حبیب‌الله بهرامی
اصولا ما ایرانی‌ها تا هنگامی که پول و امکانات در دسترسمان هست و از یک رفاه نصف و نیمه‌ای هم برخورداریم، کمتر به فکر صرفه‌جویی یا به عبارت بهتر، درست مصرف کردن می‌افتیم و معمولا دوست داریم، سفره‌های زندگی‌مان، رنگارنگ و چیزی کم و کسر نداشته باشد، اما اگر بیش از اندازه و اعتدال باشد و مجبور باشیم این رنگینک‌ها را دور بریزیم ـ که نام آن اسراف است ـ برایمان مهم نیست. اگر هم اندکی مهم باشد، پس از چند دقیقه، عادی می‌شود و بارهای بعد هم، همان رویه گذشته را ـ که به اسراف می‌انجامد ـ ادامه می‌دهیم.
حتما بارها و بارها آمارهای بالایی درباره مصرف بیش از اندازه آب، برق، گاز، بنزین، و اقلام خوراکی نظیر گندم و برنج و چای و... شنیده‌اید که اصلا قابل مقایسه با کشورهای پر جمعیت و پیشرفته نیست.
خب، چه کسی می‌تواند بگوید چرا این چنین پر مصرف هستیم؟ چرا واژه صرفه‌جویی در عمل برایمان ارزش و اهمیتی ندارد؟! اما در ظاهر و در شعار، آنچنان درباره صرفه‌جویی و اسراف نکردن و درست مصرف کردن، سخن می‌رانیم و خود را پاک و منزه از این گونه اسراف و تبذیرها می‌دانیم که هر کس نداند، گمان می‌کند از ما بهتر و صرفه‌جوتر و... در کشور نیست!
اصولا، ما الگویی برای درست مصرف کردن نداریم. شیوه‌ای که از پدرانمان به ما رسیده است، از انجام امور در دستگاه‌های دولتی و خصوصی بگیر تا در امور زندگی و میهمانی‌ها، عمل و مصرف، بی قید و بی اندازه و بی خیال مآبانه است.
فکر می‌کنیم که اگر در امور کار و زندگی و نیز میهمانی‌ها و برای میهمانان، غذاهای رنگارنگ و متنوع درست نکنیم، ما را ناخن خشک و بی توجه می‌پندارند.
از سوی دیگر، نه تولیدمان به تولید می‌برد و نه مصرف کالاها و خدمات و مایحتاج روزمره‌مان درست و اصولی است، نه استانداردها را رعایت می‌کنیم، نه بهداشت و نه کیفیت را و نه هزینه کردمان در امور فرهنگی و تبلیغی که بتوانیم درست و حسابی از آنها بهره ببریم!
زندگی‌مان ماشینی شده است. بدون ماشین یا به عبارت بهتر، خودرو، چند قدم نمی‌توانیم برویم! دم از صرفه‌جویی و اسراف نکردن می‌زنیم، اما چند دقیقه نمی‌توانیم سوار خودرو شخصی نشویم و با وسایل حمل و نقل عمومی به امورمان رسیدگی کنیم. هر روز که می‌گذرد، وابستگی‌مان به خودرو شخصی بیشتر می‌شود، چرا که در اذهان ما، وسایل نقلیه عمومی ـ هر چند که کمبود آن احساس و دیده می‌شود ـ انگار به تاریخ پیوسته‌اند.
نتیجه این که، مصرف انرژی آن هم از نوع بنزین بالا می‌رود؛ بنزینی که از خارج کشور وارد می‌شود؛ بنزینی که از درآمدهای نفتی به دست می‌آید؛ نفتی که باید سر سفره‌هایمان بیاید، اما پیش از آمدن، تبدیل به بنزین می‌کنیم و درون باک خودروها می‌ریزیم تا دود شود و برود هوا!
سال‌های سال است که دست‌اندرکاران ما در امور برق، شعار لامپ اضافی خاموش را سر می‌دهند، اما نه خودشان رعایت می‌کنند و نه خیلی از مصرف کنندگان. کافی است که در روز، نیم نگاهی به چراغ‌های روشن خیابان‌ها و جاده‌ها و حتی منازل بیندازید تا پی به بی خیالی خیلی‌ها ببرید!
با این که مرتب می‌گویند، از وسایط پر مصرف برقی در وقت پیک روز و شب استفاده نکنید، اما آن کسانی که این موارد را رعایت می‌کنند، بسیار اندک هستند!
در مصرف آب که سرآمد روزگاریم. حاضر نمی‌شویم لحظه‌ای شیر آب را در هنگام مصرف ببندیم تا بیهوده هدر نرود. چرا که نه احساس مسئولیت می‌کنیم و نه حالی برایمان مانده که چند لحظه شیر آب را ببندیم و دوباره باز کنیم؛ بستن و باز کردن شیر آب هم حال می‌خواهد که ما نداریم!!
در روز، چقدر خمیرهای اطراف نان را دور می‌ریزیم؟
نانوایی‌های سنتی تا کی می‌خواهند نان‌های بی کیفیت تحویل مشتریان خود بدهند؟! نظارتمان هم که حرفی برای گفتن ندارد و تنها پوسته است و روحی در کالبد آن دمیده نمی‌شود.
مصرف بنزین و حتی گازوییل در کشور، اصلا قابل مقایسه با کشورهای پر جمعیت نیست. وقتی از خودروهای شخصی استفاده می‌کنیم، انگار خیابان‌ها را خریده‌ایم و جز ما، فرد دیگری در خیابان‌ها نباید رفت‌وآمد کند، آن چنان خود را محق می‌دانیم که قوانین و مقررات را زیر پای بگذاریم و حق دیگران را پایمال کنیم که فکر نکنم در هیچ کشوری این گونه رفتار شود!
در سد کردن معابر هم که ید طولایی داریم. در نتیجه، عابران وادار می‌شوند که در طول و عرض خیابان‌ها راه بروند که آن هم باعث ترافیک می‌شود و هدر رفتن وقت‌های گرانبهای شهروندان.
این بی‌مسئولیتی‌ها و بی خیالی‌ها، علاوه بر این که تعدی به حقوق شهروندی است، موجب تلف شدن و مصرف وقت و انرژی مردم نیز می‌شود؛ همین مردمی که در گفتارها و رفتارهایمان از آنها دم می‌زنیم و گاهی برایشان سینه چاک می‌دهیم.
به راستی، مسئولان کشوری، برای ارتقای سطح فرهنگی و آموزشی تولیدکنندگان و مصرف کنندگان و نیز افزایش سطح بهره‌وری چه کرده‌اند؟ آیا نخست از خود شروع کرده‌اند تا زیردستانشان از آنها تأثیر بگیرند؟
اگر طرح و برنامه‌هایی را تدوین کرده و به مرحله اجرا درآورده‌اند، چرا پس از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی، هنوز الگوی مصرف و حتی تولید و بهره‌وری‌مان اصلاح و درست و اصولی نشده است؟
نگارنده بر این باور است که برای اصلاح الگوی مصرف در کشور، نیاز است که نخست خود را اصلاح کنیم و به خود ایمان و اعتقاد داشته باشیم و از تنبلی و سستی دوری جوییم و راه درست، اسلامی و انسانی را پیش گیریم و با پشتکار و توکل بر خداوند، دست به دست هم دهیم به مهر و با اصلاح امور اقتصادی و اجرای کامل قانون سیاست‌های اصل 44، فرمایش مقام معظم رهبری را نه تنها در سال جاری که در همه سال‌ها به مرحله اجرا درآوریم.
انشاءالله

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/02/24
پاسخ

"اوصیکم بتقوی الله ونظم امرکم " نتیجه نداشتن نظم وتقوی همین است که می بینید

کاربر مهمان -> 1388/02/24
پاسخ

آقای بهرامی. ساده و در چند سطر بگویم. ما ایرانیان از سه چیز محروم هستیم: آموزش - قانون شفاف و یکسان برای همه - مجری قانون محکم و دلسوز تا وقتی این سه مساله حل نشود هیچ چیز درست نخواهد شد.

کاربر مهمان -> 1388/02/24
پاسخ

الناس علی دین ملوکهم

کاربر مهمان -> 1388/02/24
پاسخ

اقا کل مردم ایران هیچ نخورند هیچ نپوشند هیچ جا نروند!! کلا چند دلار صرفه جویی میشود!؟ فقط یک نفر که گوش شنوا ندارد میتواند 300 میلیارد دلار را بابت لج بازی با تمام کارشناسان ایران و جهان به باد بدهد!! خجالت ندارد روز روشن به مردم بگوییم 200 ریال برق صرفه جویی کنید! ایمان -سستی-تنبلی!!!دیوار کوتاه مردم و این همه طلبکاری!!؟؟؟

کاربر مهمان -> 1388/02/25
پاسخ

آفرین!! این حرفها حرف دلها بسیاری از مردمه! اما یک نکته دیگه هم هست و اون اینه که فشارهای اقتصادی و روحی و روانی که دائما و پی در پی به مردم وارد میشه ، مثل تورم و گرانی مسکن و بالارفتن سن ازدواج و چیزهای دیگه باعث میشه که به قولی حال و حوصله ای برای صرفه جویی در اذهان مردم (قشر متوسط به پایین) نمونه ، شاید مردم تو ذهن خودشون میگن دولت که به فکر ما نیست ، ما هم هرکاری دلمون خواست می کنیم !! غافل از اینکه مستقیما لطمه به خودشون و نسلهای آینده می زنن.

کاربر مهمان -> 1388/02/25
پاسخ

حدیث :‌ مردم به فرمانروایانشان بیشتر شبیهند تا به پدرانشان! وقتی انحصار طلبی ،‌ فوق قانون بودن، عمل به قانون در انجا که به نفع است و عمل نکردن وقتی به ضرر است و .... را در دولتمردان ،‌ رئیس ادارات و اقا زاده ها و ... می بینند مردم هم همین فرهنگ را برای زندگی در این کشور اجرا می کنند . عمل به دستور چرا راهنما وقتی خوب است که چراغ سبز باشد وقتی قرمز است دیگر خوب نیست . وقتی صحبت پول گرفتن از مردم می شود قانون ان یک شبه تصویب و از فردا اجرائی می شود اما وقتی صحبت خدمات دادن به مردم است باید از طریق کاغذ بازی ماه ها طول بکشد . مثلا چرا از تصویب قانون تخفیف در خدمات اینترنت چند سال گذشته و مخابرات هنوز هم به ان عمل نمی کند ! .اما انجا که می خواهند گران کنند اول گران می کنند و احتیاج هب قانون هم ندارند بعد اگر کسی جلو انها را گرفت که خوب و الا اهسته اهسته کنسلش می کنند

کاربر مهمان -> 1388/02/25
پاسخ

تا زمانیکه قیمت انواع انرژی در ایران نسبت به سایر کشورها بسیار ارزانتر است و هزیه مصرف یک سال گاز برای یک خانواده ایرانی کمتر از یک ماه یک خانواده اروپایی است امیدی به کاهش مصرف نیست (البته تفاوت در آمد در ایران با اروپا را نباید فراموش کرد و همچنین عایق کاری ساختمانها و شیشه های دو جداره و ماشینهایی که بیش از ۴۰ سال است کار میکنند و مصرف بنزین آنها بیش از ۲ و یا چند برابر استاندارد است). همچنین باید فرهگ درست استفاده کردن را در مدرسه و برنامههای رادیو و تلویزیون به مردم ومخصوصا نسل جوان آموزش داد.

کاربر مهمان -> 1388/02/25
پاسخ

الگوی مصرف و یا اصلاح الگوی مصرف چیزی نیست که با حرف وسخن به ان رسید بلکه راه و روش و سیاست است که الگوی مصرف را جهت میدهد حال ببینیم سیاستهای اعمال شده در جامعه چیست و نتیجه ان چه بوده است به یاد بیاوریم که در چند دهه پیش اکثریت مردم ایران در روستاها زندگی میکردند که نان و پنیر و گوشت و مرغ و لباس و پوشاک و سوخت و وسیله نقلیه و همه مایحتاج خود را از طبیعت فراهم میکردند و مازاد نیازشان را نیز به شهرها میدادند که کشور را از نیاز به خارجیان برهانند حال عده ایی با سیاستهای خائنانه مردم را از روستاها به شهرها کشانده و شهرها را از طول و عرض و ارتفاع بزرگ و بزرگتر نمودند حال این مردم که به علوم و فنون خارجی مجهز نیستند برای گذران زندگی نیاز به کارخانجات پرورش دام و طیور و لبنیات و اتومبیل و تلفن و موبایل و کامپیوتر و فاکس و پرینتر و فتوکپی و بنزین و گازوییل و هزاران هزار فراورده دیگر خارجی پیدا میکنند و مسلما" انان برای فروش بیشتر محصولاتشان بازار را در جهت مصرف حداکثری ما تنظیم میکنند مثلا" اتومبیل با مصرف بالا و عمر کوتاه و یا ماشینهای اداری و خانگی با مصرف مواد مصرفی بالا و طول عمر کوتاه یعنی میزان مصرف و نحوه مصرف ما را با اعمال این سیاستها برای اینکه ما به بازار مصرف بیشتر کالاهای انها تبدیل شویم تنظیم میکنند. بدون هیچ تردیدی این سیاستها در خارج برای ماتنظیم شده تا ثروت و منابع کشور ما را به یغما ببرند و کشور ما را تیدیل به بازار مصرف تولیدات کشور خودشان بنمایند. حال باید دید در داخل چه کسانی مجری این سیاست خائنانه بوده اند مثلا" چه کسانی با شعار زمین از ان خداست ازطول و عرض و چه کسانی با شعار بلندمرتبه سازی از ارتفاع شهرها را بزرگ و بزرگتر نمودند وچه کسانی با شعار عوامفریبانه پیشرفت و تکنولوژی و اتوماسیون و مکانیزاسیون و شهر الکترونیک وpaper less و شعارهای عوامفریبانه دیگرروز به روز وابستگی ما را به خارج ومحصولاتشان بیشترو بیشتر و جامعه را مصرفی تر نموده اند.انان مجری و مطیع اربابان خارجی خود برای چپاول ثروت این کشور هستند و تا وجود دارند و قدرت دارند اجازه تغییر این روند بسیار بسیار خائنانه را نخواهند داد زیرا انان در این بین حق دلالی خود را از طریق انحصاری نمودن واردات ان کالاها دریافت میکنند.

کاربر مهمان -> 1388/02/25
پاسخ

اخه چرا جواب من را نمی زنید .اینها از دیوار ملت کوتاهتر نمی بینند.من روزی 100 تومان صرفه جویی کنم که یک مدیر ارشد دولتی با لج بازی چند میلیون برابرش را با یک تصمیم اشتباه یک ثانیه ای به باد دهد!؟

کاربر مهمان -> 1388/02/26
پاسخ

سی سال فقط شعار بوده و ریا وفقط یاد گرفته ایم الکی بگوییم اسلام انقلاب و از این حرفهای عوام فریب همین شمای نگارنده چقدر به قوانین و مصالح مردم و مملکت پایبندی ؟ فقط تا آنجا که به منافع خودت لطمه وارد نشود اکثرا هم همینطورند من هم استثنا نیستم منظورم اینست که تا قوانین محکم و قابل اجرا یعنی قوانینی که ضمانت اجرایی داشته باشند در کشور پیاده نشود با آیه و حدیث و مقام فلان چه گفته هیچ چیز حل نمیشود شما هم وقت خودت و مردم را نگیر

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین