این یک توبه نامه است؛
1) این یک توبه نامه است؛ توبه نامه ای برای ادعاهای گزافی که سالهاست مطرح می شود، اما متأسفانه صحت نداشته است.
به نوشته قدس، این یک توبه نامه است برای لقبی که به تماشاگران ایرانی داده بودیم: «سرمایه های این فوتبال»! این یک توبه نامه است از طرف فوتبالی که حالا رنگ صورتش از خجالت رفتار «سرمایه های واقعی اش» سرخ شده است.
2 ) توبه، توبه، توبه! اگر هر گناهی راه بازگشتی دارد، ما هم به نوبه خودمان از گناه «بهترین» خواندن تماشاگران ایرانی در دنیای فوتبال باز می گردیم و توبه می کنیم. شوخی دیگر بس است. اگر این جماعت قلیل ایرانی که در خیلی از هفته ها آمارش برای تماشای 9 بازی به 50 هزار نفر هم نمی رسد، بهترین تماشاگر دنیا باشد، پس هواداران اتلتیک بیلبائو چگونه آدمهایی هستند؛ همانها که تیم اول باسک به پشتوانه شور و عشق بی نظیرشان سالهاست که بدون جذب حتی یک بازیکن غیربومی، در سطح اول فوتبال حرفه ای و بی رحم اسپانیا دوام آورده و حتی گاهی مثل امسال تا یک قدمی فتح جام حذفی نیز پیش رفته است؟!
پس تکلیف هواخواهان لیورپول و آرسنال چه می شود؟ پس به طرفداران رم چه لقبی باید بدهیم، که سال گذشته تیمشان در آستانه سقوط به سری B هم قرار گرفت، اما آنقدر روی حمایت از محبوب شان اصرار به خرج دادند تا در همان سال رم را به فینال کوپا ایتالیا رساندند؟ اصلاً چرا راه دور برویم؛ اگر ما بهترین تماشاگران دنیا را داریم، پس همین ژاپنی ها و کره ای ها چه می گویند که فوتبالدوستان شان در هر بازی گوش تا گوش ورزشگاهها را پر می کنند و تا لحظه آخر مثل قلب و روح شان حمایت از تیم خود را از یاد نمی برند؟!
3 ) متأسفانه؛ اما امروز ما نه بهترین، که «مسأله ساز ترین» تماشاگران دنیا را داریم. تماشاگری که مثل آب خوردن فحش می دهد، صندلی می شکند، عصیان می کند و خیلی راحت تر از آنچه بتوان تصورش کرد، ملعبه دست مشتی گردن کلفت با صدای دو رگه می شود. چگونه است که تماشاگر ایرانی به خودش اجازه می دهد از دقیقه 30 رگبار فحش و بد و بیراه را به سوی همه عوامل باشگاهی که به اصطلاح برای تشویقش به ورزشگاه رفته (!) بگیرد و حتی یک لحظه هم در مورد کاری که انجام می دهد، تفکر نکند؟!
این ذات بیمار و محتضر «فرهنگ معیوب هواداری» در ایران بود که چهارشنبه گذشته یک بار دیگر در خلال بازی پرسپولیس و الشباب عربستان خودش را نشان داد. جای تأسف است که تماشاگران ما خواسته یا ناخواسته به نردبان ترقی برخی از افراد سودجو و فرصت طلب تبدیل شده اند. این آیا همان چیزی بود که فوتبال ما از هوادارانش انتظار داشت؟ ماشین داد و بیداد و «حیا کن، رها کن»؟
چرا نباید تماشاچی ایرانی برای شیادانی که او را از دقیقه 30 پله ترقی عنصر مطلوبشان در داخل و خارج از باشگاه می کنند، پشت چشم نازک کند و صدا به صدایش ندهد؟ این چه رنجی است که تماشاگر فوتبال در ایران چنان زود باور شده که 5 دقیقه به این ساز می رقصد، 5 دقیقه به سازی دیگر و 5 دقیقه به ساز خودش؟!
4 ) نه دیگر، ما خیلی وقت است که بهترین تماشاگر دنیا را نداریم. امروز ورزشگاههای سرد ما را آدمهایی پر می کنند که لازم است به ازای هر یک نفرشان، یک پلیس، یک جامعه شناس و یک روان شناس به ورزشگاه بروند تا اجازه ندهند او در دام بیفتد!
البته برای فوتبال آشفته ایران، چیز غریبی نیست که تماشاگر خودش را مدیر، منتقد و صاحب حقوق تیم بداند. حالا که همه چیز در این فوتبال تا حد مرگ در هم ریخته، هوادار هم لابد حق دارد بعد از خرید بلیت هزار تومانی، برای همه ارکان باشگاه از همان نیم ساعت اول بازی نسخه تجویز کند و دستورالعمل بدهد!
آخر این توبه نامه، فقط می توان یک توصیه کوچک برای تماشاگری داشته باشیم که متأسفانه نه تدبیر دارد، نه تحلیل می کند و نه حتی می داند برای چه به ورزشگاه می رود: تماشاگر حیا کن...

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
xisxhuvo -> 1390/03/21
پاسخ

20

vdrhbloa -> 1390/03/21
پاسخ

20

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین