حمایت گروههایی از احمدی نژاد، تشکیل شورای صیانت از آرا توسط موسوی و کروبی، عزیمت محسن رضایی به قم برای مشورت با آیات عظام و بزرگان دین، تحولات تازه انتخاباتی کشورند.
بیستم اردیبهشت، یعنی کمتر از دو هفته دیگر، دفاتر نامنویسی وزارت کشور برای انتخابات ریاست جمهوری گشوده میشوند. از روز بیستم تا بیستوچهارم اردیبهشت، تکلیف حاضران نهایی در انتخابات روشن خواهد شد.
هنوز خلف خاتمی در میان اصلاح طلبان نتوانسته بدرستی شناسایی شود، هرچند بسیاری انتظار داشتند با حضور میر حسین یکپارچگی و امید به یک دوم خرداد دیگری در کشور با پیروزی اصلاحطلبان تحقق پیدا کند، اما این رخداد به هر دلیل روی نداد.
کروبی با انرژی وصف ناشدنی و خستگی ناپذیر، چنان برنامههای روزانه خود را تنظیم میکند که گویی تردیدی در پیروزی ندارد. از استان مرکزی به دانشگاهها میرود و از دانشگاهها به میان مردمی که در دفترش به دیدارش رفتهاند. او رگ همه را در دست دارد، گشتهای ارشاد را جمع میکند، به خانمها وزارت میدهد، دانشجویان ستارهدار را به دانشگاه برمیگرداند، به همه کسانی که ظلمی تحمل کردهاند رسیدگی میکند و هیچکس هم تردیدی نمیتواند بکند، کروبی آنچه را بخواهد میتواند عملی کند.
میر حسین موسوی بدون تبلیغات پر هیاهو، همچنان امیدوار به پیروزی، طرحها و برنامههایش را تنظیم و با احزاب و گروهها دیدار میکند و البته کمتر رغبتی به هماهنگی با خواستههای احزاب و همینطور سفرهای استانی نشان میدهد، میر حسین مانند سیاستمداری کارکشته رفتار میکند که ضرورتی برای شتاب دادن به اقداماتش نمیبیند. شاید تحلیل او این است که خستگی طبقه متوسط از اقدامات بدون کارشناسی دولت نهم به خودی خود، رأیها را به سمت او روانه خواهد ساخت، البته او موفقیت خود در نخستوزیری دوران دفاع مقدس را دستکم نمیگیرد.
هر چند کنار نرفتن هیچ یک از کاندیداهای اصلاحطلب به سود دیگری، خود مهمترین ناهماهنگی در جبهه اصلاحات شمرده میشود، اما مدیریت کنونی پرهیز از رویارویی بسیار حساب شده و دقیق صورت گرفته است. اصلاح طلبان حتی اگر در این دور از انتخابات نتوانند به کرسی ریاست جمهوری دست یابند، عملا نشان میدهند که برای چهار سال بعد دست خالی نخواهند بود و بسیاری از اصول رقابت را در درون جبهه خود رعایت میکنند.
اما در این سو، احمدی نژاد با مهارتی تمام عیار و بدون آنکه به روی خود بیاورد، همه رخدادها در صحنه انتخابات را زیر نظر دارد، او از پیش خود را بیمه کرده است؛ بیش از نیمی از مردم کشور را از نزدیک دیده، مشکلات طبقه ضعیف را مد نظر قرار داده و بی اتکا به هیچ یک از احزاب و گروهها، تصمیم خودش را عملی ساخته است. او مطمئن از اینکه ساختار اجتماعی و انتخاباتی کشور، بیشتر از آنکه وابسته به احزاب و طبقه میانی کشور باشد، به شخصیت فردی رئیسجمهور توجه خواهد کرد و به نمایش قدرت و اراده شخصیاش پرداخته و امروز در همه نشستها نیز آشکارا اعلام میکند که منتظر حمایت هیچ گروهی نیست و با کاندیدا نشدنش، توانسته است مدیریت رسانههای دولتی را در دست داشته باشد.
اما رضایی که همه میدانستند حتما برای آمدن خودش و یا فردی که تأیید او را داشته باشد تردیدی ندارد، سرانجام تصمیم نهایی و دشوارش را گرفت. او امروز در قم بیانیه حضورش را ممهور به مهر علمای قم نیز مینماید تا کسی در اصولگرا بودنش با وجود ایستادنش در برابر احمدی نژاد، نتواند تردیدی نشان دهد. محسن رضایی ظاهرا مستقل وارد میشود، ولی نمیتوان شک کرد که او با هماهنگیهایی برای حضور جلو میآید. آیا لاریجانی رسما چند روز مانده به انتخابات، حمایتش را از رضایی اعلام میکند؟ آیا قالیباف، و ولایتی، همراهی نزدیک با رضایی را عملی خواهند کرد؟!
کابینه او که بسیاری بر این باورند، دایره بزرگی از معتدلان هر دو جناح را در بر خواهد گرفت و برنامههای مدونش، به طور قطع از برگهای برنده رضایی هستند.
صحنه انتخابات ناگهان دگرگون شده، ورود کاندیدایی دیگر، امر بسیار بعیدی است، هر چند هیچ چیز در ایران پیشبینی شدنی نیست، هنوز نه هاشمی رفسنجانی، نه جامعه روحانیت مبارز، نه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نه ائمه جمعه و علما و نه شخصیتهای مهم کشور، هیچ یک حتی سربسته هم اعلام موضع نکرده اند؛ هیچ کس نمیتواند تأثیرگذاری عمیق شخصیتها و این نهادها را در روز انتخابات نادیده بگیرد.
رضایی هنوز برگ برنده خود را رو نکرده است، آیا او ناگفتههایی برای روزهای نهایی انتخابات نگه داشته است؟ آیا کابینه پیشنهادی و تعیین معاون اول، پیش از انتخابات و برنامههای جدیدش، واقعا همه را غافلگیر خواهد کرد؟ آیا او وعدههایی برای حمایت دریافت کرده است؟ هیچ کس پاسخ قطعی این پرسشها را نمیداند، اما حضور ناگهانی او رخدادهای جدیدی را رقم زده است.
آیا دور جدید تحولات انتخاباتی، شور و هیجان جدیدی به فضای کشور خواهد داد؟