بازی پرگل خوب است یا نه؟ دو تساوی 4-4 لیورپول مقابل چلسی و آرسنال سوالی را که مدت ها خاموش شده و اصلاً موضوعیت خود را از دست داده بود، دوباره پیش کشید. این سوال البته تنها پرسشگرانی میان جمعی دارد که فوتبال را نه تنها به صرف لذت که به دید تحلیل می نگرند.
به نوشته اعتماد، مسلم است برای تماشاگر عام، جدا از اینکه هوادار کدام تیم باشد، بازی های اخیر رویایی و غیرقابل مقایسه با یک صفر- صفر ایتالیایی است. پس سوال وقتی پیش می آید و جوابش وقتی ضروری می شود که بخواهیم به لحاظ کیفی یک بازی پرگل را با یک بازی کم گل مقایسه کنیم. در نگاه اول ساده به نظر می رسد، وقتی مسابقه یی با نتیجه 4-4 به اتمام می رسد یعنی روز خوبی برای مدافعان نبوده و به عکس مهاجمان در اوج آمادگی به سر می بردند.
با اتکا به این دیدگاه باید گفت این نتیجه برای هواداران برزیلی یا بارسایی ایده آل است و برای مکتب فوتبال ایتالیا افتضاحی محض به شمار می آید. اما این نتیجه گیری کلی که نهایتاً به حکمی کلی هم منجر می شود نفس تحلیل و تدقیق را می کشد و دیگر جایی برای «درست دیدن» نمی گذارد.
پس چاره یی جز این نیست که به جزییات هر بازی بپردازیم و ببینیم چرا لیورپول در آنفیلد چهار گل از آرشاوین می خورد. تحلیل تک تک گل های مهاجم روس کلید ارزشمندی به دستمان می دهد. بدون شک سه گل اول آرشاوین روی اشتباهات مسلم مدافعان لیورپول به ثمر رسید، اما سوال مهم این است که کیفیت اشتباهات مدافعان آنفیلد آیا برابر بود با چنین مجازات سختی از سوی تیم میهمان یا نه؟
ماسکرانو توپ را بد جایی از دست داد اما بلافاصله دو مدافع لیورپول جلوی سمیر نصری ایستادند و تنها نبوغ فابرگاس بود که باعث شد این توپ وارد دروازه شود.
کاپیتان آرسنال از پشت نصری حرکت کرد و با ظرافتی باورنکردنی در تله آفساید هم گرفتار نشد و بعد با پاسی عالی آرشاوین را در موقعیت گل قرار داد. گل دوم از این هم عجیب تر بود. آربلوا توپ را در فاصله یی بیش از 30 متر از دروازه خودشان از دست داد و تازه موقعیتش هم تقریباً به خط طولی نزدیک بود.
آرشاوین همان توپ را گرفت، یک بازیکن را از پیش رو برداشت و در حالی که مدافع لیورپول به کلاسیک ترین فرم ممکن زاویه مقابلش را برای شوت بسته بود با ضربه بیرون پا توپ را جایی فرستاد که چاره یی جز گل شدن نداشت. گل سوم صد درصد حاصل اشتباه ناشیانه کاراگر بود و گل چهارم هم کاملاً طبیعی به ثمر رسید. معلوم است تیمی که تنها به پیروزی احتیاج دارد دقیقه 90 حتی دروازه بانش هم جلو می کشد.
در این حمله به اصطلاح سرخپوستی دیگر تفکر دفاعی موضوعیتی ندارد، چون تساوی با شکست تفاوتی نمی کند. به این ترتیب می بینیم به جز گل سوم هیچ یک از گل های دیگر را نمی توان به پای مدافعان یا نظام دفاعی لیورپول نوشت.
بله، مسلماً آنها اشتباهاتی داشتند اما در شرایط نرمال پاسخ این اشتباهات آن گل ها نبود. نمونه این اشتباهات را با مقیاسی چندین و چند برابر در لیگ های سطح پایین تر می بینیم. اما دلیل اینکه این بازی ها اینقدر پرگل نمی شود نبود آن خلاقیت و نبوغ مهاجمان لیگ برتر است. اگر بازی سوشو و سن اتین صفر- صفر به پایان برسد دلیل بر قدرت دفاعی شان نیست و ضعف تهاجمی شان را آشکار می کند.
حتی در مقایسه با فوتبال ایتالیا برتری انگلیسی ها وقتی نگاهی به نتایج چند فصل اخیر لیگ قهرمانان می اندازیم کاملاً آشکار می شود. داستان بازی های پرگل لیگ برتر درست مثل یک مسابقه اسنوکر در بالاترین سطح خود (مسابقات جهانی شفیلد) است.
در این بازی ها مثلاً وقتی رونی اï سولیوان برابر جان هیگینز می ایستد مسلماً تا یکی از آنها اشتباه نکند دیگری فرصتی برای کسب امتیاز ندارد. اما وقتی اشتباه پدید آمد تبعات بی رحمانه یی برایشان خواهد داشت.
در بسیاری از فریم های این بازی ها می بینیم یکی با یک اشتباه تا آخر فریم تنها نظاره گر می شود و پاتینگ (انداختن شار درون سوراخ) حریف را به تماشا می نشیند. اشتباه باید باشد تا مجازات معنی بگیرد اما گل دوم آرشاوین به لیورپول مثل این بود که پای کسی را در پیاده رو لگد کنید و به این جرم اعدام تان کنند.
گل تاریخی رایان گیگز در نیمه نهایی جام حذفی 99 هم روی اشتباه بازیکنان آرسنال شکل گرفت، اما این اشتباه (از دست دادن توپ در زمین حریف با یک پاس بی دقت) به هیچ وجه برابر با بلایی که سر تیم ونگر آمد (دریبل خوردن پنج مدافع و توپی که از زاویه بسته وارد دروازه شد) نبود.
کیفیت در بالاترین سطح فوتبال که بدون شک در حال حاضر جزیره پذیرای آن است از همین بی عدالتی و نا برابری بین گناه و مجازات می آید؛ جایی که هیچ رحمی نیست. به این ترتیب بازی های کم گل تیم های بزرگ لیگ برتر هم معنی عمیق تری پیدا می کند.
وقتی چلسی و لیورپول صفر- صفر می شوند، می فهمیم دفاع هر دو تیم بدون اشتباه یا با ریزترین نوع آن بازی را به پایان رسانده است، چرا که دیده ایم تبعات اشتباه کردن در لیگ برتر چیست.
به نوشته اعتماد، مسلم است برای تماشاگر عام، جدا از اینکه هوادار کدام تیم باشد، بازی های اخیر رویایی و غیرقابل مقایسه با یک صفر- صفر ایتالیایی است. پس سوال وقتی پیش می آید و جوابش وقتی ضروری می شود که بخواهیم به لحاظ کیفی یک بازی پرگل را با یک بازی کم گل مقایسه کنیم. در نگاه اول ساده به نظر می رسد، وقتی مسابقه یی با نتیجه 4-4 به اتمام می رسد یعنی روز خوبی برای مدافعان نبوده و به عکس مهاجمان در اوج آمادگی به سر می بردند.
با اتکا به این دیدگاه باید گفت این نتیجه برای هواداران برزیلی یا بارسایی ایده آل است و برای مکتب فوتبال ایتالیا افتضاحی محض به شمار می آید. اما این نتیجه گیری کلی که نهایتاً به حکمی کلی هم منجر می شود نفس تحلیل و تدقیق را می کشد و دیگر جایی برای «درست دیدن» نمی گذارد.
پس چاره یی جز این نیست که به جزییات هر بازی بپردازیم و ببینیم چرا لیورپول در آنفیلد چهار گل از آرشاوین می خورد. تحلیل تک تک گل های مهاجم روس کلید ارزشمندی به دستمان می دهد. بدون شک سه گل اول آرشاوین روی اشتباهات مسلم مدافعان لیورپول به ثمر رسید، اما سوال مهم این است که کیفیت اشتباهات مدافعان آنفیلد آیا برابر بود با چنین مجازات سختی از سوی تیم میهمان یا نه؟
ماسکرانو توپ را بد جایی از دست داد اما بلافاصله دو مدافع لیورپول جلوی سمیر نصری ایستادند و تنها نبوغ فابرگاس بود که باعث شد این توپ وارد دروازه شود.
کاپیتان آرسنال از پشت نصری حرکت کرد و با ظرافتی باورنکردنی در تله آفساید هم گرفتار نشد و بعد با پاسی عالی آرشاوین را در موقعیت گل قرار داد. گل دوم از این هم عجیب تر بود. آربلوا توپ را در فاصله یی بیش از 30 متر از دروازه خودشان از دست داد و تازه موقعیتش هم تقریباً به خط طولی نزدیک بود.
آرشاوین همان توپ را گرفت، یک بازیکن را از پیش رو برداشت و در حالی که مدافع لیورپول به کلاسیک ترین فرم ممکن زاویه مقابلش را برای شوت بسته بود با ضربه بیرون پا توپ را جایی فرستاد که چاره یی جز گل شدن نداشت. گل سوم صد درصد حاصل اشتباه ناشیانه کاراگر بود و گل چهارم هم کاملاً طبیعی به ثمر رسید. معلوم است تیمی که تنها به پیروزی احتیاج دارد دقیقه 90 حتی دروازه بانش هم جلو می کشد.
در این حمله به اصطلاح سرخپوستی دیگر تفکر دفاعی موضوعیتی ندارد، چون تساوی با شکست تفاوتی نمی کند. به این ترتیب می بینیم به جز گل سوم هیچ یک از گل های دیگر را نمی توان به پای مدافعان یا نظام دفاعی لیورپول نوشت.
بله، مسلماً آنها اشتباهاتی داشتند اما در شرایط نرمال پاسخ این اشتباهات آن گل ها نبود. نمونه این اشتباهات را با مقیاسی چندین و چند برابر در لیگ های سطح پایین تر می بینیم. اما دلیل اینکه این بازی ها اینقدر پرگل نمی شود نبود آن خلاقیت و نبوغ مهاجمان لیگ برتر است. اگر بازی سوشو و سن اتین صفر- صفر به پایان برسد دلیل بر قدرت دفاعی شان نیست و ضعف تهاجمی شان را آشکار می کند.
حتی در مقایسه با فوتبال ایتالیا برتری انگلیسی ها وقتی نگاهی به نتایج چند فصل اخیر لیگ قهرمانان می اندازیم کاملاً آشکار می شود. داستان بازی های پرگل لیگ برتر درست مثل یک مسابقه اسنوکر در بالاترین سطح خود (مسابقات جهانی شفیلد) است.
در این بازی ها مثلاً وقتی رونی اï سولیوان برابر جان هیگینز می ایستد مسلماً تا یکی از آنها اشتباه نکند دیگری فرصتی برای کسب امتیاز ندارد. اما وقتی اشتباه پدید آمد تبعات بی رحمانه یی برایشان خواهد داشت.
در بسیاری از فریم های این بازی ها می بینیم یکی با یک اشتباه تا آخر فریم تنها نظاره گر می شود و پاتینگ (انداختن شار درون سوراخ) حریف را به تماشا می نشیند. اشتباه باید باشد تا مجازات معنی بگیرد اما گل دوم آرشاوین به لیورپول مثل این بود که پای کسی را در پیاده رو لگد کنید و به این جرم اعدام تان کنند.
گل تاریخی رایان گیگز در نیمه نهایی جام حذفی 99 هم روی اشتباه بازیکنان آرسنال شکل گرفت، اما این اشتباه (از دست دادن توپ در زمین حریف با یک پاس بی دقت) به هیچ وجه برابر با بلایی که سر تیم ونگر آمد (دریبل خوردن پنج مدافع و توپی که از زاویه بسته وارد دروازه شد) نبود.
کیفیت در بالاترین سطح فوتبال که بدون شک در حال حاضر جزیره پذیرای آن است از همین بی عدالتی و نا برابری بین گناه و مجازات می آید؛ جایی که هیچ رحمی نیست. به این ترتیب بازی های کم گل تیم های بزرگ لیگ برتر هم معنی عمیق تری پیدا می کند.
وقتی چلسی و لیورپول صفر- صفر می شوند، می فهمیم دفاع هر دو تیم بدون اشتباه یا با ریزترین نوع آن بازی را به پایان رسانده است، چرا که دیده ایم تبعات اشتباه کردن در لیگ برتر چیست.