1- بازی وارد فاز جدیدی می‌شود؛ شمشیرهای چوبی و پلاستیکی به کنج گنجه می‌روند تا کلاشینکف و ژ3 با تیرهایی کاملا غیر مشقی، جای آنها را بگیرند.
به نوشته وطن امروز، در یک سو سرمربی تیم‌ملی قرار دارد و در سمت دیگر سر‌مربی آبی‌ها که به‌رغم همه رکوردشکنی‌های لیگ هشتم، فاصله چندانی تا از دست دادن جام ندارد.
اولی در آغاز ماموریت بزرگ برای رساندن تیم ملی به آفریقای جنوبی است و دومی دست کم باید یک هفته آرام را پشت سر بگذارد تا در صورت شکست ذوب آهن، جام از دست رفته را به تهران بازگرداند.
مایلی‌کهن احتیاج به حمایت ملی دارد تا در این راه تنها نماند و قلعه‌نویی باید یکی از حامیان او لقب بگیرد. اگر قرار به تعریف روابط فی مابین باشد، لااقل چند پاراگراف دیگر را می‌توان درباره‌اش نوشت وبه آن پرداخت که در این برهه، به سود هیچ یک از آنها نیست تا بی محابا بر سنگر یکدیگر بتازند.
2- جنگ سرد مایلی‌کهن و قلعه‌نویی که در چند روز گذشته به نبرد گرم تغییر فاز داده، پیشینه دیرینه‌ای دارد؛‌ اواسط دهه 70 و زمانی که آنها استاد و شاگرد بودند، آغاز سرمربیگری مایلی‌کهن در تیم ملی و روزهای پایانی بازیگری قلعه‌نویی با پیراهن سپید این تیم.
نقطه شروع اختلافات عمیق از آن زمان شروع شد و در یک دهه گذشته، اوج و فرودهای فراوانی را پشت‌سر گذاشت. با این وجود در کمتر برهه‌ای پیش آمد که هر دو در نقطه تاقدیس مربیگری خود باشند و رودرروی هم قرار بگیرند.
روزهای فتح قلعه نویی مصادف شد با دوری‌های مقطعی مایلی‌کهن از متن مستطیل سبز اما اینک هر‌دو در بالاترین نقطه ممکن برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند؛ سرمربی تیم ملی مقابل سرمربی استقلال که میلیون‌ها هوادار را پشت سر خود می‌بیند.
3- لحظه افتادن جرقه آتش زا به این انبار متراکم باروت، اوائل مصاف استقلال و سایپا بود؛ لحظه‌ای که دوستداران سرمربی آبی با عجیب‌ترین الفاظ به استقبال سرمربی تیم ملی رفتند.
مایلی‌کهن در طول تمام 90‌دقیقه، بدون هیچ عکس‌العمل خاصی در جایگاه ویژه نشست و حرف‌هایش را گذاشت در سالن کنفرانس خبری. مرد صریح سایپا و ژنرال مغموم آبی در این نشست هرچه دل تنگ‌شان خواست نثار جبهه مقابل کردند اما هنوز نقابی در الفاظ‌شان دیده می‌شد تا یکدیگر را مستقیم نشانه نروند.
با این وجود عمر این نقاب نازک هم بیشتر از 48 ساعت نبود و روز گذشته با صدور بیانیه مایلی‌کهن علیه قلعه‌نویی که شاید به‌عنوان تند‌ترین نامه سرگشاده تاریخ فوتبال ایران بتوان از آن نام برد، درگیری این دو وارد مرحله نوینی شد.
4- این اتفاقات درست در روزی رخ داد که کمیته انضباطی با مختومه کردن پرونده تبانی استقلال و استقلال اهواز و تنها جریمه افراد مدعی، قصد داشت فضای فوتبال را کمی آرام‌تر از گذشته کند اما محمد مایلی‌کهن مقابل سرمربی استقلال موضع گرفت تا شاید او آخرین نفری باشد که در طول 90دقیقه، رکیک‌ترین الفاظ را علیه خویش و خانواده‌اش می‌شنود.
مایلی‌کهن این بار هم بدون توجه به نظر مشاورانش از جاده تساهل و تسامح خارج شد تا با صدور بیانیه‌اش حواس جامعه فوتبال را مجددا به اتفاقات شامگاه پنجشنبه در ورزشگاه آزادی جلب کند؛ جایی که نه احترام او را به عنوان سرمربی تیم رقیب نگه داشتند و نه به چشم سرمربی تیم ملی به وی نگریستند.
5- محتوای بیانیه مایلی‌کهن، کمی داغ‌تر از حد معمول است اما آنچه باید از سوی او مورد توجه قرار می‌گرفت، شخصیت حقوقی خویشتن بود؛ سرمربی تیم ملی که حالا در خانه‌ای سکنی گزیده از جنس کاملا شیشه‌ای.
تا چندی قبل اگر محمد مایلی‌کهن به‌عنوان یک منتقد، همه حرف‌های ناگفته‌اش را با هر ادبیاتی، رسانه‌ای می‌کرد شاید تنها این محمد مایلی‌کهن بود که باید تاوان این نبرد را می‌داد، نزاعی که در شرایط فعلی بیش از آنکه حق و باطلش مهم باشد می‌باید به خسارات احتمالی‌اش اهمیت داد.
چرا سکو‌های آبی روز پنجشنبه آنگونه علیه سر مربی تیم ملی بود یا اینکه جریانات چند سال اخیر چگونه هدایت شده‌اند، امروز در پله دوم جایی قرار می‌گیرد که در رده نخست آن عزم ملی برای صعود به جام جهانی جای دارد.
6- بیانیه باشگاه استقلال علیه سرمربی تیم ملی، شکایت قلعه نویی از محمد مایلی‌کهن و در نهایت چاپ نامه سرگشاده سر مربی تیم ملی در تقابل با قلعه‌نویی که روز گذشته، خبر شماره یک همه خبرگزاری‌ها بود، فضای کاملا وحشت‌آوری را به وجود می‌آورد.
نتیجه چه خواهد شد یا اینکه بعد‌ها تاریخ درباره حقانیت کدام جبهه رای صادر می‌کند، امروز چندان مطرح نیست بلکه آن چیزی که باید مورد لحاظ قرار می‌گرفت حفظ خانه‌های شیشه‌ای بود؛ اول برای محمد مایلی‌کهن که «همیشه راست» می‌گوید، بی توجه به آنکه هر «راستی را همیشه» نمی‌گویند، سپس امیر قلعه‌نویی که هیچ تلاشی را برای آرام کردن فضای استقلال، انجام نداد.
دومی می‌رود تا بهای این حواشی بی‌پایان را با از‌دست‌دادن جام هشتم و ناکامی در لیگ قهرمانان آسیا بپردازد و آرزو می‌کنیم این سر انجام تلخ در انتظار مرد اول نباشد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار