سیدعلی خرم در شرق نوشت:
انتظارات بهسختی به پایان رسید و ایران با گروه ۱+۵ بالاخره به توافق اولیه دست یافت و اصول کار و راهحلها برای نگارش متن «برنامه جامع اقدام مشترک» مطرح شد. در تاریخ روابط بینالملل و سابقه دیپلماسی، هیچ معضل جهانیای تا این حد مورد توجه قرار نگرفته بود و در این حد برای حل آن از سوی قدرتهای بزرگ سرمایهگذاری نشده بود و ضمنا در این فاصله کوتاه به نتیجه نرسیده بود. درست است که از ابتدای ورود جمهوریاسلامیایران به پروسه مذاکرات دیپلماتیک در دولت جدید تاکنون، حدود ۱۸ماه سپری شده، ولی طبق عرف بینالملل، حل چنین معضلی معمولا به چندینسال و حتی یکدهه برای رسیدگی و پایاندادن به آن نیاز دارد. برخی موارد مورد توافق در این مذاکرات؛ استثنایی بوده و ازجمله هیچ صاحبنظری تصور نمیکرد قطعنامههای شورای امنیت که در ششسال بهتدریج علیه ایران به تصویب رسیده، بتواند در مدت کوتاهی ملغی شود. معمولا چنین قطعنامههایی عمری طولانی داشته و بهسختی و پس از سالها میتوانند منسوخ شوند. پرونده هستهای ایران از نظر داشتن دشمنان و بدخواهان فعال و صاحبنفوذ در سطح جهان هم استثنایی است.
تاریخ معاصر به یاد ندارد در مورد معضلی بینالمللی اینهمه صفآرایی و لشکرکشی صورت گرفته باشد و ازجمله بین دولتمردان آمریکا تا این حد اختلاف و فاصله افتاده باشد. نمونه موجود در تاریخ سیاسی آمریکا، دوران «مککارتی» بود که در اثر جنگ کره پیش آمد و وی شخصا به همه اعمال دولت آمریکا مظنون بود و دچار توهم شده بود که دولتمردان آمریکا همگی برای گسترش کمونیسم بهطور مخفیانه دارند کار میکننداما صفآرایی دولتمردان آمریکا در دوره مککارتی بههیچوجه قابل مقایسه با صفآرایی کنونی جمهوریخواهان در قبال پرونده هستهای ایران نبوده و نیست. سناتور مککارتی با همه تلاشی که کرد نتوانست جامعه سیاسی آمریکا را به این شکل پولاریزه کند، به ترتیبی که رییسجمهور آمریکا آن اندازه در موضع ضعف قرار گیرد که مجبور شود برای حفظ خودش و حفظ حقوق و اختیارات رییسجمهور آمریکا به هر وسیلهای متوسل شود.
ازسویدیگر این اولینبار بود که بین دولت آمریکا و اسراییل درگیری بهوجود آمد و طرفین یکدیگر را به باد انتقاد و سرزنش گرفتند. درحالی که طی ۷۰سالی که از تاسیس اسراییل میگذرد، همواره دولت آمریکا حامی و پشتیبان اسراییل و بالعکس دولت اسراییل همواره در انتخاب رییسجمهور آمریکا دخیل بوده است. این عوامل و بسیاری عوامل دیگر به ما میآموزد پرونده هستهای به لطف پروردگار دارد به شکلی استثنایی حل میشود و آنچه دکتر ظریف در میدان دیپلماسی بعد از تلاشها و سختیهای فراوان به دست آورده، بسیار ارزشمند است و این تبریکی کاملا واقعبینانه دارد که به مردم و کشور ایران گفته شود. اما شرایط بینالمللی همانطور که گفته شد بهدلیل وجود تندروها و بدخواهان متعدد و پرنفوذ در سرتاسر جهان و بهدلیل اهمیت استراتژیک ایران آنقدر مسموم است که آهنگهای متفاوت و متضادی در برخی نقاط جهان نواخته میشود و احیانا میتواند مردم ایران و حتی برخی از مسوولان را دچار اشتباه محاسبه کند. برای مثال، رییسجمهور آمریکا بلافاصله بعد از تفاهم پنجشنبه به ایراد سخنرانی پرداخت و عمدتا به پاسخگویی به شبهات تندروهای جمهوریخواه و لابی اسراییل پرداخت.
آنها که بر محیط پرتنش بین جمهوریخواهان و دولت آمریکا احاطه داشتند و بر تاثیر لابی اسراییل بر تخریب دستاوردهای بهدستآمده ظرف سهماه آینده، واقف بودند، بهخوبی میدانستند بیش از ۸۰درصد از سخنرانی اوباما برای پیشیگرفتن بر مخالفان داخلی آمریکا بود. اگر جناحهای داخلی بر این امر وقوف داشته باشند و بدانند سخنرانیهای اوباما و کری برای مصرف داخلی آمریکا بوده، ایران را مرجع و مخاطب این سخنرانیها نمیدانند و از امروز شروع به ایجاد شبهه و تردید در دل مردم و مسوولان نمیکنند و برعکس، از این فرصت سهماهه استفاده کرده تا توافقی وزین و پایدار برای جمهوریاسلامیایران به دست آورند. آنچه در تفاهم «برنامه جامع اقدام مشترک» به دست آمده، تامینکننده امنیت ملی و منافع ملی کشور است. یادمان نرود برخی سادهانگاران در پاییز و زمستان۱۳۸۴ بهراحتی پرونده هستهای را بهسوی شورای امنیت سوق دادند و تصور میکردند هیچ خبری نمیشود و قطعنامهها صرفا «کاغذپاره» هستند. ازهمینرو در چنین شرایطی آنچه مورد تفاهم بین ایران و گروه۱+۵ قرار گرفته، آبرومندانهترین و شرافتمندانهترین نوع توافق است که هم صنعت هستهای ایران حفظ شده و هم بدون تحریم یا درگیری نظامی، کشور توانسته از مهلکه قطعنامهها بیرون آمده و در همکاری بینالمللی با سایر کشورها قرار گیرد.