در المپیک پکن شخصیتی عجیب و فریبندهتر از اوسین بولت نمیتوانستیم پیدا کنیم. در نگاه اول خود را قهرمانی نشان داد که شب و روزش دویدن است اما کسانی که بیشتر با او بودند دیدند نه این طور نیست.
به نوشته ایران ورزشی، او نمیتواند همه انرژی خود را با دویدن خالی کند. 3 مدال طلا گرفتن و 3 رکورد جهانی زدن کار آسانی نیست و آنقدر تمرین کردن لازم دارد که هرکسی جز بولت باشد پس از مسابقهاش یک راست به خانه میرود و استراحت میکند اما این دونده 22 ساله که از کودکی بیش فعال است(!) با همه فرق دارد.
تازه بهانهای برای برپا کردن جشنهایش پیدا میکند و پشت سر هم میهمانی میرود و موسیقی گوش میکند که از مهمترین علایق غیروزشیاش هستند. کارهای عجیب و غریب او کم نیستند. دونده است اما ورزش محبوبش فوتبال است. منچستریونایتد تیم و کریستیانو رونالدو ورزشکار مورد علاقهاش.
وقتی برای شرکت در رقابتهای جاده به منچستر رفت، هدفش تنها دویدن نبود. برنامهریزی کرده بود در این فرصت در اولدترافورد از کریس رونالدو تیشرتی با امضایش بگیرد و در عوض فوت و فن سرعتی دویدن را یادش بدهد. برنامههایش به اینجا ختم نشد و حتی در بین دو نیمه بازی آرسنال و منچستر وارد زمین شد تا اینگونه هم خبرساز شود.
خیلیها میدانند اوسین بولت از تمرین کردن متنفر است و همان خیلیها باز هم میدانند عاشق فستفود و میهمانی است اما حالا که به استقبال فصل 2009 میرود، آیا کسی میداند روز خود را چطور شب میکند؟
اگر یک هفته وقت خود را با قهرمان المپیک و دوستان و خانوادهاش در جاماییکا بگذرانید، پاسخ این سوال را پیدا خواهید کرد. موزیک، از همان دسته علایق غیرورزشی، مهمترین بخش زندگی بولت را به خود اختصاص داده و عجیب نیست اگر ببینید هنگام گوش کردن به موسیقی بیش از هر وقت دیگری آرامش دارد. او را هیچ وقت نمیتوان شادتر از لحظهای پیدا کرد که عینک آفتابی زده البته نه به چشمش بلکه بالای سرش (!) و آواز میخواند.
بولت همانقدر موسیقی را جدی میگیرد که دویدن را. او حتی وقتی برای مسابقات جهانی میرود، حرکاتش را مقابل آیینه تمرین و باز هم موسیقی گوش میکند. این کار کمکش میکند آرامش داشته باشد و سختی تمرین و فشار و استرس مسابقه را فراموش کند.
البته میهمانی رفتن هیچ وقت او را به دردسر نینداخته است. مربی و البته بهتر بخواهیم بگوییم، مریدش نورمن پیرت با چهرهای خندان میگوید: «او سال گذشته میهمانیهای بسیاری رفت. نگاه کنید چه موفقیتهایی به دست آورد! البته او هیچ وقت زیادهروی هم نمیکند. حدس میزنم خیلی از چیزها در کنار همین تفریحات برای او به دست آمده است.»
کم هستند کسانی که بولت را به اندازه پیرت بشناسند. او مثل چرخ دندهای است که موتور بولت را سرپا نگه داشته است. پیرت که مامور تمام وقت رسیدگی به مالیاتهای دولتی است، برای خودش قهرمانی در میان رکوردداران تاریخ این ورزش بوده است. بولت از 15سالگی زیر دست این مربی بزرگ شده که نه تنها در ورزش بلکه در درسهایش هم به او کمک میکرد.
نگاه او به بولت هیچ گاه جز به چشم یک پسر با استعداد نبود اما گاهی اوقات این سوال برایش پیش میآمد که نبوغ او را در کجا به کار بگیرد. بالاخره پس از آنکه در فینال رقابتهای دبیرستانهای جاماییکا دید شاگردش دو 200متر را در 25/20 ثانیه میدود، استراتژی خود را مشخص کرد: «پس از آن روز من فهمیدم باید درباره او بزرگ فکر کنم.»
و فکرهای بزرگ او ثمر بخش بودند. استراتژیاش این بود که گلن میلز مقرراتی مربی تمرینات بولت شود و ریکی سیمز هم مدیر برنامههایش.بولت وقتی به دنیا آمد ستون فقراتش به یک سمت انحنا داشت و این مشکل مادرزادی آسیبهای بسیاری در دوران کاریاش به او وارد میکند. به همین خاطر پیرت همیشه مواظب است مشکلی برای او پیش نیاید و روغن موتورش کم نشود! او همیشه و در همه سفرهای این دونده در تمام دنیا همراهش است: «او دو یا سه بار در سال در آلمان مورد چکآپ کامل قرار میگیرد.»
پیرت پیش از آنکه مسوولیت بولت را قبول کند، مصرانه خواستار ملاقات و آشنایی با خانوادهاش بود تا بفهمد این جوان در چه محیطی بزرگ شده است و اگر حالا هم باز به دیدن خانه و خانوادهاش برویم، میبینیم چیز زیادی از آن موقع تغییر نکرده است. فقط کمی بزرگ شده و دیواری جدید جلویش کشیده که کار اوسین است و به وسایل داخل خانه هم مدالها و جوایز او اضافه شده است. مادرش جنیفر از خاطرات دوران کودکی اوسین در این خانه میگوید: «او بچه عجیبی بود. از همان موقعی که کمتر از یک ماه داشت کارهایی میکرد که ما متقاعد شده بودیم بیش فعال است.»
در امتداد جادهای که خانه بولت در آن قرار گرفته مغازه پدرش را پیدا میکنیم. در حالی که اسپورت پوشیده و کلاه بیسبال به سرش است و کار مشتریانش را راه میاندازد و میگوید بیش فعالی پسرش باعث شد که فکر جدی در موردش بکنند:« یک بار مجبور شدم او را به دکتر ببرم چون دیگر نمیدانستم باید با او چه کار کنم. دکتر آن روز به من گفت او بیش فعال است و باید مواظبش باشیم، فقط همین.»
اوسین مرتبا به خانه پدریاش سر میزند و به جرأت میتوان گفت تنها جایی است که او میتواند برود و خودش باشد.
تاثیر پدر و مادرش که بسیار ساده و خوش برخورد و قابل احترام هستند بر کار او کاملا نمایان است. در بسیاری مواقع وقتی که موفقیت برای خیلیها دور از دسترس است، او موفق میشود و راز آن را جز در اعتماد به نفس بالا و خانوادهای که دارد نمیتوان یافت. تنها چیزی که همه را نگران اوسین میکند، علاقهای است که او به سرعت دارد.
حالا مهم نیست در کجا؛ در پیست هنگام دویدن یا در جاده و هنگام رانندگی. نگرانی پیرت و سیمز به حدی بود که او را مجبور کردند در آلمان کلاسهای رانندگی مخصوصی را بگذراند تا برای راندن BMWاش مشکلی نداشته باشد. با همه این تشکیلات و پیشگیریها باز هم حادثه از او دور نماند و ماه گذشته تصادف سنگینی کرد و تقریبا چیزی از BMW باقی نماند.
پس از المپیک پکن، بولت برای دولت جاماییکا به گنجی گرانبها تبدیل شد تا جایی که تصمیم گرفتند دو محافظ تمام وقت در اختیار او بگذارند. برخلاف خیلی از محافظها که با کت و شلوار و لباس رسمی ماموریت خود را انجام میدهند، این دو نفر که از قضا همسن خود بولت هستند، کفش ورزشی و جین و لباس اسپورت میپوشند و میگویند مردم عاشق اوسین هستند و هیچ آسیبی به او نمیرسانند.
با هیکلی که آنها دارند، هواداران بولت میدانند وقتی دونده محبوب خود را دیدند نباید خیلی هیجان زده شوند و وقت او را برای گرفتن عکسهای یادگاری بگیرند.بولت در بهترین زمان از عمرش راه خود را در زندگی پیدا کرد و مشهور شد و در این راه کسانی که اطرافش بودند به خصوص خانواهاش نقش مهمی ایفا کردند.
استعدادی که او دارد ترکیبی از شانس و سخت کار کردن است اما در اصل آنچه که او را در پیست نگه داشته، حضور اطرافیانش است. از پدر و مادرش گرفته تا مدیربرنامه و مربیاش، همه و همه در موفقیتهای او سهیم هستند.
به نوشته ایران ورزشی، او نمیتواند همه انرژی خود را با دویدن خالی کند. 3 مدال طلا گرفتن و 3 رکورد جهانی زدن کار آسانی نیست و آنقدر تمرین کردن لازم دارد که هرکسی جز بولت باشد پس از مسابقهاش یک راست به خانه میرود و استراحت میکند اما این دونده 22 ساله که از کودکی بیش فعال است(!) با همه فرق دارد.
تازه بهانهای برای برپا کردن جشنهایش پیدا میکند و پشت سر هم میهمانی میرود و موسیقی گوش میکند که از مهمترین علایق غیروزشیاش هستند. کارهای عجیب و غریب او کم نیستند. دونده است اما ورزش محبوبش فوتبال است. منچستریونایتد تیم و کریستیانو رونالدو ورزشکار مورد علاقهاش.
وقتی برای شرکت در رقابتهای جاده به منچستر رفت، هدفش تنها دویدن نبود. برنامهریزی کرده بود در این فرصت در اولدترافورد از کریس رونالدو تیشرتی با امضایش بگیرد و در عوض فوت و فن سرعتی دویدن را یادش بدهد. برنامههایش به اینجا ختم نشد و حتی در بین دو نیمه بازی آرسنال و منچستر وارد زمین شد تا اینگونه هم خبرساز شود.
خیلیها میدانند اوسین بولت از تمرین کردن متنفر است و همان خیلیها باز هم میدانند عاشق فستفود و میهمانی است اما حالا که به استقبال فصل 2009 میرود، آیا کسی میداند روز خود را چطور شب میکند؟
اگر یک هفته وقت خود را با قهرمان المپیک و دوستان و خانوادهاش در جاماییکا بگذرانید، پاسخ این سوال را پیدا خواهید کرد. موزیک، از همان دسته علایق غیرورزشی، مهمترین بخش زندگی بولت را به خود اختصاص داده و عجیب نیست اگر ببینید هنگام گوش کردن به موسیقی بیش از هر وقت دیگری آرامش دارد. او را هیچ وقت نمیتوان شادتر از لحظهای پیدا کرد که عینک آفتابی زده البته نه به چشمش بلکه بالای سرش (!) و آواز میخواند.
بولت همانقدر موسیقی را جدی میگیرد که دویدن را. او حتی وقتی برای مسابقات جهانی میرود، حرکاتش را مقابل آیینه تمرین و باز هم موسیقی گوش میکند. این کار کمکش میکند آرامش داشته باشد و سختی تمرین و فشار و استرس مسابقه را فراموش کند.
البته میهمانی رفتن هیچ وقت او را به دردسر نینداخته است. مربی و البته بهتر بخواهیم بگوییم، مریدش نورمن پیرت با چهرهای خندان میگوید: «او سال گذشته میهمانیهای بسیاری رفت. نگاه کنید چه موفقیتهایی به دست آورد! البته او هیچ وقت زیادهروی هم نمیکند. حدس میزنم خیلی از چیزها در کنار همین تفریحات برای او به دست آمده است.»
کم هستند کسانی که بولت را به اندازه پیرت بشناسند. او مثل چرخ دندهای است که موتور بولت را سرپا نگه داشته است. پیرت که مامور تمام وقت رسیدگی به مالیاتهای دولتی است، برای خودش قهرمانی در میان رکوردداران تاریخ این ورزش بوده است. بولت از 15سالگی زیر دست این مربی بزرگ شده که نه تنها در ورزش بلکه در درسهایش هم به او کمک میکرد.
نگاه او به بولت هیچ گاه جز به چشم یک پسر با استعداد نبود اما گاهی اوقات این سوال برایش پیش میآمد که نبوغ او را در کجا به کار بگیرد. بالاخره پس از آنکه در فینال رقابتهای دبیرستانهای جاماییکا دید شاگردش دو 200متر را در 25/20 ثانیه میدود، استراتژی خود را مشخص کرد: «پس از آن روز من فهمیدم باید درباره او بزرگ فکر کنم.»
و فکرهای بزرگ او ثمر بخش بودند. استراتژیاش این بود که گلن میلز مقرراتی مربی تمرینات بولت شود و ریکی سیمز هم مدیر برنامههایش.بولت وقتی به دنیا آمد ستون فقراتش به یک سمت انحنا داشت و این مشکل مادرزادی آسیبهای بسیاری در دوران کاریاش به او وارد میکند. به همین خاطر پیرت همیشه مواظب است مشکلی برای او پیش نیاید و روغن موتورش کم نشود! او همیشه و در همه سفرهای این دونده در تمام دنیا همراهش است: «او دو یا سه بار در سال در آلمان مورد چکآپ کامل قرار میگیرد.»
پیرت پیش از آنکه مسوولیت بولت را قبول کند، مصرانه خواستار ملاقات و آشنایی با خانوادهاش بود تا بفهمد این جوان در چه محیطی بزرگ شده است و اگر حالا هم باز به دیدن خانه و خانوادهاش برویم، میبینیم چیز زیادی از آن موقع تغییر نکرده است. فقط کمی بزرگ شده و دیواری جدید جلویش کشیده که کار اوسین است و به وسایل داخل خانه هم مدالها و جوایز او اضافه شده است. مادرش جنیفر از خاطرات دوران کودکی اوسین در این خانه میگوید: «او بچه عجیبی بود. از همان موقعی که کمتر از یک ماه داشت کارهایی میکرد که ما متقاعد شده بودیم بیش فعال است.»
در امتداد جادهای که خانه بولت در آن قرار گرفته مغازه پدرش را پیدا میکنیم. در حالی که اسپورت پوشیده و کلاه بیسبال به سرش است و کار مشتریانش را راه میاندازد و میگوید بیش فعالی پسرش باعث شد که فکر جدی در موردش بکنند:« یک بار مجبور شدم او را به دکتر ببرم چون دیگر نمیدانستم باید با او چه کار کنم. دکتر آن روز به من گفت او بیش فعال است و باید مواظبش باشیم، فقط همین.»
اوسین مرتبا به خانه پدریاش سر میزند و به جرأت میتوان گفت تنها جایی است که او میتواند برود و خودش باشد.
تاثیر پدر و مادرش که بسیار ساده و خوش برخورد و قابل احترام هستند بر کار او کاملا نمایان است. در بسیاری مواقع وقتی که موفقیت برای خیلیها دور از دسترس است، او موفق میشود و راز آن را جز در اعتماد به نفس بالا و خانوادهای که دارد نمیتوان یافت. تنها چیزی که همه را نگران اوسین میکند، علاقهای است که او به سرعت دارد.
حالا مهم نیست در کجا؛ در پیست هنگام دویدن یا در جاده و هنگام رانندگی. نگرانی پیرت و سیمز به حدی بود که او را مجبور کردند در آلمان کلاسهای رانندگی مخصوصی را بگذراند تا برای راندن BMWاش مشکلی نداشته باشد. با همه این تشکیلات و پیشگیریها باز هم حادثه از او دور نماند و ماه گذشته تصادف سنگینی کرد و تقریبا چیزی از BMW باقی نماند.
پس از المپیک پکن، بولت برای دولت جاماییکا به گنجی گرانبها تبدیل شد تا جایی که تصمیم گرفتند دو محافظ تمام وقت در اختیار او بگذارند. برخلاف خیلی از محافظها که با کت و شلوار و لباس رسمی ماموریت خود را انجام میدهند، این دو نفر که از قضا همسن خود بولت هستند، کفش ورزشی و جین و لباس اسپورت میپوشند و میگویند مردم عاشق اوسین هستند و هیچ آسیبی به او نمیرسانند.
با هیکلی که آنها دارند، هواداران بولت میدانند وقتی دونده محبوب خود را دیدند نباید خیلی هیجان زده شوند و وقت او را برای گرفتن عکسهای یادگاری بگیرند.بولت در بهترین زمان از عمرش راه خود را در زندگی پیدا کرد و مشهور شد و در این راه کسانی که اطرافش بودند به خصوص خانواهاش نقش مهمی ایفا کردند.
استعدادی که او دارد ترکیبی از شانس و سخت کار کردن است اما در اصل آنچه که او را در پیست نگه داشته، حضور اطرافیانش است. از پدر و مادرش گرفته تا مدیربرنامه و مربیاش، همه و همه در موفقیتهای او سهیم هستند.