عروسک کوکی
آدم تا توی خلوت دو تا آدم دیگر نباشد، نمی‌داند و نمی‌فهمد دقیقن چی بین‌شان گذشته. کدام‌ یک زخم زده و کدام یک جراحت دیده. اصلن جراحت تا چه حدی بوده و آیا این جدایی که حاصل شده، خوب است یا بد. برای همین‌هاست که هیچ‌وقت نگذاشته‌ام قضاوت‌های ذهنی‌ام به زبان بیاید در مورد آدم‌هایی که می‌شناسم و از هم جدا شده‌اند.
یک چیزی را اما می‌دانم که لازم است توی این جور وقت‌ها. چیزی که خودم کم‌کم فهمیده‌ام‌اش. که این تنهایی، این جداماندگی بعد از جدایی، این واماندگی‌ای که به انتخاب صورت گرفته، پر است از امکان برای شناخت دوباره‌ی خود. همین‌قدر ساده. یک زمانی هست بعد از تمام شدن رابطه، که درد هست، رنج هست، احساس می‌کنی همه کسی را دارند و تو تنهایی. احساس می‌کنی او که رهات کرده یا رهاش کرده‌ای، حالا چه خوش‌بخت است و تو چه درمانده‌ای شاید. اما این احساسات گذراست. ته ماجرا خود خود آدم است و این‌که توی تنهایی مهم‌ترین نیاز، دوست داشتن خود است. این که تا می‌شود از خلوت و تنهایی تمام‌نشدنی شبانه‌روزی یا همان انزوا دوری کرد و زمان را گذراند. زمان را میان آدم‌ها و کارها تقسیم کرد. و بعد یک ساعتی را برای دوباره فکر کردن کنار گذاشت.
یک وقتی می‌بینی زمان گذشته و تو از آن آدم، تصویر به خاطر داری، چند کلمه شاید که با صداش توی گوش‌ات زنگ بزند و چند مکان شاید که لازم است دوباره، با خاطره‌های تازه بسازی‌شان.
کمی از این حرف‌ها را نوشتم برای یک دوست. گفتم که تنهایی همان‌قدر که سم است و خطرناک، ممکن است خوب باشد، مأوا باشد برای دوباره بلند شدن.
لیلی/ وبلاگ عروسک کوکی

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1393/05/13
پاسخ

بله یه جمله تاکیدی هست که میگه از تنهایی خود لذت می برم چون برای خودم موجودی قابل تاملم

بهزاد -> 1393/05/18
پاسخ

من دقیقا این مرحله رو سالها پیش گذروندم. خودم از یه رابطه کنار کشیدم و خیلی سخت بود ، اونوقتا بلد نبودم باید چکار کنم ولی زمان و شغلی که برام فراهم شد باعث شد کم کم فاصله بگیرم. ولی از اون شخص فقط یه عکس توی ذهنم نموند همه جفاهاش و زخمهای دلم موند و هنوزم گاهی بهش فکر میکنم اما د هر صورت در دامش نیفتادم و زندگی خیلی خوبی دارم.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین