اگر فتحعلی‌شاه در دوره اول نبرد، توان خود را برای تجهیز عباس‌میرزا به کار می‌بست، اگر ایران با رصد صحیح فضای جهانی و موقعیت خطیر خویش در منطقه و به تبع برقراری رابطه‌ای متقابل و مبتنی بر حفظ منافع ملی با یکی از کشورهای قدرتمند اروپایی به تجهیز نیروهای نظامی خود می‌پرداخت، اگر برخی افراطیون در داخل با تحریک احساسات مردم به نبرد دوباره با روسیه، جنگ دیگری را به کشور تحمیل نمی‌کردند، آیا ترکمانچایی منعقد می‌شد؟!
احسان کیانی در سرمقاله مردم سالاری نوشت:

این روزها که به تدریج به پایان مهلت تمدیدشده برای پیگیری مذاکرات هسته‌ای نزدیک می‌شویم، تلاش‌های موافقان و مخالفان توافق برای انعقاد یا عدم انعقاد توافق نیز بیشتر از پیش می‌شود. در این سو، وزارت امور خارجه از جمعی از کارگردانان مشهور کشورمان دعوت می‌کند تا پوستری را امضا کنند که یکی از عبارات آن این است:«هر توافقی بهتر از عدم توافق است» و در آن‌سو نتانیاهو(نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی) در سخنانش در مجمع عمومی سازمان ملل بیان می‌دارد که شعار اعتدال روحانی فریبی بیش نیست و ایران هرگز نمی‌تواند و نمی‌خواهد با غرب به توافق برسد. در این میان منتقدان داخلی دولت که مخالف پیگیری این توافق هستند با اشاره به جمله ذکر شده از آن پوستر، اشاره می‌کنند که هرگز نباید برای جلوگیری از عدم توافق به یک توافق بد تن داد و مرتب با یادآوری معاهده ترکمانچای قصد مشابهت‌سازی این دو توافق را دارند تا بدین‌وسیله تیم دیپلماسی را هم‌چون حاکمان قاجار به وطن‌فروشی و غرب‌زدگی متهم نمایند. اما آیا این عزیزان همه واقعیت درباره ترکمانچای را بیان می‌کنند؟

قرارداد ترکمانچای پس از پایان دومین دوره نبردهای ایران و روسیه منعقد گردید و طبق آن ایران علاوه بر واگذاری حق کشتیرانی دریای خزر و مناطق ایروان و نخجوان به روسیه، متعهد به پرداخت غرامت و اعطای حق قضاوت کنسولی به روسیه گردید. در مقابل روسیه متعهد به حمایت از ولیعهدان قاجار شد. شاید در نگاه اول بگوییم که قرارداد بسیار ننگینی امضا شده و حاکمان قاجار نه فقط میهن که استقلال خود را نیز فروخته‌اند! اما اگر از تبلیغات مسموم رژیم پهلوی در تیره ساختن چهره شاهان قاجار و تلاش برای ارائه تصویری خائن و بی‌لیاقت از آنان عبور کنیم و منصفانه و واقع‌بینانه به تحلیل تاریخ بپردازیم می‌بینیم که در آن شرایط، ایران اگر آن را رد می‌کرد لشگر مجهز روس تا تهران پیش می‌رفت و دیگر معلوم نبود چیزی از ایران و ایرانی باقی بماند! برای بررسی منصفانه ترکمانچای باید به پیش‌زمینه‌های تاریخی این قرارداد بنگریم. اگر فتحعلی‌شاه در دوره اول نبرد، توان خود را برای تجهیز عباس‌میرزا به کار می‌بست، اگر ایران با رصد صحیح فضای جهانی و موقعیت خطیر خویش در منطقه و به تبع برقراری رابطه‌ای متقابل و مبتنی بر حفظ منافع ملی با یکی از کشورهای قدرتمند اروپایی به تجهیز نیروهای نظامی خود می‌پرداخت، اگر برخی افراطیون در داخل با تحریک احساسات مردم به نبرد دوباره با روسیه، جنگ دیگری را به کشور تحمیل نمی‌کردند، آیا ترکمانچایی منعقد می‌شد؟! بنابراین با نگاهی منصفانه می‌بینیم که قرارداد ترکمانچای در آن شرایط توافقی بود که ایران را از اضمحلال و استعمار کامل نجات می‌داد.

پس در مشابهت‌سازی‌های تاریخی دقت بیشتری کنیم. بی‌شک موقعیت امروز ایران در منطقه و سطح جهان بسیار مقتدرتر از دویست سال پیش است. آن چنان‌که توان نظامی و دفاعی ما خیال تجاوز به این آب و خاک را از هر دولتی سلب کرده و دیپلماسی هوشمندانه رهبران جمهوری اسلامی از ابتدا تاکنون نشان داده که ایران همواره حاضر است در راستای منافع ملی خود بدون پیش‌شرط حتی با دشمنان اصلی خود به گفت‌وگو بنشیند. پس بدون شک توافق ژنو و یا توافق احتمالی آینده، ترکمانچای نیست ولی این سطور را نوشتیم که بگوییم حتی ترکمانچای را نیز باید در زمینه و زمانه خود سنجید. بنابراین واژه «توافق بد» که تندروهای داخلی و خارجی برای ابراز مخالفت با مذاکرات به کار می‌بندند، واژه‌ای مبهم و بی‌معنا است. مردم ایران به هوشمندی و خیرخواهی مذاکره‌کنندگان خویش که به تعبیر مقام معظم رهبری «فرزندان انقلاب» هستند؛ اطمینان دارند. اندکی صبر کنیم و بدانیم که بالاتر از وزیر امور خارجه و معاونانش، رییس‌جمهوری و از ایشان مهمتر رهبر معظم انقلاب حضور دارند که بر روند مذاکرات نظارت می‌کنند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین