همواره در بخش مالی این مشکل وجود داشته که آیا حقیقتاً این مردم هستند که با گرداندن بازی در مسائلی از قبیل مالکیت یا بدهی سهیم می شوند یا خیر؟ پرداختن به این بحث هر چقدر دیر باشد بهتر از این است که برای همیشه فراموش شود.
به نوشته اعتماد، سپ بلاتر رئیس فیفا گرفته تا میشل پلاتینی رئیس یوفا به ما هشدار دادند که میزان بدهی ها و معاملات گردش مالی بسیاری از باشگاه ها از حد انتظار فراتر رفته است.
کار به آنجا کشیده که شاید یوفا با مداخله خود از حضور باشگاه هایی با قرض های سنگین در رقابت هایی مثل لیگ قهرمانان یا جام یوفا جلوگیری کند. مشکلی که در لابه لای پیغام آنها وجود دارد این است؛ بخش های هوشمندانه و قابل باور با اندکی عوام فریبی، آشوب طلبی و به عقیده من نوعی مبارزه طلبی آمیخته شده است.
حتی در این بین شاید بتوان رگه هایی از بیگانه ترسی را هم درک کرد. بگذارید از قسمت احمقانه ماجرا شروع کنیم. روز دوشنبه بلاتر درباره مالکان خارجی لیگ برتر زخم زبان می زند. روز چهارشنبه پلاتینی همان بحث را با گفتن اینکه «اگر شما فردی ثروتمند در قطر هستید، پس باید در همان قطر سرمایه گذاری کنید، نه در باشگاه های خارجی» ادامه می دهد. این صحبت ها بیش از آنکه سودمند باشد، مضر هستند زیرا باعث می شوند به جای آنکه به مسائل و مشکلات واقعی توجه کنیم به حواشی بپردازیم.
دلیل نمی شود به صرف خارجی بودن یک شخص او را مالک بدی بدانیم همان طور که بومی بودن یک مالک، ملاک خوب بودن او نیست. در اقتصاد جهانی مردم آزادند هر کجا دوست دارند سرمایه گذاری کنند. ممنوعیت مالکیت خارجی یا حتی خرده گرفتن به آن به هیچ عنوان صحیح و عادلانه نیست.
این کار به منزله زیر پا گذاشتن اصول سرمایه داری است. از طرفی دیگر هشدار آنها در مورد بدهی باشگاه های بزرگ باید به دقت مورد توجه قرار گیرد، البته در اینجا هم لازم است تمایزاتی قائل شویم. بدهی بالای 170 میلیون دلاری چلسی تماماً به رومن آبراموویچ مربوط می شود که صاحب باشگاه هم است.
این قضیه درست مثل این است که شما به خودتان مقروض باشید و مشکل بتوان آن را بدهی نامید و اما بدهی آرسنال که حدود 550 میلیون دلار است بیشتر به ساخت ورزشگاه جدید مربوط می شود که البته قابل ارزیابی هم بود. در این مورد می توان گفت با موردی شبیه رهن طرف هستیم تا بدهی که این هم موضوع پیچیده یی نیست.
معضل اصلی، بدهی باشگاه هایی مثل منچستریونایتد و لیورپول است. دلیل بالا آمدن چنین رقم هایی وجود افرادی است که برای تصاحب باشگاه و سر زبان انداختن نام خودشان وام های سنگین گرفته اند و بعد پرداخت آن را به باشگاه یا بعضاً به شرکتی که ارتباط نزدیکی با باشگاه دارد، واگذار کرده اند.
در نظر بگیرید بدهی 3/1 میلیارد دلاری منچستر چیزی حدود سه برابر درآمد سالانه باشگاه است. این وام برای خرید چیز باارزش و مفیدی هزینه نشده (مثل ساختن استادیوم یا خرید بازیکنان بزرگ)؛ چه در آن صورت باید رقمی پایین تر از این می بود، پس معلوم می شود مالکوم گلیزر و خانواده اش بدون اینکه لازم باشد از جیب خود هزینه زیادی صرف کنند، باشگاه را خریده اند.
در نتیجه یونایتد باید تنها برای کارمزد این وام سالی 60 میلیون دلار بپردازد. تا زمانی که باشگاه سودده باشد (مثل سال گذشته که قهرمان لیگ برتر و لیگ قهرمانان شد) مشکلی وجود ندارد اما اگر همه چیز درست پیش نرود چه خواهد شد؟ تصور کنید یونایتد این فصل چهارم شود و فصل بعد در مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان با آث میلان یا بارسلونا هم گروه شود و حتی نتواند به دور بعد برسد که این موجب می شود حداقل 50 میلیون دلار از سود سهام باشگاه کاسته شود. آیا آن زمان یونایتد قادر است پول لازم برای پرداخت وامش را فراهم کند؟ شاید حتی گلیزر بخشی را از سرمایه شخصی اش هزینه کند (چیزی که او از انجامش نفرت دارد) یا باشگاه چند بازیکن را بفروشد.
این می تواند به همان دور تسلسل باطل منجر شود. در اصل یک سیستم مجوزدهی سختگیرانه تر نسبت به آنچه امروز مطرح می شود، ایده خیلی خوبی است، به خصوص اگر شما باور داشته باشید ماهیت باشگاه ها چیزی فرای شرکت های پولسازی است که می توان به راحتی آن را خرید و فروش کرد و البته نباید باعث شود ریسک ورشکستگی را این وسط کمرنگ جلوه داد (که خودش می تواند هدف بزرگی باشد؛ برای این مالکان باشگاه ها فقط جایی برای سرمایه گذاری هستند در حالی که برای هواداران مسائل مهم تری مطرح است) و یک نکته دیگر طبقه بندی بازیکنان داخل زمین است زیرا بسیاری از این بدهی های مهلک به خاطر جذب بهترین های دنیای فوتبال به بدنه باشگاه ها تحمیل می شود.
لاتزیو پس از آنکه با ریخت و پاش زیاد مطرح ترین های آن زمان را جذب کرد، در فصل 2000 - 1999 قهرمان ایتالیا شد اما چند سال بعد ورشکستگی به این تیم مجال نداد. آیا این عادلانه است که اجازه دهیم باشگاه چنین بلایی سر خودش بیاورد؟
شاید بگویید ورشکستگی به نوعی تنبیه اشتباهشان بوده اما در این بین تقصیر بازیکنان و تیمی که طبق قوانین به میدان رفته، چه می شود؟ آینده مبهمی که در انتظارشان است، چه می شود؟ امیدوارم یوفا در مورد سیستم مجوزدهی اش جدی عمل کند و باشگاه هایی که می خواهند در رقابت های مهم شرکت کنند، حتماً حامیان مالی مطمئنی داشته باشند.
البته منظورم کنار گذاشتن شبانه منچستریونایتد نیست بلکه خواهان کاهش بدهی های باشگاه ها به صورت سالانه هستم تا در آینده هیچ کس به خود جرات ندهد کاری را انجام دهد که گلیزر با منچستر کرد.
نه به این خاطر که عمل گلیزر غیرقانونی بوده (که نبوده، البته می توان روی اخلاقی بودن ماجرا بحث کرد) بلکه به این دلیل که آینده خطرناکی در انتظار باشگاه ها و بازی هایشان نباشد. تنها راه یوفا ایجاد سیستم مجوزدهی موثر است، به این صورت که اگر باشگاه امتیاز شفاف سازی مالی لازم را کسب کرد و همه دانستند به طور دقیق هر تیم چقدر درآمد و هزینه دارد، آن وقت بتواند در رقابت ها حضور داشته باشد. پس لازم است استانداردهای واحدی را برای تمام قاره ابداع کند.
پذیرفتن اینکه در ایتالیا و اسپانیا همچنان بازیکنان را به عنوان اموال باارزش باشگاه به حساب می آورند، غیرمنطقی است. حالا پولشویی و تقلب در قراردادها را کنار بگذارید. باید روی اسناد شفاف و دیدگاه مالی قابل قبول تمرکز کرد. همه ما مبارزه طلبی یوفا را در اینجا تحسین می کنیم، این طور نیست؟
به نوشته اعتماد، سپ بلاتر رئیس فیفا گرفته تا میشل پلاتینی رئیس یوفا به ما هشدار دادند که میزان بدهی ها و معاملات گردش مالی بسیاری از باشگاه ها از حد انتظار فراتر رفته است.
کار به آنجا کشیده که شاید یوفا با مداخله خود از حضور باشگاه هایی با قرض های سنگین در رقابت هایی مثل لیگ قهرمانان یا جام یوفا جلوگیری کند. مشکلی که در لابه لای پیغام آنها وجود دارد این است؛ بخش های هوشمندانه و قابل باور با اندکی عوام فریبی، آشوب طلبی و به عقیده من نوعی مبارزه طلبی آمیخته شده است.
حتی در این بین شاید بتوان رگه هایی از بیگانه ترسی را هم درک کرد. بگذارید از قسمت احمقانه ماجرا شروع کنیم. روز دوشنبه بلاتر درباره مالکان خارجی لیگ برتر زخم زبان می زند. روز چهارشنبه پلاتینی همان بحث را با گفتن اینکه «اگر شما فردی ثروتمند در قطر هستید، پس باید در همان قطر سرمایه گذاری کنید، نه در باشگاه های خارجی» ادامه می دهد. این صحبت ها بیش از آنکه سودمند باشد، مضر هستند زیرا باعث می شوند به جای آنکه به مسائل و مشکلات واقعی توجه کنیم به حواشی بپردازیم.
دلیل نمی شود به صرف خارجی بودن یک شخص او را مالک بدی بدانیم همان طور که بومی بودن یک مالک، ملاک خوب بودن او نیست. در اقتصاد جهانی مردم آزادند هر کجا دوست دارند سرمایه گذاری کنند. ممنوعیت مالکیت خارجی یا حتی خرده گرفتن به آن به هیچ عنوان صحیح و عادلانه نیست.
این کار به منزله زیر پا گذاشتن اصول سرمایه داری است. از طرفی دیگر هشدار آنها در مورد بدهی باشگاه های بزرگ باید به دقت مورد توجه قرار گیرد، البته در اینجا هم لازم است تمایزاتی قائل شویم. بدهی بالای 170 میلیون دلاری چلسی تماماً به رومن آبراموویچ مربوط می شود که صاحب باشگاه هم است.
این قضیه درست مثل این است که شما به خودتان مقروض باشید و مشکل بتوان آن را بدهی نامید و اما بدهی آرسنال که حدود 550 میلیون دلار است بیشتر به ساخت ورزشگاه جدید مربوط می شود که البته قابل ارزیابی هم بود. در این مورد می توان گفت با موردی شبیه رهن طرف هستیم تا بدهی که این هم موضوع پیچیده یی نیست.
معضل اصلی، بدهی باشگاه هایی مثل منچستریونایتد و لیورپول است. دلیل بالا آمدن چنین رقم هایی وجود افرادی است که برای تصاحب باشگاه و سر زبان انداختن نام خودشان وام های سنگین گرفته اند و بعد پرداخت آن را به باشگاه یا بعضاً به شرکتی که ارتباط نزدیکی با باشگاه دارد، واگذار کرده اند.
در نظر بگیرید بدهی 3/1 میلیارد دلاری منچستر چیزی حدود سه برابر درآمد سالانه باشگاه است. این وام برای خرید چیز باارزش و مفیدی هزینه نشده (مثل ساختن استادیوم یا خرید بازیکنان بزرگ)؛ چه در آن صورت باید رقمی پایین تر از این می بود، پس معلوم می شود مالکوم گلیزر و خانواده اش بدون اینکه لازم باشد از جیب خود هزینه زیادی صرف کنند، باشگاه را خریده اند.
در نتیجه یونایتد باید تنها برای کارمزد این وام سالی 60 میلیون دلار بپردازد. تا زمانی که باشگاه سودده باشد (مثل سال گذشته که قهرمان لیگ برتر و لیگ قهرمانان شد) مشکلی وجود ندارد اما اگر همه چیز درست پیش نرود چه خواهد شد؟ تصور کنید یونایتد این فصل چهارم شود و فصل بعد در مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان با آث میلان یا بارسلونا هم گروه شود و حتی نتواند به دور بعد برسد که این موجب می شود حداقل 50 میلیون دلار از سود سهام باشگاه کاسته شود. آیا آن زمان یونایتد قادر است پول لازم برای پرداخت وامش را فراهم کند؟ شاید حتی گلیزر بخشی را از سرمایه شخصی اش هزینه کند (چیزی که او از انجامش نفرت دارد) یا باشگاه چند بازیکن را بفروشد.
این می تواند به همان دور تسلسل باطل منجر شود. در اصل یک سیستم مجوزدهی سختگیرانه تر نسبت به آنچه امروز مطرح می شود، ایده خیلی خوبی است، به خصوص اگر شما باور داشته باشید ماهیت باشگاه ها چیزی فرای شرکت های پولسازی است که می توان به راحتی آن را خرید و فروش کرد و البته نباید باعث شود ریسک ورشکستگی را این وسط کمرنگ جلوه داد (که خودش می تواند هدف بزرگی باشد؛ برای این مالکان باشگاه ها فقط جایی برای سرمایه گذاری هستند در حالی که برای هواداران مسائل مهم تری مطرح است) و یک نکته دیگر طبقه بندی بازیکنان داخل زمین است زیرا بسیاری از این بدهی های مهلک به خاطر جذب بهترین های دنیای فوتبال به بدنه باشگاه ها تحمیل می شود.
لاتزیو پس از آنکه با ریخت و پاش زیاد مطرح ترین های آن زمان را جذب کرد، در فصل 2000 - 1999 قهرمان ایتالیا شد اما چند سال بعد ورشکستگی به این تیم مجال نداد. آیا این عادلانه است که اجازه دهیم باشگاه چنین بلایی سر خودش بیاورد؟
شاید بگویید ورشکستگی به نوعی تنبیه اشتباهشان بوده اما در این بین تقصیر بازیکنان و تیمی که طبق قوانین به میدان رفته، چه می شود؟ آینده مبهمی که در انتظارشان است، چه می شود؟ امیدوارم یوفا در مورد سیستم مجوزدهی اش جدی عمل کند و باشگاه هایی که می خواهند در رقابت های مهم شرکت کنند، حتماً حامیان مالی مطمئنی داشته باشند.
البته منظورم کنار گذاشتن شبانه منچستریونایتد نیست بلکه خواهان کاهش بدهی های باشگاه ها به صورت سالانه هستم تا در آینده هیچ کس به خود جرات ندهد کاری را انجام دهد که گلیزر با منچستر کرد.
نه به این خاطر که عمل گلیزر غیرقانونی بوده (که نبوده، البته می توان روی اخلاقی بودن ماجرا بحث کرد) بلکه به این دلیل که آینده خطرناکی در انتظار باشگاه ها و بازی هایشان نباشد. تنها راه یوفا ایجاد سیستم مجوزدهی موثر است، به این صورت که اگر باشگاه امتیاز شفاف سازی مالی لازم را کسب کرد و همه دانستند به طور دقیق هر تیم چقدر درآمد و هزینه دارد، آن وقت بتواند در رقابت ها حضور داشته باشد. پس لازم است استانداردهای واحدی را برای تمام قاره ابداع کند.
پذیرفتن اینکه در ایتالیا و اسپانیا همچنان بازیکنان را به عنوان اموال باارزش باشگاه به حساب می آورند، غیرمنطقی است. حالا پولشویی و تقلب در قراردادها را کنار بگذارید. باید روی اسناد شفاف و دیدگاه مالی قابل قبول تمرکز کرد. همه ما مبارزه طلبی یوفا را در اینجا تحسین می کنیم، این طور نیست؟