مجید جلالی که در فوتبال ایران مربی خوشنامی است میگوید از اینکه یک مربی سالم، روی نیمکت تیم ملی نشسته احساس آرامش میکند.
به نوشته اعتماد ملی، مدافعان انتخاب مایلیکهن سلامت کاری او را در فضای ناسالم فوتبال ایران غنیمت میدانند و مقایسهاش میکنند با مربیانی که پشت هر تصمیمی که میگیرند، هزار تردید وجود دارد.
در اینکه مایلیکهن سالم است تقریبا تردیدی نیست اما آیا همین ویژگی به تنهایی موفقیت مایلیکهن را در انجام ماموریت دشواری که پذیرفته تضمین میکند؟
1-از دوشنبه گذشته که با حکم فدراسیون فوتبال جانشین علی دایی در تیم ملی انتخاب شد، مایلیکهن بیشتر وقتش را صرف کارهایی کرده که به نظر میرسد در شرایط حساس امروز اولویت ندارند. او 5 مربی بدنساز را-که احتمالا روش کاریشان با هم تفاوت دارد-دعوت کرده تا در فاصله کوتاهی که تا بازی با کرهشمالی هست، به تیم ملی طراوت بدهند. از تعدادی پزشک هم خواسته تا او را در راه آماده کردن تیمش کمک کنند. مایلیکهن همچنین از همه کسانی که به گفته او میتوانند تیم ملی را کمک کنند، خواسته پا پیش بگذارند.
با نگاهی خوشبینانه این روش کار را میتوان به حساب صداقت سرمربی جدید تیم ملی گذاشت. ظاهرا او میخواهد از هر امکانی برای موفقیت تیم ایران در 3 بازی پایانی مرحله مقدماتی جام جهانی 2010 استفاده کند، اما بیتردید این روش مرسومی در فوتبال دنیا نیست.
محمد مایلیکهن امروز در شرایطی روی نیمکت تیم ایران مینشیند که بازیکنان این تیم کمتراز یک ماه فرصت دارند با هم تمرین کنند. طبیعی است که یک سرمربی هر اندازه که توانا باشد فرصتی برای دگرگونی بنیادی پیدا نمیکند.
او تنها میتواند با دعوت از چند بازیکن جدید که مثلا به خاطر ملاحضات سرمربی سابق از ترکیب بیرون ماندهاند، یا تغییر تاکتیک تیم و البته با استفاده از مشوقهای روحی، امیدوار باشد به خدفی که دارد برسد. در چنین شرایطی دیگر گفتن اینکه همه بیایند و کمک کنند بی معنی است. مایلیکهن و همکاران او در تیم ملی اتفاقا امروز نیاز دارند در آرامش فکر کنند و تصمیم بگیرند.
2- تاکید بر رعایت ارزشهای فراموش شده اخلاقی در فوتبال ایران مثبت است اما وقتی این تاکیدها بیش از اندازه و گاهی شخصی میشود، مرز باریکی با ریا پیدا میکند. این اتفاق مثبتی است که مایلیکهن میگوید به خاطر کار در تیم ملی پول نمیخواهد.
او با فدراسیون شرط میکند که اگر تیم را به جام جهانی برد مبلغ قابل توجهی به کارهای خیریه اختصاص داده شود، در پاسخ به درخواست رسانهها برای گفتوگو هم شرایط مشابهی تعیین میکند و در این راه آن قدر پیش میرود که آدم نگران میشود وظیفه اصلیاش را فراموش کند.
سرمربی تیم ملی ایران میتواند مثل هر مربی دیگری به خاطر کاری که میکند پول بگیرد و البته این اختیار را دارد که همه پولی را که میگیرد خرج کارهای خیریه کند. اما لازم نیست این خیرخواهی را فریاد بزند.
به نوشته اعتماد ملی، مدافعان انتخاب مایلیکهن سلامت کاری او را در فضای ناسالم فوتبال ایران غنیمت میدانند و مقایسهاش میکنند با مربیانی که پشت هر تصمیمی که میگیرند، هزار تردید وجود دارد.
در اینکه مایلیکهن سالم است تقریبا تردیدی نیست اما آیا همین ویژگی به تنهایی موفقیت مایلیکهن را در انجام ماموریت دشواری که پذیرفته تضمین میکند؟
1-از دوشنبه گذشته که با حکم فدراسیون فوتبال جانشین علی دایی در تیم ملی انتخاب شد، مایلیکهن بیشتر وقتش را صرف کارهایی کرده که به نظر میرسد در شرایط حساس امروز اولویت ندارند. او 5 مربی بدنساز را-که احتمالا روش کاریشان با هم تفاوت دارد-دعوت کرده تا در فاصله کوتاهی که تا بازی با کرهشمالی هست، به تیم ملی طراوت بدهند. از تعدادی پزشک هم خواسته تا او را در راه آماده کردن تیمش کمک کنند. مایلیکهن همچنین از همه کسانی که به گفته او میتوانند تیم ملی را کمک کنند، خواسته پا پیش بگذارند.
با نگاهی خوشبینانه این روش کار را میتوان به حساب صداقت سرمربی جدید تیم ملی گذاشت. ظاهرا او میخواهد از هر امکانی برای موفقیت تیم ایران در 3 بازی پایانی مرحله مقدماتی جام جهانی 2010 استفاده کند، اما بیتردید این روش مرسومی در فوتبال دنیا نیست.
محمد مایلیکهن امروز در شرایطی روی نیمکت تیم ایران مینشیند که بازیکنان این تیم کمتراز یک ماه فرصت دارند با هم تمرین کنند. طبیعی است که یک سرمربی هر اندازه که توانا باشد فرصتی برای دگرگونی بنیادی پیدا نمیکند.
او تنها میتواند با دعوت از چند بازیکن جدید که مثلا به خاطر ملاحضات سرمربی سابق از ترکیب بیرون ماندهاند، یا تغییر تاکتیک تیم و البته با استفاده از مشوقهای روحی، امیدوار باشد به خدفی که دارد برسد. در چنین شرایطی دیگر گفتن اینکه همه بیایند و کمک کنند بی معنی است. مایلیکهن و همکاران او در تیم ملی اتفاقا امروز نیاز دارند در آرامش فکر کنند و تصمیم بگیرند.
2- تاکید بر رعایت ارزشهای فراموش شده اخلاقی در فوتبال ایران مثبت است اما وقتی این تاکیدها بیش از اندازه و گاهی شخصی میشود، مرز باریکی با ریا پیدا میکند. این اتفاق مثبتی است که مایلیکهن میگوید به خاطر کار در تیم ملی پول نمیخواهد.
او با فدراسیون شرط میکند که اگر تیم را به جام جهانی برد مبلغ قابل توجهی به کارهای خیریه اختصاص داده شود، در پاسخ به درخواست رسانهها برای گفتوگو هم شرایط مشابهی تعیین میکند و در این راه آن قدر پیش میرود که آدم نگران میشود وظیفه اصلیاش را فراموش کند.
سرمربی تیم ملی ایران میتواند مثل هر مربی دیگری به خاطر کاری که میکند پول بگیرد و البته این اختیار را دارد که همه پولی را که میگیرد خرج کارهای خیریه کند. اما لازم نیست این خیرخواهی را فریاد بزند.