سید جواد میرخلیلی
مدینه فاضله فارابی؛ بایدها و نبایدها
معلم ثانی، ابونصر، محمد بن فارابی (260- 339) از جمله فیلسوفان مطرح سده های سوم و چهارم هجری قمری و نخستین فیلسوف بزرگ مسلمان و از بزرگ‌ترین اندیشورزان تاریخ تفکر است که تأثیر شگرفی بر عالم اندیشه و پیدایش و شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی داشته است. اهمیت فارابی، تنها به این دلیل نیست که از برجسته‌ترین شارحان آثار ارسطو و افلاطون به شمار می رود، بلکه وی در بسیاری از مباحث فلسفی، مؤسس یا صاحب‌نظر بوده است؛ به گونه ای که برخی از متفکرین معاصر، همانند داوری اردکانی، فارابی را مؤسس فلسفه اسلامی نامیده اند(رضا داوری اردکانی، فارابی مؤسس فلسفه اسلامی).

منظور از فلسفه اسلامی را می توان فلسفه ای دانست که در میان مسلمانان شکل گرفته و رشد و نمو یافته است. فارابی، بلندآوازه ترین فیلسوف مسلمان است که به فلسفه سیاسی، عنایت خاصی داشته است. فلسفه ای که فارابی، آن را طرح و تدوین کرد همواره بر فلسفه و فیلسوفان بعدی، مؤثر بود و به رغم موافقت یا مخالفت، نادیده گرفتن افکار وی امکان ناپذیر بود(حاتم قادری، اندیشه های سیاسی در اسلام و ایران). در این نوشتار، قصد داریم تا به بحث و بررسی مدینه فاضله از دیدگاه فارابی بپردازیم.
برای طرح جامعه آرمانی یا همان مدینه فاضله فارابی، می بایست به این نکته توجه کرد که فارابی، انسان را موجودی مدنی الطبع می داند که سعادت وی در گرو فعالیت های اجتماعی اش است. این دیدگاه فارابی، بسیار به آرای حکیمان یونان باستان، شباهت دارد؛ چرا که آنها هم، این نوع نگاه را داشتند.
غرض و هدف انسان، نیل به سعادت است، ولی این سعادت، جز در جامعه یا مدینه، تحقق نمی یابد. مراد فارابی این نیست که انسان باید مطیع جامعه باشد، بلکه می خواهد بگوید که جامعه، جز کمال آدمی، مقصود و مراد دیگری ندارد و آدمی، جز از راه جامعه به این کمال- که همان سعادت وی است- دسترسی پیدا نمی کند(همان).
مدینة‌ فاضله‌ در ترجمه‌ واژه‌ یونانی‌ ou topos آمده‌ است‌. این‌ واژه‌، مرکب‌ از کلمه‌«او» (ou) به‌ معنای‌ «نه‌» و «توپوس‌» (topos) به‌ معنای‌ «مکان‌» است‌ و در کل،‌ّ معنی‌«لامکان‌» را می‌دهد، که‌ کنایه‌ طنزآمیز از eu-topos به‌ معنای‌ «خویستان‌» در آن‌ است‌.
مدینه فاضله بحث مفصلی به شمار می رود که از ابتدای ظهورش تاکنون مورد توجه فیلسوفان زیادی قرار گرفته است. فارابی از جمله فیلسوفانی است که به طور جدی در رابطه با مدینه فاضله، بحث نموده است. اصول و مبانی‌ای که فارابی در مدینه فاضله خود دنبال می کند چند مورد است. از جمله آنها می توان به روش‌شناسی، جهان‌شناسی، انسان‌شناسی و غایت شناسی اشاره کرد.
ارکان مدینه فاضله از دیدگاه فارابی عبارتند از: 1. لزوم وجود رئیس؛ 2. فیلسوف بودن حاکم که چنین فردی با فلسفه‌ورزی، قواعد کلی را با فلسفه نظری در آمیخته و با مبدأ وحی در ارتباط است. اما این مدینه فاضله فارابی، دارای ویژگی هایی است که عبارتند از: 1. تعاون؛ 2. خداوند و غایت قصوی بودن او؛ 3. معرفت خداوند؛ 4. با فضیلت بودن مردم؛ 5. عدالت؛ 6. محبت و الفت و 7. صلح در مدینه فاضله و تشبیه به خداوند داشتن در اوصاف.
فارابی بر اساس نیاز انسان به وجود روابط اجتماعی برای رسیدن به سعادت دنیوی و غایی، یک تقسیم بندی از جوامع به دست می دهد: جوامعی که در آنها نیازهای کمی انسانی برآورده می شود و جوامع بسیار کوچکی که توان برآوردن نیازهای انسان را ندارد. جوامع گروه اول، خود به جماعات عظمی یا بزرگ، وسطی یا متوسط و صغری یا کوچک تقسیم می شود.
منظور از جماعت عظمی یا بزرگ، جماعتی است که در بخش معموره زمین، سکنی گزیده باشند و منظور از جماعت صغری یا کوچک، جماعتی است که در مدینه جای گرفته باشند. بدیهی است جماعت وسطی یا متوسط هم در بین این دو جمعیت قرار می گیرد. مدینه از نظر فارابی، کوچک ترین واحد اجتماعی است که توان برآوردن حوائج و نیازهای انسانی را دارد. واحدهای کوچک تر از آن مثل قریه، کوی و منزل، توان رفع نیازهای آدمی را ندارند و از این رو، شایسته رسانیدن وی به کمال وجودی اش نیستند.
 به غیر از این گونه مناسبات، انتخاب مدینه برای مدینه فاضله، بی تأثیر از مدینه یا دولت شهرهای یونانی نیست. بنابراین باید گفت که مدینه فاضله، دربرگیرنده جمعیتی است که از رهبری رئیس اول یا دست کم، فرد یا افرادی که دارای مجموع مطلوبی از خصایل یاد شده هستند برخوردار است و تمام مردم یا بیشتر آنان چنین نظامی را پذیرفته اند.
 مردم، قابلیت های متفاوتی دارند و تعلیم و تربیت می تواند برای رشد و شکوفایی آنان یا دست کم، باوراندن نظام مطلوب به آنان مؤثر واقع شود. بر اساس یک تقسیم بندی می توان مردم مدینه فاضله را شامل پنج گروه دانست که عبارتند از:
1. بزرگان؛ که منظور فلاسفه و شایستگان قدرت است؛
2. سخنوران؛ که خطیبان، شعرا، موسیقی دانان را در بر می گیرد؛
3. گوشه نشینان؛ که شامل ریاضی دانان، اخترشناسان و طبیعی دانان می شود؛
4. جنگاوران؛ که وظیفه شان حراست از مردم مدینه است؛
5. سربزیران؛ یعنی برزگران، بازرگانان و عامه؛ کسانی که به کار خود مشغولند و به اصطلاح، توده مردم را تشکیل می دهند.(همان)
فارابی به عنوان یک فیلسوف مسلمان در توصیف مدینه فاضله می‌گوید: مردمش به اموری مشغولند و به فضایلی آراسته‌اند و هدف‌شان رسیدن به سعادت است و چنین جامعه‌ای را به بدن سالم تشبیه می‌کند. و در ویژگی‌های زعیم مدینه فاضله، علاوه بر خصوصیات فیزیکی و اخلاقی والا، اشاره به عالی‌ترین درجه سعادت بشری می‌نماید؛ یعنی اتصال با عقل فعال و ارتباط با ملک وحی؛ به گونه ای که بتواند مصالح و شرایع را به وضوح دریافت کند و در اختیار مردم قرار دهد.
در نگاه فارابی، مدینه فاضله عبارت است از: مدینه مطلوب و مناسبی که امکانات نیل به سعادت در آن مهیاست. به عبارت دیگر، مدینه فاضله، اجتماعی است که افراد آن، سعادت را می شناسند و در اموری که آنها را به این غرض و غایت برساند تعاون دارند. پس مدینه فاضله به خودی خود، غایت نیست، بلکه وسیله نیل به سعادت است و قاعده نظام آن باید تابع معنایی باشد که فیلسوف ما از سعادت، مراد می کند(تقی آزاد ارمکی، تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام).
در این جا مشاهده می شود که فارابی در تقسیم جوامع به کیفیت آنها توجه دارد که عبارت است از کمال گرایی و سعادت طلبی؛ بنابراین هدف مدینه در تعیین نوع مدینه دخیل است.
مدینه فاضله فارابی برخوردار از نظام منسجمی است که از شخص رئیس اول که مخدوم صرف است و نیاز ندارد به مقامی خدمت کند شروع می شود و به خادمان صرف، یعنی کسانی که مورد خدمت فردی واقع نمی شوند ختم می گردد. این نظم به نظم کیهانی شبیه است؛ یعنی از واجب الوجود تا هیولی(قادری، پیشین).
در مدینه فاضله فارابی 12 خصلت برای رئیس مدینه و 6 خصلت برای جانشین وی منظور گردیده و قوام مدینه به خصال رئیس مدینه، پیوند خورده است. رئیس که با وحی و عقل فعال در ارتباط است موظف به آموزش تعالیم نه گانه به توده هاست و اوست که سیاست فاضله را تحقق می بخشد. در مقابل مدینه فاضله فارابی، مدینه های غیر فاضله وجود که عبارتند از: مدینه های جاهله، فاسقه، مبدله، ضاله و نوابت که به ترتیب، دارای جهل نسبت به سعادت، فساد در عمل، تباهی رأی و عمل، انحراف فکری و عملی و جوهره بی مصرف می باشند.(هر یک از این اقسام، خود به اقسام دیگری قابل تقسیم اند)
حال به ویژگی های رئیس مدینه فاضله می پردازیم. رئیس این مدینه باید شخصی باشد که دارای این ویژگی ها و خصایل باشد:
1. آن که تام الاعضا باشد و قوت های آن در انجام کارهایی که به اعضا، مربوط است به آنها امکان داده یاوری نمایند؛
2. هر کاری را که وظیفه او است بتواند عملاً انجام دهد و قوای فکری و بدنی او کامل باشد تا به واسطه آلات و که ابزاری که همان اعضای ظاهره است وظایف خود را انجام دهد؛
 3. خوش فهم باشد؛
 4. به خوبی حفظ کند و حافظه قوی داشته باشد؛
 5. فطن و هوش مند باشد؛
 6. خوش بیان باشد؛
 7. دوستدار علم و استفادت و منفاد آن باشد؛
 8. از راست گویان و دشمن دروغ گویان باشد؛
 9. درهم و دینار و سایر متاع این جهان در نزد او خوار و ناچیز باشد؛
 10. دوستدار دادگری و دادگران و دشمن ستم و ستم گران باشد؛
 11. بر هر کاری که انجام آن را لازم می داند قوی العزم باشد
12. نفس او بزرگ و دوستدار کرامت بود و از همه امور ناپسند و پست، نفس خود را بالاتر و برتر بداند(فارابی، آرای اهل مدینه فاضله).

رئیس اول مدینه فاضله فارابی، یادآور انسانی کامل و آرمانی است؛ بنابراین وی بلافاصله بعد از ذکر این ویژگی ها می گوید یافتن کسی که دارای چنین خصایلی باشد کار بسیار دشواری است. به همین دلیل، حاضر است در صورت نبود کسی که از تمامی این ویژگی ها برخوردار باشد به برخی از این ویژگی ها رضایت دهد.
در خاتمه بحث از مدینه فاضله فارابی، ذکر این مطلب نیز لازم می نماید که عوامل متعددی می توانند در زوال این مدینه، دخیل باشند که عبارتند از: انحراف فکری از اصول مشترک و ارزش های مقبول مدینه فاضله؛ فقدان رهبری حکیم؛ رذایل اخلاقی و استحاله ارزش های فاضله؛ دلبستگی اهل مدینه فاضله به مظاهر مادی و عوامل دیگری که در آثار فارابی به آنها اشاره شده است.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین