما کدامیک از دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب توانایی بیشتری برای تحقق راهبرد مورد نظر شما را دارند؟• البته در نحوه طرح سوال اشتباهی رایج وجود دارد؛ چرا که هیچ یک از جریانهای موجود سیاسی به تنهایی قادر به تحقق آرمانها و شعارهای انقلاب نیستند. پایایی انقلاب اسلامی نتیجه اصولگرایی و پویایی آن محصول اصلاح طلبی است. معتقدم درک مفهوم اصولگرایی و اصلاح طلبی برای مدیریت کشور دارای اهمیت راهبردی است و مهمترین شاخصهای آن را میتوان در فرمایشات صریح رهبر معظم انقلاب یافت. مرور مولفههای اصولگرایی و اصلاح طلبی از منظر ایشان اهمیت این تاکید معظم له که "راه صحیح، اصولگرایی اصلاح طلبانه است" را به عنوان "فرمول حل" مشکلات روشن میکند.
بر این اساس اصولگرایی جریانی مقابل هر یک از جریانهای سیاسی نیست و تقسیم بندی گروههای سیاسی به اصولگرا و اصلاح طلب اشتباه است. چرا که هر کس و هر جریانی که به مبانی انقلاب پایبند باشد، هر نامی که داشته باشد یک اصولگرا است.
اصلاح طلبی نیز مهمترین مشخصه و ظرفیت پویای فقه اسلامی است. انقلاب اسلامی خود یک حرکت اصلاحی بود و هر حرکتی که در جهت تحکیم پایههای انقلاب و اعمال قانون اساسی مترقی و مدرن ما انجام شود بی شک یک حرکت اصلاحی است. لذا هر کاری که ار لحاظ علمی، عملی، دینی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی در جهت پیشرفت مردم باشد یک حرکت اصلاحی است که مردم از آن استقبال میکنند.
مهمترین شاخصهای اصولگرایی ایمان به هویت اسلامی، ولایت پذیری، عدالت طلبی، آزادی خواهی و آزاد اندیشی، حفظ استقلال همه جانبه کشور، تقویت روح خود باوری و اعتماد به نفس ملی، شکوفایی اقتصادی و رسیدگی به رفاه و زندگی مردم است.
مهمترین شاخصهای اصلاح طلبی هم ایمان و التزام عملی به همه اصول قانون اساسی، نوآوری و ابتکار در جهت تحکیم و تعمیق و تقویت آن، مبارزه همه جانبه با فقر و فساد و تبعیض، پرهیز از افراط و تفریط در همه زمینهها، استفاده از ظرفیت و توانمندی طیفهای مختلف فکری معتقد به مبانی انقلاب و نیروهای کارامد برای اداره امور کشور است. بنابر این تبعیت از ولی فقیه بر مبنای شرع و قانون اساسی ضرورت اصولگرایی و اصلاح طلبی است.
باور ما این است که آنچه مقتضای اصولگرایی اصلاح طلبانه و یا اصلاح طلبی اصولگرایانه است؛ تداوم اندیشهها و آرمانهای حضرت امام (ره)، پیروی عملی از مجموعه فرامین رهبر معظم انقلاب، قانون پذیری و تکیه بر خرد جمعی در اداره امور است. رویکردی که ظرفیتهای لازم و کافی برای بقا، بالندگی و تعالی جامعه و توسعه پایدار کشور را در بر دارد و قادر است تا نیازها و آرمانهای اصیل نسلهای ایران اسلامی را تامین نماید.
همچنین ما باید بتوانیم از تمام تجربههای غیر منافی با عقل و شرع برای اداره خوب جامعه استفاده کنیم چرا که در ستیز بودن با تجربههای مثبت دیگران عقلانی نیست.
در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری هستیم. تحلیل شما از شرایط این انتخابات و الزامات آن چیست؟
• در برهه حساس دیگری هستیم و علاوه بر الزامات دهه چهارم انقلاب، دهه «پیشرفت و عدالت»، شرایط مختلف داخلی و پیرامونی همه ما را در معرض امتحان قرار داده است. انتخابات ریاست جمهوری به عنوان مهمترین شاخص اداره امور کشور به اتکاء آرای عمومی در پیش است و طبعا مهمترین وظیفه همگانی حفظ و حراست از اصول انقلاب اسلامی، تحقق آرمانهای امام راحل (ره) و پیروی از کلیه رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به منظور تحقق حضور حداکثری و آگاهانه و آزادانه مردم برای انتخاب است.
از سوی دیگر احترام و التزام به خواست مردم تکلیفی شرعی و وظیفهای قانونی است. چرا که «انتخاب» هدیه انقلاب اسلامی به ملت ایران است و فراتر از آن در اصل 56 قانون اساسی انتخاب یک «حق خداداد» برای مردم است و خداوند متعال انسان را حاکم بر سرنوشت اجتماعی خویش خواسته است.
در نگاهی کلی بر این باورم که مهمتر از حضور افراد و جریانهای سیاسی در صحنه رقابت و کسب قدرت، پایداری نظام جمهوری اسلامی، همبستگی ملی و اصل مشارکت عمومی است. نکتهای که دشمن آن را هدف گرفته و هوشیاری کلیه دلسوزان را ضروری میسازد.
با توجه به انتساب شما به جریان اصولگرایی و مطرح شدنتان به عنوان یکی از مهمترین کاندیداهای انتخابات آینده، وضعیت رقابتی را چگونه ارزیابی میکنید؟
• تاکید میکنم با تعریفی که رهبر معظم انقلاب از اصولگرایی و اصلاح طلبی دارند، تلاش میکنم اصولگرایی اصلاح طلب و متعهد به راهبرد «خدمت صادقانه و کارآمدی خردمندانه» باشم.
بدیهی است که خودمحوری و به انحصار طلبیدن جریان گسترده اصولگرایی گام زدن در جهت مخالف این جبهه است. مهمترین آفت اصولگرایی نگاه فصلی، ابزاری و انحصار طلبانه به آن است و هیچ اصولگرایی مصلحت جمعی را فدای سلیقه فردی نمیکند.
از نظر من اصولگرایی واقعی محیطی پرنشاط برای رقابتی تمام عیار و سالم است. رقابت سلیقههای مدیریتی نه اختلاف، بلکه زمینه ساز پایداری اقبال مردم به اصولگرایی است و لذا رو در رو قرار دادن چهرههای اصولگرا جهت گیری به سمت خواست جریانهای غیر ارزشی و غیر مردمی است.
همچنین از بین بردن اعتماد مردم به نیروهای امتحان پس داده کشور و محروم کردن جامعه از ظرفیت مدیریتی نخبگان توانمند و وفادار به نظام، آنهم با انگ و تخریب، در نقطه مقابل «پیشرفت و عدالت» و اصولگرایی است. حمایت و تقویت ارکان نظام و دولت جمهوری اسلامی نیز وظیفهای شرعی و همگانی است اما نباید تفاوت مشی، روش و نظر را مخالفت وانمود و یا از آن ابزار تفرقه ساخت.
با توجه به مطالب مختلفی که در خصوص کاندیداتوری جنابعالی مطرح میشود صریحا بفرمائید آیا باید نام محمد باقر قالیباف را در فهرست قطعی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آینده نوشت یا خیر؟
• با توضیحاتی که دادم جواب شما روشن است. بنده هیچگاه داوطلب مقام و مسئولیت نبودهام و همواره بر اساس وظیفه عمل کردهام. کارنامه عملکردم نیز در پیشگاه ملت شریف ایران روشن است. لذا اگر چه برای اداره کشور و تحقق جامعه ارزشی و برخوردار یا به عبارتی زندگی برازنده ایرانیان مدل طراحی شده و برنامه مدون دارم، اما حضورم در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بر تحلیل و تکلیفی استوار بود که در موقعیت فعلی وجود ندارد. بنابر این با جمع بندی شرایط موجود فعلا داوطلب دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیستم.
