وقتی سلطان اریک کانتونا فیلم می شود
9 آوریل 2008 اریک «کانتونا»ی بزرگ که پس از خداحافظی با فوتبال به صنعت سینما روی آورده پس از تماشای رقابت منچستریونایتد مقابل رم هوس می کند کنار بغل دستی اش کن لوچ در پروژه ساخت یک فیلم همکاری کند. شهرت لوچ در این عرصه اجازه می دهد اریک به سقف آرزوهایش نیندیشد و بی پروا به رویاپردازی ادامه دهد. دوست او اما یک سر دارد و هزار سودا.
به نوشته اعتماد و به نقل از گاردین، نویسنده گزارش های دقیقه به دقیقه سایت گاردین در برگزاری لیگ های محلی فوتبال انگلیس هم دستی بر آتش دارد، با این حال بیشتر در هیبت یک فیلمساز سوسیالیست به یاد آورده می شود تا راستگرایی تجمل دوست. قرار بود مضمون فیلم مشترک لوچ و کانتونا درباره ماهیگیری در دریای عمیق باشد اما سرانجام این پروژه به جوکی بزرگ می ماند.
بالا و پایین، فراز و فرود و اوج و حضیض هر کدام یک معنا دارند. پادشاه سابق اولدترافورد که جمع اضداد را تجربه کرده طی سخت ترین و آسان ترین لحظات زندگی شعار خود را فراموش نمی کند؛ اگر کسی سریع تر از شما می دود، سعی نکنید او را جا بگذارید.
چنانچه فردی قدبلندتر دیدید، به نیت بلندبالاتر جلوه دادن خودتان مدام بالا نپرید، اگر همه به سمت چپ می روند، تو در راه راست قدم بزن؛ البته نه همیشه. کانتونا همواره نظراتش را بی پرده بر زبان آورده و دقیقاً به همین دلیل رسانه های گروهی از او یک دیو ساخته اند؛ حال آنکه به عقیده شماره هفت سابق اولدترافورد هیچ یک از مردان فرانسوی جملاتی را که به نقل از او در رسانه ها چاپ شده بر زبان نمی آورند.
«نگاه به اریک» اولین کمدی لوچ در 20 سال اخیر است؛ فیلمی با دیدی کاملاً سینمایی و شرح دهنده زندگی قهرمانی مردمی. صحنه های تکان دهنده از انواع اشتباهات کانتونا و سرنوشت مبتلایان به مواد مخدر از «نگاه به اریک» یک فیلم فوق العاده واقعی و به اصطلاح رئال ساخته است.
در این کمدی سلطان دهه 90 اولدترافورد فردی است با سینه یی ستبر، صدایی بیش از اندازه دورگه و چشمانی مشکی و دیرآشنا، این مشخصه آخر (دیرآشنایی) کاملاً برخلاف نحوه رفتار لوچ و اریک در اولین برخورد تلقی می شود. به شهادت «ویسنت ماراوال» یکی از تهیه کننده های «نگاه به کانتونا» نخستین برخورد این دو نفر خیلی سرد و رسمی صورت گرفت چون آنها عملاً حرفی برای گفتن نداشتند. لوچ در واگویی خاطراتش از کار کنار کانتونا اعتراف کرد یک لحظه اساس کار حرفه یی مبنی بر فراموشی اتفاقات و تصورات بیرونی را از یاد برد و غرق جذبه ستاره محبوب خود شد.
حتی واکنش های منفی بزرگان هم گاهی در فضای متفاوت تبدیل به نقطه قوت می شود. مثلاً در جریان فیلمبرداری از کانتونا خواستند، مانند صحنه مضروب کردن دوستدار کریستال پالاس در بازی اواسط دهه 90، حرکات اکشن انجام دهد و اریک هم خیلی خوب از عهده وظیفه اش برآمد. تداعی کردن صحنه های، موجود در زمین چمن، سرمایه گذاران پروژه فیلم «نگاه به کانتونا» را به صرافت ساخت یک داستان فوتبالی انداخته اما کدام بازیگر قریحه حسی یک فوتبالیست را دارد؟ شاید فقط خود کانتونا بتواند رنج و عشق فوتبال را روی پرده نقره یی بازی کند.
تا آن زمان کمدی «نگاه به کانتونا» با دو اریک (یکی بزرگ و برنده و دیگری کوچک و بازنده) دوستداران سینما را خوشحال می کرد. لوچ 72ساله سه سال پیش جایزه سینمایی نخل طلا را از آن خود کرد و به دلیل استفاده از چهره های مردمی عرصه های مختلف به جای بازیگران سینما شهرت زیادی به دست آورده است. این صاحب OBE (جایزه یی مخصوص افراد غیرانگلیسی که در جزیره خدمات بزرگی انجام داده اند) در نظر کانتونا یک دیپلمات تمام عیار به حساب می آید.
یاغی بزرگ اولدترافورد سال 1987 هم تیمی خود را کتک زد و 12 ماه بعد به دلیل خطاب کردن مربی تیم ملی فرانسه با لفظ «کیسه آشغال» از جمع خروس های آبی خط خورد. چندی بعد در مون پلیه شش بازیکن نزد اریک رفته و خواستند به دلیل پرتاب چکمه هایش به سمت سایر بازیکنان داوطلبانه باشگاه را ترک کند.
این کارنامه سیاه، رخوت روزهای خانه نشینی را به ارمغان آورد و رخوت روزهای خانه نشینی فکر ترک فوتبال را به وجود آورد اما کانتونا تسلیم نشد و چندی بعد به عنوان بهترین خرید سرالکس فرگوسن تقریباً هر سال یک جام را در موزه افتخارات منچستریونایتد جای داد.
اوقات خوش دیری نپایید. کانتونا پس از دریافت کارت قرمز به دلیل خطای خشن روی بازیکن کریستال پالاس، از سوی یک هوادار مورد توهین نژادی قرار گرفت و در پاسخ دو ضربه مخصوص ورزشکاران کونگ فو را روی هوادار بی ادب اجرا کرد.
بازگشت از روزهای محرومیت ثبت یکی از زیباترین گل های دوران حرفه یی او را در پی داشت. پاسکاری با مک کلر به سلطان اریک اجازه داد با تمام توان ضربه چیپ خود را درون چارچوب ساندرلند قرار دهد. نوع شادی او (دست به کمر و در حالی که کاملاً مبهوت تماشاگران را رصد می کند) به غریزی ترین حرکات بازیگران پهلو می زند. توانایی همکاری، به انجام رساندن وظیفه و پایان بندی به سبکی غیرقابل پیش بینی از ملزومات انتخاب یک بازیگر توسط کارگردان تلقی می شود.
اریک که در یک فریم فوتبالی همه این فاکتورها را به نمایش گذاشت، لایق ترین فرد برای ایفای نقش خودش است. چه تفاوتی دارد؟ زمانی بازی روزگار او را در 30سالگی با 20 گل و 45 بازی ملی به خداحافظی واداشت و حالا اریک 12 سال پس از پایان آن دوران آماده می شود تا بازی روزگار را بازی کند.
کانتونا به چه دلیل پیشنهاد همکاری با لوچ را پذیرفت
وقتی این سوال را از وی می پرسیم با همان چشم های مصمم نگاهی به اطراف می اندازد و می گوید چگونه می توانید فرصت کار کنار این فیلمساز را از دست بدهید؟ او تمام فاکتورهای لازم را دارد. اول اینکه یک هوادار فوتبال است، دوم اینکه از امور جهان اطلاع کافی دارد و دلیل سوم به سابقه سیاسی و اجتماعی وی مربوط می شود.
فیلم های قبلی لوچ را دیده ام. اعدام روی صندلی الکتریکی واقعاً یکی از تکان دهنده ترین صحنه های تاریخ سینماست. فیلم معرکه او درباره آزادیخواهان ایرلند را هم فراموش نمی کنم. البته کانتونا در کودکی فیلم های زیادی را تماشا کرد چون مدام در کوچه و خیابان به دنبال توپ می دوید.
سرانجام یک روز پدر پرستار او تلاش های پسرش را دید و خیلی جدی گفت؛ تو استعداد خوبی داری اما از اینجا به بعد تنها کار و تلاش می تواند باعث تمایزت از سایرین شود. کانتونا نیز مانند لوچ از یک خانواده متوسط سر برآورد و همچنان عقاید خاص خودش را فریاد می زند؛ «فوتبال متعلق به طبقه کارگر و قشر متوسط اجتماعی است. با شیوه فعلی نه تنها راه به جایی نمی بریم بلکه کم کم شاهد افزایش سرمایه داران بی خبر از ذات فوتبال در ورزشگاه ها هستیم. امروزه خیلی ها به استادیوم می روند تا بعدها بگویند به استادیوم رفته اند.»
کانتونای 42ساله اکنون بیش از آنکه یک فوتبالیست سابق به حساب بیاید، بازیگری در حال فعالیت تلقی می شود. این تلقینات در خاطرات او هم رسوخ کرده چون وقتی خواسته شد لحظات خوب خود در فوتبال را گلچین کند پس از کلی مکث پاس زیبایی را که برای گیگز فرستاد، برگزید.
چه می توان کرد، به زعم او بازیگری نیز بخشی از فوتبال است. ناپلئون بناپارت توفیقات اجباری روزهای دشوار زندگی را دلیل موفقیت خود می دانست و هموطن او ماه های ملال آور محرومیت را دلیل متنوع تر شدن جنبه های زندگی اش قلمداد می کند. اریک می گوید بازیگری را از همان زمان تمرین کرده و حالا در این عرصه یک شخصیت قابل اعتنا به حساب می آید.
جالب اینکه برخلاف تصور کانتونا در دوران خانه نشینی چندان به تلویزیون زل نزد و به جای تماشای فوتبال ترجیح داد استراحت فعال (آنچه از بزرگان یک الگو می سازد) را مد نظر قرار دهد. استراحت فعال به معنای خوابیدن در حال راه رفتن نیست بلکه مفهومی به ارزش افزودن بر دانش قبلی دارد. جمله پایانی توصیف کننده خود خود کانتوناست؛ «همیشه اول واکنش نشان داده ام و سپس به تفکر پرداخته ام. اصلاً مایل نیستم مردم مرا با روزهای بدم به یاد بیاورند. تجربیات گذشته از من یک مرد ساخته است.»

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین