چهارشنبه شب بازی چلسی و بارسلونا جزء یکی از اعصاب خردکن ترین بازی هایی بود که در طول سال های اخیر در فوتبال خارجی تماشا کردم. برای یک طرفدار فوتبال انگلیس حتی اگر طرفدار چلسی نباشد چیزی دردناک تر از این نیست که تماشاگر و شاهد جشن و پایکوبی و حتی به نوعی دیوانه بازی هواداران آبی اناری کاتالان در لندن باشد؛ مسابقه یی که می توانست با کمی رعایت انصاف از سوی داور بازی به صعود آبی های شمال لندنی منجر شود به بدترین شکل ممکن خاتمه یافت. سکوت پیاپی تام هنینگ در برابر خطاهایی که روی دروگبا و مالودا انجام شد به طرز عجیبی این شک و شبهه را در ذهن همه و حتی ضدانگلیسی ها به وجود آورد که شاید هنینگ نمی خواهد چلسی به فینال رم راه پیدا کند.به نوشته اعتماد، بارسلونا از تنها فرصت داخل چارچوبش استفاده کرد و امتیاز گل زده در خانه حریف به دادش رسید که با پپ گواردیولا که نمی دانست پس از گل اینیستا چطور خوشحالی اش را بروز دهد و فقط مثل بچه ها بالا و پایین می پرید، خاطره حضور در فینال سال 2005 اروپا را تکرار کند.
بارسلونا تیم توقف ناپذیر این فصل، تیمی که دروازه رئال و کاسیاس را به توپ می بندد، تیمی که مسی، اتوئو و ژاوی را در اختیار دارد، قبل از لحظه به ثمر رسیدن گل تساوی اش یک تیم کاملاً دست و پا بسته بود. این بارسا تیمی نبود که هیدینک، چلسی و هواداران انگلیسی انتظارش را داشتند؛ تیمی که قادر نبود لایه های دفاعی آبی ها را کنار زده و ضربه یی داخل چارچوب دروازه پتر چک داشته باشد.
این بارسلونا اگر چه به فینال اروپا راه پیدا کرد، اما استثنائاً در این بازی خاص استحقاق صعود نداشت.پپ گواردیولا سرمربی جوان کاتالان ها را در نیمه اول و نیمه دوم و با زمانی که در دقیقه 93 تیمش به گل تساوی رسید، مقایسه کنید؛ او خودش هم از عملکرد بازیکنانش راضی نبود و مرتب زیر لب غرغر می کرد، تا قبل از گل اینیستا همه چیز برایش تمام شده بود.
اما فوتبال بی رحم ترین و ناجوانمردانه ترین شکل خودش را به نمایش گذاشت تا نتیجه این بازی، داوری عجیب و غریبش و ناکامی چلسی باز هم در آخرین ثانیه ها (درست مانند سال گذشته، شب بارانی مسکو، سر خوردن پای جان تری و از دست دادن قهرمانی) برای همیشه در حافظه هواداران فوتبال و تاریخ فوتبال ثبت شود.بارسلونا چهارشنبه شب تیم بی دفاعی بود؛ مصدومیت میلیتو و مارکز و دواخطاره بودن پویول باعث شد گواردیولا کمی دست و پایش بسته باشد، مسی در حد و اندازه های همیشگی اش ظاهر نشد.
ژاوی خوب بازی نمی کرد، آلوس یکی از بدترین بازی های عمرش را انجام داد و آبیدال اخراج شد و همه اینها دست به دست هم دادند تا بارسایی کوبنده و تهاجمی مقابل چلسی صف آرایی نکند اما همان جمله کلیشه یی و همیشگی که «یک گل تضمینی برای صعود نیست» و به رغم همه بدشانسی های بارسا، گاس هیدینک در ثانیه هایی که رویای فینال رم را تحقق یافته تلقی می کرد، ناگهان همه چیز برایش فروپاشیده شد و ناامیدی هواداران کاتالان جایش را به خوشحالی دیوانه وارشان داد.
همان صحنه های دردناک برای جان تری، فرانک لمپارد و دروگبا تکرار شد، اشک هایی که سرازیر شد و این بار افسوس ها فقط به خاطر داوری پراشتباه تام هنینگ بود.
اگر این داور نروژی روی یکی از چندین و چند خطای محرز بازیکنان بارسلونا سوت می زد، حالا این هیدینک و شاگردانش بودند که چمدان هایشان را برای سفر به رم می بستند تا شاید بتوانند انتقام قهرمانی از دست رفته سال گذشته را از شیاطین منچستر بگیرند. این صعود برای بارسلونا مصداق این جمله معروف است که در زندگی آنهایی موفق هستند که از کوچک ترین اشتباهات، بیشترین بهره را می برند و بارسا همه چیزش را مرهون کوچک ترین اشتباه شاگردان هیدینک در واپسین لحظه های وقت تلف شده بازی است. خوش به حال شان،
