انتخاب افشین قطبی به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال، بعد از بلوایی که مایلی کهن به راه انداخت و بعد از آنکه جامعه فوتبال ایران مدتها چهره عبوس و تندخویی های علی دایی را تحمل کرد، به نوعی معنای بازگشت آرامش را می دهد؛ آرامشی که در دوره برانکو گاهی حوصله مطبوعاتی ها را سر می برد و آنها را ناخودآگاه به سروقت سرمربی تیم ملی می فرستاد تا بلکه تیتری... چیزی که کمی گرما تولید کند از زبانش بیرون بکشد.
به نوشته قدس، اما قطبی در حد فاصل افراط و تفریط، با تعادل قدم برمی دارد. این خصیصه بویژه این روزها بسیار کارآیی دارد؛ آن هم در جامعه پرتنش فوتبال ایران که همواره جرقه هایی را برای آتش زدن خرمن هر نوع تفکری، تولید و باز تولید می کند.
انتخاب قطبی بی تردید از سوی مسؤولان فدراسیون فوتبال صورت گرفته است. فراموش نکرده ا یم که قطبی در روزهای پایانی فصل هفتم لیگ برتر در شیراز مربیگری خود در تیم ملی را جشن هم گرفته بود، ولی ناگهان از جای دیگر روی حرف مهدی تاج خط کشیدند و علی دایی سرمربی شد.
سپس برای چند روز مایلی کهن روی کاغذ سرمربی شد و روی کاغذ هم استعفا نوشت تا کاری که باید یک سال پیش آغاز می شد، در بحرانی ترین شرایط سر بگیرد و حرف فدراسیونی ها در حالی که تیم ملی ایران امیدش را برای صعود به جام جهانی در شرق دور جستجو می کند، سبز شود...!
انتخاب با تأخیر قطبی با وجود تمام محاسنی که برای آن می توان مترتب شد، یک عیب بزرگ دارد: اینکه با توجه به دوری قطبی از فوتبال ایران و عدم شناخت او از تیم ملی و بازیکنان آماده باشگاهی چه کسی تیم ملی ایران را انتخاب خواهد کرد؟
فراموش نکرده ایم که در هر دو فصل مربیگری قطبی در پرسپولیس، او هیچ نقشی در بستن تیم و انتخاب بازیکنان نداشت و این استیلی و پیروانی بودند که تیم را سر و شکل داده و آماده ورود به فصل مسابقات کردند و آنگاه قطبی در هفته آغازین لیگ وارد ایران شد.
این ضرورت که تیم ملی ایران نیازمند اصلاح و ترمیم کادر بازیکنان است را به هیچ عنوان نمی توان انکار کرد. دایی بنا بر سلایق خود و گاه با حب و بغض مبادرت به انتخاب بازیکن می کرد و اکنون برای بازسازی تیم ملی، قبل از هر چیز باید شایسته ترین ها را برگزید و قطبی چندان شناختی در این زمینه ندارد.
به نظر می رسد برای سومین بار، پس از سومین دوره مربیگری قطبی در ایران بار دیگر تیم او توسط کسان دیگری انتخاب خواهد شد و قطبی سپس با تمرینات و برنامه های فنی و روانی خود آن را به حرکت درخواهد آورد.
بی تردید فهرست جدید بازیکنان تیم ملی از سوی رسانه ها و سایر کارشناسان فوتبال بسیار مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت و این بار با شدت و حدت بیشتری به اشتباه های آن انتقاد خواهند کرد، زیرا دیگر جایی برای اشتباه کردن باقی نمانده و هر اشتباه کوچکی تیم ملی را از رسیدن به آفریقای 2010 باز می دارد، همچنین از آنجا که احتمالاً فهرست جدید تیم ملی توسط مقام مسؤول مشخصی انتخاب نمی شود و فقط مسؤولیت تشریفاتی آن برعهده قطبی است، این نگرانی را دامن می زند که نکند باز هم حب و بغض و کارشناسی نبودن انتخاب بهترین بازیکنان، تیم ملی را دچار مشکل کند.
به نوشته قدس، اما قطبی در حد فاصل افراط و تفریط، با تعادل قدم برمی دارد. این خصیصه بویژه این روزها بسیار کارآیی دارد؛ آن هم در جامعه پرتنش فوتبال ایران که همواره جرقه هایی را برای آتش زدن خرمن هر نوع تفکری، تولید و باز تولید می کند.
انتخاب قطبی بی تردید از سوی مسؤولان فدراسیون فوتبال صورت گرفته است. فراموش نکرده ا یم که قطبی در روزهای پایانی فصل هفتم لیگ برتر در شیراز مربیگری خود در تیم ملی را جشن هم گرفته بود، ولی ناگهان از جای دیگر روی حرف مهدی تاج خط کشیدند و علی دایی سرمربی شد.
سپس برای چند روز مایلی کهن روی کاغذ سرمربی شد و روی کاغذ هم استعفا نوشت تا کاری که باید یک سال پیش آغاز می شد، در بحرانی ترین شرایط سر بگیرد و حرف فدراسیونی ها در حالی که تیم ملی ایران امیدش را برای صعود به جام جهانی در شرق دور جستجو می کند، سبز شود...!
انتخاب با تأخیر قطبی با وجود تمام محاسنی که برای آن می توان مترتب شد، یک عیب بزرگ دارد: اینکه با توجه به دوری قطبی از فوتبال ایران و عدم شناخت او از تیم ملی و بازیکنان آماده باشگاهی چه کسی تیم ملی ایران را انتخاب خواهد کرد؟
فراموش نکرده ایم که در هر دو فصل مربیگری قطبی در پرسپولیس، او هیچ نقشی در بستن تیم و انتخاب بازیکنان نداشت و این استیلی و پیروانی بودند که تیم را سر و شکل داده و آماده ورود به فصل مسابقات کردند و آنگاه قطبی در هفته آغازین لیگ وارد ایران شد.
این ضرورت که تیم ملی ایران نیازمند اصلاح و ترمیم کادر بازیکنان است را به هیچ عنوان نمی توان انکار کرد. دایی بنا بر سلایق خود و گاه با حب و بغض مبادرت به انتخاب بازیکن می کرد و اکنون برای بازسازی تیم ملی، قبل از هر چیز باید شایسته ترین ها را برگزید و قطبی چندان شناختی در این زمینه ندارد.
به نظر می رسد برای سومین بار، پس از سومین دوره مربیگری قطبی در ایران بار دیگر تیم او توسط کسان دیگری انتخاب خواهد شد و قطبی سپس با تمرینات و برنامه های فنی و روانی خود آن را به حرکت درخواهد آورد.
بی تردید فهرست جدید بازیکنان تیم ملی از سوی رسانه ها و سایر کارشناسان فوتبال بسیار مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت و این بار با شدت و حدت بیشتری به اشتباه های آن انتقاد خواهند کرد، زیرا دیگر جایی برای اشتباه کردن باقی نمانده و هر اشتباه کوچکی تیم ملی را از رسیدن به آفریقای 2010 باز می دارد، همچنین از آنجا که احتمالاً فهرست جدید تیم ملی توسط مقام مسؤول مشخصی انتخاب نمی شود و فقط مسؤولیت تشریفاتی آن برعهده قطبی است، این نگرانی را دامن می زند که نکند باز هم حب و بغض و کارشناسی نبودن انتخاب بهترین بازیکنان، تیم ملی را دچار مشکل کند.