متاسفانه ورزش کشور ما در 4 سال گذشته روزهای بدی را سپری کرد. ورزش دچار نوسانات فراوانی شد. در بخش نرمافزاری توسعه حرکتها تقریبا متوقف ماند. ورزشهای موفق ما در المپیک و رقابتهای جهانی در دورههای پیشین دچار نزول شدند.

ورزش علاوه بر اینکه نتوانست در این 4 سال عاملی برای شور و نشاط اجتماعی باشد به عامل تشنج اجتماعی هم تبدیل شد و نگرانیهای فراوانی را برای مردم پدید آورد. در عین حال نابسامانی مدیریتی فضای متشنجی در ورزش کشور حاکم کرد که این موضوع موجب شکسته شدن حریمها و حاکم شدن ادبیات نامناسب در ورزش کشور شد.
از سوی دیگر تزلزل در تصمیمگیریها، ثبات مدیریتی را تحتالشعاع قرار داد. لازم است تا بزرگترین ناکامیهای ورزش در 4 سال گذشته را مرور کنیم.
1- انتقال تیمهای ریشهدار تهرانی به شهرستانها بدون در نظر گرفتن جوانب امور، با شعار تمرکز زدایی که در نهایت منجر به بیارزششدن امتیاز تیمهای لیگ برتری شده است.
2- شکست کاروان المپیک ایران در المپیک 2008 پکن؛ با توجه به عملکرد مناسب کاروان ایران در آتن، عملکرد بد کاروان ایران در پکن تاثیر نامناسبی بر ورزش ایران گذاشت و در عین حال نشان از ضعف مدیریتی در ورزش کشور داشت.
3- تعلیق فدراسیون فوتبال؛ این اتفاق حدود 2 سال حرکت فوتبال ایران را دچار تعلیق کرد. برخی بیتدبیریها عامل تعلیق فوتبال کشور و دخالت فیفا در امور داخلی شد.
4- ناکامیهای تیم ملی فوتبال در جام ملتهای آسیا؛ که نتیجه نابسامانی مدیریتی حاصل از تعلیق فوتبال ایران بود.
5- حذف استقلال از آسیا به دلیل ارسال نکردن فهرست بازیکنان؛ که به دلیل بیثباتی و ضعف در مدیریت صورت گرفت.
6- ضعف در مدیریت استقلال و پرسپولیس؛ این ضعف در تغییر و تحول متعدد مدیران این دو باشگاه، ریشه دارد. سازمان ورزش بعد از 4 سال نتوانسته این دو باشگاه را به سامان مدیریتی برساند.
7- عدم تحول در نظام باشگاهداری: طی 4 سال گذشته حرکت مثبتی برای تغییر و تحول در نظام باشگاهداری به وجود نیامد و فوتبال کشور در سطح باشگاهی روزهای نامناسبی را سپری کرد. حرکت به سمت خصوصیسازی که کلید پیشرفت ورزش کشور است هرگز نزد مدیران ورزش دیده نشد. تا جایی که گویا ارادهای برای این تحول وجود ندارد.
8- چالش در انتخابات کمیته ملی المپیک؛ به دلیل منع قانونی حضور دوشغلهها در ورزش که از سوی سازمان بازرسی کل کشور پیگیری میشد، ورزش کشور در حوزههای مختلف طی 6 ماه گذشته دچار مشکلات متعدد مدیریتی شده است.
9- فاصله سازمان ورزش با برنامههای سند چهارم توسعه؛ که به شرح زیر است:
الف) عدم تحول در ورزش دانشآموزی
ب) عدم تحول در ورزش دانشجویان
ج) عدم رشد تعداد مدالها در المپیک
د) عدم افزایش تعداد باشگاههای ورزش حرفهای
ه) عدم تنوع در منابع مالی
و) فاصله سازمان ورزش با نهادهای پژوهشی برای اتخاذ تصمیم براساس نتایج علمی
ی) حاکم نشدن روشهای فرهنگی به جای روشهای امنیتی - پلیسی در ورزشگاهها
10- نابسامانی مدیریتی در فدارسیون فوتبال; که در اراده نداشتن برای تصمیمگیری، تغییر مداوم مربیان تیم ملی و ناکامی در راه صعود آسان به جام جهانی نمایان شده است.
علل ناکامی و ضعفهای ورزش کشور طی 4 سال گذشته
دلایل عمده ضعف ورزش کشور طی 4 سال گذشته عبارتند از:
1- ناآشنایی مدیریت ورزش کشور با فضای ورزش که این موضوع در تصمیمگیریهای مختلف مدیریتی موجب لطمههای فراوان به ورزش کشور شده است.
2- حرکتنکردن مدیریت کلان ورزش به سمت طرح جامع ورزش و خصوصیکردن نظام باشگاهداری.
3- دخالت مسائل سیاسی در ورزش کشور و تصمیمگیریهای مدیریتی که لطمات زیادی به ورزش وارد کرده است.
4- بهکارنگرفتن نیروهای نخبه و کارآمد در مدیریت ورزش کشور.
اینها میتواند فقط بخشی از دلایل یا مهمترین دلایل ناکامی ورزش باشد.
کمترین خواسته اهالی ورزش از دولت آینده این است که خلاف دولت نهم، نگاهی غیرسیاسی به ورزش داشته باشد. ما طرفدار ورزش منهای سیاست هستیم. نتیجه ورزش سیاسی آن چیزی است که امروز در صحنه ورزش کشور شاهدیم. این اولین اصلی است که باید مورد توجه دولت آینده قرار بگیرد. ورزش غیرسیاسی موجب میشود که تصمیمگیریها بر روال کارشناسی باشد و متخصصان در حوزه ورزش تصمیم بگیرند.
البته در بهترین حالت باید یک مدیر ورزشی در راس سازمان تربیتبدنی قرار بگیرد اما اگر هم، چنین اتفاقی نیفتد، حداقل توقع این است که مدیر سازمان ورزش حتی اگر ورزشی هم نباشد، سیاست را در ورزش دخالت ندهد و امور را بر مدار ورزش و تخصص اداره کند.
طبیعتا اگر این نگاه بر ورزش کشور حاکم باشد فضا برای حرکت به سمت خواستههای رهبر معظم انقلاب از ورزش فراهم میشود. ایشان ورزش را دروازه صدور معنویتها میدانند و در عین حال بر گسترش ورزش همگانی و رشد ورزش قهرمانی تاکید فراوان دارند. ورزشی که اهداف احزاب و جریانهای سیاسی را دنبال نکند، میتواند در جهت منویات رهبری حرکت نماید.
این مساله پیش زمینه موفقیت در ورزش کشور است و در کنار این نوع نگرش است که روابط دولت با ورزش تنظیم میشود. از پس این نگاه دولت، ورزش حرفهای را به بنگاههای اقتصادی (بخش خصوصی) و ورزش همگانی و پرورش را به شهرداریها و آموزش و پرورش میسپارد و در نتیجه ورزش قهرمانی (فدراسیونها) هم توسط دولت حمایت میشود و برآیند ورزش، همگانی و حرفهای خواهد بود.
دولت موردنظر در ورزش نقش ناظر و حامی را دارد نه مجری. دولت نباید مجری ورزش باشد. اگر چنین شود، ورزش به بیراهه میرود و از مسیر اصلی خود خارج میشود. ما همانطور که فرهنگ غیرسیاسی میخواهیم ورزش غیرسیاسی هم میخواهیم. دولت ورزشی و ورزش غیرسیاسی و غیردولتی به گمانم شعار مناسبی است.
همچنین با توجه به مفروضات (ورزش غیرسیاسی و مجری نبودن دولت در ورزش) میتوان از خصوصیسازی به عنوان شرط توسعه ورزش کشور نام برد. خصوصیسازی راهی است محتوم و ناگزیر برای ورزش کشور. باعث خوشحالی است که این راه (خصوصیسازی) در کشور مورد تاکید و تایید رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است.
البته نباید این را فراموش کنیم که تندروی و کندروی در خصوصیسازی هر دو به حرفهای شدن لطمه میزنند. آنچه که در این 4 سال دیدهایم حتی کندروی هم در خصوصیسازی نبوده است. یعنی اصلا ما حرکتی را در این بخش شروع نکردیم و ارادهای هم مشاهده نشده است.
در موضوع خصوصیسازی البته باید قدم اول را دولت بردارد. دولت با ارائه وامهای بلندمدت و تسهیلات ویژه مهمترین نقش را در حمایت و نظارت بر خصوصیسازی خواهد داشت. این اولین گام در راه توسعه ورزش کشور است.
اما لازم است بهطور تیتروار برخی اقدامات که موجب حرکت در جهت پیشرفت و توسعه ورزش کشور در حوزه ورزش همگانی، حرفهای و قهرمانی است، را نام ببریم:
1- تغییر باور عمومی نسبت به ورزش
2- طرح نظام جامع استعدادیابی در ورزش همگانی و پرورش
3- واگذاری باشگاهها به بخش خصوصی براساس مدل بومی
4- تحول در مبلغ حق پخش تلویزیونی
5- اعطای وامهای بلندمدت به باشگاهها
6- استقلال و کوچک کردن فدراسیونها
7- دموکراتیککردن انتخابات فدراسیونها
8- استقلال کامل کمیته ملی المپیک از سازمان ورزش
9- تحول اساسی در منابع مالی سازمان

ورزش علاوه بر اینکه نتوانست در این 4 سال عاملی برای شور و نشاط اجتماعی باشد به عامل تشنج اجتماعی هم تبدیل شد و نگرانیهای فراوانی را برای مردم پدید آورد. در عین حال نابسامانی مدیریتی فضای متشنجی در ورزش کشور حاکم کرد که این موضوع موجب شکسته شدن حریمها و حاکم شدن ادبیات نامناسب در ورزش کشور شد.
از سوی دیگر تزلزل در تصمیمگیریها، ثبات مدیریتی را تحتالشعاع قرار داد. لازم است تا بزرگترین ناکامیهای ورزش در 4 سال گذشته را مرور کنیم.
1- انتقال تیمهای ریشهدار تهرانی به شهرستانها بدون در نظر گرفتن جوانب امور، با شعار تمرکز زدایی که در نهایت منجر به بیارزششدن امتیاز تیمهای لیگ برتری شده است.
2- شکست کاروان المپیک ایران در المپیک 2008 پکن؛ با توجه به عملکرد مناسب کاروان ایران در آتن، عملکرد بد کاروان ایران در پکن تاثیر نامناسبی بر ورزش ایران گذاشت و در عین حال نشان از ضعف مدیریتی در ورزش کشور داشت.
3- تعلیق فدراسیون فوتبال؛ این اتفاق حدود 2 سال حرکت فوتبال ایران را دچار تعلیق کرد. برخی بیتدبیریها عامل تعلیق فوتبال کشور و دخالت فیفا در امور داخلی شد.
4- ناکامیهای تیم ملی فوتبال در جام ملتهای آسیا؛ که نتیجه نابسامانی مدیریتی حاصل از تعلیق فوتبال ایران بود.
5- حذف استقلال از آسیا به دلیل ارسال نکردن فهرست بازیکنان؛ که به دلیل بیثباتی و ضعف در مدیریت صورت گرفت.
6- ضعف در مدیریت استقلال و پرسپولیس؛ این ضعف در تغییر و تحول متعدد مدیران این دو باشگاه، ریشه دارد. سازمان ورزش بعد از 4 سال نتوانسته این دو باشگاه را به سامان مدیریتی برساند.
7- عدم تحول در نظام باشگاهداری: طی 4 سال گذشته حرکت مثبتی برای تغییر و تحول در نظام باشگاهداری به وجود نیامد و فوتبال کشور در سطح باشگاهی روزهای نامناسبی را سپری کرد. حرکت به سمت خصوصیسازی که کلید پیشرفت ورزش کشور است هرگز نزد مدیران ورزش دیده نشد. تا جایی که گویا ارادهای برای این تحول وجود ندارد.
8- چالش در انتخابات کمیته ملی المپیک؛ به دلیل منع قانونی حضور دوشغلهها در ورزش که از سوی سازمان بازرسی کل کشور پیگیری میشد، ورزش کشور در حوزههای مختلف طی 6 ماه گذشته دچار مشکلات متعدد مدیریتی شده است.
9- فاصله سازمان ورزش با برنامههای سند چهارم توسعه؛ که به شرح زیر است:
الف) عدم تحول در ورزش دانشآموزی
ب) عدم تحول در ورزش دانشجویان
ج) عدم رشد تعداد مدالها در المپیک
د) عدم افزایش تعداد باشگاههای ورزش حرفهای
ه) عدم تنوع در منابع مالی
و) فاصله سازمان ورزش با نهادهای پژوهشی برای اتخاذ تصمیم براساس نتایج علمی
ی) حاکم نشدن روشهای فرهنگی به جای روشهای امنیتی - پلیسی در ورزشگاهها
10- نابسامانی مدیریتی در فدارسیون فوتبال; که در اراده نداشتن برای تصمیمگیری، تغییر مداوم مربیان تیم ملی و ناکامی در راه صعود آسان به جام جهانی نمایان شده است.
علل ناکامی و ضعفهای ورزش کشور طی 4 سال گذشته
دلایل عمده ضعف ورزش کشور طی 4 سال گذشته عبارتند از:
1- ناآشنایی مدیریت ورزش کشور با فضای ورزش که این موضوع در تصمیمگیریهای مختلف مدیریتی موجب لطمههای فراوان به ورزش کشور شده است.
2- حرکتنکردن مدیریت کلان ورزش به سمت طرح جامع ورزش و خصوصیکردن نظام باشگاهداری.
3- دخالت مسائل سیاسی در ورزش کشور و تصمیمگیریهای مدیریتی که لطمات زیادی به ورزش وارد کرده است.
4- بهکارنگرفتن نیروهای نخبه و کارآمد در مدیریت ورزش کشور.
اینها میتواند فقط بخشی از دلایل یا مهمترین دلایل ناکامی ورزش باشد.
کمترین خواسته اهالی ورزش از دولت آینده این است که خلاف دولت نهم، نگاهی غیرسیاسی به ورزش داشته باشد. ما طرفدار ورزش منهای سیاست هستیم. نتیجه ورزش سیاسی آن چیزی است که امروز در صحنه ورزش کشور شاهدیم. این اولین اصلی است که باید مورد توجه دولت آینده قرار بگیرد. ورزش غیرسیاسی موجب میشود که تصمیمگیریها بر روال کارشناسی باشد و متخصصان در حوزه ورزش تصمیم بگیرند.
البته در بهترین حالت باید یک مدیر ورزشی در راس سازمان تربیتبدنی قرار بگیرد اما اگر هم، چنین اتفاقی نیفتد، حداقل توقع این است که مدیر سازمان ورزش حتی اگر ورزشی هم نباشد، سیاست را در ورزش دخالت ندهد و امور را بر مدار ورزش و تخصص اداره کند.
طبیعتا اگر این نگاه بر ورزش کشور حاکم باشد فضا برای حرکت به سمت خواستههای رهبر معظم انقلاب از ورزش فراهم میشود. ایشان ورزش را دروازه صدور معنویتها میدانند و در عین حال بر گسترش ورزش همگانی و رشد ورزش قهرمانی تاکید فراوان دارند. ورزشی که اهداف احزاب و جریانهای سیاسی را دنبال نکند، میتواند در جهت منویات رهبری حرکت نماید.
این مساله پیش زمینه موفقیت در ورزش کشور است و در کنار این نوع نگرش است که روابط دولت با ورزش تنظیم میشود. از پس این نگاه دولت، ورزش حرفهای را به بنگاههای اقتصادی (بخش خصوصی) و ورزش همگانی و پرورش را به شهرداریها و آموزش و پرورش میسپارد و در نتیجه ورزش قهرمانی (فدراسیونها) هم توسط دولت حمایت میشود و برآیند ورزش، همگانی و حرفهای خواهد بود.
دولت موردنظر در ورزش نقش ناظر و حامی را دارد نه مجری. دولت نباید مجری ورزش باشد. اگر چنین شود، ورزش به بیراهه میرود و از مسیر اصلی خود خارج میشود. ما همانطور که فرهنگ غیرسیاسی میخواهیم ورزش غیرسیاسی هم میخواهیم. دولت ورزشی و ورزش غیرسیاسی و غیردولتی به گمانم شعار مناسبی است.
همچنین با توجه به مفروضات (ورزش غیرسیاسی و مجری نبودن دولت در ورزش) میتوان از خصوصیسازی به عنوان شرط توسعه ورزش کشور نام برد. خصوصیسازی راهی است محتوم و ناگزیر برای ورزش کشور. باعث خوشحالی است که این راه (خصوصیسازی) در کشور مورد تاکید و تایید رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است.
البته نباید این را فراموش کنیم که تندروی و کندروی در خصوصیسازی هر دو به حرفهای شدن لطمه میزنند. آنچه که در این 4 سال دیدهایم حتی کندروی هم در خصوصیسازی نبوده است. یعنی اصلا ما حرکتی را در این بخش شروع نکردیم و ارادهای هم مشاهده نشده است.
در موضوع خصوصیسازی البته باید قدم اول را دولت بردارد. دولت با ارائه وامهای بلندمدت و تسهیلات ویژه مهمترین نقش را در حمایت و نظارت بر خصوصیسازی خواهد داشت. این اولین گام در راه توسعه ورزش کشور است.
اما لازم است بهطور تیتروار برخی اقدامات که موجب حرکت در جهت پیشرفت و توسعه ورزش کشور در حوزه ورزش همگانی، حرفهای و قهرمانی است، را نام ببریم:
1- تغییر باور عمومی نسبت به ورزش
2- طرح نظام جامع استعدادیابی در ورزش همگانی و پرورش
3- واگذاری باشگاهها به بخش خصوصی براساس مدل بومی
4- تحول در مبلغ حق پخش تلویزیونی
5- اعطای وامهای بلندمدت به باشگاهها
6- استقلال و کوچک کردن فدراسیونها
7- دموکراتیککردن انتخابات فدراسیونها
8- استقلال کامل کمیته ملی المپیک از سازمان ورزش
9- تحول اساسی در منابع مالی سازمان
مدیرعامل سابق باشگاه پاس و رئیس تربیتبدنی شهرداری تهران