حضور همزمان نمایندگان ایران ـ اسرائیل در این اجلاس آنقدر بر اهمیت آن افزود که حتی مدیر مسئول «کیهانـ که لحظه به لحظه سینهچاک دولت فخیمه نهم است و هیچ انتقادی را نسبت به عملکردهای نادرست آن برنمیتابد، جناب رئیسجمهور را از شرکت در این اجلاس به شدت بر حذر داشت. اما جناب رئیسجمهور به این نصیحت روزنامه توپخانه! هیچ وقعی ننهاد و در این اجلاس حضور یافت. هرچند این نحوه حضور به دلیل تبعات حاصله از آن در جامعه ما طرفداران و مخالفانی دارد که هرکدام درتوجیه مخالفت یا موافقت خود استدلالهای خاص خود را داشته و دارند اما میتوان مابین این دو نظر نکاتی را هم به تأمل نشست شاید طرح این نکات برای دولتهای آینده مفید باشد.
1ـ تا آنجا که خبرهای مربوط به اجلاس دوربان نشان میدهد، جناب احمدینژاد، یکی از سه، چهار رئیسجمهور و رئیس دولت بودند که در جمع شرکتکنندگان در این اجلاس حضور داشتند و غیر از ایشان و رئیسجمهور میزبان (سوئیس) دیگر رؤسای دولتها مربوط به کشورهای کوچک بودند. این امر تا چه حد در دنیای امروز که حتی جا و محل صندلی اعضای هیأتهای سیاسی و نمایندگان دیپلماتیک کشورها در جلسات و کنفرانسهای بینالمللی تعریف شده است و حساب و کتاب دارد به صلاح و مصلحت کشور بود؟ آیا این گونه حضور ایران با عالیترین سطح مقامات خود در جلساتی که مقامات عالی رتبه سیاسی دیگر کشورها برای آن هیچ اهمیت سیاسی قائل نیستند چه معنایی داشته و دارد؟آیا وزیر امور خارجه نمیتوانست در این جلسه شرکت کند؟ اگرچه بعید میدانم وزرای خارجه دیگر کشورها به این جلسه آمده باشند. چرا همانند دوربان 1 که موفقیت زیادی به ویژه در نژادپرست اعلام کردن صهیونیستها داشت، این نقش به نهادهای غیردولتی واگذار نشود؟ اگر بحث دفاع ایران از قضیه فلسطین توجیه حضور کشور ما در این اجلاس است، آیا نمیتوانستیم مجامع و مراکزی نظیر جمعیت دفاع از ملت فلسطین یا کمیته بینالمللی حمایت از فلسطین را به این اجلاس اعزام و دفاع از فلسطینیان را به آنان واگذار کنیم و این همه خود را در معرض اهانتهای آشکار قرار ندهیم؟
2ـ هرچند حضور رئیس محترم جمهور ما در این اجلاس اخبار آن را در صدر خبرهای رسانههای خبری جهان قرار داد که این امر به محتوای سخنرانی ایشان که تکرار مواضع و سخنان قبلیشان بود ارتباطی تنگاتنگ داشت اما باید دانست که این حضور را نمیتوان صرفاً از دریچه و منظر یک تریبون جهانی برای رساندن حرفها و انتقال مواضع ایران اسلامی نگریست. حضور در این اجلاس با توجه به حوادث ایجاد شده در آن به منزله یک شمشیر دو سر بود که در آن با کمال تأسف باید گفت به شأن و منزلت جمهوری اسلامی و مردم شریفی که به آن وفادارند آسیب وارد شد. هر کس پخش زنده سخنان رئیسجمهور را دیده باشد صحنه پرتاب گوجه به سوی رئیسجمهور ایران را هم شاهد بوده است. امری که رسانه ملی طبق معمول ان را در خبر ساعت 21 خود سانسور نمود.
3ـ صرف نظر از اعتماد به نفس ستودنی رئیسجمهور در برابر جوسازیهای صهیونیستهای حاضر در اجلاس که سعی میکردند با «هو» کشیدن و حرکاتی نظیر کف زدن مانع ادامه سخنان ایشان شوند نمیبایست از ذکر این نکته چشم پوشی کرد که سخنان احمدینژاد دراین اجلاس صرفاً تکرار مواضع ایران در دفاع از ملت فلسطین در سالهای گذشته بود و میتوان گفت ایران حرف تازهای در این اجلاس نداشت. آیا تحمل آن همه توهین و اهانت به خاطر تکرار حرفهای تکراری گذشته به صلاح و مصلحت ما بود؟ آیا در سطح جامعه جهانی کمتر کسی پیدا میشود که از موضع ایران نسبت به فلسطین بیخبر و اطلاع باشد؟ آیا با توجه به اینکه معلوم بود بیان این مواضع با عکسالعمل جدی و رفتار توهینآمیز صهیونیستهای حاضر در اجلاس و لابیهای آنها در کشورهای گوناگون روبهیؤ خواهد شد، اینگونه حضور در این سطح به صلاح و مصلحت ما بود؟ آیا کسانی که در این اجلاس حضور داشتند با این دیدگاه و مواضع ایران آشنا نبودند که ما میبایست برای انتقال این مواضع به آنان از عزت و آبروی این ملت شهید داده این همه هزینه پرداخت کنیم؟ اما نکته مهم اینکه گویا در بیانیه اجلاس مذکور که گویا بر آن با حضور هیأت ایرانی اجماع هم شده، زیر سؤال بردن هولوکاست ممنوع اعلام شده است!
4ـ نکته مهم دیگر اصرار جناب احمدینژاد در طرح مسأله هولوکاست در فضای بینالمللی و سوءاستفاده از آن برای تشکیل اسرائیل است. به نظر این کمترین، ارزش پیام نهفته در مسأله هولوکاست هرگز به جایگاه رفیع این جمله معروف حضرت امام که میفرمودند اسرائیل باید از صفحه عالم وجود محو شود نمیرسد. وقتی الان دنیا از نظر ایران درباره نادرست بودن مسأله هولوکاست به خوبی آگاه است، چرا رئیس محترم دولت نهم با تکرار آن، بر دامنه دشمنی مخالفان خود در عرصه سیاست خارجی که سخت تحت تأثیر لابیهای صهیونیسم بینالملل هستند، میافزاید تا برخی از کشورها با طرح این مسأله ناچار باشند به صورت آشکار علیه ایران موضع گرفته و پشت سر اسرائیل قرار گیرند؟
5ـ خروج بیش از پنجاه نفر از شرکتکنندگان نهادهای غیردولتی در این اجلاس که نمایانگر هماهنگی و برنامهریزی قبلی آنان با یکدیگر بود، اگرچه نسبت به سایر اعضای حاضر در اجلاس رقمی نبود، اما پخش صحنه اعتراض آنان از رسانههای خبری جهانی که کم نبودند که با خروج آنها از جلسه همراه بود قطعاً طرفداران و هوادارانی در بین میلیونها بیننده که همزمان شاهد برپایی اجلاس و سخنان رئیسجمهور ایران بودند برای اسرائیل ایجاد نمود.
جالب اینجاست که صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در نهایت ذوقزدگی اعلام مینمود که صدها میلیون مخاطب در سراسر جهان به سخنان آقای احمدینژاد گوش میدادند!
6ـ این کمترین، در یادداشتهای پیشین، خاضعانه و از سر درد و دلسوزی به رئیس محترم دولت نهم نوشته بودم سعی کنند به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور، از تصمیمات ناگهانی و احساسی برحذر باشند و از مشورت با وزرایی که خود انتخاب کردهاند، به ویژه در ارتباط با وظایف آنان، دریغ نورزند و بنا را بر تکروی نگذارند. پرسش این است آیا در این سفر، نظر مشورتی وزیر امور خارجه و تیم سیاسی دولت در جهت موافقت حضور ایشان در این اجلاس بوده است؟ اگر بوده است که واویلا! و اگر نبوده است که ...
همگان در جلسه دو روزه اخیر ایرانیان خارج از کشور در تهران که در سالن اجلاس سران برگذار شد شاهد بودند جناب رئیسجمهور در جمع آنان اعلام نمود، در تمام کشورهایی که ایرانیان حضور دارند خانه ایران تأسیس میشود. هر کس با عدد و رقم آشنا باشد، به خوبی میداند هزینه این پیشنهاد خلقالساعه که قطعا در دستور و برنامههای مراکز مرتبط نظیر سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامی و ... در سال 88 نبوده است در بیش از سی و چند کشور چه حجم عظیم مالی را بر بودجه تحمیل مینماید. این طرح با بودجه چند ده میلیاردی آن دهها برابر بودجه سازمان مرتبط با ایرانیان (سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامی) میباشد.تا آنجا که من میدانم رئیس محترم دولت در این باره کمترین نظر مشورتی ریاست این سازمان را که بعنوان مشاور خود او در این کابینه حضور دارد نگرفته است. معنای مشاور از نظر آقای احمدینژاد چیست؟ آیا به معنای آن است که مشاورین رئیسجمهور همزمان با سایر حضار در جلسه از نظرات ایشان مطلع شوند و سری بعنوان موافقت تکان بدهند و دیگر هیچ!؟
الحاق سازمان حج و زیارت که به تازگی با نظر شورای عالی اداری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جدا و به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری واگذار گردید نیز نمونه اخیر روشن در این رابطه است. در این ماجرا اینقدر آش شور شد که صدای وزیر محجوب! ارشاد را هم درآورد که آنگونه که در رسانهها از ایشان نقل شد معلوم گردید وی در آن جلسه همانند رئیس سازمان حج و زیارت ـ که در این زمان در مکه بود و از این غافل بود که در دولت برای مجموعهاش چه آشی دارد پخته میشود ـ از این قضیه بیخبر بوده است. هرچند گفته شد این تصمیم، معلق شده و قرار است مورد بازنگری قرار گیرد.
در این روزهای آخر دولت نهم چه خبرهایی که نمیشنویم و یا نخواهیم شنید. مگر میشود برای انفکاک و الحاق یک سازمان از وزارتی به یک سازمانی در غیاب وزیر و رئیس مربوطه آن و بدون توجه به شنیدن پاسخها و استدلالهای آنان که قطعا در جهت مخالف با این نظر است، تصمیم گرفت؟
7ـ تأسف خیلیها که از این رویداد با توجه به تبعات منفی آن آزرده شدند، این است که چرا رئیس محترم دولت که آن همه در مجامع عمومی و دیدارهای خود با مردم سراسر کشور که از ویژگیهای مثبت این دولت است درباره شأن و شرف و منزلت مردم ایران بر سایر ملتها داد سخن میدهد حاضر میشود به رغم نهی دوستان و نزدیکان خود در اجلاسی که توهین به وی بعنوان منتخب و نماینده مردم شریف ایران در آن قطعی است بی اعتنا به نصیحت ناصحان خودی! شرکت کند؟ نکند نمیداند که نماد آبرو و حیثیت این ملت شریف و انقلابی و عزتمند و دست پرورده امام است و توهین به وی اهانت به ملت ایران است؟
آیا اگر جناب رئیسجمهور حتی احتمال دهد در اجلاسی که قرار است نماینده ای از ایران مثلا در حد مدیران ارشد وزارت امور خارجه یا خود وزیر امور خارجه در آن شرکت کنند قرار است صهیونیستها و مخالفان جمهوری اسلامی به پرچم مقدس ایران اهانت کنند پرچمی که نماد حرمت هر ملت است آیا اجازه میدهدآنان در این اجلاس حضور یابند؟
اگر جواب مثبت است که مثبت است آیا ایشان خود را نماد این ملت ندانسته و یا خدای نکرده نمیداند؟
و عجب از نامه 210 تن از نمایندگان مجلس که این اقدام رئیسجمهور را ستودند! هر چند میشود این نکته پنهان از این حمایت را چنین توجیه کرد که این اقدام مجلس پاسخی دندان شکن به صهیونیسم جهانی است.
باز خدا را شکر که هنوز عدهای از دوستان جناب رئیسجمهور این اقدام اخیرایشان را مانند حضورشان در دانشگاه کلمبیا که بعضی برتر از فتح فاو شمردند! این اقدام را برتر از عملیاتهایی نظیر فتحالمبین ندانستهاند!
بهتر است برای همیشه باور کنید و باور کنیم و باور کنند که حضورانسان در مجلسی که از قبل معلوم است در آن احتمالا عزت، شرف و کرامت او نادیده گرفته شده و به او در حضور عام توهین و اهانت میشود، هرگز وهرگز شجاعت نیست.