روزی که برای نخستین بار موفق به دیدن فیلم تماشایی و رکوردشکن آن عزیزان شدم، موضوعی مرا به تأمل فرو برد که ناچار «اخراجی‌ها» را دوباره و سه‌باره به تماشا نشستم. آنگاه بود که دریافتم سناریو، محیط‌سازی و حتی کلماتی که توسط بازیگران به کار رفته، همگی رونویسی از کتاب این حقیر است. وقتی رهبر انقلاب تلویحا به این موضوع اشاره کردند، دیدم که بد «پاتکی» به نتیجه زحمات و مطالعات شصت ساله حقیر زده شده است.
نویسنده واقعی «اخراجی‌ها» کیست؟+ جوابیه داوود ابادی
در پی انتشار جزییات دیدار خصوصی مسعود ده‌نمکی، کارگردان فیلم «اخراجی‌ها» با رهبر انقلاب، نویسنده کتاب «در کوچه و خیابان» که مدعی استفاده نویسنده «اخراجی‌ها» از شخصیت‌های کتابش شده، نامه‌ای را خطاب به مسعود ده‌نمکی و حمید داودآبادی، از نویسندگان دفاع مقدس و راوی دیدار ده‌نمکی با رهبر انقلاب نوشته است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، عباس منظرپور، نویسنده کتاب «در کوچه و خیابان» در این نامه با انتقاد از استخراج شخصیت‌های کتابش و معرفی و نمایش دور از واقعیت این شخصیت‌ها در فیلم «اخراجی‌ها» به ذکر جزییاتی پرداخته است.
منظرپور در نامه‌اش مدعی است که سناریو، محیط‌سازی و حتی کلماتی که در زبان بازیگران به کار رفته، همگی پاتکی غیرمجاز به کتاب و اثر وی بدون اشاره به منبع بوده است.
متن کامل نامه عباس منظرپور، به این شرح است:
هنرمندان عزیز، برادران ده‌نمکی و داودآبادی
شرح شرفیابی آن دوستان را به خدمت رهبر معظم انقلاب در وسایل ارتباط جمعی مطالعه کردم. در خوشحالی و سربلندی شما از این ملاقات با شما شریکم و از این‌که گروهی سودطلب به نتیجه زحمات شما دستبرد زده و بدون هیچ کوششی با رونوشت‌برداری و کپی‌سازی به سود سرشاری رسیده و در حقیقت، مانع از بهره‌برداری کامل از زحماتتان شده‌اند، واقعا با شما هم‌دردی می‌کنم. می‌دانم این مسأله آنقدر مهم بوده که مورد گلایه شما در حضور رهبر انقلاب قرار گرفته و ایشان هم شما را سفارش به صبر نموده و آن متجاوزان را به حضرت حق واگذار کرده‌اند.
روزی که برای نخستین بار موفق به دیدن فیلم تماشایی و رکوردشکن آن عزیزان شدم، موضوعی مرا به تأمل فرو برد که ناچار «اخراجی‌ها» را دوباره و سه‌باره به تماشا نشستم. آنگاه بود که دریافتم سناریو، محیط‌سازی و حتی کلماتی که در زبان‌ بازیگران به کار رفته، همگی رونویسی از کتاب «در کوچه و خیابان»، نوشته این حقیر است.

این نکته را کمتر جایی مطرح کردم، چون دیدم هر جا آن را بیان کنم، با نظر تردید به آن برخورد می‌شود، ولی وقتی رهبر انقلاب تلویحا به این موضوع اشاره کردند، دیدم که بد «پاتکی» به نتیجه زحمات و مطالعات شصت ساله حقیر زده شده است. از این لحاظ که حتی به عمق مطالب کتاب توجه نشده و اگر شخص کتاب‌خوانی از آن بهره‌برداری می‌کرد، فیلم غیر از این درمی‌آمد که باعث گله‌گذاری سرور انقلاب شود. ایشان با آن سعه صدر، خود بخشی از کتاب حقیر را تحسین و از بخشی دیگر انتقاد کرده‌اند که هر دو را می‌پذیرم، به اولی افتخار می‌کنم و دومی را سعی می‌کنم با دقت بیشتری مد نظر قرار دهم (اگر عمری باقی بود).
نمی‌دانم کتاب «در کوچه و خیابان» را چگونه به دست آوردید (هرچند حدس‌هایی می‌زنم)، ولی می‌دانم استقبال گرم اهل کتاب و ادبای عزیز از آن، مایه دلگرمی بسیار من شده که توجه رهبر معظم انقلاب، نمونه‌ای از آن است.
هرچه می‌اندیشم، درمی‌یابم شما عزیزان اهل مطالعه واقعی آن کتاب نبودید، در غیر این صورت، دست‌کم به نویسنده آن مراجعه می‌کردید و مطالب را از زاویه واقعی آن به تصویر می‌کشیدید. گله رهبر انقلاب را می‌پذیرم که همه جبهه را جنوب‌شهری‌ها و زنجیرکش‌ها پر نکردند، من هم مطلقا چنین منظوری نداشتم. با تماسی که با جنوب شهر و اهالی آنجا دارم، می‌توانم با اطمینان بگویم که هیچ یک از این گروه در دفاع مقدس شرکت نکردند، قهرمانان من هم آنها نبودند. آنان عامه مردم بودند که متأسفانه از آنان با کلمه «لات» یاد می‌شود و شرح نسبتا کاملی هم از آنان در بخش «لات» کتابم داده‌ام؛ همان‌ها بودند که جان بر کف، رهسپار جبهه‌ها شدند تا از کیان ایمان و کشور خود دفاع کنند. پس از پایان جنگ هم کسانی از آنان که زنده بازگشتند، به سر کارهای خود رفتند و به بهره‌برداری از خون شهدا و فداکاری‌های خود نپرداختند؛ نه «فراری» بودند و نه «اخراجی» و نه برای گرفتن «عکس یادگاری» به جبهه‌ها هجوم بردند. به همین دلیل، هم هیچ چشمداشتی به پاداش انجام وظیفه خود نداشتند. با خدای خود سودا کردند و حق هم دارند که از نامیدن خود با واژه «اخراجی‌ها» ناخرسند باشند.
گروه دیگر یعنی زنجیرکشان و باج‌گیران در خانه و محله خود ماندند و از ثمره جان‌سپاری‌ها و فداکاری گروه نخست به استفاده پرداختند و به «الاف و الوفی» هم رسیدند که هنوز به صورت‌های گوناگون ادامه دارد. آنانی که از این بازار شلوغ و بی‌نظم استفاده کردند، همان «باقر کچل»ها بودند که در کتاب به آنها اشاره شده است.
قهرمانان من باج‌گیران، زنجیرکشان و معتادان نیستند و متأسفم که با وجود استفاده «بهینه»ای که از لحاظ مادی از این کتاب شد، به خود زحمت ندادید که حتی مطالب آن را صادقانه به تصویر بکشید، چون متوجه عمق آنها نشده بودید و هنوز هم نشده‌اید.
نمی‌خواستم و نمی‌توانستم این درددل‌ها را مطرح کنم، تنها اشاره رهبر انقلاب به من این جرأت را داد که راز دل خود را روی کاغذ بیاورم و اضافه کنم: برادران، شما در قد و قواره‌ای نبودید که چنین «سوژه»ای بیابید و آن را به «فیلمفارسی جبهه‌ای» تبدیل کنید، ولی کاش کاری نمی‌کردید که رهبر انقلاب، با آن سعه صدر، وادار به گله‌گذاری شود؛ هرچند ایشان با آن مشغله و مسئولیت‌های گران، بحق، نام کتاب و البته نویسنده گمنام آن را از یاد برده بودند، هرچند اشارات ایشان به آن کاملا روشن است.
عزیزان، از این‌که نوشته ناچیزم چنین مورد سوءاستفاده و کسب و کار قرار گرفته، شکایتی ندارم و نمی‌توانم هم داشته باشم، فقط همان‌طور که رهبر انقلاب سوءاستفاده‌کنندگان از زحمات شما را به خداوند بزرگ واگذاشتند، من هم حق دارم از چنین رفتاری با کتاب خود گله‌گزار باشم و از این برداشت ناحقی که از آن شده به خداوند متعال پناه برم و پاداش آن را به او واگذار کنم.
والسلام
عباس منظرپور
توضیحات داودآبادی
بنام احکم الحاکمین
"پیروزی صد تا پدر و مادر دارد ولی شکست، همواره یتیم است!"
هنگامی که نامه سراپا ضد و نقیض فردی را با عنوان " نویسنده واقعی «اخراجی‌ها» کیست؟" در سایت خبری تابناک خواندم، از کار شما تعجب کردم.
از همان روزهای اول که اخراجی ها ساخته شد، شاید بتوان گفت ایشان چندمین نفری است که مدعی نگارش آن شده است ولی لازم می دانم برای بستن دهان مدعیان دروغین، ذکر کنم که:
- نویسنده اصلی اخراجی ها، شخص مسعود ده نمکی می باشد که تنها و تنها بر اساس خاطرات و دیده های شخصی خویش در دوران دفاع مقدس و همرزمی و همسنگری با برخی شهدای والامقام آن را به رشته تحریر درآورده است.
- بنده هیچ گونه دستی در تغییر نگارش فیلمنامه اخراجی ها بخصوص اخراجی های 2 نداشته ام و فقط در برخی موارد به عنوان دوست قدیمی و همرزم، به ایشان مشورت داده ام و بس که بر این نیز می بالم.
- اگر این مدعی، یک بار دیگر شرح دیدار ده نمکی را خوانده باشند متوجه خواهد شد که او کتاب مورد نظر نویسنده را نخوانده است و جالب تر این که خود وی نیز همین ادعا را دارد که می نویسد:
"هرچه می‌اندیشم، درمی‌یابم شما عزیزان اهل مطالعه واقعی آن کتاب نبودید"
- نمی دانم لات بازی و عرق خوری ایشان و دوستان شان، در کجای اخراجی ها به چشم می خورد؟
بدون شک ایشان ارازل و اوباش گری را با لوتی گری های قدیم تهران اشتباه گرفته اند که نمونه بارز آن در سرنوشت "شعبان بی مخ" و شهید "طیب حاج محمدرضا" به چشم می خورد.
- ایشان توهم کرده اند لحن کلام اهالی جنوب شهر فقط و فقط مختص همسن و سالان ایشان است و بس. در حالی که باید به ایشان یادآوری کرد بچه های جنوب شهری از نوع مجید سوزوکی و هم محلی هایش، بر خلاف تصورات ایشان، نه اهل ارازل گری و عیاشی و عرق خوری، که اهل دفاع مردانه و غیرتمندانه از ناموس و مملکت بودند و بس.
- جالب تر این که نویسنده مدعی، چنان با فضای فرهنگی ایران امروز غریب است که با وجود انتشار کتابش در چندین نوبت آن هم از سوی وزارت ارشاد، می نویسد:
" نمی‌دانم کتاب «در کوچه و خیابان» را چگونه به دست آوردید (هرچند حدس‌هایی می‌زنم)، ولی می‌دانم استقبال گرم اهل کتاب و ادبای عزیز از آن، مایه دلگرمی بسیار من شده"
حتما ایشان فردا مدعی خواهند شد که اصلا کتاب ایشان منتشر نشده، بلکه دست نوشته های شان بوده که ما از منزل شخصی ایشان در خارج از کشور به سرقت برده ایم تا اخراجی ها را بسازیم؟!
- در جواب ایشان که گفته اند:
"برادران، شما در قد و قواره‌ای نبودید که چنین «سوژه»ای بیابید و آن را به «فیلم‌فارسی جبهه‌ای» تبدیل کنید"
باید بگویم:
خدا نکند ما همقد و قواره شما باشیم! و بخواهیم از نوشته های امثال شما فیلم بسازیم و باید توجه کنید که تاکید بر این بوده است که نکند یک وقت چنین شائبه ای پیش آید و امثال شما ذوق زده شوید که "بله همه جبهه ها را لات ها می گرداندند."
با وجودی که برای ایشان به عنوان نویسنده و بخصوص یک پزشک، احترام بسیار قائل هستم، ولی چون با اکاذیب خویش سعی در قلب حقیقت دارند، فقط می توانم بگویم:
ای کاش نویسنده محترم که مدعی است:
"دریافتم سناریو، محیط‌سازی و حتی کلماتی که در زبان‌ بازیگران به کار رفته، همگی رونویسی از کتاب «در کوچه و خیابان»، نوشته این حقیر است."
فقط برای نمونه، حداقل یک سطر از کتاب خود را که در فیلم اخراجی ها استفاده شده ذکر می کردند و از کلی گویی که شیوه هوچی گری و کذابی است، پرهیز می نمودند.
جناب آقای منظرپور!
"عزیزان، از این‌که نوشته ناچیزم چنین مورد سوءاستفاده و کسب و کار قرار گرفته، شکایتی ندارم و نمی‌توانم هم داشته باشم"
ذوق زده نشوید. بفرمایید شاکی باشید!
لطف کنید و همان طور که گفتم حداقل سطری از کتابتان را که به قولتان "چنین مورد سوءاستفاده و کسب و کار قرار گرفته" ارائه کنید. وگرنه بیرون از گود نشستن و حرافی کردن که کاری ندارد.
جوانان این مرز و بوم، از جنوب شهر تا شمال آن، و از دورترین نقاط ایران عزیز در شرق و غرب آن، همه و همه سال ها مردانه و غیرتمندانه مقابل آنان که می خواستند دین و فرهنگ این مملکت اسلام و ایرانی را به یغما ببرند، در همه جبهه های نظامی و فرهنگی ایستادند و جان فدا کردند، نه این که در خارج نشینند و لاف وطن پرستی سر دهند.
به قول مرحوم "محمد رضا آقاسی":
جنگ زد نعره، ولی پنجره ها را بستید
به غنائم که رسیدیم، به ما پیوستید
کسی از پنجره بسته خروشی نشنید
هر چه گفتیم که جنگ آمده، گوشی نشنید
حمید داودآبادی
رزمنده کوچک دیروزها

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

من همیشه با خودم فکر می کردم چطور یک شخص بدون تجربه فیلم سازی می تواند به یکباره فیلم ساز شود و موفق شود؟ جوابش را امروز گرفتم !

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

جانا سخن از دل ما گفتی : قهرمانان جنگ "همان‌ها بودند که جان بر کف، رهسپار جبهه‌ها شدند تا از کیان ایمان و کشور خود دفاع کنند. پس از پایان جنگ هم کسانی از آنان که زنده بازگشتند، به سر کارهای خود رفتند و بهره‌برداری از خون شهدا و فداکاری‌های خود نپرداختند؛ نه «فراری» بودند و نه «اخراجی» و نه برای گرفتن «عکس یادگاری» به جبهه‌ها هجوم بردند "

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

اگر هر چه در این فیلم بوده آنچنان که خودشان گفته اند دیگر نیازی به سه بار دیدن نبوده. با همان یکبار هم می توانسته این مطلب را بفهمد. مگر اینکه متن کتاب را خودش هم فراموش کرده بوده است.

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

هدفتون از تخریب یک کار ارزشی چیه ؟!!

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

ده نمکی همون که تو هفته نامههای شلمچه.دوکوهه و... بدترین الفاظ به اقای خاتمی نسبت میدادن

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

کافی است شما در لیست خودی ها باشید آنوقت همه چیز ممکن است و به همه نان و نواهای قابل انتظار و غیر قابل انتظار می رسید. اگر از واقعیت جبهه حق با باطل رمز گشایی و راز نمایی شود که دیگر مسعود معترض ،تند رو ، بی حساب وکتابی که در ذهن دیگران این چنین پروریده شده است به یک فیلم ساز! ، کارگزدان یا هر قواره دیگر هنری تبدیل نمی شد. راز گشایی آن دورهر طلایی از معنویت مردم ایران در محو شدن صدام و انصارش و خفت و خاری که مردم هامی او در عراق دیدند دیدنی است و نه در سینمای کمدی - درام . قارچ های امروزی که به ابر قارچ شهرت دارند فقط و فقط در فضاهای ..... رشد می کنند و از رعد و برق حتی کاذب چنین بزرگ و عظیم الجثه! می شوند. هرچه به رفتار ایشان بیشتر نگاه شود فاصله وتفاوت با چهره شهیدان بیشتر ملموس می گردد. خوشا بحال آنان که با شهادت رفتند ، خوشا بحال آنان که در این قافله نور جان و سر باختند.

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

بنده بیش از 45 ماه ( سربازی در سپاه و بسیج ) در جبهه بوده ام ، کاری به تسویه حساب و .... ندارم ولی واقعیات جبهه ها در این فیلم منعکس شده ، تمام شخصیت های به تصویر کشیده شده به وفور در جبهه بودند و شوخی های و کلام بچه ها از همین دست صحبت ها بود . درصد بسیار بالای رزمندگان جنوب شهری بودند .

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

من قبول دارم که جامعه ی ما یکی از سالم ترین جوامع است ولی این را هم قبول دارم که مسائل شادی آور عمومی در ان بسیار کم است همین موضوع باعث اقبال عمومی فیلم جناب ده نمکی شده وگرنه هر کسی که این فیلم را ببنید در جمع ان را چیز بسیار معمولی و در بعضی موارد حتی بی کیفیت می داند من بشخصه وقتی نامه ی آقای منظرپور را خواندم با اینکه تا قبل از این لحظات شناختی از ایشان نداشتم ولی هم بسیار برایشان ناراحت شدم هم بنوعی بخاطر اینکه داستان ایشان نتیجه زحمتشان بوده ،شرمنده... کاش آقای ده نمکی برخورد موجه ای با این اتفاق کند

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

ده نمکی روز با چماق بر سر کسانی می کوبید که ای ایران می خواندند امروز انتهای فیلمش ای ایران می گذارد ... برای چنین شخصی استفاده از نویسنده ی جنگ چندان عجیب نیست ...

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

خوب نیست اینجوری همدیگر را ضایع کنیم . گیرم یک آقائی مطالبی نوشته مهم این است نبوغی مثل آقای ده نمکی آنرا تبدیل به پرفروشترین فیلم کرده. آفرین به ده نمکی

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

من به عنوان کسی که افتخار همراهی جان برکفان را داشتم ولی لیاقت وجسارتی را که شهدا داشتند من نداشتم از آقای ده نمکی سئوال می کنم با این تصویری که شما از یک سری بچه های عامی ترسیم کردید اینها خودشان هم نمی توانستند اداره کنند چه برسد به اینکه یک خطی را حفظ یا حمله ای را تدارک ببینند .لطف بفر مائید اعلام کنید پس آن کسانی که وقتی همه بچه ها پشت خاکریز ها کپ کرده بودند واز صدای غرش تانکهاوگلوله های خمپاره وتوپ کسی جرات نداشت سرش را بیرون بیاورد با آگاهی وایمان به خدا وبارشادت تمام پیش قدم می شدند وگره را باز می کردند چه کسانی بودند ؟ اگر شما فکر می کنید اینها بودند . من به شما اعلام می کنم که من خود شاهد بودم که خیلی از دانشجویان دانشگاهها ودانش آموزان ممتاز با خلاقیتهای خودشان این حماسه ها را ایجادکردند .این شخصیتها برای خنده خیلی خوب است ولی کار را آنها که ما اصلا نمی دیدمشان انجام می دادند .

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

خداییش من از اولش هم حدس می زدم آقای ده نمکی این کاره نباشه و همیشه متعجب بودم کسی که سابقه اش روشن و واضحه، چطور یه دفعه می تونه بیاد این ور گود و فیلمی پرطرفدار (هرچند آبکی) بسازه!

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

آن کسی که از نبوغ ده نمکی نوشته اند اگر معنی نبوغ داشتن پارتی و روابط است درست فرموده اند که ایشان از آنها زیاد دارند!

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

من این کتاب را خوانده‌ام قهرمانان،فضا و داستان آن با اخراجی ‌ها بسیار تفاوت دارد. اگر فیلمنامه ده نمکی را کس دیگری نوشته یقینا آن شخص منظرپور نیست ، و باید به دنبال نوسینه دیگری گشت. به یاد داشته باشیم مشابهت آدم‌ها و قصه‌ها چه به صورت اقتباس، چه به صورت تصادفی امری کاملا متعارف است.

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

به راستی چرا ماها نمیتونیم شاهد موفقیت دیگران باشیم و همیشه سعی داریم کار با ارزش دیگران رو بی ارزش و حقیر جلوه بدیم؟؟!

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

ماکه برای عکس یادگاری به جبهه نرفتیم شاید یک عده کمی به فکر این چیزهای بودند ولی این فلیم خیلی چیزهارا کم رنگ کرده که درست نیست

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

آقای منظرپور شما باید از آقای دهنمکی تقدیرکنید نه انتقاد چرا که علیرغم کتاب شما به شما طی فیلم یادآوری کرده اند که اگر به واقعیات زمان دفاع مقدس خوب بنگرید می بینید از تمامی اقشارجامعه در جبهه ها حضور داوطلبانه داشته اند نه فقط لاتهای جنوب تهران (محل سکونت آن زمان شما)

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

این واقعیت را بپذیرید که این فیلم تنها یک برش از تاریخ دفاع مقدس را نشان می دهد و همه سال های دفاع و همه سلحشوری ها و فداکاری ها و شهادت ها در این برش کوتاه و برگزیده خلاصه نمی شود. من خود سال ها در جبهه های غرب و جنوب کشور بوده ام و دوبار مجروح شده ام و بسیار ی از واقعیات را دیده ام . واقعا همه گونه شخصیت و تیپ و صنف و قشر اجتماعی در جبهه ها بود اما مهم این بود که همه یک هدف مقدس را دنبال می کردند و رویکردها و انگیزه اصلی بچه های مخلص و تلاشگر به گونه ای بود که دیگران در آن جریان الهی و خدایی هضم و محو می شدند. بنابراین شتابزده داوری نکنیم و با آقای ده نمکی برخورد منفی نکنیم. پیشنهاد می شود آقای ده نمکی و چند تن از عوامل اصلی فیلم و چند تن از منتقدین و همین آقای محترم مدعی در یک میزگرد به بررسی و تبیین و نقد و چالش این فیلم بنشینند؛ آنگاه داوری را به عهده مردم و مخاطبان واگذارند.

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

اقای ده نمکی یک استثناء است زیرا من عکسی ازایشان درکناریک فرد همراه با با باتوم دیدم وحکایت های شیرینی ازایشان درخصوص برهم زدن اجتماعات هنرمندان ومتفکران واندیشمندان ودانشجویان ودرمجموع اجتماع افراد منطقی وتفکرگراشنیده ام ویکباره ایشان را درقامت فردی هنرمند دیدن !! خوب عجایب هفت گانه جهان هرروز بیشتر می شوند عجایب هشتگانه با ده نمکی ونه‌گانه

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

الان همه میخوان این کارو به خودشون بچسبونن وگرنه دوباره وسه باره دیدن یعنی چی اخه؟ چه اصراری برای تخطئه این فیلم وعواملش دارن بعضی ...شان

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

استحاله! این است آنچه درباره ده نمکی پیش آمده... بزودی شاهد حضور او بر روی فرش قرمز هم خواهیم بود... آنسان انسانه دیگه یه زمان که دستش به چیزی نمی رسه می شه آتیش! وقتی با جلوه هایی از زندگی مدرن آشنا شد می شود آبی بر آتش!

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

حتی اگر اینچنین هم باشد که بعید است - و این آقای مدعی زیرک و باهوش با سه بار مشاهده تفصیلی و با دقت ! این فیلم به این نتیجه رسیده اند- باز هم باید به این نکته فنی و ادبی و هنری توجه کرد که اقتباس و سوژه یابی و برداشت کلی از یک اثر غیر از نگارش مستقل یک داستان ان هم در قالب فیلمنامه با رعایت همه مسایل فنی و دکوپاژ می باشد. بنابراین بهتر است کسانی که شتابزده انتقاد تخریبی می کنند پیاده شوند تا با هم آهسته قدم بزنیم و به درستی و انصاف به کنکاش و بررس و نقد سازنده و اصولی بپردازیم.

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

حالا اگر آقای منظر پور راست می گویند چرا قضیه را ژورنالیستی پیگیری می فرمایند ؟! خود بروند به مراجع ذیربط شکایت کنند ...

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

نمی خواد قدم بزنید . هوا سرده خدایی نکرده می چایید. 30 ساله عادت کردیدحرفهای قشنگ بزنید و ملت رو سیاه کنید و با فیگور حق به جانب موضوعات رو طوری مطرح کنید که باز هم ملت نمی فهمند و بعضا" روشنفکر باید مسائل رو نقد کنند. معلومه که فیلم نامه با کتاب فرق اساسی داره ولی به هر صورت حق نویسنده کتاب هم در یک چنین مواردی محفوظ است .

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

با سلام من خودم یکی از دیوونه های جبهه هستم و با همون خاطره ها هم زنده ام ام بی انصافی است که حالا بین این همه کار جدی اگر کار شادی شده به اشکال مختلف بش گیر بدیم .ما مثلا لیسانسه بودیم و کلی از دنیا رو هم گشته بودیم اما وقتی تو اون محیط قرار میگرفتیم دیگه تیتیش بازی معنی نداشت اصلا نمیشد زندگی کرد .همه باید زمین میخوردند تا بمونن . ماهم تازمین نخوردیم نموندیم . جبهه خودش فرهنگ ساز بود کسی نتونست برای جبهه فرهنگ بسازه . این دوست عزیز که اعتراض دارند بدانند امثال کتاب ایشان کم نیست هنر بهره جستن از موجودی هایمان می باشد . خیلی کسان هستند که میتوانند از آقای ده نمکی طلب کار شوند و از همه مدعی تر همان سینه سوخته های جبهه میباشند .تازه جای خیلی اعتراض ها هم وجود دارد که جای خود دارد . توجه کنیم که این کار کاری شاد با بچه های جنگ بود . در آخر اینکه واقعا اگر آقای ده نمکی از کتاب ایشان اقتباس کرده روشن شود که چه بوده . البته مابازیگران واقعی جنگ ادعایی نداریم و به شخصه آرزو میکنم از این دست فیلم ها بیشتر ساخته شود تا امروزی ها هم صدای و همهمه جنگ را ببیند . البته هرچند ناچیز وغیر واقعی

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

مثال کارگردانی آقای ده نمکی مثال آن کودکی است که روی پای پدرش می نشیند و رانندگی می کند و خودش هم باورش می شود که رانندگی می کند .

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

تو رو به خدا به اخراجی ها نگیم فیلم ارزشی. آقاجان چه ارزشی چه چیز این فیلم ارزشی بود که بعضی ها نام ارزشی براش انتخاب میکنند. سراسر فیلم لودگی محضه کجا بچه های جبهه اینجوری بودن تو رو خدا خجالت بکشین من بیشتر از هر کس دیگری مسعود ده نمکی رو می شناسم خیلی هم خوب می شناسم دراینکه این آقا این فیلم رو ساخته باشه همیشه یه علامت سوال بزرگ روی سرم هست به قول تلخند امروزتون ایشون فقط اکشن و کاتش رو گفتن در ضمن یه نفر از بچه های جبهه پیدا بشه بگه که این آقای ده نمکی که میگه من فرمانده دسته ای بودم که مجید سوزوکی توش بوده من بهش جایزه میدهم مسعود ده نمکی سابقه جبهه اش کمتر از ایناس.

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

هر کی می خواد باشه ! بازم مثل همیشه پول زبون بسته ملت و ریختین تو جوب آب با این فیلماتون ... این آقا بعد از 10 سال تازه فهمیدن که ایران مرز پر گهره و باید دوست داشتش !

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

از ما باش و هرچه خواهی کن....ده نمکی و امثال ده نمکی شخصیتشون واسه مردم روشنه....اگر روزی سوپر استار هالیوود بشن بازم افکار افراطیشون رو دارن.اینکه امروز ده نمکی شده کارگردان چیز خیلی عجبیبی نیست.خیلی ها دارن تو این مملکت بهتر از ده نمکی فیلم میسازن و کارشون رو خوب بلدن ..آیا کسی به اونها مجوز میده؟؟؟؟در ضمن با وجود هنرمندانی مثل شریفی نیا و عبدی کارگردانی ده نمکی تاثیری داره؟؟؟؟؟

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

واقعا" چرا دوبار یا سه بار دیده اند تا بفهمند این مطالب از کتاب خودشان است؟؟؟!!!...

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

منظر پورم میخواد از آب گل آلود ماهی بگیره. طوری حرف میزنه انگار آخر نویسندگیه در حالی که اگه قرار باشه کسی این داستانو بنویسه خود ده نمکی مینویسه و کار کسه دیگه ای نیست دلیل هم دارم: اولا تنها آدمی که از دانشجو ها خوشش نمیاد همین آقا است تو فیلم هم شما یه دانشجوی با ایمان ندارین. ثانیا با تیریپ شعبان بی مخها البته به یه فرمه دیگه خیلی خوشش میاد

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

منظرپور تنها بازنده ی این شرایط نیست. عدم رعایت حقوق معنوی میلیارها دلار در سال به ایران و اقتصاد ایران ضرر میزند. حتی در دبی شرکتهای عظیم نرم افزاری حضور دارند و به تولید نرم افزار مشغولند ولی هیچ کدام حاضر نیستند به ایران بیایند علی رقم اینکه نیروی کار زیادی در ایران هست. همه به دلیل این است که ما دزدی معنوی را جرم نمیدانیم. از منظرپور دزدی شده و او هیچ کاری نمی تواند بکند و هیچ مرجع ذی ربطی هم وجود ندارد.

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

متأسفانه در ایران حق کپی و حق ساخت و مانند آن هیچ معنایی ندارد. کتاب هرکس را که بخواهند بدون اجازه نویسنده و یا ناشر آنرا ترجمه می کنند و یا در نسخ زیاد به چاپ می رسانند. می گویید نه سری به نمایشگاههای کتاب بزنید. کپی فیلم هم که دیگر جای گله ندارد. نه شده که یک فیلم سینمایی ایرانی را ببینم و اصل هالیوودی و یا هندی آن را قبلاً ندیده باشم!

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

متاسفم برای بعضی ها که استنباطشان از جنوب شهری لات و لوتها هستند لاتها همه جا حضور دارند از مرفه ها تا فقرا بهتر است که فرق بین این دو را تشخیص دهیم تا به ظلم ده نمکی به رزمندگان عادی جبهه ها پی ببریم

کاربر مهمان -> 1388/01/20
پاسخ

هر کی میخواد خودشو مطرح کنه . نمی دونم چرا اینقدر بی ظرفیت و نمک نشناس هستیم اگر یکی هم کار موفقی انجام میده ، همه برای خراب کردنش تلاش می کنند. اصلاً نخبه کشی تو خون ماست. واقعاًمتأسفم.

کاربر مهمان -> 1388/01/21
پاسخ

واقعا نمیشه قضاوت کرد که این گفته چه قدر صحت داره اما مهم اینه که در هر شرایطی ودر هر کاری ادم از ذهن ونظرات خودش استفاده کنه و رو پای خودش بایسته نه از تجربههای دیگران.من که واقعا متاسفم.

کاربر مهمان -> 1388/01/21
پاسخ

باید حرف دوطرف را شنید وکتاب مذکور را مطالعه نمود بعد نظر داد

کاربر مهمان -> 1388/01/21
پاسخ

اینجا ایران است، یکی موفق شد، اعتراض ها شروع شد اینجا ایران است، مردمان بجای بالا کشیدن خود، دیگران را به زیر می کشند اینجا نقد را نقد می کنند، پاسخ هر نقدی اعتراض است و پرخاش برداشت غیر مجاز مسلماً ناپسند است ولی قبول کنیم که این کارگردان کار بزرگی کرد...

کاربر مهمان -> 1388/01/21
پاسخ

شما انتظار داشتید کتابتان اثر بخش باشد؛و ساخت فیلم اخراجی ها را ماحصل ان می دانید و موفقیت ان موفقیت شما هم هست ؛مگر منظور دیگری داشته باشید!

کاربر مهمان -> 1388/01/21
پاسخ

من اخراجی ها را دیدم این فیلم جز به سخره گرفتن رزمندگان اصیل چیزی نداشت من چند درصددر جبهه ها این تیپ اعزام کننده یا رزمنده داشتیم اصلا آیا رزمندگان واقعی از این فیلم استقبال کردند دردا ودردا یاران چه غریبانه رفتند ازاین خانه .........

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین