پس از کش و قوس بسیار، سرانجام سکه رهبری تیم ملی فوتبال به نام محمد مایلی کهن ضرب شد تا وی تیم ایران را در سه بازی تعیین کننده آتی در چارچوب رقابت های مقدماتی جام جهانی 2010 رهبری کند.
به گزارش ایرنا، شکست قابل سرزنش تیم ملی ایران برابر عربستان آن هم در حضور 100 هزار تماشاگر مشتاق ایرانی ، آن چنان تکان دهنده بود که مورد انتقاد طیف های وسیعی از جامعه قرار گرفت و منتج به برکناری علی دایی شد.
تیم ایران در شرایطی قافیه را به این حریف باخت که تمامی عوامل از جمله حمایت بی دریغ مسئولان ، رسانه ها و مردم را به دنبال داشت ولی مسائل گوناگونی دست به دست هم داد تا اندیشه های حرفه ای " خوزه پسیرو " مربی کارکشته عربستان بر تفکرات " علی دایی " مربی جوان و ناپخته فائق آید.
به زعم بسیاری از صاحب نظران ، دایی فاقد تجربه و دانش رفیع در عرصه مربی گری بود و نمی بایست در این شرایط ، مسئولیت خطیر تیم ملی به وی سپرده می شد ، چرا که حرفه بازیگری با پست خطیر معلمی آن هم در عرصه ملی ، تفاوت های اشکاری دارد و به طور قطع اگر یک مربی فاقد پختگی لازم باشد ، نمی تواند بیلان موفقیت باری داشته باشد.
از سوی دیگر ، دایی به طور دائم به بایکوت راهکارهای خیراندیشانه و نقدهای منصفانه خبرگان فوتبال و کارشناسان رسانه ها می پرداخت و مصرانه و مجدانه تلاش می کرد تا سلایق شخصی خود را بر منافع ملی ترجیح دهد .
لجاجت و بی توجهی به تعامل با رسانه ها و کارشناسان از یک سو و عدم دعوت از بازیکنان نام اشنا و کلیدی هماننده علی کریمی و ایمان مبعلی و بی مهری به نفرات محوری نظیر خسرو حیدری و آرش برهانی ، از سویی دیگر موجب گشت تا تیم ملی در پنج بازی حساس به سه تساوی ، یک برد و یک شکست تن در مرحله دوم رقابت های مقدماتی جام جهانی تن در دهد که توقف مقابل کره جنوبی و باخت مقابل عربستان در تهران ، بیش از پیش اسباب نارضایتی هموطنان ، مسوولان و به ویژه شهروندان را فراهم آورد.
تماشاگران که روز هشتم فروردین در ورزشگاه ازادی با فریادهای پرخروش و حنجره های رسای خود ، استادیوم را به دیگی جوشان تبدیل کرده بودند ، پس از آنکه آرزوی به جای آنان نقش بر آب شد ، به طور یکپارچه خواهان برکناری دایی شدندکه اتفاقا خواسته آنان چند ساعت بعد از آن حادثه تلخ مقابل عربستان ، محقق شد.
البته نباید فقط دایی را مسبب ناکارآمدی تیم ملی دانست چرا که مقامات فدراسیون فوتبال زنگ خطر جدی را که از سوی کارشناسان و حتی فوتبال دوستان به صدا در آوردند ،‌نشنیدند و بعضا نخواستند که بشنوند و بی گمان آنها نیز در ناکامی اخیر سهیم هستند.
*چه باید کرد
تیم ایران پس از این باخت تلخ و مهلک ، در رده چهارم در میان پنج تیم ایستاد تا بار دیگر اماها و اگرها بر سر زبان ها جاری شود و صعودش به این رقابت های معظم در هاله ای از ابهام قرار گیرد.
اکنون شرایط به گونه ای رقم خورده که برای جبران مافات ، نیاز به یک " وفاق ملی " است تا بتوان به مدد این فاکتور حیاتی از فضای پرتنش و پیچیده فعلی خلاص شد و مسیر را برای رسیدن به سمت موفقیت ، تسطیح و هموار کرد .
برای محقق ساختن این دیدگاه ، راهی به غیر از این نیست که تیم ملی را بازسازی روحی و روانی کرد و در پرتو هم اندیشی و اجماع ، تفرقه و تشتت و رسوب اندیشه های سنتی را دور ریخت .
باید این موارد یادشده ملکه ذهن و قطب نمای حرکت مایلی کهن باشد و وی ضمن نقد پذیری و احترام به راهکارهای منصفانه ، فضا را تلطیف تر از همیشه کند.
شایسته است سرمربی رک گوی تیم ملی که در حال حاضر به مرز پختگی رسیده ، برخلاف دایی ، مشورت پذیر باشد و برای سعادت و بالندگی این تیم تنها به سه بازی تعیین کننده و سرنوشت ساز آتی به خصوص بازی حیاتی 16 خرداد مقابل کره شمالی در پیونگ یانگ بیندیشد.
به باور بسیاری ، فوتبال ما پتانسیل و توان آن را دارد که در سه پیکار حساس آتی مقابل کره شمالی ، امارات و کره جنوبی به امتیازهای الهام بخش برسد ، منوط به اینکه برای احیای تیم ملی و رسیدن به این مهم ، ابرهای غلیظ حاشیه ، مشکلات روحی و... از آسمان تیم ملی دور شود و روح همبستگی و حس برتری جویی در اردو حاکم گردد .
بی گمان اگر پل های اعتماد ساخته شود و باز سازی روحی و روانی در تیم ملی از قوه به فعل درآید ، ملی پوشان ما با روحیه و انگیزه مضاعف قدم به میدان های مهم اینده خواهند گذاشت و آرزوی میلیون ها ایرانی را برای حضور در جام جهانی 2010 جامه عمل خواهند پوشانید.
از این ها گذشته نباید این مهم را نیز از اذهان دور کرد که تجربه ثابت کرده اگر "مسوولان"، "رسانه ها" و "مردم" به عنوان اضلاع یک مثلث قدرت بیش از پیش در راه حمایت و تقویت تیم ملی اهتمام کنند ، اسباب این گونه توفیق ها راحت تر فراهم می شود که نمونه بارز وعینی آن در جام جهانی 1998 و 2006 به چشم امد .
از شکست برابر عربستان و ناکارایی های گذشته می بایست درس عبرت گرفت و از این باخت ، پلی برای پیروزی های بعدی ساخت بطوری که بتوانیم گلیم خود را تا مرز صعود به جام جهانی بیرون بکشیم .
عقل سلیم حکم می کند که به جای آنکه بذر مجادله بپاشیم ، تخم یکدلی بکاریم تا میلیون ها هموطن فوتبال دوست ، بوی هوای تازه و نوآوری را استشمام کنند .
ملی پوشان و کادر جدید فنی تیم ملی فوتبال کشورمان را در پایان این یادداشت به جمله ای تاریخی از "مهاتما گاندی " رهبر فقید هند جلب می کنیم که گفت "پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری ، بلکه بعد از هر زمین خوردنی ، برخیزی "

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
tuvuvgqx -> 1390/03/21
پاسخ

20

kedunisd -> 1390/03/21
پاسخ

20

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین