اختلاف و درگیری لفظی بین دو مربی اتفاق عجیبی در دنیای فوتبال محسوب نمی شود. در همین فصل فوتبال اروپا به دفعات دیده شده چنین درگیری هایی بین الکس فرگوسن با رافائل بنیتس و کلودیو رانیری با ژوزه مورینیو به وجود آمده، اما در هیچ جای دنیا دیده نمی شود یک مربی که اتفاقاً سرمربی تیم ملی کشورش هم هست، یکی از شاخص ترین مربیان کشورش را «کوتوله»، «بی سواد» و «سیاهکار» بخواند و بدترین توهین ها را نثار همکارش کند، ولی از آنجا که تمامی اتفاقات و معادلات فوتبال ایران با آنچه در دنیا می گذرد فرق دارد، در این زمینه هم اتفاقات بی سابقه یی در ایران رخ می دهد.
به نوشته اعتماد، حتی اگر در نزاع مایلی کهن و قلعه نویی کاملاً حق با مایلی کهن باشد، آیا سرمربیگری تیم ملی اجازه دارد از چنین ادبیاتی علیه مربی استقلال استفاده کند؟ تنها فوتبال «بدون حساب و کتاب» ایران این اجازه را به دو مربی می دهد که این گونه به هم بتازند.
جالب اینکه این دسته مربیان که راه و رسم تعامل با رسانه، مردم، تماشاگر و حتی خودشان را هم نمی دانند، به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب می شوند.
آیا واقعاً ادبیات و رفتار امثال مایلی کهن، دایی و قلعه نویی می تواند تیم ملی را به موفقیت برساند، مگر غیر از این است که یکی از عوامل موفقیت یک تیم ملی به وجود آمدن وفاق ملی در آن کشور است، آیا با این بیانیه حیرت انگیزی که سرمربی تیم ملی صادر کرده، می توان به موفقیت این تیم امیدوار بود؟
ساعت ها از انتشار بیانیه شدیداللحن مایلی کهن گذشت و هیچ یک از مسوولان سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال نسبت به آن واکنش نشان ندادند. البته غیر از این هم انتظار نمی رفت. در فدراسیونی که رئیس آن مرعوب سرمربی تیم ملی است، می توان انتظار از این بدتر را هم داشت.
اگر بر فوتبال ایران یک نظام صحیح حاکم بود، مایلی کهن می دانست برای احقاق حقش نیازی نیست خودش شخصاً وارد معرکه شود و به قلعه نویی حمله کند و از طرفی می دانست اجازه ندارد از چنین لغاتی استفاده کند. اوضاع بدتر از این هم خواهد شد آن هم زمانی است که مسوولان تمامی این درگیری ها را فراموش و تلاش می کنند افرادی را که به مدت چندین ماه حیثیت همدیگر را زیر سوال برده اند، با هم آشتی دهند، همان طوری که دایی و قلعه نویی همدیگر را در آغوش گرفتند و انگار نه انگار که چندین ماه چه چیزهایی علیه هم می گفتند.
در آخر هم تمامی تقصیرها به گردن رسانه ها می افتد که شیطنت کرده اند و حرف ها را آن طوری که بوده منتقل نکرده اند، دقیقاً مثل همین اتفاقی که در بحث تبانی رخ داد؛ زرینچه و نوازی حرف خود را پس گرفتند و همه چیز «ماست مالی» شد.
در فوتبال ایران هر کاری می توانی انجام بدهی و هر چه می خواهی می توانی بگویی؛ این تنها قانون فوتبال در این کشور است.
به نوشته اعتماد، حتی اگر در نزاع مایلی کهن و قلعه نویی کاملاً حق با مایلی کهن باشد، آیا سرمربیگری تیم ملی اجازه دارد از چنین ادبیاتی علیه مربی استقلال استفاده کند؟ تنها فوتبال «بدون حساب و کتاب» ایران این اجازه را به دو مربی می دهد که این گونه به هم بتازند.
جالب اینکه این دسته مربیان که راه و رسم تعامل با رسانه، مردم، تماشاگر و حتی خودشان را هم نمی دانند، به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب می شوند.
آیا واقعاً ادبیات و رفتار امثال مایلی کهن، دایی و قلعه نویی می تواند تیم ملی را به موفقیت برساند، مگر غیر از این است که یکی از عوامل موفقیت یک تیم ملی به وجود آمدن وفاق ملی در آن کشور است، آیا با این بیانیه حیرت انگیزی که سرمربی تیم ملی صادر کرده، می توان به موفقیت این تیم امیدوار بود؟
ساعت ها از انتشار بیانیه شدیداللحن مایلی کهن گذشت و هیچ یک از مسوولان سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال نسبت به آن واکنش نشان ندادند. البته غیر از این هم انتظار نمی رفت. در فدراسیونی که رئیس آن مرعوب سرمربی تیم ملی است، می توان انتظار از این بدتر را هم داشت.
اگر بر فوتبال ایران یک نظام صحیح حاکم بود، مایلی کهن می دانست برای احقاق حقش نیازی نیست خودش شخصاً وارد معرکه شود و به قلعه نویی حمله کند و از طرفی می دانست اجازه ندارد از چنین لغاتی استفاده کند. اوضاع بدتر از این هم خواهد شد آن هم زمانی است که مسوولان تمامی این درگیری ها را فراموش و تلاش می کنند افرادی را که به مدت چندین ماه حیثیت همدیگر را زیر سوال برده اند، با هم آشتی دهند، همان طوری که دایی و قلعه نویی همدیگر را در آغوش گرفتند و انگار نه انگار که چندین ماه چه چیزهایی علیه هم می گفتند.
در آخر هم تمامی تقصیرها به گردن رسانه ها می افتد که شیطنت کرده اند و حرف ها را آن طوری که بوده منتقل نکرده اند، دقیقاً مثل همین اتفاقی که در بحث تبانی رخ داد؛ زرینچه و نوازی حرف خود را پس گرفتند و همه چیز «ماست مالی» شد.
در فوتبال ایران هر کاری می توانی انجام بدهی و هر چه می خواهی می توانی بگویی؛ این تنها قانون فوتبال در این کشور است.