حسین کریمی: یکی از واژه هایی که اخیراً در ادبیات سیاسی ایران به کرات مورد استفاده قرار میگیرد، واژه فتنه است. فـتـنـه، در منابع اسلامی به معانی آزمایش، گناه، عذاب، گمراهی، کفران و ناسپاسی، اختلاف، فـریـفتن و... استعمال شده است. در فرهنگ سیاسی اجتماعی اسلام، اصطلاح 'فتنه'، رنـگ و صـبـغـه ای دیـگر دارد؛ این واژه در نهج البلاغه مکرر آمده است و منظور حضرت علی(ع) در بـیشتر موارد، معنای لفظی و لغوی یا جنبه فردی و اخلاقیِ آن نبوده بلکه مراد ایشان از فتنه، یکسری پدیده های اجتماعی سیاسی است که جامعه اسلامی را دچار موج و تلاطم نموده و در عین حال حالتِ حق به جانب و فریب کارانه داشته است.
بـا نـگاهی به موارد استعمال فتنه در کلام امیر مؤمنان(ع)، درمی یابیم که؛ فتنه، تـرفـنـدی سـیـاسـی اجـتـمـاعـی اسـت کـه از آمـیـزش حـق و بـاطـل و پـنـهـان نـمـودن بـاطـل در پـوسـتـه حـق، بـا هـدف اغفال و فریفتن مردم و برای رسیدن به مقاصدی شوم، طرح ریزی می شود(سایت تبیان).
اما در این مجال، هدف ما بحث بر روی فتنه، از منظر سیاسی نیست، بلکه واژه جدیدی طرح می کنیم به نام "فتنه علمی".
پیاچدی(PhD) مخفف واژهی لاتین فلاسفیا دگری یا درجه فیلسوفی philosophiae Degree بوده و دورهٔ دکتری تخصصی در علوم را گویند و در حقیقت بالاترین درجه علمی در علم مورد نظر و یا صاحب فلسفه و اجتهاد علمی در دانش موردنظر میباشد. مدرک پیاچدی یا دکتری تخصصی بالاترین مدرک آکادمیک و دانشگاهی در جهان است(ویکیپدیا).
دور نیست سالهایی که در مواجهه با افراد دارای مدرک کارشناسی ارشد و یا دکتری، ناخودآگاه حس احترامی درونی در همگان ایجاد میشد. حسی که ناشی از این حقیقت بود که: افرادی به این جایگاه میرسند که از هوش، استعداد و پشتکاری بیشتر از دیگران برخوردارند و طبعاً شامل افراد معدودی هستند که پای به ورطه علم و دانش نهاده و آینده علمی کشور را میسازند.
چنین احساسی فقط جنبه اجتماعی نداشت، بلکه از نظر علمی نیز راهیافتگان به مدارج بالای علمی به دلایل زیر دارای مزیت بودند:
الف: به دلیل تعداد معدود، امکان یافتن شغل متناسب برای آنها قطعی بود، لذا خود را درگیر مسائل اقتصادی ننموده و وقت خود را صرفاً در راه تحصیل و تحقیق سپری می نمودند.
ب: به لحاظ تمایز کامل در جامعه، دارای پرستیژ بالای اجتماعی و به تبع آن انگیزه بیشتر جهت ادامه تحقیق بودند.
ج: نظرات و ایده های آنان در قسمت های مختلف جامعه و دولت با دقت و اعتماد بیشتری پذیرفته و مورد استفاده قرار میگرفت.
در سال های اخیر، رشد بی رویه و نامحدود تحصیلات تکمیلی باعث شده است که جایگاه متخصصین واقعی دچار خدشه جدی گردد. در جامعه ای که ارزش علمی را، حداقل بسیاری از مردم و مدیران، در مدرک تحصیلی میدانند، ارائه مدارک عالی تحصیلی به افرادی که شایستگی آن را ندارند، باعث گردیده است که امکان تشخیص نخبگان واقعی کشور از دارندگان مدارک دانشگاهی به سادگی میسر نبوده و به راستی ایجاد یک فتنه علمی (عدم شناخت حق از باطل) بنماید. همین امر باعث شده است که بسیاری از نخبگان جامعه بیکار باشند و به جای آنان دارندگان مدارکی به عنوان استاد دانشگاه انتخاب شوند که صرفاً در این بازار ارائه مدرک، مدرکی برای خود دست و پا نموده اند.
این ویژگی جامعه علمی فعلی کشور فقط یک بی عدالتی نیست، بلکه استفاده دانشگاه ها از اساتید غیر نخبه اولاً باعث ایجاد لطمه های جبران ناپذیر بر پیکره علمی آینده کشور میگردد و ثانیاً با کاستن از ارزش علم، باعث فرار مغزها به خارج و یا فرار مغزها از علم (عدم ادامه تحصیل نخبگان و روی آوردن به فعالیت های اقتصادی معمول بازار) گردد.
با نگاهی به سیاست های وزارت علوم در چندین سال گذشته، به نظر می رسد سه اشتباه مهلک باعث ایجاد این فتنه گردیده باشد:
الف: در دولت قبل، به یکباره جذب دانشجو در مقطع دکترا به دستور رییس جمهور نزدیک به دو برابر شد. افزایش تعداد پذیرش در مقطع کارشناسی ارشد نیز به همین نسبت و بیشتر صورت پذیرفت.
ب: رویکرد صرفاً منفعت طلبانه دانشگاه آزاد اسلامی باعث گردیده است که با کاسته شدن از تعداد دانشجو در مقاطع لیسانس، این دانشگاه به جای قبول واقعیت و حذف واحدهای زیان ده خود، رویکرد ویرانگر افزایش تعداد دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری را بر گزیند.
ج: هر انسان مدبری می داند که تعداد دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری کشور بایستی کاهش یابد تا علاوه بر افزایش ارزش نخبگان واقعی، امکان اشتغال آنان در آینده فراهم گردد. لیکن علی رغم شعار تدبیر در دولت فعلی، این دولت نیز نه تنها نسبت به کاهش پذیرش اقدام ننموده بلکه با گسترش شعبه های پولی دانشگاه ها، روی به رقابت با دانشگاه آزاد نهاده است.
متأسفانه فضایی بر جامعه حاکم شده است که در آن هر کدام از کارمندان دولت در حال کسب یک مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و یا دکترا (در حین انجام خدمت!!!) جهت ارتقاء موقعیت سازمانی خود هستند و جالب آنکه پس از کسب این مدرک دچار توهم علمی و مقایسه خود با نخبگان واقعی جامعه نیز می شوند. تطبیق این قبیل فارغ التحصیلان با تعریف واژه دکتری (PhD) که در ابتدای متن ارائه شد، طنزی تلخ و نا امید کننده است.
هر چند سیاست زدگی باعث شده که دولت اخیر نیز پا جای پای گذشتگان نهد، امید است با از خودگذشتگی عده ای در مراجع تصمیم گیری، نسبت به توقف هر چه سریعتر این روند نابودکننده اقدام گردد.
بـا نـگاهی به موارد استعمال فتنه در کلام امیر مؤمنان(ع)، درمی یابیم که؛ فتنه، تـرفـنـدی سـیـاسـی اجـتـمـاعـی اسـت کـه از آمـیـزش حـق و بـاطـل و پـنـهـان نـمـودن بـاطـل در پـوسـتـه حـق، بـا هـدف اغفال و فریفتن مردم و برای رسیدن به مقاصدی شوم، طرح ریزی می شود(سایت تبیان).
اما در این مجال، هدف ما بحث بر روی فتنه، از منظر سیاسی نیست، بلکه واژه جدیدی طرح می کنیم به نام "فتنه علمی".
پیاچدی(PhD) مخفف واژهی لاتین فلاسفیا دگری یا درجه فیلسوفی philosophiae Degree بوده و دورهٔ دکتری تخصصی در علوم را گویند و در حقیقت بالاترین درجه علمی در علم مورد نظر و یا صاحب فلسفه و اجتهاد علمی در دانش موردنظر میباشد. مدرک پیاچدی یا دکتری تخصصی بالاترین مدرک آکادمیک و دانشگاهی در جهان است(ویکیپدیا).
دور نیست سالهایی که در مواجهه با افراد دارای مدرک کارشناسی ارشد و یا دکتری، ناخودآگاه حس احترامی درونی در همگان ایجاد میشد. حسی که ناشی از این حقیقت بود که: افرادی به این جایگاه میرسند که از هوش، استعداد و پشتکاری بیشتر از دیگران برخوردارند و طبعاً شامل افراد معدودی هستند که پای به ورطه علم و دانش نهاده و آینده علمی کشور را میسازند.
چنین احساسی فقط جنبه اجتماعی نداشت، بلکه از نظر علمی نیز راهیافتگان به مدارج بالای علمی به دلایل زیر دارای مزیت بودند:
الف: به دلیل تعداد معدود، امکان یافتن شغل متناسب برای آنها قطعی بود، لذا خود را درگیر مسائل اقتصادی ننموده و وقت خود را صرفاً در راه تحصیل و تحقیق سپری می نمودند.
ب: به لحاظ تمایز کامل در جامعه، دارای پرستیژ بالای اجتماعی و به تبع آن انگیزه بیشتر جهت ادامه تحقیق بودند.
ج: نظرات و ایده های آنان در قسمت های مختلف جامعه و دولت با دقت و اعتماد بیشتری پذیرفته و مورد استفاده قرار میگرفت.
در سال های اخیر، رشد بی رویه و نامحدود تحصیلات تکمیلی باعث شده است که جایگاه متخصصین واقعی دچار خدشه جدی گردد. در جامعه ای که ارزش علمی را، حداقل بسیاری از مردم و مدیران، در مدرک تحصیلی میدانند، ارائه مدارک عالی تحصیلی به افرادی که شایستگی آن را ندارند، باعث گردیده است که امکان تشخیص نخبگان واقعی کشور از دارندگان مدارک دانشگاهی به سادگی میسر نبوده و به راستی ایجاد یک فتنه علمی (عدم شناخت حق از باطل) بنماید. همین امر باعث شده است که بسیاری از نخبگان جامعه بیکار باشند و به جای آنان دارندگان مدارکی به عنوان استاد دانشگاه انتخاب شوند که صرفاً در این بازار ارائه مدرک، مدرکی برای خود دست و پا نموده اند.
این ویژگی جامعه علمی فعلی کشور فقط یک بی عدالتی نیست، بلکه استفاده دانشگاه ها از اساتید غیر نخبه اولاً باعث ایجاد لطمه های جبران ناپذیر بر پیکره علمی آینده کشور میگردد و ثانیاً با کاستن از ارزش علم، باعث فرار مغزها به خارج و یا فرار مغزها از علم (عدم ادامه تحصیل نخبگان و روی آوردن به فعالیت های اقتصادی معمول بازار) گردد.
با نگاهی به سیاست های وزارت علوم در چندین سال گذشته، به نظر می رسد سه اشتباه مهلک باعث ایجاد این فتنه گردیده باشد:
الف: در دولت قبل، به یکباره جذب دانشجو در مقطع دکترا به دستور رییس جمهور نزدیک به دو برابر شد. افزایش تعداد پذیرش در مقطع کارشناسی ارشد نیز به همین نسبت و بیشتر صورت پذیرفت.
ب: رویکرد صرفاً منفعت طلبانه دانشگاه آزاد اسلامی باعث گردیده است که با کاسته شدن از تعداد دانشجو در مقاطع لیسانس، این دانشگاه به جای قبول واقعیت و حذف واحدهای زیان ده خود، رویکرد ویرانگر افزایش تعداد دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری را بر گزیند.
ج: هر انسان مدبری می داند که تعداد دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری کشور بایستی کاهش یابد تا علاوه بر افزایش ارزش نخبگان واقعی، امکان اشتغال آنان در آینده فراهم گردد. لیکن علی رغم شعار تدبیر در دولت فعلی، این دولت نیز نه تنها نسبت به کاهش پذیرش اقدام ننموده بلکه با گسترش شعبه های پولی دانشگاه ها، روی به رقابت با دانشگاه آزاد نهاده است.
متأسفانه فضایی بر جامعه حاکم شده است که در آن هر کدام از کارمندان دولت در حال کسب یک مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و یا دکترا (در حین انجام خدمت!!!) جهت ارتقاء موقعیت سازمانی خود هستند و جالب آنکه پس از کسب این مدرک دچار توهم علمی و مقایسه خود با نخبگان واقعی جامعه نیز می شوند. تطبیق این قبیل فارغ التحصیلان با تعریف واژه دکتری (PhD) که در ابتدای متن ارائه شد، طنزی تلخ و نا امید کننده است.
هر چند سیاست زدگی باعث شده که دولت اخیر نیز پا جای پای گذشتگان نهد، امید است با از خودگذشتگی عده ای در مراجع تصمیم گیری، نسبت به توقف هر چه سریعتر این روند نابودکننده اقدام گردد.