تیم ملی فوتبال ایران در حالی که گمان می رفت بدون پای لرزه و نگرانی، یکی از چهار تیمی باشد که مستقیم راهی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی می شود، اینک چنان در تنگنا قرار گرفته است که جز پیروزی در سه بازی بعدی، نمی تواند به این آرزو نایل شود. کاری بس مشکل که امکانش جز با عزم ملی، غیرتی مردانه و تصمیماتی درست، دور از دسترس نیست.
به نوشته ایران، رئیس فدراسیون فوتبال که هنوز هم معتقد است به درستی به چم و خم هزارتوی فوتبال وارد نشده است، صادقانه می گوید دلیل عمده انتخاب مایلی کهن، ایجاد نظم و بخشیدن روحیه مناسب به تیم ملی است و چندان به انتظارات فنی او توجه نداشته است و با این جمله هم علی دایی و تیم ملی را به بی نظمی متهم کرده، هم به ناتوانی فنی مایلی کهن اشاره نموده است، در حالی که باید از مایلی کهن علاوه بر انتخاب بازیکنان قابل و انتظارات فنی مقابله با سه حریف تیم ملی، می خواست با برنامه ریزی صحیح و تمریناتی مناسب، بهترین و آماده ترین تیم ملی را به این مبارزات حیاتی می فرستاد.
* دست یاری
در این که مایلی کهن مردی قاطع، رک گو و باشهامت است، حرفی نیست و از این جهت که در شرایطی بحرانی و تقریباً نومیدانه برای جنگ تقدیر سینه سپر کرده است، باید او را ستود و از بابت این که دست کمک و استمداد به سوی کارشناسان گشوده است، باید به یاری او شتافت تا با عزمی ملی شاید در این برهه حیاتی، فوتبال مان را از این تنگنای پرمخاطره عبور دهیم.
شاید نخستین قدم این باشد که به اشتباهات و مشکلات تیم ملی در بازی های گذشته پی ببریم و مایلی کهن را از آنها برحذر داریم. سپس دست سرمربی تیم ملی را تا آنجا که مقدور است برای برنامه ریزی های معقول باز بگذاریم و از آنجا که مایلی کهن برخلاف عادات دوره جوانی، انتقادپذیرتر نشان می دهد، با نقدهای خیرخواهانه به کمک او برویم تا در تصمیم گیری ها تنها نماند.
* بازی های پوچ
سرمربی جدید تیم ملی به درستی پی برده است که بازی های تدارکاتی با تیمی که نیمی از مهره های آن غایب اند، بی ارزش، پوچ و دور از منطق است لذا از دو بازی تدارکاتی برنامه ریزی شده قبلی فقط دیدار با تیم ملی چین در مسیر حضور در کره شمالی و بازی سرنوشت با این حریف در پیونگ یانگ است.
در این دیدار دوستانه می شود امیدوار بود که همه بازیکنان درخواستی مایلی کهن در خدمت تیم ملی هستند. دومین ایرادی که مایلی کهن باید به رفع آن بپردازد بی اعتنایی دایی به دو سه بازیکن داخلی است که در طول فصل انگشت نما بوده ولی به هر علت از چشم سرمربی پیشین نادیده مانده اند.
استفاده از بازیکنانی که در تیم باشگاهی خود مکمل یکدیگرند و در خط دفاع یا حمله می توان به همکاری صمیمانه تر آنها دل بست شاید در این فرصت کم اسباب نجات تیم ملی را فراهم سازند. خوشبختانه اغلب آنها، منهای یکی دو تا در تمرینات تیم ملی حضور داشته اند. با اتخاذ چنین تصمیمی یقین باید کرد که تیم ملی از حمایت کامل تماشاگران هم برخوردار خواهد شد.
نکته دیگری که باید لحاظ شود این است که لیگ برتر در روز ششم اردیبهشت ماه پایان می یابد اما رقابت های جام حذفی یکی از سدهای موجود در تشکیل تیم ملی است که می توان حداقل پیش از رویارویی تیم ملی با کره شمالی از آن چشم پوشید، بخصوص اگر تیم هایی به مراحل پایانی برسند که سهم بیشتری در تیم ملی دارند.
ملاحظات باشگاهی و حمایت آنان از تیم ملی با آزاد کردن ملی پوشان خود، در صورتی که زیان سنگینی تحمل نکنند، دیگر چاره کار است تا مایلی کهن با فراغت بیشتر و تیم ملی با انسجامی بهتر در پیونگ یانگ حاضر باشد. باز هم در این باره به تیم ملی می پردازیم.
به نوشته ایران، رئیس فدراسیون فوتبال که هنوز هم معتقد است به درستی به چم و خم هزارتوی فوتبال وارد نشده است، صادقانه می گوید دلیل عمده انتخاب مایلی کهن، ایجاد نظم و بخشیدن روحیه مناسب به تیم ملی است و چندان به انتظارات فنی او توجه نداشته است و با این جمله هم علی دایی و تیم ملی را به بی نظمی متهم کرده، هم به ناتوانی فنی مایلی کهن اشاره نموده است، در حالی که باید از مایلی کهن علاوه بر انتخاب بازیکنان قابل و انتظارات فنی مقابله با سه حریف تیم ملی، می خواست با برنامه ریزی صحیح و تمریناتی مناسب، بهترین و آماده ترین تیم ملی را به این مبارزات حیاتی می فرستاد.
* دست یاری
در این که مایلی کهن مردی قاطع، رک گو و باشهامت است، حرفی نیست و از این جهت که در شرایطی بحرانی و تقریباً نومیدانه برای جنگ تقدیر سینه سپر کرده است، باید او را ستود و از بابت این که دست کمک و استمداد به سوی کارشناسان گشوده است، باید به یاری او شتافت تا با عزمی ملی شاید در این برهه حیاتی، فوتبال مان را از این تنگنای پرمخاطره عبور دهیم.
شاید نخستین قدم این باشد که به اشتباهات و مشکلات تیم ملی در بازی های گذشته پی ببریم و مایلی کهن را از آنها برحذر داریم. سپس دست سرمربی تیم ملی را تا آنجا که مقدور است برای برنامه ریزی های معقول باز بگذاریم و از آنجا که مایلی کهن برخلاف عادات دوره جوانی، انتقادپذیرتر نشان می دهد، با نقدهای خیرخواهانه به کمک او برویم تا در تصمیم گیری ها تنها نماند.
* بازی های پوچ
سرمربی جدید تیم ملی به درستی پی برده است که بازی های تدارکاتی با تیمی که نیمی از مهره های آن غایب اند، بی ارزش، پوچ و دور از منطق است لذا از دو بازی تدارکاتی برنامه ریزی شده قبلی فقط دیدار با تیم ملی چین در مسیر حضور در کره شمالی و بازی سرنوشت با این حریف در پیونگ یانگ است.
در این دیدار دوستانه می شود امیدوار بود که همه بازیکنان درخواستی مایلی کهن در خدمت تیم ملی هستند. دومین ایرادی که مایلی کهن باید به رفع آن بپردازد بی اعتنایی دایی به دو سه بازیکن داخلی است که در طول فصل انگشت نما بوده ولی به هر علت از چشم سرمربی پیشین نادیده مانده اند.
استفاده از بازیکنانی که در تیم باشگاهی خود مکمل یکدیگرند و در خط دفاع یا حمله می توان به همکاری صمیمانه تر آنها دل بست شاید در این فرصت کم اسباب نجات تیم ملی را فراهم سازند. خوشبختانه اغلب آنها، منهای یکی دو تا در تمرینات تیم ملی حضور داشته اند. با اتخاذ چنین تصمیمی یقین باید کرد که تیم ملی از حمایت کامل تماشاگران هم برخوردار خواهد شد.
نکته دیگری که باید لحاظ شود این است که لیگ برتر در روز ششم اردیبهشت ماه پایان می یابد اما رقابت های جام حذفی یکی از سدهای موجود در تشکیل تیم ملی است که می توان حداقل پیش از رویارویی تیم ملی با کره شمالی از آن چشم پوشید، بخصوص اگر تیم هایی به مراحل پایانی برسند که سهم بیشتری در تیم ملی دارند.
ملاحظات باشگاهی و حمایت آنان از تیم ملی با آزاد کردن ملی پوشان خود، در صورتی که زیان سنگینی تحمل نکنند، دیگر چاره کار است تا مایلی کهن با فراغت بیشتر و تیم ملی با انسجامی بهتر در پیونگ یانگ حاضر باشد. باز هم در این باره به تیم ملی می پردازیم.